最初の200行です。
...آنچه گذشت
خیلی از مردها وقتی از زنشون جدا میشن هر تیکهای که گیرشون بیاد را میکنن
نه این که نباشی. من یکم درگیرم
میفهمی چی میگم؟- حالا هرچی-
اون بلوند که توی بار حباب دیدیم توام باهام بودی درسته؟
آره همون که اون شب کردیش؟- راستش مداوم میکنمش ولی اسمش رو بلد نیستم-
نز درباره آزمایش دیانای گفت بهم میدونم تو پدر "کیلا"یی
.مادرت... مرده
تو بابام میشی؟- تخم مرغت رو بخور-
.فکر نکنم شعر خیلی بدی باشه- .میدونم تو نوشتیش-
...من نوشتم آخه چکار میتونم با نوشتن- نوشتی نوشتی نوشتی توشتی-
میخوام بشینم و تمام جزئیات برنامه درباره این که .کی میتونی که با راجر بیرون بری و کی نه رو بگم
میخوام به چیزی که من و جنت داریم احترام بذاری
مشکلت چیه؟
دوتا زن داخل اون اتاق فاحشهان؟
نه- آره-
آره- نه-
بابا، دارین چکار میکنین؟- حالا میخوای دربارهام قضاوت کنی؟-
...قضاوت نمیکنم فقط میخوام بفهمم
مادرت 47 سال دیوونم کرد .اینو قضاوت کن
تامی گوینـی؟- شما؟-
ما دوستان "راجر"یم
از یخش 1-5 به 1-5 آلفا
اعلام وضعیت اضطراری
بجنبین محض رضای خدا
.وسایلت رو ببر اونجا
خب چند نفر بودن؟
.سه تا. بیرون بار گیرم آوردن
کوچولو، تو خوبی؟
هیچ آسیبی هم دیدی؟
بیخیال .پشت میز نشینن
بدترین بلایی که میتونن .سرم بیارن مثل برش با کاغذه
و مطمئنی دوست پسر زنت بهشون گفته اینکار رو بکنن؟
چی فکر میکنی؟ .مطمئنم
میخوای به پسرعموم "بنّی" زنگ بزنم؟ .حالشون رو میگیره
داری درباره "بنّی" همون که توی مهمونی کریسمس دیدم حرف میزنی. درسته؟
.نه اون پسرعموم "لری"ـه
اوه "لری" با بچهها؟- .آره دوقولو ها-
"اوه واو. پس گویا توی "ویترو .اوضاع واشون جوره
.بستگی داره از چه زاویهای نگاه کنی .بچههاش سیاه پوستن
.اوه این که ناجوره
.آره دکتر اسپرم های اهدایی رو قاطی کرد
.و زن لری رو با اسپرمِ یه نفر دیگه آبستن کرد
.واو- اسپرم؟-
.با تو حرف نمیزدیم- اینجا همه چی ردیفه؟-
آره، فرانکو طبقه بالاست .داره یکی رو میاره پایین
.خوبه
پس میخوای به بنی زنگ بزنم؟
نه میدونی چیه؟
.فکر کنم خودم حلش کنم
.میخوام راه بالا رو برم
ها تو؟
باشه شاید راه بالا نباشه
.ولی مطمئنا پایینترین (بدترین) راه هم نیست
همون که همیشه از .طریقش سفر میکنی
هی شوخیت گرفته؟
.من نقشههای اصلی رو طراحی میکنم
ببخشید
.هی کریس
.باید واسش ماسک بذاریم
.یه عالمه دود خورده
.آروم باش آروم باش
.میخواهیم کمکت کنیم
.میخواهیم کمکت کنیم. راحت باش
هیچوقت هادت نمیکنی
.به دیدن بچههایی مثل این
هیچی بچه داری؟
.نه. خب آره
.تقریبا
.قابلیت های محله رو بپا
.یه نگاه بندازین پسرا
.مرد توی این محله دارن بزرگتر میشن
چطور دوست داری پاهاش رو بلرزونی؟
بهتره کفشهای کوهنوردیت رو بپوشی
.آره مَرده
.دیوونه شدی- .ماهیچه پاش رو ببین-
.نمیدونم تامی
شبیه بیشتر زنهای
.خانوادهی همسرمه
.امکان نداره مرد باشه
میدونم دارم چی میگم. خب؟
وقتی که کارآموز بودم، توی بسته بندی .گوشت در ناحیه غربی کار میکردم
.دلایل زیادی داره که اینجوری صداش میزنن خیلی خب؟ دو چیز
اول اینکه به اندازه کافی اونجا کار میکنی
که میتونی با چشم بسته .دوجنسه هارو تشخیص بدی
دوم اینکه 10دقیقه پیش ،که از ساختمون خارج شدم
و از اون پسره/دختره/جانواره پرسیدم ،که حال پسره/دختره/جانواره خوبه
:پسره/دختره/جانواره گفت "من خوبم"
ولی شبیه صدای دخترای "سکسی و جوون نگفت "من خوبم
"بیشتر شبیه صدای داریوش گفت "من خوبم
