最初の200行です。
لعنتی خیلی لِفتِش دادیم
تورو خدا زود باش یه کاری بکن
یه کاری بکن
نمیتونستی نجاتش بدی
دیگه با خودته که باز بخوای برگردی به اعتیاد
میگی میتونم خودمو روبه راه کنم؟
فقط میخوام بدونم که من و تو میتونیم با هم کنار بیایم
بذار ببینم
چیزی نیست
ممکنه عفونی بشه
...هی، تو که نمیخوای
میخوای
نه... نه
آروم باش
دوسِت دارم
خب حالا چی میشه؟
فصل هفتم - بخش نخست "اکنون چه میشود"
همه چی خوبه
لازم نیست در مورد همه چیز حرف بزنیم
نه منظورم در کُل بود
حالا چی؟
میتونیم ناشتایی درست کنیم بریم بولینگ بازی
میتونیم همین جا بمونیم
باید برم خونه لباس عوض کنم و برم سر کار
پس همش همین؟
امیدوارم این اولش باشه
منم
دستیارت تازهس
50-50امکان داره که نتونه کلید چراغا رو پیدا کنه
جونم؟
دکتر کادی؟
نه، من پرستار بچهی ایشون هستم
ایشون الان یوخده رو به راه نیست واسه همین امروز نمیاد سر کار
امیدوارم حالشون خوب باشه
...ممکنه ازشون بپرسید
نه جونم، نمیشه فکر کنم خودشو تو حموم زندونی کرده
یه حشرهی ترسناک اینجا ول میگرده حالا گیرِت چیه؟
خب، شرمنده که مزاحمشون شدم اما موضوع دکتر ریچاردسونه
ایشون یه جور آنفلوآنزای معده گرفتن stomach flu: آنفلوآنزای معده یا ورم معده و روده در اثر نوعی ویروس
تو اتاق عمل بالا آورده
...و نمیدونم ایشون میخوان چطوری
واسا ببینم
با دکتر کادی حرف زدم
و ایشون خواستن سه تا کار بکنی
یک: بفرستش خونه دو: اتاق عمل رو استرلیزه کنی سه: دوگولَتو به کار بندازی قربون شما
در مورد استفراغ بود
کار مهم همین بود
استفراغ
خب، فکر کنم لازم نیست واسه برگشتن عجله کنم
اما در مورد "حالا چی" که ما باید تصمیم بگیریم
بعد از اینکه دوش گرفتی حرف میزنیم
اینم هست
مرد 25 ساله
با بیحسی و سوزش پاهاش
و گفتار پَریشی ...سه تا
کسی هاوس رو ندیده؟
ساعت 10 صبحه
اگه اینجا بود من نگران میشدم
...مرد 25 ساله
دیروز خیلی به هم ریخته بود
بعد مُردن بیمارش
بیمارای هاوس قبلا هم مردن
بیمارای هممون مردن
دیگه بزرگ شده- تو ندیدیش-
بهترین کاری که الان میتونیم بکنیم اینه که یه معمای جدید واسه حل کردن براش پیدا کنیم
...پس برمیگردیم سر همون مرد 25 ساله
ولی هنوزم تو تنها کسی هستی که یه پروندهی به درد نخور جلوته
آخه هنوز حلقهمو پیدا نکردم
آها، من فکر کردم واسه اینه که میخوای بری مرخصی و وقت نکردی دنبال یه پرونده بگردی
به خدا من چیزی نگفتم
این نگفت، خودم پاکت نامه رو با اسم تو ...روی میز هاوس دیدم، پس طبیعتا
با بخار بازش کردم
تو مگه عقلت کمه؟
نامه رو با بخار باز میکنن که کسی نفهمه
واسه همین من فقط پارهش کردم
میخوای بهمون بگی چی شده؟
معلومه که نمیگم
همه جا شیشه ریخته
حالا نمیشد آروم و بی سر و صدا آینه رو بذاری پایین؟
حِسِش نبود
الان برمیگردم
جواب نده
شاید کار مهمی باشه
این مهمه
الان خودمون از هر چی که تو بیمارستان میگذره مهمتریم
واسه همین، من میگم گوشیهامونو خاموش کنیم و صبح رو به حال خودمون بگذرونیم
باشه
میرم خاموشش کنم
ممنون
حواست پرته
نه، نیست- چرا هست-
گوشیت رو خاموش کردی اما هنوز تو این فکری که چه کار داشتن
چه کار ضروریای کار همهی بیمارستان رو میخوابونه اگه من تصمیم بگیرم یه صبح رو نرم سر کار؟
شرمنده
از طرف دولت، بودجهی درمانگاه رو کاهش دادن
پرستار جفری هم دوازدهمین شکایتشو واسه کارگزینی فرستاد
ریچاردسون تهدید کرده استعفا میده چون نزدیک یه هفتهس که تو بیمارستان زندونیه
ریچاردسون؟- جراح مغز و اعصاب-
فعلا فقط همینو داریم
که یعنی باید همیشه در حال آمادهباش باشه
وگرنه بیمارستان عملا دیگه مرکز درمان مغز و اعصاب حساب نمیشه
که یعنی؟
...باید اورژانس رو تعطیل کنم
...تمام بیمارای آی.سی.یو رو منتقل کنیم
خیله خب، بسه برگرد ببینم
واسه چی؟- چون باید آرومت کنم-
کجا داریم میریم؟
میخوام برات یه حموم جادویی ردیف کنم
