Vikings

Vikings

Farsi Persian 字幕をダウンロード

シーズン 5

リリース情報

Vikings Season5 Ep 1-10 720p BluRay X264-DEFLATE
Vikings Season5 Ep 1-10 1080p BluRay X264-DEFLATE
解説: Naser_69
░▒╠►ناصر اسماعیلی | DibaMoviez.Com

タグ

BluRay
x264
1080
720p
720
公開日: 2018-08-13
ダウンロード: 77
聴覚障害者向け: No

Farsi Persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

ترجمه از ناصر اسماعیلی

‫می‌دونم همتون دارین به چی فکر میکنین

‫ولی اشتباه میکنین!

‫من نمی‌خواستم بکشمش

‫مجبورم کرد بکشمش

‫منو دست انداخت، مسخره‌م کرد

‫می‌خواستین چیکار کنم؟

‫چجور مردی،

‫برادر خودش رو دست میندازه ‫و درباره‌ش دروغ میگه؟

‫و چه دروغ‌هایی گفت؟

‫خب، تو هم به خوبی من میدونی ایتسرک

‫اون گفت تو یه مرد واقعی نیستی

‫و اگه این حرف رو به تو میگفت تو چیکار میکردی اوبه؟

‫اگه تو یه "مرد واقعی" بودی چیکار میکردی؟

‫به خدایان و تمام مقدسات قسم

‫که هیچوقت نمی‌خواستم بکشمت

‫خشم منو فرا گرفت

‫و نمی‌تونستم فکر کنم

‫واقعاً متاسفم

‫نمی‌تونی فرماندهی ارتش بزرگ رو بهش بدی

‫این وظیفه‌ی توئه اوبه

‫تو برادر بزرگشی

‫تو فرماندهی رو بگیر

‫بهت گفتم، این به من مربوط نیست

‫من نقشه دارم به مدیترانه برگردم...

‫با هافلدان

‫اول به کتگات برمیگردی؟

‫قصدی برای این کار ندارم

‫تقدیرم میگه فرصت نیست

‫پس من میرم اونجا

‫و به لاگرتا درباره‌ی

‫انتقام مرگ پدرت

‫و شکست دادن ساکسون‌ها میگم

‫و هدیه‌ی بزرگ سرزمین به مردم‌مون

‫و به مادرم،

‫و توروی و بچه‌ها بگو،

‫که بهشون فکر میکنم،

‫و برمیگردم،

‫اگه خدایان اینو بخوان

‫نوش

‫نوش

‫اینجا پر از خاطرات ترسناکه

‫خدا به داد عاملینش برسه

‫اگه جسد شاه اکبرت اینجا باشه، ‫باید پیداش کنیم!

‫بله عالی جناب!

‫پخش بشین!

‫فرمانده! به افرادت بگو پیش بیان!

‫اونجا رو بگردین!

‫دنبال بازمونده‌ها بگردین!

‫می‌تونیم اینجا رو بگردیم؟

‫افراد بیشتری بیارید!

‫آره! پنج تای دیگه!

‫به پیش!

‫ببندینش!

‫وقت غذاست!

‫باید عجله کنیم!

‫اونا رو ببر جلو بذار

‫- اینارو بگیر! ‫- مراقب باش!

‫- دست توئه؟ ‫- یه دور دیگه!

‫فرار نکن!

‫مطمئنی؟

‫نمی‌فهمم چرا میخوای از من جدا بشی

‫ما برادریم، به هم تعلق داریم

‫همیشه رویای مشترکی داشتیم

‫نه، این رویای توئه

‫تو میخوای شاه نروژ بشی

‫این رویای من نیست که بشم برادر

‫شاه نروژ

‫پس رویات چیه؟

‫میخوام سفر کنم

‫منظورم اینه، آرزوت چیه؟

‫تو اندازه‌ی جفتمون آرزو داری برادر

‫من یه آدم ساده‌ام

‫سفر به انتهای دنیای شناخته‌شده،

‫برای من کافیه!

‫دلم برات تنگ میشه

‫همه یه برادری میخوان تا پشتش رو داشته باشه

‫هنوزم همینکارو میکنم

‫هر جا که باشم

‫برو پیش دوست‌پسر جدیدت! ‫پیش هم خوش باشین!

‫داره مد میشه، باید بریم

‫سمت چپت

‫فقط چیزایی که بدردمون میخوره!

‫بهتره بکشیش پایین

‫- بازم بگردین ‫- آتیش لازم داریم!

‫خراب شده، به درد نمی‌خوره

‫هرچی می‌تونید جمع کنید!

‫بکشش!

‫شاید بتونیم ازش استفاده کنیم!

‫فکر کنم شاهمون رو پیدا کردیم

‫مردمان بی‌خدا

‫ببین چیکار کردن

‫ما باید اینجا رو که توسط اون وحشی‌ها

‫غارت شده تمیز کنیم و مثل اولش کنیم

‫به مردمی که از اینجا فرار کردن ‫بگین امنه که برگردن اینجا

‫بله عالی‌جناب

‫راه برو!

‫فلوکی!

