最初の200行です。
سلام "ارون" اينجا زندگي ميکنه، پيام بزاريد
."سلام "ارون ."باز منم "سونيا
مي دونم که ممکنه کل اين آخر هفته رو بيرون باشي
اما گوش کن، در مورد اينکه .چي بنوازيم فکر کن. خواهش ميکنم
چون بايد تصميم خودمون رو بگيريم که روي نواختن چه چيزي تمرين کنيم، باشه؟
به هر حال، بهمون خوش ميگذره .قول ميدم
اوه راستي خواهشاً يه زنگ به مامان بزن
.چون دلواپسه، خودت الان بهتر ميدوني
بسيار خب، تا بعد، خدافظ
[ (تنگه هاي هورشو (نعل اسبي تنگه هاي بلوجان گرين ريور ]
.سلام! جمعه شب ـه
،تاريخ 25 آپريل سال 2003 ـه
.دارم وارد (کنيونلند)سرزمين هاي دره اي ميشم
.اينجا فقط منم و موزيک و شب تاريک
!خيلي حال ميکنم
شــنــبـــه
!اووه
دره هاي بلوجان
کتاب راهنما ميگه .تا آويزون شدن اصلي از درها 4 و نيم ساعت فاصله است
.ولي من ميخوام 45 دقيقه زودتر از اين برسم
!اووه
صورتت
شبيه سگ ها شده - دلم ميخواست با يکي ديگه قدم ميزدم -
نمي دونم .ولي بنظرم بايد از اينطرف بريم
اما رفتيم اونطرف .و بايد برگرديم
!هي - اووه -
شماهام دارين به بلوجان ميرين، مگه نه؟
نه، راستشو بخواي داريم به .کليساي جامع ميريم
اما فکر ميکنم گم شديم - اين گم شده -
.صبر کنيد
.اوه خداي من .خدايا
.بزار ببينم
.شماها اينجايين
جداً؟ - .اووم -
آره، ميدونستم ميدونستم
.و کليساي جامع از اينطرفه
.اوه
اگه علاقمند باشين .ميتونم تا قسمتي همراهيتون کنم
آه
... اوه معذرت ميخوام
.شبيه قاتل بچه هايِ "جمعه سيزدهم" شدم
من فقط روزاي دوشنبه تا جمعه رواني ميشم
.امروزم که شنبه است
.اين يکي رو ديگه نميتونم بردارم .اين صورتمه
.راست ميگي
ارون" هستم" - "کريستي" -
"اگه اجازه بدي دوستم رو معرفي ميکنم، "مگان
از آشنايتون خوشوقتم - باعث افتخار بندست -
نظرتون چيه؟
شماها گم شدين. من راهنماتونم
.مشکلي نيست
چرا که نه؟ - با کمال ميل -
بسيار خب .از اينطرف
پس از مناطق هورسشو (تپه هاي نعل اسبي) با دوچرخه تا اينجا اومدي؟
مگه 20 مايل مسافتش نيست؟
.در واقع 17 کيلومتره
.فکر ميکردم 17,2 کيلومتره
دقيقش رو بخواي 17,3 کيلومتره
... آره، تو هم از اون دقيقايي ها
.نه اينطوري نيستم
زياد اين طرفا مياي؟
.اينجا خونه دوم منه
مي بيني؟
اون قسمت يه انشعاب هست
.کاملا گمش کرده بوديم
.شانس آورديم تو رو پيدا کرديم - .آره -
چقدر احتمال ميداديد که اينجا باهم باشيم
دقيقاً، شما به يکي از ... مکانهاي امريکا ميرفتين
جايي که مطمئن بوديد که ... به تور يه آدم خطرناک نمي خوريد
ديگه چي ميخواستين بشه؟
بسيار خب
کتاب راهنما ميگه که .مسير ما از اينجا رد ميشه
.اما من يه راه بهتر سراغ دارم .يه راه باحال
بهتون تضمين ميدم که بهترين تفريحي ميشه که ،تا حالا با لباس پوشيده داشتين
.همچنين بدون لباس باحالتر هم ميشه
.فقط يه ذره بالا رفتن داره
!بالا ميريم
.و يه کم هم بايد فشرده بشين - .فشرده ميشيم -
،خب، تو ما رو تا اينجا آوردي
.و حالا ميگي که يه راهنما نيستي
.راستش من تخصصم مهندسي ـه .اين کارو از رو علاقه انجام ميدم
.اوه ، چه عالي
من هميشه دلم ميخواست يه سوپرمُدل باشم
اما فکر نکنم با اين وضعيت به آرزوم برسم متوجه اي که؟
خداي من، اگه اين يهو تکون خورد چي؟
.اينا يه ميليون ساله که اينطورين .غصه نخور تکون نميخورن
