最初の200行です。
.زمان
. فضا
. واقعیت
. چیزی فرا تر از یک مسیر خطی ـه
. یک منشور ، از بی نهایت احتمالاته
جایی که یک تصمیم ساده میتونه شاخه شاخه تبدیل به بی نهایت واقعیت بشه
که باعث ساخت جهان های . متناوبی میشه که میشناسید
. من واچر ام (ناظر)
من راهنمای شما در مسیر این . واقعیت های وسیع و جدیدم
... دنبالم بیاد و این سوال رو مطرح کنید
چی میشد اگه ... ؟
ما دیدیم که چطور یک ، لحظه ، یک تصمیم
، میتونه در سراسر فضا و زمان جریان پیدا کنه
، داستان های جدید . قهرمان ها و دنیاهای جدید به وجود بیاره
اما اگه تصمیم اشتباهی باشه چی؟
اگه بهترین نیت ها ، عواقب عجیبی داشته باشه چی؟
. شب بخیر ، خوشتیپ
. اینو میگی؟ تازه از ماشین خشک شویی درش آوردم
. خودت چقدر زیبا شدی
. من فقط واسه دسرش میام . بهم قول بورلی خامه ایی دادی
به نظرم بهتر از اینم میتونیم . سفارش بدیم
. بزار بشنومش
. بیخیال ، میدونم از قبل حرفاتو آماده کردی
. همینجوری بداهه که نمیری . بعدشم فقط منم
خیلی خب ، شب بخیر ، آقایون و خانوم ها . همکاران دکتر ،
. نه ، نه کافیه خوابم برد
. بیخیال مقدمه چینی شو . یه راست برو به قلب موضوع
. ولی من که فقط گفتم شب بخیر
به نظرم باید استیج رو بترکونی مثل اون شرکت کننده های برنامه ی ارزشش ثابته
جیغ و دست زدن توش باشه ، مردم بزنن قدش . خوشحالی کنن و یه چیز دیوونه کننده ی دیگه
ارزشش چیه؟
. باید این اتفاقو جشن بگیریم - . داریم میگیریم دیگه -
. تو عمل جداسازی نیمکره ی مغز رو انجام دادی
. با موفقیت - . خب ، هدف همین بود -
آره ، خب به نظر من کار . شگفت انگیزی بود
خب ، به نظر منم تو شگفت انگیزی
! استیون
. چیزیمون نشد ، چیزیت نشد
. اوه ، نه ، نه ، نه ، نه ! کریستین . یالا ، کریستین
در این دنیا ، استیون استرنج . دست هاش رو از دست نداد
. اما قلبش رو از دست داد
غم و سوگواری باعث شد تا استرنج در سراسر دنیا و در هنر ها و علوم افسانه ایی ، دنبال جواب بگرده
، چشم اگاموتو نگهدارنده ی تکینگی زمانی
، که توسط کاگلیوسترو کشف شد . باعث انحراف و تغییر در زمان میشه
. سفر در زمان - چیکار میکنی؟ -
ور رفتن با زمان میتونه باعث ضعیف شدن . اجزای اولیه ی کائنات بشه
. ما از واقعیت محافظت میکنیم . اونو به خطر نمیندازیم
و وقتی به خطر افتاد
، و "باستانی" گم شده بود
. استیون استرنج در مقابلش ایستاد
مرد علم ، تبدیل به . جادوگر اعظم شد
. دورامامو ، اومدم باهات معامله کنم
اما بر خلاف تموم چیزایی ،که به دست آورده بود
. استیون استرنج نمیتونست گذشته رو رها کنه
شرمنده ، اما الان دیگه . این تیشرت مورد علاقمه
مجبورم پسش بگیرم
. دوست دارم سعی کردنت رو ببینم
میبینم که وسایلامونو با وسایلای ارزون عوض کردیم
چند وقت شده؟
. با امشب ، میشه دو سال
