最初の175行です。
.اين فيلم بر اساس يک داستان واقعي كه در ميني سوتا در سال 1987 اتفاق اُفتاده ساخته شده .بنا به در خواست بازماندگان واقعه نام شخصيتهاي فيلم تغيير يافته .به خاطر احترام به قربانيان واقعه بازماندگان کليه داستان را با جزئيات نقل کردهاند
*و به بازنشستگيت ادامه بده*
*حالا اسمتو ميذارن امنيت اجتماعي*
*اي شهر بزرگ ، منو به يه آدم تنبل و ول تبديل کن*
."من "جري لندگاردم
تو "جري لندگاردي"؟
.آره
...شپ پرادفوت" گفت که"
شپ" گفت که تو بايد هفت و نيم اينجا باشي. پس چي شد؟"
.شپ" به من گفت هشت و نيم"
.ما يه ساعته که اينجا نشستيم
.اين تا حالا سه بار شاشش گرفته
.من واقعاً متأسفم ، "شپ" به من گفت هشت و نيم
.فکر ميکنم يه سوءتفاهم بوده
ماشينو جور کردي؟
.آره ، مطمئن باش
.بيرون توي محوطهست ، يه سيراي قهوهاي سوخته صفر کيلومتر
.باشه ، خُب ، پس بشين
."من " کارل شوالترم
."اينم شريکمه ، " گير گريمسورد
بله ، حالتون خوبه؟
خُب ، همه توي اين قضيهايم ، پس؟
البته ، "جري" ، همه هستيم. چرا نباشيم؟
.آره ، نه ، مطمئنم که هستيد
.شپ" شماها رو تأييد کرده"
.منم اينجا همه جوره به شما مطمئن شدم
.پس فکر ميکنم همه چي رديفه
.اينم کليدا
."نه ، همه چي رديف نيست ، "جري
هان؟
.ماشين جديد به اضافه چهل هزار دلار
، آره ، اما قرارمون اول تحويل ماشين بود
.بعدش چهل هزار دلار که البته به عنوان حق گروگان بود
.فکر ميکردم "شپ" بهتون گفته
."شپ" چيز زيادي به ما نگفته ، "جري"
...خُب ، باشه
.جز اينکه تو بايد ساعت هفت و نيم اينجا باشي
.آره ، خُب ، اون يه سوءتفاهم بود
.آره ، اينو يه بار گفتي
.آره ، اما قرارمون دادن کل پول همون اول كار نبود
...ببينيد ، من يه ماشينِ صفر کيلومتر رو الان ميدم ، و بعدش
."من نميخوام باهات بحث کنم ، "جري
.باشه
.نميخوام اينجا بشينم و باهات بحث کنم
.به هر حال اينو بايد بگم
.چيزي که "شپ" به ما گفت کاملاً با عقل جور درنمياد
.اُه ، نه ، خيلي واضحه کاملاً جواب ميده
تو ميخواي که زن خودت دزديده شه؟
.آره
...تو
، منظورم اينه که
تو چقدر واسه آزاديش ميدي؟ هشتاد هزار دلار؟
.اينکه چهل هزارتا ، نصف پول آزادي رو به ما ميدي باقيشم واسه خودت نگه ميداري
.مثل اينه که از خودت بدزدي و به خودت بدي
.اصلاً با عقل جور در نمياد
.خُب ، ببينيد ، من قرار نيست پول آزادي رو بدم
.قضيه اينه که ، زن من پولداره
.باباش واقعاً ثروتمنده
.حالا منم يه کمي تو مشکلم
تو چه مشکلي هستي ، "جري"؟
...خُب ، اون... من نميخوام که وارد قضيه بشم
.ببين ، من به اون پول نياز دارم
.حالا هم که اون باباش واقعاً پولداره
خُب ، چرا همين پولو ازش نميگيري؟
يا از زن لعنتيت؟
يا از زن لعنتيت ، "جري"؟
...خُب
...خُب اين کل مشکله
.اونا نميدونن که من به اين پول نياز دارم
، خُب ، همش همينه و اگه حتي بخوان بدن ، نميگيرم
.خُب ، اين مشکل اصليه
.ببينيد ، اين يه مسئله شخصيه
مسئله شخصيه؟
...آره ، مسئله شخصي که نيازي به گفتنش
."باشه ، "جري
...تو از ما ميخواي که اين کار رو بکنيم ، اما نميخواي که
...نميخواي که
.بيخيالش. بذار يه نگاهي به اون سيرا بندازيم
عزيزم؟
!سلام ، عزيزم! رسيدم به خير
فارگو" چه جور بود؟"
.خيلي خوب بود
.بابا اينجاست
.تيم گورکنو رو واسه پنجمين بار تو امسال هدايت ميکنه ...
