最初の200行です。
"زمان بندی زیرنویس درسته و فاقد آنچه گذشت میباشد"
.سلام
.صبح بخیر پسرم
چه خبره؟
.داغونه
.دنیا کاملا از بین رفته
.آره
،میدونی ،روزای قدیم
میدونیستی آدم بدها کی هستن
.هیتلر، توجو ««توجو نخست وزیر ژاپن در جهنگ جهانی دوم
.اون موقع ها راحت تر شناخته میشدن
،آره خب .همه چی به گند کشیده شده
!هی! یا امام خمینی
.جلو پات رو ببین کس موتور
از فضای باز حرکت کن ملت ببیننت
.تا لهت نکنن
.هی دارم با تلفن حرف میزنم خفه میشی؟
!تدی
میتونی امروز منو ببری داروخانه؟
.باید قطره واسه چشمم بگیرم
.میخوام برم سر کار بابا
.من که مسئول حمل و نقل نیستم !تدی
چی؟ .دستشویی ـم
بیا پایین و با رفیق .ریزه میزهت صحبت کن
.به من نگو ریز
.یه قلاده بگیر عزیزم
!اینو میبرم گردش
،میدونی .چشام خشک و بی آبه
،توی راه برگشت قطره واست میگیرم
راحت شدی؟
میدونی چه نمونه بود، آره؟
.گوشی دستت
.بله
.بعدا زنگ بزن .در حال صحبتم
کی بود؟
.-جین، جنی -جنت؟
من شبیه پیام رسانم؟ ها؟
.آره دوباره اومدم
.آدمای این اطراف دیوونه اند
.خیلی خب من رفتم
!هی، قطره هام یادت نره
.باشه باشه باشه
.همونایی که روش آبیه
!باشه بابا
"مل" داری چی میگی؟
.من شرط بندی کردم
."5 دایم روی تیم "جتز
.نه. نه نبستی
.دیشب یه ساعت قبل از بازی بهت زنگ زدم
.من همه رو به ذهن میسپارم
،میدونم همه چی رو به ذهن میسپاری
.ولی توی ذهن منم تو 1250 دلار بهم بدهکاری
.قاطی کردی
.تو قاطی کردی نه من
.تو دغل باز عوضی
.دیگه کاری باهات ندارم .تموم شد
!عوضی
با زنت به مشکل برخوردی؟
نه، دلال شرط بندیم
.20ساله که باهاشم
.تا حالا یه اشتباه هم نکرده
حالا دیشب روی بازی ."جتز" شرط بستم
.یه بازی عالی .که من شرط بندی کرده بودم
.میگه شرط بندیم رو اعلام نکردم
.دزد عوضی
خب مگه شرط بندی ها رو نمینویسه؟
.نه. میگه به خاطر میسپاره
،اینجوری ،اگه دستگیرش کنن
.هیچ سند نوشتاری نباشه
.دیگه باهاش شرط نمیبندم
.-هیچوقت .-سلام
سلام "گریتی"، برید با فرانک .اطراف شهر رو آب پاشی کنین
.خب اینجا نیست رئیس
-چی؟ -همین الان باهاش حرف زدم
.و گفت حدود یه ساعت دیگه میاد
اینا فکر کردن میتونن هروقت دلشون خواست
.خرامان خرامان بیان سر کار
.خب پدرش دیشب سکته کرد
.-وای نه .-آره
ای خدا، حالش چطوره؟
.فکر کنم نصف بدنش فلج شده
.خیلی داغونه
.خیلی سخته
.خیلی خب .برو وسایل رو تمیز کن
عزیزم اون کاسهی غلات
.خیلی بزرگیه
همهش رو میخوری؟
.با "کانر" باهم میخوریم
اونجوری فقط یه کاسه .و یه قاشق کثیف میشه
خب کوتیز جی؟ «اصطلاحی بین بچه های خردساله که زمانی «با جنس مخالف رابطه داشته باشن توسط دیگر بچه ها مسخره میشن
یعنی کوتی با برادر بدتر از همهست مگه نه؟
،ما از یه خانوادهایم و یه جور کوتیز داریم
.-پس اشکالی نداره .-سلام
.غلهی زیادی داری کوچولو
تو چند دقیقه پیش بهم زنگ زدی؟
آره. کی جواب داد؟
.ندونی بهتره
چی شده؟
.اه یکم پول میخوام
اون پول هایی که تازه واسه کارتت دادن