چرا بیداری؟
. یکم تنهایی جادوگرانه میخوام
تو چیکار میکنی؟
. خب ، من میرم کتری رو بزارم جوش بیاد
بهت پیشنهاد میکنم باهام بیای . قبل از اینکه کار خطرناکی بکنی
. شب بخیر ، خوشتیپ
چیزی شده؟
فک کنم یه رویداد خفیف قلبی . بهم دست داد
حمله ی قلبی ، دکتر؟ . خب ، زنده بمون استرنج
. بهم قول بورلی خامه ایی دادی
لب تر کن کریستین . دنیا رو به پات میریزم
. بزار بشنومش
. بیخیال ، میدونم از قبل حرفاتو آماده کردی
. نه اتفاقا امشب بداهه میرم
میدوم سمت تریبون شلوغش میکنم . مثل این مسابقه ها ی تلویزیونی
. پر از شادی و جیغ و قد هم زدن
جدی؟ داری اذیتم کنی؟
. خیلی خب ، نه خودت گفتی . باید انجامش بدی
. فقط اگه تو کنارم باشی
صب کن ببینم ، اصلا تا حالا مسابقه ی تلویزیونی دیدی؟
. واسه هرچیزی دفعه ی اولی هست
چیه؟ - . نمیدونم ، خیلی تو دل برو شدی
فک کنم باید واسه این رشد شخصیتی . به یه نفر شیرینی بدم
. شاید ... شاید تو خوشحالم میکنی
خب ، این داره به یه شب . به یاد موندنی تبدیل میشه
! نه ، نه ، نه ! دوباره نه ! کریستین
. شبت بخیر ، خوشتیپ
. کالسکه اتون آماده است
پیچ رو رد کردیما ... مگه پل اونوری نیست؟
. از یه مسیر دیگه میرم
. چیزی نیست ، موردی پیش نمیاد
! استیون
. داری جایزه میگیری . کل این جشن واسه ی تو ـه
. بیا تو خونه بمونیم . پیتزا و بورلی خامه ایی سفارش میدیم
نخیر . نمیزارم این لباس با . روغن لکه بگیره
. میریم ، میر قصیم . قول میدم ، خوش میگذره
نه
. اوه ، پیتزا . تو یه نابغه ایی
اخباری از شماری از تلفات از جمله
مرگ کریستین پالمر . بدستمون رسیده
پالمر ، توی بخش اورژانس فعالیت داشت . و متخصص ضربه مغزی بود
استیون ، چیزی شده؟
چرا این همش اتفاق میفته؟
ما اجازه نداریم خوشحال باشیم؟
شاید من برونم بهتر باشه ، ها؟
حالت خوبه؟ میخوای صحبت کنیم؟
یکم موسیقی گوش بدیم؟
. من فقط تورو میخوام
. تو تنها چیزی هستی که اهمیت داره
! نه
. شب بخیر دکتر استرنج
ماشینتون مشکل پیدا کرده؟
تو چرا اینجایی؟
. تا بهت کمک کنم
. اینجا جاییه که مسیرت شروع میشه
. با مرگ دکتر کریستین پالمر
اونقدری مرگش اذیتت میکنه که توی هنر ها و . علوم باستانی دنبال جواب میگردی
. و در من
. کمکم کن برش گردونم
. شرمنده اما نمیتونم . هیچکس نمیتونه
. مرگ اون توی بُعد زمان قطعیه
قطعی؟
. غیر قابل تغییر و پیشگیریه
بدون مرگ اون ، تو هیچوقت ، دورامامو رو شکست نمیدی
، به جادوگر اعظم
. و نگهبان چشم آگاموتو تبدیل نمیشی
، اگه مرگش رو پاک کنی
. هیچوقت مسیرت رو شروع نمیکنی
. من دارم یه تناقض درست میکنم
. تو داری کائنات رو به خطر میندازی . تو نمیتونی یه اتفاق قطعی در بعد زمان رو معکوس کنی
. هیچ چیز غیر ممکن نیست . خودت گفتی
. من فقط قدرت بیشتر میخوام