با یه عالمه حباب تو وان
با یه عالمه ادویه شرقی
...و الماس آبی، شبدرای سبز
فضا رو عوض کنم
ولی باید تنهایی رو این چیزا تمرکز کنم
بله؟
یه چی بگم حال کنی
،میدونستی اگه تو بیمارستان جراح اعصاب آماده نداشته باشیم توله سگاشونو میفرستن در تختهی بیمارستان ما رو گل بگیرن؟
آره
سیزده برات یه یادداشت نوشته
حالا چرا ما مثلا پنج تا جراح اعصاب نداریم؟
خب، سه تا داشتیم، ولی کاپور بازنشسته شد
و بعدش نیکولز هم رفت دنبال کار عروسی دخترش
یه خبر خوب دارم
،واسه 16 ساعت آینده جنابالی میشی جراح اعصاب جدید
من جراح اعصاب نیستم
اون وقتی مهمه که بخوای جراحی اعصاب بکنی جانم
هاوس، اینجا بیمارستانه امکان جراحی اعصاب از هر جای دیگه بیشتره
اگه از اورژانس بیرون واسه خاطر یه آسیب مغزی یا نخاعی زنگ زدن
حوالشون بده به یه بیمارستان دیگه
همهی کاری که باید بکنی، اینه که همون دورو بر باشی تا اورژانس خودمون باز بمونه
فقط یه مشکل اداریه، نه پزشکی
هاوس، کدوم گوری هستی تو؟
عالیه، دمت گرم که قبول کردی
همه چی ردیفه
واسه چی میخوای بری رم؟ پايتخت ايتاليا
تو کمدت، اطلاعات پروازتو دیدم
واقعا خوشم میاد که همه فکر میکنن از سادگی و بچهگیمه که میخوام یه کم به زندگی خصوصی خودمو برسم
پروازت فرداس
چه کار فوریای تو رُم داری؟
شنیدم قراره کُلوزیوم رو بترکونن، جاش یه رقاصخونه بسازن Coliseum: ورزشگاه باستانی روم باستان در میانهی شهر رم که محل رزم گلادیاتورها بوده
مرکز درمانی "بویونا اسپرانزا" توی رم دارن روی هانتینگتون آزمایش میکنن
به جون تو، میمیرم واسه خوندن
میدونم که اونا دارن پیوند عصبی جنینی انجام میدن
اینم میدونم که این کار، احتمال خطر زیاد خونریزی درون جمجمهای داره
الان وقت شرکت توی یه آزمایش نیست
این پژوهش برای زمان آغاز بیماریه مثه وضعیت تو
یادداشت منو خوندی
رفتی سر کمدم
،بعد گفتی برم به خاطر انتخابش واسه زندگیش براش سخنرانی کنم
من نگرانتم
آهان، پس دیگه اشکال نداره
خب حالا دقیقا این چیه؟ اگه بخوای، هنوزم میتونه (رابطهی) آزاد و غیر رسمی و باحال باشه
آزاد؟
فکر کردی من میخوام کَس دیگهای رو هم ببینم؟
آخه دیشب خیلی احساساتی بودی
بیمارای هر دومون مردن دیدیم که آدمها مردن
خودم برگشتم اینجا و میخواستم وایکادین بخورم
تو هم... نامزدتو دَک کردی و اومدی اینجا
که از کارم پشیمون نیستم
نمیگم که هستی
فقط میگم این کارا از رو فشار احساسات بوده
بس کن تو هم
چرا همه چیزو نسبت به مرگ میسنجی؟
...چرا نمیتونی فقط بذاری خوب پیش بره؟
راست میگی
اون یه حموم ضد جاسوسی بود
هاوس
چیه
...این حموم جاسوسانَت
جاهای زنونهی منو آتیش زده
مثه سوراخ موراخای من جون تو
سوزش یعنی کار میکنه
میشه بریم بیرون دیگه؟
آی قربون دهنت که آخرش گفتی
میشه با دکتر جانکوسکی حرف بزنم؟
نه. نمیخوام تو برمودا مزاحم ایشون بشم
همه چی رو به راهه؟
گوشی دکتر کادی، مستقیم میره رو پیامگیر
و من باید واسه امروز به جای دکتر ریچاردسن، یه جراح اعصاب پیدا کنم وگرنه بیچارم میکنه
من جراح اعصابم
نه، نیستی
من بیشتر وقتا کلهی مردم رو باز میکنم
شما توی دانشگاه ملبورن، کاراموز جراحی اعصاب بودی
اما نتونستی گواهیتو بگیری
...تو دو روزه اومدی اینجا، چطوری
دستیار قبلی دکتر کادی بهم گفت که همه چیزو در مورد تیم دکتر هاوس بدونم و هر چی بهم گفتن رو هم باور نکنم
پس... من جراح اعصاب نیستم؟
بفرمایید
واسه پیش غذا
یه کم چیپس ذرت تُرد و نازک
در کنار کمی سس تند و خوش رنگ گوشت
و غذای اصلی چیه؟
یه دونه انگور که کامِتو شیرین کنه
،آخه وقتی پَس غذا در کار نباشه غذای اصلی وقت تلف کردنه
خوشحالم که موندیم خونه
راستش این خیلی خوبه
هنوزم میتونم بگم کِی دروغ میگی
یعنی همیشه
تو دانشگاه با هم اتاقی جدیدم همبستر شدم
دروغه- راسته-
از گفتنت معلومه- چطوری؟-
No comments yet. Be the first to leave one.