最初の200行です。
بریم
دختررو بده من
نه
نه
عزیزم تو خوبی؟ نه
هی
نه
اون سوار این هواپیما نمیشه
لعنتی
به خدا قسم اگر آسیب بهش بزنی
یه گلوله تو سرت خالی میکنم
شلیک میکنم عوضی
اگر سد راهم بشی
یه راه دیگه پیدا میکنم
نزدیک تر بیای میکشمش و داستان تموم میشه
بابایی
بابایی؟
به باباییت بگو که اسلحشو بذاره زمین
اون میگه تسلیم بشی بابایی
خیلی خب عزیزم
بابایی
مترجمین: میلاد، فائزه طالبی، مرتضی کاویان پور، مهرسان
کمی پیش، همان روز شهر بوفالو، ایالت نیومکیزیک
مترجمین: میلاد، فائزه طالبی، مرتضی کاویان پور، مهرسان
هی عزیزم هی
قرارت 30 دقیقه دیگست
قراره بیای دیگه درسته؟ آره تو راهم
فقط باید یه دقیقه ای بیرون از ماشین
استراحت کنم
به کافئین احتیاج داری؟
خب تو مجبورم کردی که سیگار نکشم منم نکشیدم مگه نه؟
ما میتونیم قهوه رو اول لیست بعدیمون بذاریم
خانوم معمولی باشه لطفا فقط دیر نکن باشه سرباز کوچولو؟
عزیزم
جیسون؟ حالت خوبه؟
ممنون
عزیزم داری منو میترسونی
من خوبم عزیزم
دوست دارم منم دوست دارم عزیزم
یکم دیگه میبینمت
ممنونم خانوم
بله خانوم
هی ملون؟ از صبح این سومین نفره
بذار حدس بزنم باربارا؟ بله
ببین بهش گفتی که ما نمیتونم کاری واسه ترافیک بکنیم وقتی که
افسر ظاهر میشه؟ بهش گفتم ولی ظاهرا
اون امروز صبح بخاطر ماشین های زیاد تو شهر دیر به کارش رسیده
خدایا این فقط دوتا ماشینه الان کیه
نمیدونم حتی اداره پلیس واشنگتن هم به من نگفته
باید یکمی بالا باشه سرپرست اداره سربازان
خب اونا که کنار درخت بلوط نمیرن برای ماهیگیری
هی عزیزم
ببخشید
چهارده دقیقه دیر کردی
میدونم میدونم و
راستش فکر میکردم که امروز بتونم سریع باشم
و خیلی هم تلاش کردم
اینا همکار های منن
میدونم میدونم
گوش کن گاترمن با کسی
در مورد اینکه من بهش چی گفتم حرف نمیزنه خب
نه نه معلومه که نه خیلی خب
ولی میخوام بدونم که چی میشه
میدونم که میخوای میدونم که میخوای
هنوزم میخوای ناهار بخوری؟ آره البته
از مادر سارا خواستم که سارا رو بذاره اینجا
بخاطر اینکه این چیزا سر موقع انجام نمیشند میدونی
آره کار خوبی کردی حالت خوبه؟
آره میدونی فقط هوای سرده که اینو برام سختش میکنه میدونی
گوش کن فکر میکنم سارا احتمالا از تیم بره
چی؟ اون از تکل بند بالا میره
فکر میکنم به یه دختر هم آسیب زد این کار عمدی بوده؟
باورش برای منم سخته که اون بخواد همچین کاری رو از رو عمد انجام بده
میدونی فکر میکنم اون از قدرتش خبر نداره
ما باید در این مورد موقع ناهار صحبت کنیم. میدونم
فقط خواستم که تو از قبل بدونی
ممنون ببخشید آقای هیل شما باید چک بشید
من با ایشونم
شما مرد خوش شانسی هستید ولی باید اینو امضا کنید
باشه
بعدا میبینمت خیلی خب بعدا میبینمت
الان امضا میکنم
شما میدونید که قوانین چطور کار میکنند درسته؟
شما به میز حراست اومدین و چک میشید
من به شما عبور یک روزه میدم و شما یک دکتر رو ملاقات میکنید
میبیند که چطوری کار انجام میشه؟
میبینم که چطور کار انجام میشه خانوم واندا
ولی من جیسون هیل هستم و هرروز اینجام
خب جیسون هیل هم باید امضا کنه
بیا جیسون هیل هم باید امضا کنه
اوممم آره باید بکنه خانوم واندا فکر کنم تماستون رو از دست دادید
فکر کنم شما یک رژه نظامی خوب رو میتونید انجام بدید
فکر میکنم که بهتره تو کار خودم خدمت کنم اینم اجازه عبور یک روزه شما
فراموش نکنید که موقع برگشت باید این رو پس بدید
یادم نمیره خانوم واندا
روز خوبی داشته باشید آقای هیل