چطوري ، "ويد"؟
.سلام ، خيلي خوبم
چي داري ميبيني؟
.مسابقه رو
کيا دارن بازي ميکنن؟
!هيس ، اُههه
پس واسه شام ميمونه ديگه؟
.آره ، فکر ميکنم
بابا؟ - چيه؟ -
واسه شام ميمونيد؟
.آره
ميشه منو ببخشين؟
تمومش کردي؟
.آهان ، ميخوام برم بيرون
کجا ميخواي بري؟ - .فقط بيرون -
.فقط مکدونالد
.تا نه و نيم برگرد - .باشه -
.همين الان غذا خورده. تمومشم نکرده
.به جاي اينکه همينو تموم کنه ، ميره مکدونالد
.دوستهاش رو اونجا ميبينه. مشکلي نيست
مشکلي نيست ، مکدونالد؟
فکر ميکني اونجا چيکار ميکنن؟
.شير مخلوط که نميخورن ، مطمئن باش
.مسئلهاي نيست ، بابا
...ويد" ، تونستي راجب اون قرارداد"
که صحبتش رو کردم فکر کني؟ ...
اون چهاردهم هکتار زمين تو وايزتا؟
.راجبش بهم گفتي ديگه
.آره ، تو هم گفتي که راجبش فکر ميکني
.ميدونم ، پول خيلي زياديه
خيلي بيشتر از زياد. گفتي که ميخواي چيکارش کني؟
...يه پارکينگ پوليه
.ميدونم که به اندازه يه پارکينگ پول ميخواد
.نه منظورم گاراژ ماشين روي پوليه
.خُب ، 750 هزار تا هم پول زياديه
...آره ، خُب ، اونم مقدار زياديه ، ولي
.من دو تا گاراژ تو اواخر دهه پنجاه داشتم. کلي پول از دست دادم
.کلي پول - ...آره ، اما تفاوتش تو اينه که -
.فکر کردم که ميخواي به " استن گراسمن" نشونش بدي
.اون قبل از اينکه با من بحث كنه ردش ميکنه
.خُب ، " استن" قراره بگه نه. واسه همينم تو بهش حقوق ميدي
.من دارم ازت درخواست ميکنم
.اين ميتونه واسه من و "جين" و " اسکاتي" خيلي خوب باشه
.جين" و " اسکاتي" هيچ وقت نميخواد نگران باشن "
کيک فروشي کجاست؟
چي؟
.تو يه کيک فروشي نگه ميداريم
.مگه خلي؟ واسه صبحونه کيک خورديم
...شايد بايد بريم يه جايي که بتونم
.يه گيلاس مشروب و آبجو و يه استيک بخورم ...
.نه اينکه کيک بخوريم. بي خيال
.خُب ، بابا ، بي خيال
.خُب ، يه ايده ديگه
.ميتونيم قبل از برينرد توقف کنيم
يه جايي رو بلدم که ميتونيم توش يه حالي کنيم. نظرت چيه؟
من الان خيلي گشنمه ، فهميدي؟
، خُب ، خُب ، دارم ميگم ميتونيم وايسيم ، کيک بگيريم
بعدشم يه حالي کنيم ، باشه؟
.لو دايموند" ، خط يک "
...ما دقيقاً همينجا تو اين اتاق نشسته بوديم
.چند بارم قرارداد رو مرور کرديم ...
...آره ، اما اون درزگير رو
.من دقيقاً همينجا نشسته بودم و گفتم که درزگير نميخوام
.آره ، منم دارم ميگم که همون درزگير
.نميخواي درک کني ، فقط بهونه ميياري
.دارم ميگم اون خيلي بيشتر از 500 تا ميارزه
.تو اونجا نشستي
.همش حرف خودتو تکرار ميکني
.يه جوري حرف ميزني که انگار تو قرارداد بوده
...آره ، اما اين درزگير
.ما قرارمون سر 19/500 دلار بود
.تو همونجا نشسته بودي ، اگه نگفتي تف بنداز تو صورت من
...گفتي که اين ماشينو با اين مشخصات و بدون
.درزگير با قيمت 19/500 دلار ميدي ...
.خُب ، منم نميگم اينا رو نگفتم
...بيست دقيقه پيش بهم زنگ زدي گفتي
.که ماشين حاضره ...
.بيايد و بگيريدش
، حالا هم که اينطوري داري وقت من و زنم رو تلف ميکني
.منم 19/500 تا واسه اين ماشين ميدم همين
.بسيار خُب
.بايد با رئيسم صحبت کنم
.ببين ، اون درزگير رو تو کارخونه نصب ميکنن
.کاري از دست ما برنمياد ، اما باز با رئيسم حرف ميزنم
.اينا رو ببين. اينا رو ببين
.هميشه همينطوريه. بدترم ميشه
يکشنبه ميخواي بري مسابقه رو ببيني؟
.آره ، مطمئن باش
يه بليط اضافي نداري؟
شوخي ميکني؟
، خُب
No comments yet. Be the first to leave one.