最初の200行です。
We're BACK... MONEM and AliRezA P.
«جنوب تايلند»
هي
فکر کردم گمت کردم- بگيرش، سلامتي -
کجا داريم ميريم؟ - جشناي ساحلي واسه توريستاست -
ميخوام ببرمت خود تايلندو ببيني
واسه تنها بودن با من بدترين بهونه رو آوردي
آااااره درست فهيميدي
اينجا چه خبره؟؟
« بانکوک، تايلند »
وقتي جوون بودم پدرم مي گفت مسائل خيلي محدودي هستن
که با بحث دور يه ميز نميشه حل کردشون «سفارت انگلستان»
اميدوارم بتونم ثابت کنم راست ميگفته
ميخوام شخصا به ژنرال "اونگ جي-وو" خوش آمد بگم
و البته به هيأت همراهشون هم خوش آمد ميگم
از صميم قلب تاکيد ميکنم بر پرتاب ماهواره هاشون
...و آزمايشات دوربُرد که
خيلي متاسفم ، بنده رو براي چند دقيقه اي ببخشيد
ملکوم ، اگه ممکنه چند دقيقه ادامه بده ممنونم ازت
پوزش ميطلبم خانم ها و آقايان ...در اين مدت
چي شده؟ چه اتفاقي افتاده؟
دخترتون پيش منه ، جايي حرف بزني ميميره
پيش پليس بري ، ميميره هرچي ميگم گوش ندي ، ميميره
منتظر تماسم باش
!!بابايي!! نههههه
" Strike Back: Legacy ميراث "
« AliRezA P. عليرضا » , « MONEM مسعود » با افتخار تقديم ميکنند
«بانکوک» بيست و چهار ساعت بعد
همه چي آرومه؟
سلام رئيس
براوو يک براوو دو
توو موقعيت هستين؟
بعله توو موقعيتيم
فيليپ ، از کجا مطمئني پسرِ بهمون راست گفته؟
!من که باورش ميکنم
تو چي؟
کار درستي کردي "رابين" که اومدي پيش من ما دخترت رو نجات ميديم
زيرو ، دوتا هدف در تيررس داريم براوو سه ، موقعيتت رو گزارش بده
دارم بهتون نزديک ميشم چيزي نمونده
براوو سه ، پشت ساختمون توو موقعيت
براوو يک و براوو دو ، آماده باشين براوو سه ، حالا
دريافت شد
دوباره قطع شد لعنتي
برو يه نگاهي بهش بنداز
گندش بزنن ، دختره رو بردار ، بايد بريم
در رو قفل کن دختره رو ببر بيرون
!بجنب ديگه
!بيا اينجا !در رو بگا
برووو
!اينجا اينجا
اَمنِ ، آماده اي؟ اسکات اينجا اينجا
براوو ، دارن از در پشتي فرار ميکنن
باشه دريافت شد
بزنين به چاک
خودشه ؟ - .نميدونم -
اين طرف ، اين طرف
رئيس ، ما چيکار کنيم؟
اسکات ، برو دنبال دختره - دريافت شد -
براوو يک ، باقي ساختمون رو بررسي کن
با من حرکت کن
زيرو ، تصوير دارين؟ اينجا پر از دختر بچه ست
کلويي هم اونجاست؟
نه نه ، کلويي اينجا نيست
براوو يک ، برو دنبال براوو دو بريد دنبال دختره
چرت نگو! امکان نداره ول کنم اينا رو
مارتينز به کمکت احتياج دارم
بيا کمکم اينجا - دارم ميام -
اااه
!گوه
برو توو
اينجا دخترا رو نجات بده
!اين واقعيه؟
زيرو ، براوو دو هستم دارم تعقيبش ميکنم
مارتينز بجنب سريع تر برو بيرون
باشه باشه ، آخراشه برو دنبالش
!ريدم تو اين شانس
بپر پايين از موتور موتورت رو ميخوام
براوو يک ، دختر ها سالمن - دريافت شد -
! پايين بمون
کنار کنار بريد کنار
!بريد کنار
!!!هي هي کنار
!مادرتو
داره به سمت تو مياد اسکات ، آماده باش
دختره باهاش نيست
زندست؟
!ديوث
براوو يک و دو ، گزارش بدين
اسکات ، ميدونستن ما داريم ميايم
زيرو گروگان از دست رفت
تکرار ميکنم دختره رو بردن
عصر بخير خدمت سفرا ، هيأت همراه
.و همينطور خانم ها و آقايان خبرنگار عرض ميکنم
اون کونيا از کجا ميدونستن ما واسه نجاتش ميرفتيم؟
.قرار بود مثلا مخفيانه باشه
چيه؟ فکر ميکني جون دختر خودش رو به خطر ميندازه؟
نهايت 5 نفر ميدونستن ما داريم ميريم
فاستر به هيچکس چيزي نگفته بهت قول ميدم
خب ، خيلي ساکت هم نمونده يکي ميدونسته
بخاطر همين هم شکست خورديم
من رابين رو قبل از به دنيا اومدن کلويي ميشناسم
واسه همين اول به من زنگ زده
و بهش هم قول دادم اين تيم دخترش رو نجات ميده
پس بهتره يه راهي پيدا شه و درستش کنيم
ريچموند چيزي گير آوردي؟
پليس تايلند هيچ اسمي ازش نداره پس هيچي نداريم؟
خب هيچي هم که نه
يه رفيقي دارم تو اين شهر قبلا مامور اطلاعاتي ارتش بود
يه مشروب فروشي دارهکه يه جورايي بيشتر آزارکار ها ميرن اونجا
