Obi-Wan Kenobi

Obi-Wan Kenobi

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 1

リリース情報

Obi Wan Kenobi S01E03 720p WEB-DL 6CH Pahe
Obi Wan Kenobi S01E03 1080p WEB-DL 6CH Pahe
解説: Black_sky
🔴‫🔴 30Nama ⸾ علی اکبر دوست دار و آرین Cardinal

タグ

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
公開日: 2022-06-02
ダウンロード: 53
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の194行です。

‫یه دختر رو دزدیدن. ‫می‌خوام پیداش کنم.

‫برو کنار

‫دیگه رنگش رو هم نمی‌بینی. ‫همه اینجا موندگارن.

‫« آنچه در اوبی‌وان کنوبی گذشت… »

‫یه جدای هست. ‫به ملت کمک می‌کنه.

‫یه موشی که دست می‌ذاره رو ضعف ملت

‫کمکم می‌کنی این دختره رو ‫که دنبالشم پیدا کنم

‫آره، کمک می‌کنم

‫بالأخره خودش رو آفتابی می‌کنه؛ ‫من هم منتظرشم

‫تو کی هستی؟

‫پدرت منو فرستاده

‫به خودت اجازه دادی بچه‌ی یه نماینده‌ی سنای ‫امپراتوری رو بدزدی؟

‫دختره رو کردم طعمه

‫کاری نکن

‫خودم کنوبی رو می‌گیرم

‫اگه کسی پرسید، تو دخترمی

‫بیشتر می‌خوره نوه‌ات باشم

‫- چی؟ ‫- هیچی

‫از وقتی تو رو دیدم، ‫تعقیب شدم، بهم شلیک کردن،

‫افتادم و کم مونده بود بمیرم،

‫الان یه سری تفتیش‌کن دنبالمونن

‫اون کجاست؟

‫برو به این مختصات. ‫اونجا کمکت می‌کنن.

‫تو تنها نیستی، اوبی‌وان

خبر نداشتی

‫آناکین اسکای‌واکر زنده‌ست

‫آناکین

« کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما‌ » :. @CinamaSub .:

‫« اوبی‌وان کنوبی »

« زیرنویس از علی اکبر دوست دار و آرین » ‫:. Ali 99 & Cardinal .:

‫استاد کوای‌گان

‫استاد

‫هستید، استاد؟

خبر نداشتی

‫اون زنده‌ست، اوبی‌وان

‫فقط عذاب در انتظارتـه

‫اوبی‌وان…

‫اوبی‌وان، بهم قول بده که ‫اون پسر رو آموزش میدی

‫اگه با من نیستی، ‫پس دشمن منی

‫وادارم نکن بکُشمت

‫من از جنبه‌ی تاریک اِبایی ندارم

‫دروغ‌های جدای‌ها رو می‌فهمم

‫کمکم کنید، استاد کوای‌گان. ‫بهم قدرت بدید.

‫آناکین اسکای‌واکر زنده‌ست

‫خیلی وقته دنبالت می‌گرده

‫اون تو راهـه، استاد

‫کنوبی کجاست؟

‫کاوشگرها رو اعزام کردیم. ‫تمام خروجی‌های ممکن رو ردیابی می‌کنیم.

‫اون تقاص مرگ مفتش اعظم رو…

‫جون مفَتش اعظم هیچ ارزشی نداره

‫فقط کنوبی مهمـه. ‫روشن شد؟

‫بله، سرورم

‫حواسم بهت بوده، خواهر سوم

‫می‌دونم دنبال چی هستی

‫خودت رو ثابت کن، ‫تا مفتش اعظم بعدی بشی

‫اگه ناامیدم کنی، ‫عمرت کفاف پشیمونیش رو هم نمیده

هنوز نرسیدیم؟

‫نمی‌تونی سرعتش رو بیشتر کنی؟

‫یه مسیر تجاریـه، لِیا. ‫دست من نیست.

