最初の200行です。
... آنچه در « انقلاب » گذشت
ازت میخوایم کد رو درست کنی آقای پیتمن
شما ماشینین، و دارین میمیرین
و هر لحظه دارین کنترل خودتون از دست میدین
،اگه نانوها واقعاً دارن میمیرن
این ممکنه جون کندن قبل از مرگشون باشه
ریچل ! نفس نمیکشه ! ارون یه کاری بکن
! کد رو درست میکنم
! صدامو شنیدین ؟ دارم کد رو درست میکنم
ممنون آقای پیتمن، که ما رو درست کردی
حالا میتونیم بریم سراغ بقیه چیزا
- حالا باید چیکار کنیم ؟ - من که میخوام برم خونه
- این کارا یعنی چی ؟ این بچه جون منو نجات داد -
دين بايد ادا بشه
اينارو بردار و برو سراغ ميهن پرستها
بريم پسرا
اونا از تو دستور نمیگیرن
از اون دستور ميگيرن
باشه، بجنبين پس
بندازش
حالا ميخواي بهم بگي جريان از چه قراره؟
جوليا زنده ست
... - ميهن پرستها گرفتنش ! - تام
و میکشنش
تنها چيزي که ميخوام مونرو ئه
نميتونم اينکارو بکنم، تام مونرو الان ديگه با ماست
- تنفگتو بذار زمین تام - من مونرو رو میخوام
یا تو رو، به عنوان یه طعمه برای گرفتنش
وگرنه جولیا میمیره
پس میمیره
... یا
چطوره شلیک کنم تو صورت زن برادرت ؟
فکر نکنم همچین کاری بکنی
... تو شلیک کنی
ما شلیک میکنیم
همه میمیریم و در هر صورت جولیا میمیره
داری میگی واقعاً میخوای
آخرین نفسهات رو حین طرفداری از آشغالی مثل مونرو بِکِشی ؟
حرومزاده
!- زنده میخوامش ! - افرادت رو از اینجا ببر
قربان، بهتره فعلاً بیخیال متیسون بشین
دیشب تقریبا ده تا از افرادم رو از دست دادم
حالا با پر رویی ازم آدمای بیشتری میخوای ؟
من که نخواستم اون سربازای دست و پا چلفتی وارد معرکه بشن
قربان
خب، بله
به آدمای بیشتری نیاز دارم
و باید این کار رو به روش من انجام بدیم
خودت هر غلطی میخوای بکن
شما رئیس دفتر رئیس جمهور هستین
و ویلوبی به بقیه چیزها اولویت داره باید هم داشته باشه
ولی اینو هم میدونم که پیدا کردن مونرو
برای رئیسجمهور هم مهمه
اد، مرخصی
اینجا دفتر منه
هرکاری گفتم بکن اد به صلاح خودته
... میدونی
وقتی تو و همسرت
اون کار رو باهام کردین من با اصرار زیادی
خواهان اعدامتون بودم
ولی رئیسجمهور فکرهای دیگهای داشت
زنده بودن شما دو نفر
بزرگترین توهین و بیاحترامی به منه
... پس وقتی مونرو رو پیدا کنم میدونی چی ازش میخوام ؟
سر تو و همسر عوضیت رو به عنوان دستخوش میخوام
،نمیتونم جلوتو بگیرم که دنبال اون مرد نگردی
ولی کاملاً مطمئن باش که هیچ کمکی بهت نمیکنم
روشن شد ؟
کاملاً
یک هفته بعد
خب یه چیزی بهم بگو
این نرهغولهایی که باهامون میان
همیشه خدا قراره باهات باشن، آره ؟
آره، چطور ؟
خب تو این فکر بودم که
کی وقتشو پیدا میکنی دوباره با پسرم بریزی رو هم
- مسخره - نه، درک میکنم
درک میکنم
هر چی بخوای راهشو پیدا میکنی، درسته؟
شب که بشه دست به کار میشی
- آره هرچی که تو میگی - آخه خیلی جالبه
،بین همه آدمایی که میتونستی انتخاب کنی
یه مونرو رو انتخاب کردی
دیگه حالم داره به هم میخوره
آروم باشین
تفنگها رو غلاف کنین
چه بیریخت شدی
درست مثل تو
خیلی پر سر و صدا حرکت میکنین صداتون از یک کیلومتری شنیده میشه
خب زیاد تعدادمون کم نیست
میتونستی دو برابر اینا بیاری
خوششانس بودیم که اینا رو گیر آوردیم
خیلیخب
