Twin Peaks

Twin Peaks

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

Twin Peaks S01E03 480p WEB-DL nSD x264-NhaNc3
解説: HosseinM_
مترجم نیستم فقط هماهنگ کردم این نسخه از سریال در ترکر آی-پی- تی موجود است ضمنا بقیه قسمت ها به صورت ای دی ایکس /ساب وجود داشت که هماهنگ کردن آنها کار بسیار سختی است اما به صورت تقریبی هماهنگ کردم و در لینک زیر آپلود کردم http://uploadboy.me/pkrk76cee

タグ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
480p
480
公開日: 2014-10-23
ダウンロード: 84
聴覚障害者向け: Yes

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の198行です。

نه، نه، نه، تو اتاق من نه اينجا، تو اينجا

جري برگشتي از پاريس؟ - بن، چه کابوسي؟ -

درست همونجا، نه، نه، همونجا شما چه مرگتون شده؟

من اونجا يه ساندويچ دارم ميخوام تمام اون ساک ها باز بشن

... دنبالش مي گرديم تا پيداش کنيم

هي، آودري، عمو جري برگشته

... سيلويا - بنجامين -

باشه، باشه ...بريد خداحافظ

داداش بن، اين بهترين سانديوچيه که تا حالا خوردم

باگت با کره و پنير بري

من هر روز چهار تا ازينا رو اونجا که بودم مي خوردم

بايد امتحانش کني

اينجا، بجنبين، بخورينش، يالا

يالا

اُه، آره

اين محشره، جر

ميدوني اين ما رو به ياد چي مي ندازه؟ ميدوني کي اينو دوست داره؟

ما رو ياد جيني و جني ميندازه کنار رودخونه

خدايا، راست ميگي؟ - درست نميگم؟ درست نميگم؟ -

اُه، تعجبي نداره

جر، بيرون، بيرون، بيرون

هميشه يه لذته

جري

دختر ليلند کشته شده و نروژي ها هم رفتند

امضا کردن؟ - معامله به هم خورد -

اين وايکينگ ها که عين موم تو دستمون بودند، چي شد؟

ما صددرصد مطمعن نبوديم، اونا مترجمشونو با خودشون آورده بودن

گفتي دختر ليلند به قتل رسيده؟

آره

من افسرده شدم

من ميتونم درستش کنم

يه دختر جديد اومده به "جک يه چشم"