‫نمیشه از نیرو یا چیزی استفاده کنی؟

‫روالش این نیست

‫پس روالش چیـه؟

‫نیرو

‫چه حسی داره؟

‫تا حالا از تاریکی ترسیدی؟

‫چراغ‌ها رو که روشن می‌کنی ‫چه حسی داره؟

‫احساس امنیت

‫آره، همین حس رو داره

‫لولا!

‫درستش کردی

‫ممنون

‫بهتره آماده بشی. چیزی نمونده

‫خیلی‌خب

‫بریم

‫یالا

‫اینجا دیگه کجاست؟

‫ماپوزو. یه سامانه‌ی استخراجـه

‫طبق مختصات، باید بریم بالاتر

‫البته اگه رفیق جدیدمون ‫دروغ نگفته باشه

‫- چرا باید دروغ بگه؟ ‫- همه آدم خوبی نیستن، لیا

‫اینجا همیشه این‌طوری نبود

‫پُر از مزرعه و خانواده بود

‫بعدش امپراتوری اومد و ‫همه رو نابود کرد

‫مگه امپراتوری قرار نبود ‫به مردم کمک کنه؟

‫خب، بعضی‌ها، مثل بابات، ‫در تلاشن به مردم کمک کنن

‫ولی انگار این روزها ‫تلاش‌شون راه به جایی نمی‌بره

‫بن؟

‫بن؟

‫نزدیکم بمون

‫توی یکی از سامانه‌های استخراجـه

‫- از کجا معلوم؟ ‫- ممکنه هر جایی باشه

‫محموله رو ردگیری کردم. الان باید ‫بقیه‌ی کاوشگرهامون رو هم اعزام کنیم

‫اینجا تو رئیس نیستی

‫اون جایگاهِ منـه، نه تو

‫نفر بعدی منم

‫همین الان با لُرد ویدر صحبت کردم

‫خودت باهاش حرف زدی؟

‫ازم خواست رهبر عملیات جستجو بشم

‫مگر اینکه به نظرت ‫باید طبق دستورات تو عمل کنم

‫کاوشگرها رو اعزام کنید. همین‌الان

‫من به حقم می‌رسم، خواهر سوم

‫تو هم همین‌طور

‫امیدوارم

‫واقعاً امیدوارم

‫خب، یادت باشه، اگه کسی پرسید، ‫ما مزرعه‌داریم، اهل تاول

‫تو دخترمی، حرف هم نمی‌زنی

‫نمی‌تونم حرف بزنم، ‫یا دوست ندارم حرف بزنم؟

‫حرف نمی‌زنی

‫فهمیدم

‫خودشـه

‫بهمون گفت بیایم اینجا

شاید فقط دیر کردن؟

‫شایدم الکی گفته. می‌دونستم! ‫نباید بهش اعتماد می‌کردم

‫- از کجا معلوم… ‫- کسی نمیاد اینجا، لیا

‫خب، اگه دست‌تنهاییم که کمک لازم داریم

‫چیکار می‌کنی؟

‫شاید بتونه ما رو برسونه به بندرفضایی

‫آخه خطرناکـه

به نظر آدم خوبی میاد

‫لیا

‫خب، سرت رو بگیر پایین

‫یادت باشه، تو حرف نمی‌زنی

‫سلام! من لوما هستم. ‫این هم با… بابامـه.

‫این پدرمـه، اُردِن. ‫ما مزرعه‌داریم، از تاول.

‫سلام علیکم. من فِرِکـم

‫پدر، نمی‌خوای سلام کنی؟

‫سلام

‫در حال سفر بودیم و ‫و توی این مزرعه‌ها گم شدیم

‫چه ماجرای عجیبی

‫یه مقدار راهمون رو گم کردیم

‫می‌خوایم خودمون رو برسونیم به ‫نزدیک‌ترین بندر. باید بریم خونه

‫خب، من همون سمتی میرم. سوار شید

‫نه، مزاحمتون نمیشیم. ممنون. ‫فقط آدرس می‌خوایم.