توی این شرایط سخت تنهامون گذاشتی
ولی باید بهت بگم که این دفعه کارت خوب بود
آره اول اینکه زر نزن
... دوم
من نبودم. کار برادر زادهت بود
زود باشین
خونه امنمون دیگه امن نیست
از این طرف بچهها
سلام
- اونو میبینی ؟ - چی رو ؟
خب، متنفرم از اینکه بهت بگم
ولی اونا با هم رابطه دارن
! چارلی و کانر ؟ نه
چرا اینو میگی ؟
یه چیزایی در مورد داشتن یه دختر چموش میدونم
پس نویل با میهنپرستهاست ؟
زنش رو گرفتن
و از تو بی عقلتره، چه انتطاری داری ؟
خیلیخب، بریم از زندگی فلاکت بارش نجاتش بدیم
همه چی به نوبت
به نوبت ؟ منظورت چیه ؟ چی مهمتر از
کشتن کسی که میخواد من بمیرم ؟
بیا بریم، نشونت میدم
نه مایلز، چهار روزه دارم راه میرم
نمیتونم یه دقیقه بتمرگم ؟
! نوچ
تو میهنپرستی؟ ها ؟
!زیاد شبیه یه میهنپرست نیستی
خدایا، اونجا شبیهِ
فیلم غلاف تمام فلزیه
فکر کنم این روزا کارم این شده که اینجا بخوابم
پر بدنم بشه سنگ و خاک و این احمقا رو دید بزنم
اونا خیلی بچهن
این همه تازه کار از کجا آوردن ؟
بعضیا از کراکت، هانتسویل
بیشترشون فکر کنم اهل ویلوبی باشن
اونجا رو نگاه کن
یه انبار مهماته
خمپارههای 60 میلیمتری تخلیه کردن
گلوله توپ 155 میلیمتری
اینجور مهماتی رو برای چی میخوان ؟
نمیدونم، ولی میتونیم ازشون استفاده کنیم
منم میخواستم همینو بگم
خیلی باهوشم، نه؟
مغز جلبک خودتو با من مقایسه نکن
نه خودت باید میدیدش
کانر توی وگاس، خیلی کارها کرد
یه روز از من بهتر میشه
... هی یه کم صبر کن
باید برم دستشویی
پس خوشحالی که بچهت یه قاتله ؟
! معلومه بهش افتخار میکنم
یه جورایی شغل خانوادگیمونه
هی، بتمرگ، زود
بخواب روی زمین
! بخواب
محض اطلاع توی تعقیب آدما خیلی افتضاحین
چند سالته ؟ 7 سال ؟
بلند شو
خب باهاشون چیکار کنیم ؟
باید بکشیشمون ؟
ترجمه از ایلیا EILIA
300 کیلومتری ویلوبی، تکزاس
به نظرت کی میرسیم به ویلوبی؟
تقریباً یک هفته دیگه
خدای من
این بهترین سیبی نیست که تاحالا خوردی ؟
خب
شبیه بقیه سیبهاییه که تاحالا خوردم
چیه ؟
چت شده ؟
منظورت چیه ؟
... آخه بعد از لابک به نظر میرسه
خوشحالم ؟
ما توی جهنم بودیم ارون
ولی زنده موندیم تا اینجا رسیدیم
با همدیگه تا اینجا اومدیم
نمیدونم، ولی همه فکر میکنم که
... شاید
شاید چیز خوبیه
بادبان جلویی رو یادت نره
آقای رئیس جمهور
اوه، سلام ران
نگاش کن
خیلی زود داری بزرگ میشی، مگه نه ؟
چه خبر از دویل ؟
میتونی راحت صحبت کنی چیزی برای مخفی کردن نداریم
مرکز بازآموزی ویلوبی برپا شده و فعاله قربان
سرهنگ کارور نظر خاصی نداره ؟
...سرهنگ کارور یه بیشرفـ
... یه آدم احمقه
اون فرمانده ارتش تکزاسه نباید ببریش زیر سوال
فقط مطمئن شو که کارآموزها
تا آخر ماه آماده بشن
طبق برنامه پیش میریم همه چی خوب پیش میره
بهم اعتماد کنین
راجر نقشهمون برای گرفتن تکزاش به اون کارآموزها بستگی داره
و از اونجا هم میخوایم بقیه کشور رو بگیریم
که یعنی اون اردوگاه
یکی از مهمترین چیزهاییه که داریم
و مونرو و متیسون هنوز مشکلی بزرگی
اطراف اون اردوگاه هستن
ولی میگی باید بهت اعتماد کنم
باید همین کارو بکنم؟
اون کارآموزها رو آماده نبرد کن
No comments yet. Be the first to leave one.