From Dusk till Dawn: The Series

From Dusk till Dawn: The Series

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 2

リリース情報

From Dusk Till Dawn S02E03 720p TinyMoviez
Trans. By sara.R(world subtitle)| Just Re-sync

タグ

720p
720
公開日: 2015-09-27
ダウンロード: 55
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

و اکنون کلمه ي باستاني آغاز ميشود

خورشيد زير آسمان ميخوابد

و جهان وارونه ميشود

شب هنگام، ما ضيافتمان را برپا ميکنيم

قرن ها براي آنها رقصيدم، جمع کننده ي خون

و آورنده ي روح ها ( انسان ها ) بودم

برا آن ها افراد گمشده

مشکل دار و نااميد رو اوردم

اکنون من آزادم

و جهان دوباره وارونه ميشود

اونا تشنه ي انتقام اند

و هيچ چيز آن ها متوقف نخواهد کرد

هيچ محدوديتي هيچ مرزي

اون ها به دنبال من خواهند آمد

ولي من هم به دنبال ان ها ميروم

امپراطوري خون آن ها سقوط خواهد کرد

و من تا زماني که کاملا نسوزد آرام نميگيرم

زود باشين زود باشين

از اين طرف

..

آروم باش

اون عاليه

" سث "

" سث "

ميتوني صدامو بشنوي؟؟

تو رو نگاه

خيلي به هم ريخته اي

اينجا چي کار ميکني؟؟

نتونستم ترکت کنم

هيچ وقت نميتونم ترکت کنم

...

چه غلطي داري ميکني کله خراب؟؟

دست هاي معتادتو از من بکش

به خاطر کاري که با من کردي بهم پول ميدي، عوضي

" سونجا ؟؟ "

صدامو ميشنوي؟؟

پول بده

همين حالا - براي چي پول بدم -

" به خاطر تبديل کردن زندگي من به يک قسمت از سريال " تحت تعقيب ترين فرد آمريکاي لاتين

بزرگترين فکر ميکنه من تو پيروزي کوچيک تو دخيل بودم

چيز ميزاي من کدوم گورين؟؟

رفتن

کجا رفتن؟؟ - توي توالت رفتن همراه با بقيه ي زندگيت -

من 20 هزار دلار به خاطر مغازه و همه ي ابزارم ميخوام

و چون به خاطر هيکل خيره کننده ات احمق شدم

20 هزار دلار - دادمش به شريکم -

اوکي خوبه پس

چي کار ميکني؟؟

سث " گکو بزرگ قراره کمکم کنه چيزامو پس بگيرم "

چي؟؟ - ....اول پاک ميشي -

بعد برميگردي سر کارت

موقع ديدن نوره حروم زاده

" عمو " ادي

منم

اين چيه؟؟ - يک رسيد -

براي دوتا سنگ قبر و دو تا قبر که امروز صبح بهشون سر و سامون دادم

فقط مسئله ي زمانه قبل از اينکه تفنگ دار ها جسداي شما رو برام فرستادن

درخواست کلي لطف کردم تا براتون يک جاي خوب بگيرم روي يک تپه

ميتوني از اونجا رودخونه ي اصلي و همه چيز رو ببيني زيباست

تو به من 6 هزار دلار بدهکاري

.

بيا اينجا اي حروم زاده ي زود باور احمق

لعنتي اين بو چيه؟؟

غذاي مکزيکي زياد

تصادف اتومبيل اتشين

فقط اون مغز " هل 9000" شما ميتونست اين کارو به انجام برسونه است space odyssey هل 9000 : شخصيت کامپيوتر در فيلم