اعظم ترین جادوگران اعظم نتونستن . یک اتفاق قطعی رو معکوس کنن
. تو که نمیدونی
. کتاب های زیادی گم شدن . کتابخونه ها نابود شدن
. خودت رو شکنجه نکن ، استیون
. هیچ امیدی اینجا نیست
. کریستین مرده . تو نمیتونی نجاتش بدی
. نه
استیون ،؛ این مسیر تو رو به تاریکی . و پایان این واقعیت میرسونه
، لطفا این کار رو نکن . وگرنه مجبور میشم جلوت رو بگیرم
. اول باید پیدام کنی
. ببخشید ، سلام ، ببخشید
من دنبال کتابخونه ی گمشده ی . کاگولیوسترو میگردم
کتاب خونه؟
الو ؟ میدونی کتاب چیه؟ خوندن؟ دانش؟
. هی ، هی دارم حرف میزنما کجا میری؟
. بدون دره ، هوشمندانه است
سلام؟
کسی خونه نیست؟
. عجب خوشامد گویی
تو باید یکی از عجیب پوش ترین . ساحره هایی باشی که دیدم
. آره ، برند آرمانی ـه
. من اینجام تا ساحره کاگولیوسترو رو ببینم
طبق افسانه ها ، اون میدونست . چطوری یه اتفاق قطعی رو تغییر داد
چطور میتونم پیداش کنم؟
خب ف شاید اینجا ، شاید اونجا . شایدم هیچ جا
. عالی شد . فلسفه بافی تو ام . لطفا بهم بگو تو کاگولیوسترو نیستی
اسم اوبنگه ، کتابدار کتاب های . کاگولیوسترو ام
از این طرف ، ساحره آرمانی
. نه ، اسمم استرنجه
نه بابا عجیب تر از بقیه ی اسما . توی این دنیا نیست
. کتاب های گمشده
چقدر اینجا کارت طول میکشه؟
. تا زمانی که طول بکشه
خیلی خب ، تغییر شکل ، جا به جایی . اشیا با ذهن ، طی العرض
. جالبه . انحراف زمان ، خودشه
قدرت لازم برای تغییر اتفاقات مطلق . به شدت زیاده
. و به دست آوردنش تقریبا غیر ممکنه
نه بابا ، راست میگی؟
قدرتش رو باید از بقیه ی موجودات . جذب کنی
جذب کنم؟
. بسم الله
. اسم من دکتر استیون استرنجه
آوردمت اینجا ، چون نیاز دارم . قدرت هات رو قرض بگیرم
یکی دوتا از شاخکات رو به ما هم میدی؟
لطفا؟
! نه
چیشد؟
. موجودات باستانی معامله سرشون نمیشه
. قدرت هاشون برای انسان ها مقدر نشده
. کتابخونه کافی نیست
. اون موجودات چیزی که من میخوام رو دارن
اون دختره ارزش این همه دردو داره؟
یه مرد اینجوری زجر نمیکشه . تا قدرت و افتخار بدست بیاره
. تک تک لحظه هاش ارزشش رو داره
یه خط باریک بین تعهد و توهم هست
. عشق میتونه چیزی بیشتر از قلبت رو شکنه . میتونه ذهنت رو خورد خاکشیر کنه
و توی کدوم کتاب این رو خوندی؟
هیچ کتابی ، آرمانی . زندگی . بهم یاد داد
. شاید حق با اوبنگ ـه
اگه قدرت هاشون رو خودشون نمیدن . پس ازشون میگیرم
بیا از کوچیکشون شروع کنیم
برای دریافت اخبار روز مارول و سینما
به کانال ما در تلگرام بپیوندید
translated by : Alireza Lightborn and Monster Sub
خیلی خب حالا چی ؟
شنل باحلیه
من حشرات رو خط میکشم (کنایه کلمه حشرات و مشکلات من مشکلات رو حظ میزنم)
بیشتر
No comments yet. Be the first to leave one.