شماهم همچنین خانوم
خرابه خانوم
ما نباید یه آسانسور خراب تو بیمارستان داشته باشیم
ما سربازهای زخمی و ویلچری و معلول داریم
میفهمم و اینو تو دستورات تعمیر اضطراری قرار میدیم
خب امیدوارم اونا زودتر خودشون رو برسونن اینجا
21 روز قبل
جانی ببینم قبلا گاوبازی کردی؟
من کردم
هزاران آدم وایمستند و مردن حیوان بیگناه رو تماشا میکنند
وحشیانست
فقط منو بکش
چیزی که تماشاچی ها نمیبینند
اینه که گاو قبل از اینکه با مبارز برخورد کنه آسیب دیده
اون گاز گرفته شده و خونیه
و در مونده شده قبل از اینکه بیاد تو رینگ مسابقه
به نظرت این موضوع گاوباز رو کمی شجاع نشون نمیده اونم
جلوی اون جمعیت تشنه خون؟
نه
من دیگه نمیخوام به حرفات گوش کنم
گاو هنوزم یک شانس داره
بعضی وقت ها گاوباز بی حوصله میشه
ولی من همیشه میخوام گاو ببره
لعنت به تو
اریک
ممنون
تو یه آدم سرسختی، اعتراف میکنم
حاضری واسه خدا و کشور بمیری براش احترام قائلم
تو جاناتان فرگوسی اهل ایالت واشنگتن هستی
آه شمال غربی زیباست
و وظیفه تیم شما گیر انداختن
داوید رابیکوف بوده سال قبل
اون کجا نگهداری میشه؟
میخوای که توماس کوچولو
بمیره؟
شرط میبندم که تو تامی صداش میکنی نه؟
برو به جهنم
میترسم که اونجا با من باشی جاناتان
ولی سوال اینه که دیگه کی به تو میپیونده؟
ها؟
زنت ربکا؟
خواهر کوچیکترت، میشل؟
برادر زادت الیسون؟ میدونم که کجا زندگی میکنن
من همچی رو در مورد زندگی کوچیک تو میدونم ولی
من آدم این خشونت غیر ضرور نیستم ها
حالمو بد میکنه
انتظار درگیری بیشتری داشتم
تو به ما میگی
چون اگر نگی همه اونا میمیرن
و اگر سریع نباشی آدم هایی مثل اریک
کارهای وحشتناکی بخاطر پول میکنند
حالا من اریک رو معرفی میکنم
کی دستور دستگیری برادر منو داد؟
کار تیمسار دیویسه؟
تیمسار آرتور؟ تیمسار ولچ؟
آه تیمسار ولچ
خوبه الان میدونیم
تیمسار ولچ دستور دستگیری برادر منو داده
تو چیزی نمیدونی
اون کجا نگهداری میشه؟
هوم؟
برادر من کجا نگهداری میشه؟
اون کجا نگهداری میشه؟
اسم من جاناتان فرگوسیه
شماره سریال آره آره میدونیم
اون کجا نگهداری میشه؟
اسم من جاناتان فرگوسیه
شماره سریال وی 113
اریک شماره سریال
اسم من جاناتان فرگوسیه
شماره سریال من
اسم من جاناتان فرگوسیه
خب از کجا میخوای شروع کنم؟
با خودته
باشه ولی وارد همه قسمت هایی که باعث احساس من شده
و چیزهای کوفتیه دیگه باشه؟ چون اون
من ازت نپرسیدم که چه احساسی داری یا چیزهای کوفتیه دیگه
باشه خوبه خوبه
تو هنوز در مورد اون حادثه ای که باعث شده بیای اینجا
حرف نزدی
همه چیز رو بگو تمام حقیقت رو
آره فقط حقیقت رو
باشه میدونی ما تو گشت بودیم
سرد بود خدای من
بیشتر از سرمای اینجا
و جری یک جوک گفت
جری یکم دیوونه میزد
هی تو هی
شنیدم که جانی با همسر من بوده
زمانی که من خدمت میکردم مرد
من خیلی بهش اهمیت نمیدم
ولی من همچین آدم عوضی رو اگر نوشیدنی منو بخوره میکشم
اون بیشتر از هر کسی که تو زندگیم بوده منو خندونده جری
و من بشکل افتضاحی به این جوک میخندیدم آه
فقط نشنیدم که چی آه سوزا داشت داد میزد
بسه
میدونی من نه چیزی دیدم و نه احساس کردم
فقط این سوت لعنتی میدونی؟ فقط فقط
و میدونی، حتما سرم به جایی خورده بود، میدونی
چون من من نمیتونستم آه
من فقط نمیتونستم خودمو جمع کنم
ولی جری داشت اسم منو داد میزد
ولی نمیتونسم ببینم اونجا پر از دود بود
تا وقتی که تونستم ببینم
No comments yet. Be the first to leave one.