بايد بهت بگم همه ي اون کثافت کاري فقط يک استعاره ي فيلميه

تو دنياي واقعي کار نميکنه حتي اگر اجساد رو بسوزوني

کارميکنه اگر کاراي دندون پزشکي رو تطابق بدي

Untranslated Line -

درهاي اضطراري رو بازکن عزيزم است space odyssey اشاره اي به فيلم

لطفا بهم بگو تو اينجايي که يکم از اون سي ميليون باحال رو با من تقسيم کني

با عمو " ادي " پير عزيزت

نه از دستش داديم

من ميتونم با تو و برادرت ارتباط برقرار کنم راستي " سث " کجاس؟؟

نميدونم

اين هم زيرکانه اس

از هم جدا ميمونين، اين طوري نميتونن هردوتون رو بندازن زندان در صورتي که يکي از شما گير بيفتين

يک فنجون قهوه درست ميکنم يکم ميخواي؟؟ - نه ممنون -

موضوع چيه، ميترسي کل شب بيدار نگهت دارم؟؟

من در هر صورت کل شب بيدارم

اين قهوه ي کثافت روي کوه روييده نيست اينا لوبياهاي جادويي ان از کشور لعنتي اندونزي

يک روش بامزه براي برداشتنشون اونجا دارن

يه ميمونايي همه جا داري

که به اطراف ميدوند و همه ي توت هاي قرمز رو از درختا ميخورن

دانه ها در لوله ي گوارشيشون حرکت ميکنن

اينکار قراره به دوناه ها طعم اضافه کنه و بعدش اين کثافت رو به احمقايي مثل من ميفروشن

که هيچ کاري بهتر از عالي کردن تخمير شون، براي انجام نداره

بايد بهت بگم که ممکنه دونه ها از مقعد بيرون بيان

ولي اشاره هايي از طعم وانيل، همه ي ادويه ها و زمين جنگل رو حس ميکني، چيز خوبيه

من رد ميکنم

من به يه لطفي نياز دارم نيتن بلنچرد " رو ميشناسي؟؟ "

چرا ميخواي با اون قاطي شي؟؟ - ميشناسيش يا نه -

ميشناسمش، بعضي اوقات براي کلکسيون هاش کمکش ميکنم

ولي بذار بهت بگم که اون يک جاکشه

هيچي نيت جز يک کثافت درجه يک

هيچ دليلي براي قاطي شدن با اون نداري من ميدونم که دارم وارد چي ميشم -

پس چرا اينکارو ميکني؟؟ ميدوني که پدرت همين کارو کرد

اونم ريسک پذير شد و از اين کثافت بازيا اون سر اغاز يک پايان بود

براي اون، نه براي تو - تو چي ميخواي -

تو يک پيروزي ميخواي من يک بازي جور ميکنم من يک بازي نميخوام -

چيزي که من ميخوام اينه که تو يک تلفن بزني

چجوريه که تو نميتوني اينکارو برام بکني؟؟

بردارت کجاست؟؟ هنوز تو مکزيکه؟؟

ميدونستم

...لعنتي ميدونستم چرا

چرا اصلا خودمو اذيت کنم؟؟

تو فکر نميکني که من بتونم هيچ کاري رو بدون اون بکنم و هيچ وقتم فکر نکردي

يه لحظه صبر کن موضوع اصلا اين نيست

تو و برادرت

بهترين چيزي هستين که تا حالا ديدم

بهترين

اون کارت آسه و تو کارت وحشي اي

باهمديگه يک دست زيبا رو ميسازين - همه چيز تو مکزيک تغيير کرد -

( من الان بهتر شدم ( من الان برتري دارم

من يک مرد جديدم - و من يک مرد قديمي ام -

" بذار يک چيزي بهت بگم " ريچارد زندگي کوتاه تر از اونيه که فکر ميکني

تو به اطراف ميري و پل هاي پشت سرت رو خراب ميکني و آخرش کاملا تنها تو يک جزيره ميموني مثل من

من فقط يک معرفي ميخوام- نميفهمم چرا بايد بهت کمک کنم-

چون ميدوني هميشه نفر دوم بودن چطوريه

برقص

چي؟؟

برقص

ميرقصي يا مجبورم که پاهاتو بشکنم؟؟

توجه کنيد

نميخوام که مجبور شم اينکارو با هرکدوم از شما بکنم

موسيقي رو احساس کن

مثل اين

با کل وجودت پذيراي اون باش

براي اونا برقص

.