‫بیا، پدر؛ کلی راه رفتیم

‫ممنون، فرک

‫خواهش می‌کنم. بپر بالا

‫نگران نباشید. ‫سه سوته می‌رسیم بندر.

‫خب، گفتید اهل کجایید؟

‫- تاول ‫- تاول

‫تاول مردم خوبی داره. ‫مخارج‌شون رو میدن، مطیع امپراتوری هستن.

‫صد درصد. ما خیلی امپراتوری رو دوست داریم

‫خوشحالم آدم‌های هم‌عقیده رو می‌بینم. ‫یه خرده نظم که به جایی برنمی‌خوره، نه؟

‫باز ماشین‌تون دیر کرده؟

‫طبق معمول

‫خب، بیاید بالا. ‫با دوست‌های جدیدم آشنا بشید.

‫ممنون، فرک

‫اینها اُردِن و لوما هستن. ‫دارم مجانی می‌رسونم‌شون بندر.

‫شما از کجا میاید؟

‫دارن منتقل‌مون می‌کنن؛ ‫دنبال یه جدای می‌گردیم

‫یه جدای؟ اینجا؟ ‫امیدوارم در خطر نباشیم

‫نه، پیداش می‌کنیم. ‫همیشه همین‌طوره.

‫تو معدن‌کاری؟

‫مزرعه‌دارم، اهل تاول

‫اینجا چیکار می‌کنید؟

‫ماجراش مفصلـه

‫مسیرمون طولانیـه

‫منو آورد اینجا تا جایی رو ببینم که ‫با مادرم قبل از فوتش آشنا…

‫اون دیگه بین‌مون نیست

‫بهمون خیلی سخت گذشته

‫تو چی؟ ‫چیزی راجع‌به یه جدای نمی‌دونی؟

‫اگه جدای ببینم که نمی‌شناسم

‫چیزی به گوشِت نخورده؟

‫هیچی. مطمئنید توی همین سیاره‌ست؟

‫می‌دونن دارن چیکار می‌کنن، لیا

‫آخه فقط…

‫بهش گفتی لیا

‫آخه فقط…

‫مگه اسمش لوما نبود؟

‫لیا اسم مادرش بود

‫بعضاً قاتی می‌کنم

‫گفتم که، بهمون سخت گذشته

‫بعضی وقت‌ها که به لوما نگاه می‌کنم،

‫چهره‌ی مادرش رو می‌بینم

‫دل همه‌مون براش یه ذره شده

‫خب، حواستون باشه

‫اگه چیزی دیدید، گزارش بدید

‫- حتماً ‫- به روی چشم

‫ما پیاده میشیم! ‫ممنون، فرک!

‫بیاید بریم

‫یه نگاه به اون تی‌۱۶ میندازم

‫چه وظیفه‌ای بهت دادن؟

‫چیـه؟

‫تو می‌شناختیش؛ ‫مادر واقعیم رو میگم، مگه نه؟

الکی یه چیزی تعریف کردم

‫تمام این مدتی که می‌شناسمت، ‫یه چیزی رو ازم قایم می‌کردی

‫- بهم دروغ می‌گفتی ‫- لیا

‫تو پدر واقعیم هستی؟

‫کاش می‌تونستم بگم آره،

‫ولی نه، من پدر واقعیت نیستم

‫گاهی وقت‌ها سعی می‌کنم تصور کنم ‫که پدرم چطوری بوده

‫این حست رو می‌شناسم

‫ما جدای‌ها رو هم توی بچگی ‫از خانواده‌مون جدا کردن

‫هنوز هم یه تصویرهایی...

‫یه نماهایی از شال مادرم و دست‌های پدرم ‫میاد جلوی چشمم

More Farsi Persian subtitles for Obi-Wan Kenobi

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left