最初の200行です。
... آنچه در " افسون شده " گذشت ! من سه تا دارم
! نه ! مامان
فکر کنم من خواهرتون هستم
شما افسون شده ها هستين
جادوگراني که مقدر شدن تا دنيا رو از
عذاب قريب الوقوع نجات دهند
اونها من رو روشنفکر صدا ميزنند
ظاهراً يه زن از خدمه ي نظافت ادعا کرده
يه لکه سياه سعي کرده خفه اش کنه
و بعدش از دريچه ي هوا فرار کرده
يه لکه سياه ؟
من بهت نگفتم که راجب اون شيطان چي ميدونم
اينو جا گذاشته اون لکه سياه
يک شکلِ اوليه از قاصد هستش
احتمالا دنبال شکارِ يک ميزبان هستش يه جسم انساني
و اگه يکي پيدا کنه
همه چيز عوض ميشه
.
،هي بچه ها وقتي گفتم بايد بيشتر تمرينات هوازي انجام بديم
بيشتر منظورم کلاس دوچرخه زدن با دستگاه بود
ميسي ما بايد وصلش کنيم
عناصر رو در بيار اين چيز خيلي قويه
که بخوام متوقفش کنم
مگي اينم مالِ توئه
.
بگو که الان حين طلسم اتصال داري پيام نميدي
فکر نکنم متوجه شده باشي که الان
وضعيتم توي "کاپا" چقدر متزلزله
.
خدايا
.
من جلوشو ميگيرم
خدايا
منتظر چي هستي؟
همين الان بزنش
.
بدرک من يه طلسم براش دارم
راجب چي حرف ميزني؟
.
دوباره شکست در شبيه سازي
ملاني ورا ، چه فکري پيش خودت کردي؟
ميدوني ، همه رو نجات بدم ، يکم دهنِ اين شيطان رو سرويس کنم
با يکي از خطرناکترين طلسم هاي
.توي کلِ جادوگري اره و جواب داد
فقط به اين خاطر که من شبيه سازي رو
قبل از اينکه شما خواهرها کشته بشين متوقف کردم
...حرفش پيش اومد ، ميشه ما ميشه يکم از واقعي بودنِ اين
جلسات تمرين کاسته بشه
چون واقعا با روح و روان بازي ميکنه
من يه جادوگرم هري
تو نميتوني بهم بگي که از
بهترين جادوگر ممکن شدن ، دست بکشم
من به سادگي دارم بهت ميگم که با احتياط ادامه بده
همونطور که اغلب " جادو " راه حلي براي يه مشکله
.همونقدر هم ميتونه علتش باشه
و همينطور براي شما ، شديداً نااميدم کردي
. نميدونم چي شد ميسي تو بايد ريلکس باشي
من ريلکسم
جادو يه جور امتحان نيست که توش رتبه بياري
بايد به راحتي و طبيعي بودن مثل نفس کشيدن باشه
پس خواهشا ، سعي کن و زيادي ذهنت رو درگير نکن
تنها کسي که بايد توي اين کار باشه مگي ئه
يکم طنز و خنده رد و بدل ميکنه
!هي جادوگري بچه بازي نيست
اين کار نيازمنده تمرکزِ کامل هستش
تو خودت گفتي بايد به زندگيمون هم برسيم
نه درست وسطِ وظايفت
نه وقتي که قاصدِ جهنم
درست داره توي "هيلتون" ول ميچرخه
باشه، بيشتر توجه ميکنم
فقط خواهشا دوباره از اين حرفاي ترسناک نزن
اون ماده ي سياه که ميسي پيدا کرده بود
يه نشونه ي کامل از قاصد هستش
يکي از قدرتمندترين نيروهاي عالم اموات هستش
و همينه ديگه
بر اساسِ متون باستاني
تنها هدفش ، برخاستنِ تمامِ منابعِ شيطاني هستش
اربابش رو با اوج گرفتن ميزانِ شرارت احضار ميکنه
...با سيل و طوفاني از خون
و فرياد هاي بلند از عذاب و شکنجه ي انسان
توي زبان سومري بهتر به نظر مياد
اين اصلن يعني چي؟
ما مطمئن نيستيم
توي بيشترِ متون باستاني ، يه استعاره ي سنگينه
شگفت آوره
...چيزي که ما ميدونيم اينه که
قاصد نميتونه با شکلِ اوليه اش
زياد دور بشه
پس بايد حتما يه جسم انساني رو تسخير کرده باشه
يه جايي نزديکِ آزمايشگاهِ ميسي
پس بريم اونجا و پيداش کنيم
ولي سه تا
ساختمون دانشگاهي کنار محوطه ي دانشگاه هستش
. بعلاوه ي بيمارستان نصفِ انجمن هاي دانشگاهي هم فراموش نکن
اونها درست ميگن، مل .بزار بزرگان اين جسمِ ميزبان رو پيدا کنند
تو ميخواي من همينطور بشينم سرِ جام درحالي که يه مُشت جادوگرِ پير و خسته
کاري رو انجام بدن که من براش مقدر شدم ؟
نه، من ميخوام به تمرين ادامه بدين، و يکم احترام از خودتون نشون بدين
نسبت به شوراي حاکم قدرتمند و عاقلِ جادوگرانتون
چون به محض اينکه اونها اين شيطان رو پيدا کنند
با وجود وحشت غير قابل توصيف
به عهده ي شما سه نفر هستش که اين شيطان رو از بين ببريد
به عنوان افسون شده ها
من هرگز قرار نيست به کاراي اين انجمن برسم ، نه ؟
.