اين براي اوناست نه براي تو

همينه

باسنت رو تکون بده، اروم

آروم

.

اون قراره عاشق تو بشه

/همه چيز خوبه؟

من تازه بچه رو خوابوندم ولي انقد گريه کرد که چشماش داشت درميومد

بينکي " تو ماشينته؟؟ "

آره پيشمه، ميارمش خونه

نه قبل از اينکه چند تا پوشک بگيري،همشو تموم کرديم

عاليه، زود ميبينمت

يه نفر تو تخت من ميخوابيده

احمق

" توني "

اينجا چي کار ميکني؟؟

" خب سلام خانوم " گنزالس

متاسفم مزاحمت شدم، اون خونه اس؟؟

نياز داشتم که يک مدرکي رو بردارم

ميشه کارت صبر کنه؟؟ واقعا زمان خوبي نيست

الان

شما دوتا دارين بازي کماندو/متهم رو بازي ميکنين و به من زنگ نزدين؟؟

قرار بود يک سورپرايز باشه

حدس ميزنم سورپرايز برعهده ي منه

خب، کيه که از سورپرايز خوشش نياد؟؟

ميشه دوباره بگي قضيه چيه " توني " ؟؟

يک صنايع دستي باستانيه که از يک موزه در ايالت " آلامو " بدست اورده

يک تکه کاغذ قديمي، خيلي قديميه

مثل يک آکاردون تا ميشه

چيزي درموردش نميدونم

ببين الان واقعا زمان خوبي نيست

بذار يه دقيقه اطراف رو بگردم، ديگه مزاحمت نميشم

" اينم از ايالت " آلامو درست اونجا

" پروفسور " پرو پروفسور " پرو " ؟؟

آره " فردي " گفت چند تا دختر عليهش شکايت کردن

سال ها اينکارو ميکرده، هيچ صدايي ازش درنيومده

کالج درمورد يک تجاوز جنسي اشتباه کرد

تکون دهنده اس، درسته؟؟

خب، ميدوني بعضي اوقات اون دانشجو هاي دختر دلشون ميخواد

با اون شالوارک هاي کوتاه کوچولوشون و سينه هاي برجسته شون

آنتونيو " اين واقعا ضروريه؟؟ "

Untranslated Line -

متاسفم

مارگارت

اون چيز ميزاشو جاي ديگه اي هم نگه ميداره؟؟

" اون هر لحظه ميرسه خونه " توني ميتوني درباره اش از خودش بپرسي

ميدوني چيه؟؟ نه من بيرون صبر ميکنم

بيرون منتظر ميمونم و اين يک سورپرايز خوب ديگه خواهد بود

صبر کن بشين من يکم قهوه درست ميکنم - نه خوبه -

نه نيست، من يک ميزبان وحشتناکم -

لطفا بشين

" من واقعا براش نگرانم " توني

اون نميخوابه و هميشه

به اينجا نگاه کن، اين کرکره هاي لعنتي رو همه جا نصب کرده

مجبورم ميکنه موقع غروب خورشيد بکشمشون پايين

و اين الحه ها رو داره

همه جاي اين خونه پنهتن شدن و فکرميکنه من درموردشون نميدونم

اين منو ميترسونه

اسلحه؟؟

اولش فکر کردم يه سرگرميه

بعدش يک کيف پارچه اي پر از خنجر هاي چوبي تو کمد لباس ها پيدا کردم

تيز مثل چاقو

داره تو گاراژ تعداد بيشتري ميسازه

با يه عرق سرد بيدار ميشه

و شروع ميکنه به يادداشت کردن چيزاي عجيب تو دفترچه اش

همه چيز موقعي که از مکزيک برگشت شروع شد

يه چيزي اونجا سرش اومده

به نظر مياد راديو شوهرت به فرکانسي متفاوت با بقيه ي ماها تنظيم شده

اين اطراف چيزي براي خوردن داري؟؟

More Farsi Persian subtitles for From Dusk till Dawn: The Series

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left