最初の200行です。
وقتي داستان مردم ما گفته ميشه
.غيرممکنه که حقيقت رو از افسانه جدا کرد
داستان ما از خيلي وقت پيش شروع ميشه
.در شهر قديمي پراگ
در کل داستان،مردم ما
.جن زده شدن
.به قتل رسيدن
تا اينکه يک روز بزرگترين خاخام ما
ماهارال
وارد تاريکترين اعماق کابالا ميشه
و به يه مخلوق شبه خدايي .جان ميبخشه
.آروم باش
.آروم باش
.دهنت رو باز کن
.خاکستر به خاکستر،خاک به خاک
!بچه
!برو!همين الان برو
ولي وقتي يه مرد سعي ميکنه نقش خدا رو بازي کنه
.تاريکي بپا ميخيزه
.و همينطور هم شد
.کارمون تمومه
.حالا ميتوني بلند شي
.بخاطر کمکت خيلي ممنونم
هفت سال شومت تموم شده،هانا
.ديگه نوبت به هفت سال خوبت رسيده
.ممنونم،پرلا
دنياي ما بر روي جايگاه هاي شکسته ساخته شده
.و مرد هم همينطوره
.خارج از تاريکي،نور مياد
.خارج از مرد،زندگي شروع ميشه
.خارج از تباهي،رستگاري بپا ميخيزه
...بدن هاي ما زودگذر و ناپايدارن
.ولي روح ما ابدي هستن
.و يه گفته متناقضي هست
کسي ميتونه اسم عنصرهايي که
با ستاره داوود ترکيب ميشه بگه
.و يه مردي رو مجسم ميکنه،با بدن و روح
همه ماها عالم هستيم
يک آدم معصوم بين گناهکارن نيست؟
همه اين عنصر ها با هم ديگه
.خلقت يک مرد رو مجسم ميکنن
.و در کتاب مقدس کابالا بهش اشاره شده
.ـ مارکبا .ـ به عنوان مارکبا
سه ترکيب ستاره داوود
خيلي خب،بعد اينکه چيزي خورديم .به سر وقت اين هم ميرسيم
خيلي خب،بعد اينکه چيزي خورديم .به سر وقت اين هم ميرسيم
غذا دارين،بنجامين؟
.هانا برام غذا آورده
.بنجمين
...هفت سال ميشه از وقتي که
در اين لحظه شما هر گونه حقي رو داري
.تا زنت رو رها کني
و از دوباره شروع کني
با يه زني که وظيفه خودش .رو انجام بده
.من زنم رو تنها نميزارم پدر
.هر جور ميلته
گرگ کوچولوي من چطوره؟
.ميدوني،تو خيلي ترسناکي
حالتون چطوره؟
.خداروشکر
دلت ميخواد بياين داخل؟
بچه ها عاشق پذيرايي از .يه مرد ميشن
بچه ها عاشق پذيرايي از .يه مرد ميشن
دست شما درد نکنه
ولي فکر کنم که هانا احتمالا .يه چيزي آماده کرده
.بخاطر کتاب ممنونم
.ديگه دفعه آخره،هانا
.کابالا خيلي خطرناکه
ميگن که اگه يه مرد متن هاش .رو بخونه ممکنه ديوونه بشه،يا هم بدتر
ميگن که اگه يه مرد متن هاش .رو بخونه ممکنه ديوونه بشه،يا هم بدتر
....چه برسه که
يه زن اينکارو بکنه؟
.متاسفم
.فقط نميخوام آسيبي ببيني
.به اندازه کافي سختي کشيدي
باشد که اين عمل
.خدا به ما يه بچه بدهد
.يه پسر بچه
.آمين،آمين
کجا ميري؟
.تا مطالعه کنم
.هانا
.خدا اينجا،دور و برت ـه
.در مردم،در خود زندگي
ترکيب کلمات مقدس .در کتاب تورات مخفي شده
ترکيب کلمات مقدس .در کتاب تورات مخفي شده
کل آيات حضرت موسي
.براي شکافتن درياي سرخ استفاده شده
.مرکبا
.خلقت يک مرد
!مراقب سنگ ها باش
!خواهر،مراقب باش
!زودباش
.حالا پاک شدي
اي کاش مامان و بابا هنوزم اينجا بودن
.تا ازدواج تو رو ميديدن
.از همون بالا ما رو نگاه ميکنن
