最初の200行です。
هارلي ويلکس پدرت بود . اون مطبش رو برات به ارث گذاشت
من فکر نميکنم با اينجا کنار بيام . اما مطمئن نيستم
... حقيقتش اينه که من ، فکر نميکنم با اينجا جور شده باشم
اما مطمئن هم نيستم که ديگه تو . نيويورک جور هستم يا نه
از همون لحظه اي که چشمم به ديدي افتاد
متوجه شدم که با يک چيز خيلي خاص رو به رو شدم
ميدونين، يک جورايي شبيه .سرنوشت يا يه چيزي تو همين مايه ها
پس تو به روح جفت اعتقاد نداري؟ - روح جفت؟ -
. من فکر ميکنم... من فکر ميکنم بايد برم
. اين عروسک توي عکس مادر منه
. اون 12 سال پيش مارو ترک کرد
. اما حالا معلوم ميشه که فقط 30 مايل اونور تره
. و من ميدونم که اون هميشه تو رو دوست داره
....منظورم اينه که ، اون مامانته ، تو
، بايد يادت باشه . اون بنا به دلايل خودش گذاشت و رفت
برو
اوه . بچه ها
ما موش داريم
دکتر هارت هميشه باعث افتخاره
لمون
بريک
ميدوني اين کيه؟
آره ميدونم اينو از کجا آوردي؟
جعبه عکس و وسايل و پيدا کردم
فکر کنم هارلي اينارو واسه من گذاشته
و تو همين الان ديديش؟
تعجب کردي؟
من فقط ديده بودمش
منظورت از اينگه گفتي "تعجب کردي" چيه؟
فقط يکي مثل تو ميتونه
اينجور بيخيال باشه
همه مردمتون اينطوري ياد گرفتن باشن
مگه تو مواردي که . البته . به فکر کل دنيا باشن
آغاز و پايانش با خودشون باشه
که در اين صورت قابل قبوله
من سرم شلوغ بوده سعي ميکردم مريض جمع کنم
خداحافظ بابا
خوب .تو بايد يه راه آسونتر و واسه کنار اومدن با اينجا پيدا کني
اگه اينطوري نميتوني فقط بزا بگذره
من نميخوام بگذره
من چهار ماه تمام اينجا بودم
اوه و تو هنوز يدونه از سوالام راجع به هارلي رو جواب ندادي
يا هرگونه نظر راجع به عکس
روي ديوار
اينجوري نيست
اره؟ اون کيه؟
رئيس جمهور
کدوم يکي؟
زکريا تيلور.
اشتباهه
اون برادرهارلي جيکوب ـه
من عمو دارم؟
!عمو جيکوب
آره . اون مرده
ميبيني مردم اينجا
از هرجايي اومده باشن بازم همشون با همن
ميخواي با اين کنار بياي؟
کشفش کن
باشه . از کجا شروع کنم؟
تو اينکاري کردي
برو و با خالت صحبت کن
من خاله دارم؟
خيلي خوب پسر من از اينجا ميرم
بيخيال
صبرکن وايسا وايسا وايسا
بيخيال چي؟
هيچي
ببين فقط ميخواستم بگم
دو تا دختر تو شهرن
و منم ميخوام برم سرکار واسه همين فکر کردم
شايد تو بخواي ببريشون بيرون
باشه
خوب چرا نبرم؟
چون تا اونجايي که يادم مياد
تو زياد بيرون نميري
داغون شدي.واسه خودت غذا درست ميکني تو خودتي
يه عشقي بوده تموم شده رفته
ميدوني چيه؟ نه
لوان هيز مال گذشتست
من بازي رو اينطوري دوس دارم
سرگرمي هاي جديد واسه سال جديد
وقت مسخره بازيه
خيلي خوب آره . بيخيال گذشته
من واسه هرچيزي آمادم
خوب. اين دوتا دختر
من تو مسابقات ماشين سواري ديدمشون دوتا دوست خوبن
يکيشون خالکوبي مار داره
هرطوري هست بهش نزديک ميشي
و با اون يکي ديگه تمومش ميکني
نه
اونطوري نه
تو باختي لوان
خيلي ازتون ممنونم آقاي پيت
اين عاليه
نه . نميتونين تصور کنين
خيلي خوب. روز خوبي داشته باشيد
!آره
ديدي. ببين
انجامش دادم اوه. ايول
تو بازيو بردي
بازي نيست
اوه . فکر کردم داري بازي ميکني
نه . اين جعبه بزرگ راجع به سوپرمارکت هاست
من دارم با پدرم ميجنگم
