最初の200行です。
...آنچه در 90210 گذشت
خیلی مهمه که بیاریمت اینجا و ازت
اسکن پت و تست بافت برداری بگیریم
منظورت اینه که اون به ما میگه....که من سرطان دارم یا نه؟
انی. ازت میخوام رستوران رو بخری
.اونوقت من و سیدنی میتونیم بریم به استرالیا
کاغذ های فروش اصلی درست نیستن
.فروشنده سند رو امضا نکرده
اون چه معنی داره؟ - منظورم اینه که تو میتونی -
بار رو بفروشی زمانی که فروشنده اصلی رو پیدا کنی تا اینا رو امضا کنه
تمام این مدت امیدوار بودم لیام یه جورایی
لیام یه حسی بهم داشته باشه... اما حقیقت اینه که
.خیلی وقت پیش تموم شده
.تو در باره دو تا دختر تو زندگیت هی به فکر کردن ادامه میدی و ادامه میدی
اگه بعد از همه این مدت اون هنوز این اطرافه .پس باید خیلی خاص باشه
درباره پیر بانمک...من نتونستم پیداش کنم
.که به این معنیه که ما نمیتونیم به استرالیا بریم
تو نمیری فقط به این خاطر که نتونستی امضا رو بگیری؟
تنها دلیلش اینه؟
.آره
فکر کنم باید برم
.بیشتر از این نمیتونم اینجا باشم
.من لیاقت شروع تازه خودم رو دارم
سیلور. میدونم این بچه چقدر برات مهمه
نمیتونستم بهت بگم . اون روزی که رفته بودم دکتر
وقتی رفتم اونجا ضربان قلبی وجود نداشت
.اون رفته بود
اید سعی نمیکرد ترانه مایکلا رو بدزده
.اید اون ترانه رو نوشته
.مایکلا گفته بود که این ترانه رو درباره تو نوشته
! اید ! اید
!دیکسون!دیکسون - !انی -
نمیتونستم ببینمت. خیلی ترسیده بودم
چیزی نیست. من اینجام. من اینجام
حالت خوبه؟ - آره . فقط دارم میلرزم -
اما من خوبم. من توی لابی بودم
اونجا چه اتفاقی افتاد؟
یه چیزی زیر صحنه منفجر شد
اونجا مردم داشتن فرار میکردن و جیغ میزدن و همه چی داشت فرو میریخت
اوه خدای من. اید روی صحنه بود
و نوید رفته بود پشت صحنه تا باهاش صحبت کنه
باید بریم ببینیم اونا تونستن بیان بیرون یا نه
باشه . اما... دوباره از دستت نمیدم
.بیا
نه
.من نمیخوام درباره شبی که با پرنس هری بودم مصاحبه انجام بدم
500000دلار؟ خدای من . فکر میکنین باهاش چیکار کردم؟
میدونی چیه.... دیگه زیاد مهم نیست
چون من قرار نیست این کار رو بکنم
.این اتفاق نمیوفته
...جردن
... تو واقعا نباید اینجا باشی .خبر نگار ها همه جا هستن
آره. خوب. مامانم اخراجم کرده
آره..اون..اوه...اون گفت که دیگه نمیخواد
.که من رئیس اجرائیش باشم
. اون فکر میکنه من باید تو لوس آنجلس بمونم
و به کار تو شرکت انتشاراتم ادامه بدم
چون این کار تمیز تره
من... برات خوشحالم
....آره. ببین
میدونم به خاطر الیزابت تقصیرها رو گردن گرفتی
نائومی. اما من همچنین مادرم رو میشناسم
.به این آسونی ها بیخیال من نمیشه
حالا..تو تو درمقابلش چی کار کردی؟
.من
.تو برای حمایت از مارک خیلی چیزهاتو فدا کزدی
من تقصیر های الیزابت رو گردن گرفتم
تا تو بتونی برگردی سر زندگیت
.من و مادرت بی حسابیم
.اما ما نمیتونیم با هم باشیم
.من یه قراری گذاشتم
من شاید دختر شیطون موادی باشم که زندگی ها رو خراب میکنه
.اما زنی هستم که سر حرفش میمونه
نه.من ... من اینو قبول نمیکنم
نه. و ما در مقابل مادرم می ایستیم
نائومی. باید یه راهی باشه تا بتونیم
تو بازیه خودش شکستش بدیم - ...جردن -
...نه - من چیزه دیگه ای رو بیشتر از اینکه -
یه شانسی داشته باشم تا بتونم یه رابطه داشته باشم رو دوست ندارم
تا بتونیم دستامون رو نگه داریم
یا بپریم تو جت شخصی مثل آدمهای معمولیه دیگه
.اما هر دومون میدونیم که این غیر ممکنه
.ما سعیمونو کردیم اما شکست خوردیم
تو باید بری و باید بری سر زندگیت
. و منم باید برگزدم سر زندگیه خودم
میدونی...من....از این متنفرم
.اینا همش تقصیر من هم هست
میدونستم مادرم چه کابوسی میتونه باشه
و نباید هیچ وقت تو رو وارد این قضایا میکردم
جردن... من از کاری که کردی خوشحالم
.هستم
من حداقل یه مدتی شناختمت
خیلی بهتر از این بود که اصلا نمیشناختمت