چی شد؟
.میدونم میدونم
،ولی تهویه هوا خراب شده
.و به "اُبراین" زنگ زدم
.گفت تعمیرش 4800 دلار آب میخوره
.یا ابوالفضل مگه با هلیکپوتر میارتش؟ 4800؟
اینقدر پول از کجام بیارم؟
.نمیدونم. دفعهی قبل که زیاد مشکل نداشتی
آره بذار شلوارمو بکشم پایین
و از درخت پول که توی کونم .درحال رشده بردارم
.خدایا
.ببینم چکار ازم برمیاد
،ممنون .و اه، یه خواهش دیگه دارم
چی؟
هفته آینده اوضاعت چجوریه؟
،این نمایشگاه داخل مدرسه رو دارم
.و ممکنه نیاز باشه حواست با بچه ها باشه
فکر کنم چهارشنبه و پنجشنبه شیفت دوبل دارم
.ولی باید برنامهم رو نگاه کنم
.باشه، شایدم نیاز نشه
پول رو واسه کی میخوای؟
.هرچه زودتر بهتر
.چه سوال تخمی پرسیدم
قسمت دوازدهم: ترک کردن
مـحــمــد :تــرجـمـه و زیــرنـویـس M0hammad2020
سلام کیر مصنوعی
چطوره کون استخونیت رو بکشی بهم
و بیای موتورهامون رو بشوری؟
چطوره بجاش بزنم توی تخمات؟
.اوه خدایا .کوین
چطوری رفیق؟
!ایولا
!اینجاییم !سهر نیویورک! نیویورک
.-باورنکردنی ـه !-آمادهی جشن
نزدیک ترین بار کجاست؟
.فکر کردم تا هفتهی دیگه نمیایین
.برنامه عوض شد گوش کن، اشکال نداره
-چند روز اینجا بکپیم؟ .-نمیدونم باید با رئیس چک کنم
.رئیس به تخمت .من پسر عموتم
.-بالاتر از همهام .-درسته
و میدونی، آتشنشان هم هستیم .جوری نیست که سه تا خیابونی باشیم
.باشه میتونین بمونین .فقط شلوغ کاری نکنین
.میدونین، مثلا آروم باشین
.فوری فوتی 4800 تا نیاز دارم
نمیدونم تامی
"آرلو" در حال حاضر
.از دستت ناراحته
.ممکنه نخواد کمکت کنه
چرا ازم ناراحته؟
.گفته صبح سعی کردی لهش کنی
.بهش گفتی ریزه میزه
فقط پول رو بهم بده، باشه؟
.باشه باشه
گوش کن، موقع برگشت
.یکم کالباس بگیر
.همه بیرونیم
.و یه کنسرو خوک هم بگیر
.ترجیحا دانمارکی
.باشه باشه. خدایا توبه
.-سلام -چی شده؟
.الان از "جرسی" برگشتم
.پدرم دیشب سکته کرد
.-متاسم .-آره
.هی
کجایی؟
.سلام
چی شده؟
.بابا امروز میبرم سرکار
جدی؟
.یالا بیا بریم داخل
.بجنب
دیگه میدونی، مادرم از این به بعد
...باید مراقب پدرم باشه، برای مدت
.خب خدا میدونه
.پس حالا برگشته پیش من
.بابا پزرگم مریضه
...اوه آره این .متاسفم خیلی بده
.آره دست رو دلم نذار
خب تمام روز اینجا میمونه؟ اگه تماس داشته باشیم چی؟
.هنوز فکر اونجاش رو نکردم
.نمیدونم
شاید "لورا" بمونه
،و مراقبش باشه .و یه فایده هم داشته باشه
.نقشه بدی هم نیست
میشه یکی از اینا بهم بدی؟
.ممنون
سلام، فرانکو، بابات چطوره؟
.هنوز مشخص نیست رئیس
.همش بهوش میاد و از هوش میره میدونی؟
.اه
.سلام، سلام عزیزکم
حالت چطوره؟
جریان این چیه؟
.اوه این دخترمه رئیس
میدونی پیش پدر مادرم بودم ...ولی الان
،ببین نمیخوام لاشی بازی دربیارم
،این کلمه رو تو نباید اصلا بگی
.ولی قوانینی هست
.میدونم رئیس .فقط چند ساعت بهم وقت بده
.مطمئن باش از اینجا میره .قول میدم
No comments yet. Be the first to leave one.