最初の200行です。
اينجا مرکز بازپروري "سوزا بارانوسکي"ـه
"خانه دائمي "مکس موريس
مجرم فراري مشهور که داره 4 حکم زنداني و اعدامش رو طي ميکنه
اين هفته 20 مين سالگرد
"از حادثه سيرک برادران "پورتر
تو پيتزفيلد ماساچوسته
که "مکس موريس" بخاطرش زنداني شد
دي82" رو باز کن"
لحظاتي قبل از آخرين اجرا
مکس" ناباورانه چادر سيرک رو به آتش کشيد"
چهار تماشاچي رو کشت و چندين نفر رو
مجروح کرد و زير دست و پا لهشون کرد
از اون به بعد، "مکس" ثابت کرد که يکي از خشن ترين
و غير قابل کنترل ترين زنداني ها تو تاريخ اين ايالته
فرار از دو زندان ديگه رو تو پرونده اش داره
قبل از اينکه اينجا قرار بگيره
حالا بعد از دو دهه سکوت
مکس موريس" موافقت کرده که اولين مصاحبه اش رو داشته باشه"
بشين
بشين بشين
اين با من
خيلي خب ببندينش
تکون نخور
برش دار
آماده اين ؟ - خوبه بريم -
مکس" تو تاحالا راجع به اتفاقي که اون روز تو "پيتزفيلد" افتاد حرفي نزدي"
حتي براي دفاع از خودت در برابر اتهامات هم حرفي نزدي
سالها و سالها گذشته
شايد بالاخره آماده اي که بهمون بگي چي باعث شد
تا اون جنايت هولناک رو مرتکب بشي ؟
شايدم نه
اين ديگه چيه ؟
ورودي "بي" رو ببندين ببندينش
نه محاله
من توي قسمت "بي" احتياج به پشتيباني دارم
کوشش ؟ - از من ميپرسي ؟ -
: مترجمين saeed.mr & AliRezA P.
ممنون
"دارم بهت ميگم "لويد اين يارو خيلي خفنه
يه بمب دودي از وسايلي که تو زندان داشته ساخته
فويل آلمينيومي، شکر و تميز کننده که از قسمت خدمات دزديده
نيترات پتاسيم .. اين خيلي خفنه
شوخي نميکردم .... من ديگه تو تيم نيستم
دارم بهت ميگم مث شعبده بازي بود
پوووف و بعد اين يارو ناپديد شد
کل زندان رو گشتن تنها چيزي که پيدا کردن يه سوراخ تو فنس بوده
منظورم اينه که اون بايد تو يک يا دو روز
اونجا رو با مواد خورنده خانگي تميز کرده باشه
چند بار بايد بگم ؟
ديگه کاري ندارم ديگه نيستم
و اگه بقيه بچه ها منو درحال دوستي با يه دشمن ببينن
... من گند زدم پس خواهش ميکنم
ببين ما ميخوايم تو برگردي
و اين فراري راست کار خودته
آره "ديمين" هم راست کارم بود ببين به کجا رسيديم
چارلي" مرده"
يه زن جوون در حالي که کاري از دستم بر نميومد جلوي چشمام مرد
و "مکس موريس" وقتي بچه بود مرگ خانوادشو ديده
اونا بند باز بودن
درست جلوي چشماش افتادن و مردن
و چند سال بعد
اون همون سيرکي رو که توش بزرگ شده بود به آتش کشيد
حالا بگو که تو نميميري
که تو سر و فکر يه نفر نفوذ کني و بفهمي چرا
خب اون تو سيرک بزرگ شده
که در واقع محافظش در برابر اون ايالت بوده ؟
کدوم ايالت ؟ سيرک از يه شهر به شهر ديگه ميره
اون به دور از جامعه بزرگ شده
حتي يه شماره تامين اجتماعي هم نداره
... خب
نه من نيستم - بله ؟ -
متاسفم - نيستي ديگه ؟ -
متاسفم که اينکارو باهات ميکنم
منو با زندان فوق امنيتي ميترسوني "ري" ؟
اين در مقابل جهنمي که من توش زندگي ميکردم هيچي نيست
الو "لويد" تويي ؟
مامان
چرا بهش زنگ زدي ؟
صدامو ميشنوي "لويد" ؟
خوبه ؟ مست کردي ؟
ساعت چنده ؟ - "اوه دارم ميخورم "لويد -
ميخوام خودمو داغون کنم و کاري که کردي و باعث شرمندگيم شد رو فراموش کنم
... شرمندگي ؟ مامان من
اين کار بهترين کاري بود که تو ميتونستي بکني
و بايد ولش ميکردي
مث هرچيز ديگه اي از ويولون گرفته تا پيشاهنگي
خيلي خب من هستم هستم - ... و کلاس هاي باله -
اينارو باز کن
والدينش مردن
و هيچ خانواده ديگه اي نداره پس اين يارو کجا داره ميره ؟
منظورم اينه که بعد از اين همه سال هنوز با کسي تماسي داره ؟
نه. نه نامه اي نه ملاقاتي
مکس" پرونده خاصي هم نداره"
هيچوقت مدرسه نرفته
هيچوقت هيچ درآمدي نداشته
کل بچگيش رو مث کارگر تو سيرک کار کرده