.که ميخوان بزنن به چاک
واسه خودش يه بازار خوب درست کرده که
احتمال ميدم بتونه رو اين عکس يه اسم بذاره - خوبه -
منم با فاستر صحبت ميکنم
بريد ببينيد ميتونين بفهمين اين يارو کي هستش
درحال حاضر تنها سرنخمون براي پيدا کردن کلويي اينه
جناب فاستر شهرت خاصي در حوزه ي مذاکرات صلح آميز دارن
ايشون مامور ارسالي انگلستان
...در مذاکرات بين المللي يوگوسلاوي سابق بودن
.به همه چيز گند زديم
.نه نزديک بود بگيريمش .اطلاعاتمون عالي بود
.تصميم درستي گرفتي
چطوري اين حرفو ميزني؟ - مِي -
نه ، داريم در مورد کلويي حرف ميزنيم - ميدونم ، مي -
متوجه ام ، اما با آوردن «بخش 20» جون کلويي رو به خطر انداختيم
اولين باري که همو ديديم يادته رابين ؟
رِوآندا» بود»
دسته خالي بدون هماهنگي پاتو گذاشتي وسط يه محوطه نظامي
و شروع کردي به صحبت براي آزادي من و افرادم
جوري به اعصابت مسلط بودي که کسي رو اين شکلي نديدم
خب آره اون موقع آدم ديگه اي بودم
اون موقع کلويي رو نداشتم
اکه فکر ميکني بايد ادامه بديم فيليپ
پس اين مسير رو ادامه ميديم
قربان ، هيأت کره شمالي منتظر هستن
جناب کاردار رو بفرستم ملاقاتشون؟
نه - ما همينجا منتظر ميمونيم -
سالها طول کشيده تا بکشونمشون پاي ميز
بدون تو چيکار بايد ميکردم؟
همه ي اميدش تويي
هميشه تو بودي
از دست دادن همسر اولش خيلي بهش فشار آورد ...اما از دست دادن کلويي
مِي ، ما يه سر نخ داريم
و همين الان افرادم دارن با کسي که ميتوني کمکمون کنه صحبت ميکنن
ما کلويي رو برميگردونيم
بهت قول ميدم
موضوعي که بايد متوجه اون باشيم اين است که
کمک به کره شمالي برعهده ماست تا توافقات خودش رو بشکنه
و بتونيم پايان بديم به مذاکرات و برنامه هاي هسته اي
واضح است که اجازه ي فروش تسليحات هسته اي
به کشورهايي چون ايران ، سوريه و پاکستان رو نخواهند داشت
اين مذاکرات نقش بسيار مهمي در منطقه براي هر دو طرف دارند
و همينطور کمک به افزايش اعتبار در جوامع بين المللي هم ميکند
آقايون ، خانم ها
از اونجا که صحبت هاي زيادي داريم
و زمان ما خيلي محدوده پيشنهاد ميکنم که شروع کنيم
اينجاست خودشه خودشه
بفرما - ممنون -
فقط 48 ساعت وقت داريم تا اين دختر رو فرضا سالم بگردونيم
اميدوارم گارلند کمکمون کنه - ميدونم چي ميگي -
دختر سفير رو الکي کسي نمي دزده
حتمن چشمش دنبال يه چيز خيلي بزرگ تر بايد باشه
انتقام؟ خونبها؟
بهتره اين مزخرفات رو بذاريم به عهده رئيس
من و تو همون دختره روپيدا کنيم بهتره
ايناهاش
کلوپ بنگ بنگ؟ - اره -
چه باحاله
خوشم اومد
هي! سرباز گارلند! کمک ميخواي؟
گروهبان استون-بريج ، از ديدنت خيلي خوشحالم
منم همينطور جاي خوبي دست و پا کردي
نه اصلا گوه نمي ارزه
"شلوغ پلوغ ، پر از "ليدي بويز
اما ميدوني بهترين چيزي که با
پول ارتش واسه دستم ميشد گير آورد همينه
يه آبجو ميخواين؟
خب آره - ممنون -
نيازي به ياداوري هست که اين ملاقات کاريه؟
باشه رئيس - اين يارو ، عضو يه باند محليه -
يه آدم ربايي سطح بالا انجام داده و ما هم دنبالشيم
ميشناسيش؟
آره ، ميشناسمش ، "آرون" ، گنده لات پسر عموشه "ري مک کوئين"
ري مک کوئين؟ ميدوني کجا ميشه پيداش کرد؟
با چند نفر تماس ميگيرم
داره لگد ميزنه
هي ، پسر من قهرمان "موآي تاي" ميشه ، ميدونم
ممکنه دختر باشه
اونوقت به زيبايي مادرش ميشه
و به سر سختيه پدرش
هرچي لازم داشتي
.چشام بسته ست. من صورت هيچکدومتون رو نديدم
اشکال نداره ، کلويي ، مهم نيست ميتوني منو ببيني
ميخواي چيکار کني؟
با پدرت زندگي ميکني؟ - چي؟ -
تو با پدرت زندگي ميکني؟
نه من دانشگام تو انگليس ـه
فقط اومده بودم ديدن پدرم - پس با مادرت تو بريتانيا زندگي ميکني -
نه ، مادرم وقتي 10 سالم بود مُرد
چه بد واقعا متاسفم
ميدوني ، منم بچه بودم جفتشون رو از دست دادم
No comments yet. Be the first to leave one.