Saiyuuki Gaiden: Kouga no Shou

Saiyuuki Gaiden: Kouga no Shou

Farsi Persian 字幕をダウンロード

リリース情報

[LowPower-Raws] Saiyuuki Gaiden - 04 BD 1080P x264 FLACx3
Saiyuki Gaiden 04 Tokubetsu-hen - Kouga no Shou [480p DVD x264 AC3]
解説: M.A.LasTroniN
🔷💢subtitle from M.A.LasTroniN💢🔷

タグ

x264
1080
DVD
pdvd
AC3
480p
480
TS
公開日: 2022-11-13
ダウンロード: 28
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

سایوکی گایدن. تاریخچه اضافه

آیا تو می تونی به خورشید کسی تبدیل بشی؟

m 50 0 b 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

m b 50 0 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 0 50

m 50 0 b 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

m 50 0 b 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

m 50 0 b 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

m 50 0 b 100 0100100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

m 50 0 b 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

m 50 0 b 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

m b 50 0 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 0 50

m 50 0 b 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

m 50 0 b 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

m 50 0 b 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

m 50 0 b 100 0100100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

m 50 0 b 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

m 50 0 b 100 0 100 100 50 100 b 0 100 0 0 50 0

M.A.LasTroniN :ترجمه و زیرنویس

شکوفه های درخت گیلاس برای همیشه به تعداد انبوه در حال چرخـش

.در رقصی ملایم، در آسمان آبی

.پس صدها هزار سال جلوی چشمانم بدو

،اینجا، جایی که نور در درخششـش حکمرانی می کنه

.به نوعی تو دوباره زیر سایه یـه درختِ گیلاس رویایی رو به اشتراک می گذاری

،در همون سرنوشت این رویای شکننده، فقط به تو اعتماد دارم

.با لبخندی که راهت رو همچون پرتو خورشید روشن خواهد کرد

،برای نور درخشانی که ما رو از غم و اندوه محافظت می کنه

.با دوستان، پیوندها حتی قوی تر می شوند

سایوکی گایدن. تاریخچه اضافه

آیا تو می تونی به خورشید کسی تبدیل بشی؟

.این اتفاق مالـه وقتی که من به عنوان فرمانده بهشت منصوب شدم

چطور با کلاماتـم دنیای پایین رو توصیف کنم؟

.اوه آره

.این اتفاق مالـه چندین ساله پیشـه

عجیبه، این باس همین اتاق باشه

...ببخشید مزاحم شدم

این دیگه چه کوفتیه؟

آشغالـن؟

هی! زنده ای؟

و این کی باشه؟

آه، من خوابم برد؟

من از کجا بدونم؟

...ظاهرا دوباره از حال رفتم

.این روزا، یادم میره بخوابم

.چه خل و چلیـه

،گوش کن

.من دارم دنبال فرمانده لشکر آسمانی میگردم

نمی دونی اون کجاست؟

خب؟

موضوع چیه؟

مسخرمون گرفتی؟

.آره. انگار

.حتی خودمـم باورم نمیشه

.حق باهاته

و شما کی باشین؟

.اوه، عذرخواهی می کنم

،مطابق دستور

.بنده برای یاری رسوندن به شما اینجام

.من از شرق منتقل شدم

.بنده کِنرن هستم

،پس به عنوان فردی که تحت امرِ شماست .بنده به محضر جنابعالی سپرده شده ام

.کلا همینا بود

!که اینطور

.پس، شما ژنرال جدیدِ من هستین

روی این برگهِ حکم انتصاب مُهر خودتونُ بزنین .تا به دفتر برش گردونم

مُهرم؟

...مهر ... کجاست

کجا گذاشته بودمـش؟

یـه امضا کفایت نمی کنه؟

.نچ

.کجاست؟ .. مطمئنم همینـجا گذاشتمش

.نه. اینجا نبود

!اوه، اینجاست

.فرمانده

چیـه؟

،به محض اینـکه کارو قبول کردم

.اولین دستورمـو گرفتم

".به تمیز کردن این دفتر کمک کنید"

در حالی که لشکر آسمانی به طور مدام .به جنگ اعزام میـشد

.اونها نتونستن نامزدی برای پستِ ژنرال پیدا کنن

.جایش خالی بود

.پس با مایی، ژنرال کِنرن

.خیلی خوبه

،فکرشم نکن میتونی منُ گول بزنی .همونطوری که رئیسِ آخریـت رو گول دادی

رئیسم را گول دادم؟ راجب چی داری حرف میزنی؟

میگن که یـه افسر مافوق رو زدی .و با همسرش خوابیدی

.آه، حتما باید اینُ ماجرا رو هم میـنوشتن

.خب، گمونم همینطوره

به نظر میرسه میتونستی هر کاری که .عشقت بکَشه تو ارتش شرقی انجام بدی

اما تا وقتی که در واحد منـی

.خودتُ جمع و جور کن

.مرخصی

.و نبینم از وظایفت فرار کنی

!بله، قربان

فرمانـدت - تنپو انسویی

.یـه فرمانده کم نظیره

.سعی کن مایه سرافکندگیـش نباشی

...باشه

.خیلی فضاش محدوده

!نگو؟

.تو رو نمی دونم، ولی من نظم داشتنُ دوست دارم

راستش، حتی اگه همه چی به هم ریخته باشه

.من همیشه می تونم اون چیزیُ که می خوام پیدا کنم

.این همیشه بهونه محبوب همه افرادی که وضعشون درب و داغونه

.می تونم از این جاسیگاری استفاده کنم

.بله، لطفا

...بهم بگو

چرا فرماندهان بهشتی

سربازانی هستن که هیچوقت به خط مقدم اعزام نمیشن؟

فکر میکنی این جالبه؟

،یادت نره

".نکته اصلی اینـه که - در مرکز توجهات باشی"