‫چرا داری یه قایق اسباب‌بازی می‌سازی؟ ها؟

‫این اسباب‌بازی نیست

‫این یه قایق یه نفره‌ست

‫به کس دیگه‌ای برا پیش بردنش نیاز ندارم

‫و فکر کردی باهاش کجا میخوای بری؟

‫هر جایی که خدایان تصمیم بگیرن

‫نمی‌خوام بری

‫هنوز توی جنگ با مسیحی‌ها بهت نیاز دارم

‫برادرای من خیلی دل‌نازکن ‫و تو اینو میدونی فلوکی

‫خواهش میکنم

‫میدونی که برام مثل پدر می‌مونی

‫نه

‫پدر واقعیت رگنار لاثبروک بود

‫مشهورترین آدم جهان

‫هیچوقت اینو فراموش نکن آیوار

‫وگرنه خدایان تنبیهت میکنن

‫حالا بذار به قایقم برسم

‫نمی‌تونی ترکم کنی

‫برادرام...

‫باور نمیکنن که نمیخواستم سیگارد رو بکشم

‫ولی من نمیخواستم بکشمش ‫اون برادرم بود

‫همم؟

‫برا این نمی‌تونی بری

‫خیلی تنها میشم

‫باید برم آیوار

‫با مردن هلگا هیچی برا من نمونده

‫این دنیا دیگه برام جذاب نیست

‫برا همین من خودم رو به امواج ‫و بادها تسلیم میکنم

‫و به اراده‌ی خدایان

‫هر چه پیش آید

‫قلبم شکسته

‫درست میشه

‫آیوار بی استخون

‫تنبیه کننده‌ی جهان، ها؟

‫به من نیازی نداری

‫پاروها رو بردارید!

‫موفق باشید!

‫- موفق باشید! ‫- به سلامتی برگردید!

‫خدایان همراهتون!

‫پارو بزنید! سرعت رو کم نکنید!

‫ثور به همراه شما باشد!

‫و اینچنین جسد اکبرت،

‫شاه مرسیا و وسکس، برتوالدا

‫شاه شاهان، رو به زمین تقدیم میکنیم

‫همانطور که پروردگار میگوید،

‫" من هم رستاخیز هستم و هم زندگی

‫هر کس که به من ایمان داشته باشد ‫گرچه مرده باشد زنده خواهد بود

‫هر کس که زنده باشد ‫و به من ایمان داشته باشد

‫تا ابد

‫نخواهد مرد" آمین

‫آمین

‫چرا شمالی‌ها گذاشتن زنده بمونی؟

‫نمی‌دونم

‫فکر کنم علاقه‌ای به من نداشتن

‫پس وقتی فرصتش رو پیدا کردم، ‫فرار کردم و قایم شدم

‫و اینجا چه خدمتی میکردی؟

‫من شاهد و نویسنده‌ی

‫پیمانی بودم که بین شاه اکبرت ‫و پسران رگنار واقع شد

‫که به وسیله‌ش اون‌ها مالک زمین‌های آنگلیای شرقی شدن

‫حتی از سر ترس از مرگ،

‫شاه اکبرت نباید بخشی از میراثش رو به اون کفار می‌فروخت

‫نفروخت

‫منظورت چیه؟

‫برا اون نبود که بفروشه

‫بهتره خودت توضیح بدی

‫شاه اکبرت، قبل اینکه خانواده‌ش رو بفرسته بره

‫به نفع پسرش شاهزاده اثلولف ‫از پادشاهی کنار رفت

‫پس اثلولف پادشاهه

‫و زمین اهداشده بی‌ارزشه

‫بله

‫شاه مرده

‫زنده باد شاه

‫باید اینجا رو خشک کنن

‫اونو بگیر

‫این تورها لازمم میشن

‫ادگار!

‫چطوره؟

‫آلفرد

‫داره می‌میره؟

‫نمی‌دونم

‫نمی‌دونم

‫همونطوریه که پدر مقدس گفت

‫خدا شمالی‌ها رو فرستاد اینجا ‫تا مجازات‌مون کنن

‫بخاطر غرورمون تنبیهمون کنن

‫تمام شرارت‌هامون و تمام رفتارهای زشت‌مون

‫و چطور می‌تونی انقدر مطمئن باشی اثلولف؟

‫چون راه دیگه‌ای نیست تا بفهمی چی سر ما اومده

‫- هیچی ‫- البته

‫البته، خدا !

‫آلفرد باید... باید بخاطر گناهانمون بمیره؟

‫بخاطر گناهان من!

‫نه!

‫هیچکس بی‌گناه نیست جودیث

‫و فقط می‌تونم دعا کنم

‫که پروردگار ما تصمیم بگیره ‫با ما مهربون باشه

‫و یاورمون باشه،

‫و دوباره چهره‌ی تابانش رو به ما بتابونه

‫میخواستی بدون گفتن ‫به ما بری فلوکی؟

‫میخواستم زحمت سعی کردن برای ‫جلوی منو گرفتن رو از رو دوشتون بردارم

‫ولی بهرحال اینکارو میکنیم

‫و نمی‌تونین

‫پس بیاین بجاش درست ‫از هم خدافظی کنیم

More Farsi Persian subtitles for Vikings

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left