خداحافظ جردن
... بهت گفته بودم..من نیستم
دیکسون؟
چی...چی؟
چی؟
این کتاب کاملیه که دوست دختر قبلیت نوشته
درباره عشق با تو بودن و جدا شدن از تو
آره. درواقع نخوندمش
دنبال چیزی میگردی؟
میدونی. اونا تو استرالیا لوازم آشپزخونه هم دارن
من فقط نمیتونم پاسپورتم رو هیچ جا پیدا کنم
اونا نمیزارن من بدون اون از نگهبانی رد شم
.تو قبلا اونو برداشته بودی
. و ما مقدار زیادی کرم ضد آفتاب هم داریم
و اون مامور بنگاه املاک هم
وقتی رفتیم برای اون سند های فروش
امضای پیر بانمک رو میگیره
.همه چی ردیف میشه
میدونم. متاسفم
من فقط... یه احساسی دارم .انگار دارم یه چیزی رو جا میزارم
مطمئنی به خاطر چیز دیگه ای نیست؟
نه. یه شروع تازه تو استرالیا دقیقا چیزیه که من بهش نیاز دارم
. باید راننده باشه
اگه میخوای به پروازت برسی
باید عجله کنی
.بعد از اون انفجار ترافیک شدید تر شده
منظورت چیه ؟ کدوم انفجار ؟
نمیدونم... یه اتفاق بزرگی
. تو مسابقه کنسرت اسپنسر بلین افتاده
اوم. برو
.مطمئن شو حتال دوستات خوبه
من پرواز و دوباره برنامه ریزی میکنم
تامی .پست فرماندهی رو برام بگیر !ممنون
خیلی خوب. به زمان حال نگاه کنین . نه به جزئیات
که درباره دونستن اینکه انفجار چطور بوجود اومد
3مرکز امدادرسانی راه انداختیم
تا به زخمی ها کمک کنیم
. و داریم بهترین کارمون رو میکنیم تا توی منطقه ثبات ایجاد کنیم
این تنها چیزیه که دارم. ممنون
خیلی مسخرست
چطور همچین چیزی میتونه اتفاق بیوفته
.نوید
اوه. خدا رو شکر حالت خوبه .ما همه جا رو گشتیم
رفیق. تا حالا از دیدن کسی تو زندگیم اینقدر خوشحال نبودم
چه اتفاقی افتاد؟
اوه. من تو پشت صحنه منتظر اید بودم تا باهاش صحبت کنم
و چیز بعدی که یادمه
اممدادگرا منو آوردن اینجا
.یه انفجار اونجا بود
اونا هنوز دارن سعی میکنن بفهمن
دلیلش چی بوده - کجاست....اید کجاست؟ -
. ندیدیمش
.ما تمام مراکز امداد رو چک کردیم
به همه بیمارستانها زنگ زدیم
.امیدوار بودیم اینجا با تو باشه
...نوید.اوه
اوه. ببخشید قربان؟
دوست ما روی صحنه بود .باید بدونیم اگه حالش خوبه
ما یه لیست اولیه از کسایی که
تونستن از تاتر خارج بشن داریم
اون دقیقا روی صحنه بود وقتی اون اتفاق افتاد
.من...من درک میکنم
ببین ما یه انفجار تو شلوغیه تاتر داشتیم
. این یه وضعیت درهم بر همه
.نمیدونم چه تعداد مردم زخمی شدن
نمیدونم چه تعداد از مردم اونجا گیر افتادن
خیلی خوب؟ اما نمیتونم آدمام رو بفرستم اونجا
تا زمانی که وضعیت ثبات پیدا کنه
باشه. اما اگه اونجا بود باید بهش کمک کنید
ببین به واحد ضد بمب خبر داده شده
براشون مدت 3 ساعت طول میکشه تا بفمن همه جا امنه یا نه
میدونم سخته
اما چیزی که از شما بچه ها میخوام اینه که صبر داشته باشین
باشه؟ ببخشید
!هی. جیمی. میخوام همین الان پست فرماندهی رو برام بگیری
!بزن بریم - نوید. نوید. کجا داری میری؟ -
باید برم اید و نجات بدم
! اید ! اید
هی. وایسا
! نرو اون تو
!هی
!سی....سیلور
سلام. وقتی شنیدم زود خودم رو رسوندم
حال همه خوبه؟ چه اتفاقی افتاد؟ - .نمیدونم -
نمیدونم. فقط وقتی بعد از دکتر سوار ماشینم شدم از رادیو شنیدم
همه جا دارن درباره این خبر حرف میزنن
.فقط نمیتونستم باورش کنم
دیروز من به اید گفته بودم جنده تنفر انگیز
فکر میکردم تقصیر اونه
که مایکلا رفته...اما نبود
و الان تنها چیزی که میتونم بهش فکر کنم اینه که
آخرین چیزی بود که بهش گفتم
باشه. نباید اینجوری فکر کنی
.باید مثبت فکر کنی
اوه خدای من . انی؟
متاسفم
.نگران نباش
.ما پیداش میکنیم
!بچه ها - .اوه خدای من -
دیکسون. خدا رو شکر حالت خوبه
دیکسون. بقیه کجان؟
اوه. نوید و انی موفق شدن بیان بیرون
اوه. ما هنوز فکر میکنیم اید اون توه
. پس نوید رفت اون تو دنبالش
.اوه خدای من
.باید رئیس آتش نشانی رو پیدا کنم
!اید
No comments yet. Be the first to leave one.