تر تازه و خوشبو از پيشخون عطر فروشي

و تو برادر جري ميشه گفت 50 درصد شانس داري که اول بري رو کار

من عاشق ريسکم

اگه همش کار باشه و تفريحي نباشه بن و جري تبديل به آدم آهني ميشن

درسته - بيا بپريم تو قايق -

خانم هيوارد کيک ذغال اخته خيلي خوشمزه اي بود

ممنونم، جيمز

خب...خانم هيوارد و من ديگه بايد شب بخير بگيم، جيمز

شب بخير جيمز - شب بخير -

شب بخير عزيزم - شب بخير مامان -

نگران ظرف ها نباش من مي شورمشون

دونا، فردا صبح با ما مياي کيسا؟

بله

سر ساعت 9 صبح - باشه -

شب بخير جيمز - شب بخير آقا -

سلام ملوان

عصر بخير جناب هورن

حالا، بن، ما که اول نميخوايم بريم کازينو مگه نه؟

جر، من نميخوام لباسامو ببازم فقط ميخوام درشون بيارم

کيم، برادران هورن اينجان - ميرم به بلاکي بگم -

خوشکله، ميخوام تا دو تا نوشيدني سفارش بدم

يه اسکاچ دوبل با تکون

و برادرم هم ميخواد که اسکاچ دوبل با تکون سفارش بده

پس ميشه دو تا اسکاچ دوبل با تکون

ايستگاه بعدي، علم موشک

... جري

بلاکي - بنجامين -

ميتونم اين روز رو با يه روز تابستون مقايسه کنم؟

که در آن هنر بسي دل انگيزتر و بسي ملايم تر است

و بادهاي تند، شکوفه هاي ماه مي را تکان مي دهند

و هر زيبارويي از هر داستاني زماني مي ريزد

يا توسط تقدير و يا توسط ذات نامتعادل و متغير طبيعت

ولي تابستان جاودانه هرگز رنگ نخواهد باخت

و نه هرگز قدرت تملکش را از دست نخواهد داد

و مرگ هم نخواهد توانست - اون دختر جديده کجاست؟ -

موقعي که حقيقتا به دنبال عشق باشي مي فهمي که اونم منتظر تويه

شير

بيا، ناراحت نباش جري ما هواتو داريم

... خب

دونا من فکر نمي کنم که اون احساسي که بهم داريم اشتباه باشه

چرا نيست؟

چونکه واقعيه

چونکه فکر مي کنم که بالاخره بايد يه روزي اوضاع به اين حالت در ميومد

واقعا؟

آره، من زماني رو يادم مياد که توي مدرسه، توي راهرو

ما يهو تنها شديم و به هميدگه نگه مي کرديم

مي تونستم بهت بگم که دوستت دارم

درسته

درسته، مگه نه؟

اُه، جيمز، فکر کنم به خاطر لورا بود که من نمي تونستم چيزي بگم

حتي نمي تونستم بهش فکر کنم - منم همينطور -

ما با همديگه خواهيم بود، جيمز؟

آره؟

آره، جيمز؟

مامور ويژه ديل کوپر - سلام، منم هاوک هستم -

معاون هاوک حال رونت پولاسکي چطوره؟

جسم و روح هنوز هم ازهم دور هستند؟ از پدر و مادرش چي فهميدي؟

رونت به تازگي کارش رو ول کرده بود توي پيشخون عطرفروشي در مغازه هورن

همه چيز عادي بود تا امروز بعدازظهر

که يه مرد يه دستي به صورت مشکوکي اين دور و ورا مي پلکيد

يه مرد يه دست؟ - دست چپ -

ازش سئوالي کردي؟ - نه من رفتم دنبالش، ولي رفته بود -

مراقبت شبانه روزي از رونت انجام بشه. فردا صبح باهم صحبت مي کنيم

آورديش؟

مثل اينکه اونو تو اين توپ مزخرف فوتبال جا گذاشتي؟

اونجاست؟

نه همش

پول نفد واسه تحويل، بابي؟

اون اسلحه داره

سلام ليو - سلام -

اون کيه؟

کسي با تو هست؟ - مسئله اي نيست -

حواست به اينجا باشه

اون خاليه - درسته؟ -

قرار نبود يه چيزي اين تو واسه من بزاري؟

اين مسلما به خاطر چيزيه که پرداخت کرديم بقيه اش کجاست؟

بقيه پول ها کجاست؟ - ... يه -

يه مشکلي هست؟ - مشکل؟ -

لورا بقيه پولو گذاشته بود تو صندوق امانات - فکر مي کني شما مشکلي دارين؟ -

مي تونيم بگيريمش ليو بايد صبر کني آبها از آسياب بيوفته

شما دو تا الاف به من 10 چوب بدهکاريد

ليو کفش جديد ميخواد

باشه، تا پول نقد رو نيارين از برنامه تحويل مواد خبري نيست

من مثل بانک به نظر ميام؟ - من موقعيت تو رو درک مي کنم -

ولي اين قضيه اي که براي لورا پيش اومد آخه کي مي تونست پيش بيني کنه؟