اگه همه عمرشو تو سيرک گذرونده
بايد يکي دوتا دوست داشته باشه ... بريم باهاشون حرف بزنيم
هيچکدوم از بقيه اجراکننده ها بعد از آتش سوزي براي دفاع ازش نيومدن
مث دوست با من حرف نزن
باشه اما يارو عنوان بهترين فراري آمريکا رو گرفته
تو سن 16 سالگي
بايد يه مربي داشته باشه
بر اساس اخبار منتشر شده، يه خود آموزه
آخرين باري که فرار کرد کجا رفت ؟
نميدونيم
هر دو بار قبل اا اينکه خيلي دور بشه دستگير شد
اما چيزي که الان ميدونيم اينه که "مکس" خيلي خطرناکه
دوران بچگي ناپايدار، بزرگ شدن تو بخش بزرگسالان زندان
جايي که اون بيشترين جرم ها رو مرتکب شده
و خشمش غيرقابل کنترل شده
آره حيف شد که "لويد" اينجا نيست
هميشه با ترس زندگي کرده
خب آ ... چه اتفاقي افتاده ؟
اون نميخواست سوار وَن بشه يا ... ؟
آره خيلي زياد
صبح بخير بازرس استس پليس نيويورک بخش جرم
اينم بازرس "گِي"ه
ما دنبال "ري زنکنالي" هستيم
اون اينجا نيست آ ... من "جوليان سيمز" هستم
من با مارشال ها کار ميکنم ميتونم کمکتون کنم ؟
آره ما داريم راجع به يه سوقصد به جون "تامي فيتزجرالد" تحقيق ميکنيم
ميدونيم که اون موضوع
يه جستجو تو کامپيوترتون بوده
بهمون همينو گفتن ... اين تنها چيزيه که ميدونيم
معلوم شد آقاي "فيتزجرالد" با آقاي "پيت گليز" کار ميکرده
که يه دفتر طبقه پايين اينجا اجاره کرده - آره -
اون بايد به کامپيوتراي شما دسترسي پيدا کرده باشه
"براي پيدا کردن آقاي "فيتزجرالد
آره ما همينجا بوديم
... اما به نظر مياد دفترش رو خالي کرده
فکر کردم شايد شماها ممکنه يه چيزي راجع بهش بدونين
که کجا ممکنه رفته باشه ؟
نه آ ... نظري ندارم
نه ما آ ... ما اصلا با يارو حرف نميزنيم
شماها آسانسورو نگه داشته بودين ؟
پليس نيويورک - "بازرس "استس -
ري زنکنالي - "بازرس "گي -
چي شده ؟
"پليس نيويورک يه رابطه اي بين "تامي فيتزجرالد
و آ ... اون يارو "پيت" تو طبق پايين پيدا کرده
شوخي ميکني ؟
دفتر من
بشينين
فکر ميکنم يه پرونده براي من داري
آ ... آره اينجاس
... خب چرا تو
تو اينجا چيکار ميکني ؟
هرزه اين پايين چيکار ميکني ؟
پسره رفته
اگه سرنخي از جايي که هست داري
پليسا تا الان پيداش کرده بودن
اومدي اينجا اينو بهم بگي ؟
اومدم پايين تا بهت بگم
اگه مارشال ها بفهمن يکي از ماها
به دوستش اجازه دسترسي به کامپيوتر ها براي جرم رو داده
تمومه ، براي هممون
منو متهم ميکني ؟
صاف رفتي سر اصل مطلب
بهتره گندکاري خودتو پاک کني
چون من تبديل ميشم به يه دزد کوچولو
قبل از اينکه اين هيجاناتت منو برگردونه تو اون هلفدوني که بودم
حرفم اينه
? You always ?
? Hurt ?
? You hurt the one ?
? You love ?
? The one... ?
همون لحظه اي که پاتو گذاشتي تو شناختمت دلقک سيرک
روي زمين
دستاتو بذار جايي که بتونم ببينمشون
بخواب بخواب بخواب
خيلي خب دستات پشت سرت
اون يکي
حالا تکون نخور
تو اولين دزدي نيستي که دستگير کردم
اما اولين کسي هستي که بخاطرش منو تو تلويزيون نشون ميده
حالا تکون نخور آقاي "مکس" خفن
"خيلي خب مرسي از وقتي که گذاشتي "زنکنالي
خواهش من با افرادم حرف ميزنم
اگه چيزي پيدا کرديم بهتون خبر ميديم
باشه باشه خوبه
تلفنت داره زنگ ميزنه
ميبينمش
يه شماره مسدوده
بايد "ديمين" باشه - مث هميشه -
الو ؟ الو ؟
"باهاش حرف بزن "لويد
من يه کمي سرم شلوغه "ري" ببخشيد
"سلام "ديمين
ري زنکنالي"م با من حرف بزن"
"بنال "ديمين
اون شماره رو رديابي کن
باشه اما بايد همون سيگنال رمزگذاري شده باشه
به هرحال يه کاريش بکن
تو چت شده ؟
چي؟ - ميدونم اتفاقاي بدي برات افتاده -
اما قاتل "چارلي" داره سعي ميکنه بهت برسه
حداقل جواب تلفنو بده
"يه نقشه دارم "ري
No comments yet. Be the first to leave one.