.این چیزی که آوشیما ـکون همیشه میگه

آوشیما - یـه سریال کارگاهی پلیسی

و اونی که میگی کیه؟

و چی تو رو به ارتش کشونده؟

...نمی دونم

،من همیشه به دنیای انسان ها علاقه داشتم

.نمی تونم همیشه کسل باشم

.و بعدش مخـم تیره و تار شد

پس، اینجاس که احساس می کنی زنده ای؟

.آره، یـجورایی

و چه وقتا تو بیشتر حسِ زنده بودن می کنی؟

...همم

.احتمالاً همون لحظه ای که در آرامشِ کشیدنِ یـه سیگارم

.حرفت حقه

!منُ ببخشید

در غرب، دنیای زیرین

.موجودات عظیمی دیده شده اند

.لطفا سریعا دستورِ تجهیز نیروها رو بدید، فرمانده

وضعیت چطوره؟

اونها سه شهر رو تخریب کردن .و هنوز پر از انرژی ان

.متوجه شدم

.پس، چشم انتظارِ یـه نبردِ بزرگ هستیم

.فرمانده

.حرکت کنید. دروازه را باز کنید

.گروهان چهارم پشتیبانی ـمون میکنه

،اگه داروی های آرامـبخش جواب نداد .به مبارزه ملحق بشید

.ایزن، نقشه ای از منطقه رو نشون بده

.خدمتـتون

.تحسین برانگیزه .ژنرالـتون بیکار مونده

.تو یـه شانسِ دیگه میگیری تا خودتُ اثبات کنی

.نکشیدشون - دستورالعمل اصلی بهشت همینه

اگه یـه انسان یا خدا یا هیولا

دشمنِ زنده ها باشه

.ما تنها اجازه اینو داریم که جلوشون رو بگیریم

،تنها کسی که در بهشت مجاز به کشتنـه - خدای طرد شده

شاهزاده ی جنگ

.ولی اونـموقع اینطور نبود

.تو رو خدا ببین، فقط اونجا بیـحال اونجا نشستی

چطوری می دونی؟

.آره، روی تموم صورتـت نوشته شده

پس داری خودتُ سرگرم می کنی

بدون والدین بزرگ شدی؟

.خب، شاید فقط من یـه خل و چل بیشتر نیستم

،ولی می دونی، بی شوخی

.در جنگ ها همه کارها رو خودت می کنی

.زیردستات هیچ حقِ انتخابی ندارن

.راست میگی، بابتش متاسفم

.شاید فقط تو کارم فرو رفتم

راستی، آیا گزارشی از عملیاتُ نوشتی؟

...ا

.ولـش کن، من خودم مینویسمـش

می تونم از میزت استفاده کنم؟

.البته، خوبه

.معذرت میخوام

.پس، برو به حمومت برس

.کارتُ انجام بده، تا زمانی که من گزارشُ مینویسم

...بله، بله

!هی، تمومش کردم

باید باهاش چیکار بکنم؟

زنده ای؟

اونجایی، فرمانده؟

.آآ، ببخشید

.می تونی به فرماندهی ببریش

.و اون از قبل همه کارها رو دوشِ من انداخته

.چه آزار دهنده

.اون یـه آدم عجیبه

...سهل انگار در نبرد

.سخت کوش و نخبه گرا نیست

.اگرچه ادم عجیب غریبـه، ولی حتی ممکنه ازش خوشم بیاد

...با این حال نگرانم

.درباره اقداماتش در میدان جنگ

.علیرغم مقامِ فرمانده بهشتیِـش

.اون سعی داره تا همه چی رو تنهایی انجام بده

.و به لحظه های از دست رفته گذشته خیره بشه

"به هیچ کس غیر از خودت ایمان نداشته باش" این چیزیـه که اون میگه

چی؟

.احمقِ بی مصرف

!تو خودتم می دونی داری چیکار می کنی، نادون

می خوای مسئولیت بی کفایتی اونها رو به گردن ما بندازی؟

.من گند زدم

!متواضعانه منو ببخشید

،این همون مَرده

.که امروز صبح دیدم

.جایگاه خودتُ بدون، احمق

!لطفا منو عفو کنید

.ای عوضی، آبروی ما رو جلوی مقامات بردی

...واقعا غیرقابل تصوره که چنین رعیتی

!هی چاقالو

چه گستاخی ای! چه کسی جرات می کنه؟

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left