هي پسر، لورا يه دختر وحشي بود

دربارش بهم بگو

شايد، يه روزي

دستت رو از جيبت در بيار مايک

مشکل تو چيه ليو؟ - مشکل؟ -

ميخواين سر از مشکلات در بيارين؟

باشه

شما توي جاده هستين باماشين اينور و اونور ميرين روزها و هفته ها

برميگردين و مي فهمين که چي؟ - چي؟ -

مي فهمين که دختر قديمي شما داره سرو گوشش مي جنبه

آره؟ - آره -

توي رختخواب لعنتي خودتون اينه مشکل

فهميدم، فهميدم

مي دوني کي؟ - يه مرد به يه خونه تميز نياز داره -

البته، خب ميدوني با کي؟

خودم رديفش مي کنم - حتما اين کارو مي کني -

اما اون يکي قضيه رو ما خودمون درستش ميکنيم. نگران نباش

ما پولو مي گيريم و همه چي درست ميشه

گورتونو گم کنيد - چي؟ -

بريد گمشيد - ... باشه، فقط -

بدوييد - سخت نگير -

!بدوييد!بدوييد

لعنتي، مُردم بابي

بيا از اينجا بزنيم به چاک

اد - معذرت ميخوام عزيزم. نديدمش -

تو پاتو گذاشتي روي قرقره هاي کرکره من

خب عزيزم اون درست وسط هال پهن شدن - فکر مي کني تصادفي اونجا بودن؟ -

من خودم گذاشتمشون اونجا. من تمام شب رو روي اين اختراعم کار مي کردم

من داشتم اولين قرقره صددرصد بي صداي دنيا رو مي ساختم

من واقعا متاسفم نادين - اد، تو حال منو بهم مي زني

اينم از اين. دقيقا 60 فوت و 6 اينچ

عاليه

فکر مي کني اون مي خواد چيکار کنه؟

برام جالبه

دعوت به عشق

هر روز روزي است تازه

و هر ساعت از زندگي در خودش دعوتي به عشق رو در بر داره

درسته

کيه؟ - سلام عزيزم منم اون بچه بده گنده -

ديوونه شدي؟ اينجا چيکار مي کني؟

من تازه از کنار ليو رد شدم اون تازه داره تو نورث بند گازوئيل مي زنه

حداقل 20 دقيقه وقت داريم - ماشينت کجاست؟ -

تو جنگل پارکه، يالا

براي حل مشکل در رو باز کن چون ممکنه يکي منو پشت در ببينه

بابي، تو نبايد همينجوري بياي اينجا

ما براي يه مدتي نبايد همديگرو ببينيم

چه بلايي سرت اومده؟

بلايي به اسم ليو جانسون سرم اومده

حرومزاده، بيا اينجا

بابي، اگه اون قضيه ما رو بفهمه تو رو مي کشه

جفتمون رو مي کشه

اگه اون دوباره اينکارو با تو بکنه اونوقت من مي کشمش

جدي ميگم

يه فنجون قهوه

اين اولين بار نبود و آخرين بار هم نخواهد بود

ولي من دوباره تو سگدوني بودم

اين دفعه ديگه چي شده؟

من يه پمپ روغن عوض کردم. پام رفت روي قرقره هاي کرکره و زمين به آسمون رسيد

منم نادين رو توي مغازه ديدم. تمام چيزي که دربارش حرف ميزد همين قرقره ها بود

کلي فکر بزرگ تو کله اش داره

بابي جوون مشت خوبي بهم زد، مگه نه؟

اين سنگ ها رو کجا مي خواين بزارم؟ - بزارشون درسکت کنار دونات ها -

کسي ميخواد گرم بشه؟ - اُه، آره

درست اونجا - ممنون لوسي -

عجب قهوه خوبيه

و داغ

ميشه همه بشينين؟

براي اينکه توضيح بدم ما ميخوايم چيکار کنيم

اول بايد يه کم براتون از يه کشوري ... بگم به اسم

تبت...

کشوري به شدت ماورايي و روحاني

براي قرن هاست که رهبر تبت به نام دالايي لاما خونده ميشه

در سال 1950 چين کمونيستي به تبت حمله کرد

و هنگامي هم که دالايي لاما رو به عنوان متهم نشون داد

اونا در واقع تمام کشور رو تحت کنترل خودشون در آوردن

در سال 1959، بعد از شورش تبتي ها عليه چيني ها

دالايي لاما مجبور شده به هند بره تا زنده بمونه

و از اون زمان تا حالا در تبعيد زندگي کرده

به خاطر يه رويايي که سال ها پيش ديدم

من به سختي خودمو متعهد مي دونم تا به گرفتاري مردم تبت مي تفاوت نباشم

و سرشار از حسي براي کمک به اونها هستم

More Farsi Persian subtitles for Twin Peaks

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left