ببين . اون بهم گفت لارج مارت زميناي بالاي اينجارو قراره بخره
و وقتي اينکارو شروع کنن ديگه ما نميتونيم متوقفشون کنيم
واسه ساختن فروشگاه تو زميناشون
با اين حال اگه اونا جاده نداشته باشن
پس مردم ميتونن برن فروشگاه و حدس بزن چي ميشه . فروشگاهي نيست
ما قراره جادرو بترکونيم؟
من اين کار و دوست دارم
نه . نه
نه . اين "ايکس" هاي قرمز و ببين
اونا نشون دهنده افراديه که من
باهاشون به توافق رسيدم که اجازه ساخت و ساز تجاري رو ندن
يا ساختن يه جاده جديد تو املاک خودشون
و اونا يه ديوار محکم کشيدن
از درياچه اينجا تا جنگلهاي فدرال اينجا
که معنيش ميشه لارج مارت نميتونه مارو بگيره
و حدس بزن چي ميشه . بابا؟
!بازي تمومه ! تو باختي
واي خيلي زيرکانست
و من حدس ميزنم اين تيکه زمين کوچيک
واسه ساختن جاده به اندازه کافي بزرگ نيست
کدوم تيکه زمين؟
اوه . نه
نه نه نه نه نه
من فکر ميکردم اون يه اشتباه چاپيه
خوب . ديدي من بهت احتياج دارم
همين الان برو بايگاني
و صاحب اون تيکه زمين کوچيک و پيدا کني
قبل اينکه لارج مارت اونارو بگيره
باشه . و يادت باشه اين قضيه خيلي محرمانست
يادم ميمونه
اما جورج اگه خواستي جاده رو بترکوني منم هستم
ديدي
سلام . لوان
ببين . لازم نيست هميشه ازم فرار کني
منظورم اينه . ما فقط يه قرار داشتيم
اين کارا لازم نيست
پس بيا فقط دوست باشيم
دوست؟
چه طوري ميتونم دوستت باشم وقتي ميدونم ميخواي باهام ازدواج کني؟
چي؟
از ديدنتون خوشحالم خاله مارين
ممنون که حاضر شدين منو ببينين
....پس
اوضاع تو بلوبل چه طوريه؟
هنوزم ديوانه کنندست
فکر ميکنم حرف منصفانه ايه
مثل دزدگزاري با دزداي دريايشون
اين دليليه که واسه حل کردنش اومدم اينجا
تو ليبرتي مراسم شکرگزاري بوقلمون و چاشنيشه
ميدونم
و کريسمس يه جشن بزرگه
درخت شهر و ميبرن
و ميندازنش تو رودخونه
در نتيجه کودک مسيح تو دريا شناور نميشه
به هر حال
من واقعا ميخواستم شما رو ببينم
و راجع به خانوادم بفهمم خانوادمون
تو به تشييع جنازه هارلي نيومدي؟
من نميدونستم اون مرده
يا زندست
تو خيلي بهونه گير هستي
رفتم سر قبرش
آره . مطمئنم که خوشحال شده
باهاش صحبت ميکني؟
بعضي وقتا
بايد مثل ديوانه ها نگاه کني
واسه کنار اومدن با بلوبل
شما اينطوري فکر ميکنين . اما نه
خوب ... چي ميخواي بهش بگي تو يه جمله
نميدونم
حالا چي؟
تو منو آوردي اينجا . حالا چي؟
انگار گم شدي
اين مثل رمان پر رمز و زار هارليه وقتي منو
با يه فصل تيکه تيکه رها کرد
از اين متنفرم
نوار ويديو منم خراب شد
تو 5 دقيقه آخر فيلم
و هيچوقت نفهميدم قاتل کي بوده
معمولا "ليندا پورل" بود
يه اتفاق بد براش افتاد
اما بعضي وقتا "لي مراودر" بود
من واقعا نميدونم داري راجع چي صحبت ميکني
اما از زماني که اومدم اينجا يه جورايي حس يه برگ و دارم
که از درخت کنده ميشه و فقط اينطرف اونطرف ميره
و هيچوقت به زمين نميرسه
تا حالا درخت هاي بلوطي که همه جا زمين ديده ميشه رو ديدي؟
صدها سال
چه طوري سرپا موندن؟
طوفان بعد طوفان
ريشه
عميق و گسترده
آره . من از اونا ندارم
اينقدر احمق نباش معلومه که داري
تو خانوادتو داري تاريخچه داري
بل ها چه طورين؟
No comments yet. Be the first to leave one.