در کنار جوزف کوچولوي تو
.خدا بيامرزتش
.متاسفم
.همين الان بايد برگرديم
.بريم
خيلي نزديک به جايي که .آدم هاي کافر زندگي ميکنن شديم
طاعونه،دوباره .پخش شده
.ربکا و جيکوب
.پر بار و بچه دار بشين
.دوباره زمين رو مثل بذرها پر کنين
.با بچه هاي زياد
!آمين
حالا عروس هفت بار .دور داماد دورميزنه
عدد هفت سمبل .خلقت بي نقصه
.و تا اينکه دو زوج يکي بشن
.در شهر هوپا و در کنار هم
يکي يکي
افراد من مثل پروانه زمين خوردن
در حالي که گونه شما .داره جشن ميگيره
.خواهش ميکنم
!اين عروسي منه
!و داري جونمون رو به خطر ميندازي
!ربکا
معني اين کارا چيه؟
.دستم رو فشار بده
.اين دختر همه کس منه
و تو
مثل مردها نميتوني با ما بجنگي
.پس ما رو مثل موش ميکشي
.با طلسم هاي مزخرفت نفرينمون ميکني
در مريض شدن بچه تو .ما هيج دخالتي نداشتيم
اين طاعون به ماها نرسيده
.چون در اين روستا جدا از هم هستيم
.خدا ميبخشه و خدا هم ميگيره
.هانا،اينکارونکن
!اوه،نه،نه،نه!نه
مگر اينکه تو طلسم هات رو معکوس کني
و دخترم رو نجات بدي
به خودت
و خدات
.و کسي که مقصره نشون ميدم
.بيارش پيش من
.من درمانگر هستم
اگه بياريش خونه من
.کمکش ميکنم
!بابا
تا وقتي که دختر من !نفرين شدس کسي خارج نميشه
اگه کسي رو بيرون از روستا بگيريم
.کشته ميشه
حالت خوبه؟
.اين يه علامت،بايد توبه کنيم
.اراده اون رو قبول کنيم
.باشد که نامش ستايش شود
....و دعا ميکنيم
.با تمام توانمون دعا ميکنيم
.با تواضع
تا آخرش،من سه روز .رو براي عزاداري اعلام ميکنم
.بايد مقابله کنيم
.قصد توهين ندارم،خاخام
ولي جداي از دعا کردن .کارهاي ديگه اي هم ميشه انجام داد
.بايد از قوي ترين نيروهامون استفاده کنيم
نظرت اينه که با کتاب هاي بهشون حمله کنيم؟
.با حکمت کابالا ـه مقدس
.يه زن داره از حکمت هاي کابالا صحبت ميکنه
.کنجکاو ها دست بردار نيستن
ميتونيم از هفتاد دو حرف مقدس خدا استفاده کنيم
با کد مخفي داخل در کتاب خلقت
...و براي خودمون يه گــالــ
گالم بسازيم؟
!اصلا روحت هم خبر نداره راجب چي صحبت ميکني
اصلا چطور راجب اون کتاب
و کلمات مقدس خدا ميدوني؟
من که وسوسه نشدم نيروي عظيم
.کابالا رو کنترل کنم
.قبلا هم انجام شده
به نظرت کي ميتونه اين مخلوق رو بسازه؟
.حتما خود موسي ميخواد بسازه
.من ميسازم
داري ميگي يه گالم ميسازي
درحالي که نميتوني يه بچه به پسر خودم بدي؟
!ـ بايد براي خودمون بجنگيم !ـ برو خونه هانا
.فقط برو خونه
.يادت باشه
...اگه نتوني
.اينجا رو با خاک يکسان ميکنم
.ادامه بده
.خدايا،اوه خدا
.خداي بخشنده، و غم
التماست ميکنيم
.اين بچه مريض رو نجات بدي
.يه درمان بزرگي بفرست
و همه مردم زمين
بايد اين عمل هنري که اسمش
.با نام خداستُ بشناسن
....ـ آمين !ـ آمين
....ـ آمين !ـ آمين
...ـ آمين .ـ آمين
....ـ آمين !ـ آمين
....ـ آمين !ـ آمين
!برو خونه،يهودي
ربکا
با تو چيکار کردن؟
.باردار بودم
No comments yet. Be the first to leave one.