.شاید خیلی سیگار میکشه- .هنوز میگم که اون یه بانوـه-
.هی همراهیم کنین- چی چی؟-
.تماشا کن. گریتی
.بله
خیلی خب الان برنگرد باشه؟
ولی یه دختر توی پیادهرو
که نیم ساعت گذشته .کاملا داشت دیدت میزد
.نه. خونسرد باش .خونسرد باش
.با گوشه چشم
...با گوشه- .دیدم-
.باشه
خب؟- ...خب یه جورایی-
.یه جورایی گنده است
.گنده نیست
.میدونی ورزشکاره تا حالا یه دختر ورزشکار کردی؟
.خب نه اینقدر ورزشکار
.نمیدونی داری چی رو از دست میدی
دارم بهت میگم، تمام ماهیچههای .اون بدن مثل سنگ محکمه
.تمام ماهیچهها
،اگه بخاطر زنم فشار خون بالام
،و کم کردن سکس نبود .الان کلا دورش میگشتم
واقعا؟ داشت منو دید میزد؟- اوهوم-
...بهم بگو اگه نمیخوای پا پیش بذاری
.نه نه. الان میرم
.خیلی خب- .کثافت خرشانس-
چی فکر میکنی؟ کلاه رو بذارم یا نذارم؟
اول با کلاه شروع کن توانایی هات رو نشون بده
.بعدش وسطای کار کلاه رو بردار
.کارش درسته
.باعث افتخارمون شو بچه
.ممنون- .خدایا
.چقدر خِرفته
.باورنکردنیه
.هی فرانکو- بله؟-
.گریتی رو فرستادیم مخ یه دوجنسه رو بزنه
.اوه آره
مشکل اون چیه؟- وایستا واستا-
.داره میاد .داره میاد
.از ملاقات باهات خوشبختم
چطور گذشت؟- خیلی خوب-
جدی؟ مناسب ازدواجه؟
ازدواج رو نمیدونم .ولی امشب باهاش قرار دارم
واقعا؟- .آره-
.الان دیگه باید برم
کجا میری؟
مشکلش چیه؟
.حسودی میکنه
خب اه... دوست دارم امشب .سر قرار باشم
.چه بعد از ظهری بشه
آره. ولی گریتی میدونی چیه؟ .جای تو بودم زیاد امیدوار نمیشدم
.فکر میکنم این رابطه سریع تموم میشه
چرا آخه؟- .خب یه نگاهی بهش بنداز-
.خیلی از سطح تو بالاتره
.خیلی بالاتره
فکر نمیکنی بتونم باهاش رابطه برقرار کنم؟
.نه امکان نداره- .محاله. بیخیال-
یه 20دلاری دارم که میگه امشب حتی .نمیتونی اولین مرحله رو انجام بدی «منظورش از اولین مرحله بوسیدنـه»
اولین مرحله؟- .آره-
اوه خدایا. خیلی خب رفقا .قبول میکنم
و میدونی چیه؟ .فردا صبح 20دلارت رو میگیرم
.من پایهام
اینا لحظههایی ست .که بخاطرشون زندهام تامی
.میدونم میدونم
انـتــقـام
.هی "لو" یکی اومده دیدنت
کی هست؟- یه یارویی-
دکتر "تامپکینز"؟
.باشه آره .ممنون بچه
اوه معاون شی؟- .بله بله-
.بیا اینجا .باهام بیا
.بجنب. باهام بیا
...داریم کجا- بیا بیا-
.باهام بیا
خب گوش کن. چه خبر؟
اه خب .بلاخره ملاقات کردیم
خب خیلی مدت زیادی .تلفنی صحبت کردیم
.آره درسته اه اینجا چکار میکنی؟
.میدونم سرت شلوغه- .خیلی شلوغه-
ولی موضوع اینه که
وقتی درباره شعر گفتنت بهم گفتی
.راستش نتونستم از ذهنم خارجش کنم
... گذرا به بعضی از
...امیدوارم اشکالی نداشته باشه
اعضای گروه "فشار روانی .پس از آسیب" اشاره کردم
.و شگفت زده شدن
.خیلی خوبه
ببین این ساختمان متعلق به شهرداریـه
.و اصلا نباید اینجا باشی
عذر میخوام
ولی فکر کردم اگه بیام و شخصا ازت بخوام
فکرش هم نمیکنی چقدر مفیده
اگه اشعارت رو .با گروه در میون بذاری
.فقط فکر نمیکنم چنین چیزی بشه دکتر
چرا؟
بخاطر اینکه بیپرده است؟
میتونیم کس دیگهای .رو بذاریم بجات بخونه
نه فقط اینه که به کسی نشون دادم
.و گفتن اصلا خوب نیست
.خب شنیدن نقد کار سختیه
ممکنه منظور طرف رو جور دیگهای
.تفسیر کردی
.گفتن که بدترین چیزی بوده که خوندن
خب هرکس که گفته
مسلما بی احساس و بی اهمیت
.به آسیب های انسانی بوده
.همسرم بود
خب
دیگه چی داری؟
هی شان اومده؟
.نه هنوز دیدمش
No comments yet. Be the first to leave one.