.البته که تکون ميخورن - چي؟ -
هرچيزي در زمان خودش تکون ميخوره
.بيا فعلا رو اميدوار باشيم که امروز روزش نيست
.خوب شد
.بسيار خب
،تنها چيزي که بايد يادتون بمونه .اينه که اتفاق بدي نميفته
!اوه خداي من !اوه خداي من
لعنتي - !"ارون" -
حالت خوبه، "ارون"؟ !"ارون"
!"ارون"
گوش کن .چيزيش نشده
.خيلي کله خره
!خيلي کله خري
.يالا! شماهام بايد بياين اينجا
!بهم اطمينان کنيد - اطمينان کنم؟ -
."خفت ميکنم، "ارون راستين
.اوه بس کن! خودتم خوشت مياد
!اووه
!اووه
!هي
چه خوب پريدي - خداي من -
مگان" نياي ضرر ميکني ها" - بيا -
خيلي باحاله
واي واي واي .بپر
.خدايا، گور پدر ضرر - ."دهِ بيا ديگه، "مگان -
.لعنتي
!اوه خدا
حالت خوبه؟ ايول داري
ايول داري خداي من
.باور نميشه که اينکارو کرده باشم
.بنظرم بايد بازم اينکار بکنيم - دوباره -
فيلمم بگيريم - فيلمم بگيريم -
فيلمم بگيريم -
.اووه
پس بلو جان به افتخار شخصي که آشپز "بوچ کسيدي" بود "بوچ کسيدي: سارق معروف بانک و قطار"
نام گذاري شده
چه جالب - .منظورم فيلمِ "بوچ کسيدي" و "سانديانس کيد"ـه - "سانديانس کيد: شريک و همکار بوچ کسيدي"
The Hole-in-the-Wall همون دستهِ - درسته - "نام يه دسته جنايتکار امريکايي"
و به گمونم اونا در اينجا مخفي مي شدند
و همچنين با اسباشون کاري ميکردن که اسب هاي وحشي بيان اينجا
و اونا در آخر تنگه گيرشون مينداختند - اوه -
و اين نحوه ي اسب گرفتنشون بوده - اوه، چه جالب -
ميخواين قبل از رفتنم يه عکس ديگه بگيريم؟
.آره - باشه، بسيار خب -
حاضري؟
... يک ، دو ، سه
... بلوجان، بلو چيز
احتمالش هست که بازم ببينمتون؟
بستگي به اين داره که بازم مهموني ترتيب ميدي؟
بازم مهموني ترتيب ميدم؟ .آره، بعضي وقتا
فرداشب جداي از شوخي جشن ميگيريم .آگه دلت خواست بياي
.آره بايد بياي آبجو هم داريم .اگه برداشت بد نکني
باشه کجا بايد بيام؟
،تا اينجا 32 کيلومتر فاصله داره ، طرفاي گرين ريور"ـه
مي دوني هتل قديمي کجاست؟ .اين پشت هتله
و يه مجسمه سگ (اسکوبي دوو) خيلي گنده داره "اسکوبي دوو: يه شخصيت (سگ) کارتوني معروف
.که نميشه از دستش داد - .جدي؟ باشه -
آره - بسيار خب - باشه -
.خوشحال شدم ديدمتون !ميبينمتون
!خداحافظ! اسکوبي دوو
!باشه
!موزيک يادتون نره
واقعاً فکر ميکني بياد؟
!فکر نکنم ما تو روزاش به حساب بيايم
.اوه
ازش خوشت اومده؟
!لعنتي
127ساعت
.احمقانه است
!آشغال
!تکون بخور سنگ لعنتي
.تو رو خدا
!لعنتي
.ذخيره کن لعنتي
.اوه، خدا
."کريستي"
!"مگان"
."کريستي"
!"منم "ارون
!"مگان"
."کريستي" !"مگان"
."کريستي"
.فکر کن
.يه ذره فکر کن
.آخ
.هوم
.آره
!لعنتي
.اوه! لعنتي
!آشغال
!اوه خدا
!لعنتي
.نکبت
!زودباش، بگيرش تو رو خدا
!دمِت گرم
.آه
اوه
.چقدر کنده
يـکــشــنــبـــه
!يه نگاه به قد و اندازش بکن، رفيق
يه چنين سنگ گنده اي چطور اومده اينجا؟
!ايول
!بسيارخب
.آهاي
.سلام، رفيق
!بيا بريم
.اووم
،ساعت 3:05 دقيقه است
. يکشنبه 27 آپريل 2003
تا اين لحظه 24 ساعت ميشه که
من در دره هاي بلوجان ،گير افتادم
."درست قبل از رسيدن به منطقه "بيگ دراپ
،اسم من "ارون رالستون" ـه
."فرزند "دونا" و "لري رالستون .(ساکن بخش انگلوود، کالورادو (امريکا
No comments yet. Be the first to leave one.