فمينيست هاي افراطي ، مردانگي رو جرم ميدانند
. "اونها بهش ميگن ، "زهرآگين
چرا؟ چون اونها همه ي قدرت رو براي خودشون ميخوان
و باور کنيد، اونها قدرت دارند
بعضي از اين جادوگرها ، از مردها قدرت بيشتري دارند
.
بهتره علت خوبي براش داشته باشي ، چون من وسطِ
.....ضبط يه پادکست
> .:. تقديم ميکند A3S .:. قسمت سوم از سريال افسون شده
چطوري من قاصدِ جهنم رو پيدا کنم؟
خداي من ، نيکو، سلام
منو ترسوندي متاسفم
توي تخت نبودي وقتي آلارمِ ساعتم خاموش شد
و منم که يه کاراگاهم ، بايد تحقيق کنم
خب همه چيز مرتبه پرونده بسته شد
تو تمامِ شب رو اين بالا بودي؟
نتونستم بخوابم خب منم شروع کردم يه سري
برگه هاي قديميه مامانم رو بخونم
خواهشا بگو که دوباره به قضيه مرگش گير ندادي
نه به اين خاطر نيست
.قول ميدم براي يه کلاسه
فقط نميخوام دوباره چيزي بين ما قرار بگيره
بهم اعتماد کن ، هيچي قرار نميگيره
باشه
مم
...واو وقتي اونو بزاري کنار
بجنب
نيکو
من نميدونستم شب رو موندي
ديدي، بهت گفتم اونقدر سر و صدا نکرديم
و اونم ديگه داشت ميرفت
روز خوبي داشته باشي
متاسفم نميدونستم
تقصير تو نيست
تقريبا مُچِ منم گرفت وقتي داشتم کتابِ سايه ها رو ميخوندم
نميدونم ديگه چقدر ميتونم
اين قضيه رو ازش مخفي کنم
خب با کتاب داشتي چيکار ميکردي؟
وظيفه ام به عنوان يک افسون شده
معلوم شد که يه راهي براي بدام انداختنِ هر شيطاني وجود داره
در شعاعِ 26 مايلي از ما
تنها کاري که بايستي انجام بديم اينه که يه بز رو قرباني کنيم
نبايستي کاري که بهمون گفته شده رو انجام بديم
و اين کار رو به بزرگان بسپريم
يادته سر اون قضيه ي تخته احضار روح چي شدش
شکر؟
نه تلخ ميخورم
!شکر
دادن زدن باعث نميشه که دلم بخواد بيشتر اينکارو بکنم
اونروز ، وقتي من
اون لکه سياه رو توي آزمايشگاه آزمايش کردم
توش حاويِ اسيد سولفوريک بودش
همه ميدونند چه اتفاقي ميوفته
وقتي اون اسيد رو با شکر ترکيب کني
نميخوام بزنم تو ذوقت ، ولي اين محاله که
يه چيز رايج باشه که همه خارج از حيطه دانشمندا بدونند
ميدوني که چطور سرکه و جوش شيرين باعثِ يک واکنش شيميايي ميشه؟
. اسيد سولفوريک و شکر هم همينطوره ، توي استروئيدها
يه دليل ديگه براي اينکه من عاشقِ "گياه استيويا " هستم
وايسا، اين کار ميتونه جواب بده خصوصاً توي جشن هالوين
ما توي آزمايشگاه آبنبات پخش ميکنيم ، يا در بخش مطالعات زنان
هرجايي که اون شيطان ميتونسته يه جسم رو تسخير کرده باشه
و اگه کسي يه چيز سياه داشته باشه ، ما ميفهميم
اون قاصدِ و بعدش از اون طلسم اتصال استفاده ميکنيم
که به دام بندازيمش
ضريبِ شکر بايد
به صورت دقيق باشه
شايد بتونم يه چيزي بپزم
. شيريني کوکي ، کلوچه يه ويفر شکلاتي درست ميکنم
چيه؟ شيريني پختن منو آروم ميکنه
اره بيا همون کوکي درست کن باشه
خب به همون اندازه که دلم ميخواد کمک کنم
، به عمليات هيولاي کوکي
به همون اندازه هم مشکلات بزرگتري دارم
بزار حدس بزنم بحرانِ کاپا؟
من به لوسي يه 200 دلاري بابت تعهدِ کناره گيريم ، بدهکارم
پس بايد شيفت کاري اضافي بردارم
.درست ميگي اين خيلي مهمتر از
نجات دنيا در برابر اون عذابِ قريب الوقوعه
اون قضيه به کنار ، ولي من تنها کسي نيستم که کارهام اولويت بندي داره
درسته ميسي؟ حد و حدودو رعايت کن
ببخشيد، فقط چون در تعجبي ، يکم ريلکس باش
گالوين با اين لباس فکر ميکنه که آشپزي
.
و منم واقعا متاسفم
...ماشينِ تحويلِ سرويسمون خراب شده و من
عزيزم، من واسه اين جور بهونه ها نيومدم اينجا
من واسه خوراکِ مرغ اومدم
ببخشيد
که مزاحم حرفتون ميشم ، من دکتر نيستم
ولي من قسمت مورد علاقه ام رو از سريال " آناتومي گري " ديدم
فکر ميکنم اين آقا دچار
بيماريه حساسيت به مرغه
هي جوجوي باهوش
کسي از تو نظر نخواست ديدي؟
No comments yet. Be the first to leave one.