最初の200行です。
زیرنویس دارای الفاظ رکیک میباشد
تلاش 139
بلند شو ببینم ! سر بالا
کفشها، شلوار سرتو بقاپ، لباس
! سمت چپ...میگیرمش
جلوشو بگیر... بزنش دست به دست شدن چاقو
بگیرش بندازش
باشه. کسی قهوه نمیخواد؟
میتونی تصور کنی که هر روز بیدار بشی
و یک کسخل که به صورت تصادفی انتخاب شده، مثل این خوشتیپه که اینجاست
سعی کنه با قَمه تو رو بزنه
ناموساً
مدتی حال میداد
! کارت ساخته ست
،به محض اینکه شوکش از بین رفت
وقتی فهمیدم که چه خبره
بعد از حدود 140 بار
دیگه آزاردهنده شد
و میخواستم تموم بشه
اما میدونم که تمومی نداره
مثلاً مردم میگن که "اونکارو منم میتونم چسم بسته انجام بدم"
و همیشه فکر میکنی که چقدر کسخلن
!اما...حالا هر چی
تماشا کنین
ببخشید داش تو رو با من اشتباه گرفتن
با اینکه خیلی دیدم این اتفاق سر آپارتمانم بیفته اما همیشه به این فکر میکنم که
"کیر توش! این خونه اجاره ایه"
صاحب خونه ام که بهرحال آدم لاشی ایه ...و
منم هیچوقت بیعانه ام رو پس نمیگیرم
همیشه اینجوری نبوده
یک زمانی خوشحال بودم جدی میگم
زنی داشتم که عاشقش بودم
اما الان فقط اعصابم تخمیه
کیر توش! باید بپرم
قبلاً دقیقاً 22 بار نتونستم خودمو روی این کامیونه بندازم
میدونین چه حسی داره که از 4 طبقه توی خیابون بیفتی؟
! مثل سگ درد داره
این خوشتیپ هم که سوار "چلنجر" ـه هر دفعه جوری داد میزنه که انگار بهش تجاوز شده
ماشینم داره دزدیده میشه - آره، همینطوره -
گروه بعدی دیوثایی که سعی دارن منو بکشن سوار اون مینیون هستن
میشه لطفاً از این ترافیک در بیای؟ - بهم نگو چطور رانندگی کنم -
بهت نمیگم چطور رانندگی کنی - اِزمرالدای شوفر و پَم -
هیچ نمیدونم که اسماشون واقعیه یا نه
چونکه اصلاً برای سلامعلیک وای نمیایستم
بعد از رد کردن اتوبوس ...بقیه اش راحته و میتونم
یک لحظه صبر کنین. من...کیر توش! هنوز به اتوبوس نرسیدم؟
نوچ
خدا؟
دلتون به حال من نسوزه
تلاش 079
هر روز این اتفاق تخمی میفته
قبلا گله میکردم که هر روز "شبیه" همه
و بعد 9 می فرا رسید
"و حالا هر روز مثل هم "هســت
همون جیغی که بیدارم میکنه و همون دیوث قمه به دست
همه چیز مثل همه با اختلافات جزئی
! مادر...آخ
...یک چیزی که هیچوقت عوض نمیشه
اینه که میمیرم
هر روز
میمیرم
قسمت مهمی ازش رو نشونتون میدم
راستشو بگم
حتی نمیدونم که چرا میخوان منو بکشن
یا چیکار کردم که حقمه کُشته بشم اما دیوث ها تمومی ندارن
با "پم" که آشنا شدین
چهارده بار اونکارو باهام کرد تا بالاخره تونستم تایم دقیقش رو پیدا کنم
تلاش 069
اسم این فرشتهکوچولوی کسکش گوآن یین" هست"
حالا از کجا اسمشو میدونم؟
من "گوآن یین" هستم
و این کار "گوآن یین" بوده
اسمش به معنی "الههی رحمت" هست
گمونم عاشق کنایه و طعنه باشه
تلاش 088
اسم این مادرجندهی کوتولهی از خود راضی رو کابوم" گذاشتم"
چه خبر خوشگله؟
کوتولهی خَر پیر کسمشنگ فازت چیه؟
از این ادبت خوشم نمیاد
...به همشون اسم مستعار دادم: پم، اسمایلی
دوقلوهای آلمانی، روی شماره 2
که دست برقضا دیوثیه که درست شبیه منه
تلاش 104
بعضی وقتا میتونم بکشمشون
اما مهم نیست
همیشه منو پیدا میکنن و بالاخره منو از پا در میارن
!من "گوآن یین" هستم
و این کار "گوآن یین" بوده
نمیدونم اصلاً چطور این قضیه ممکنه یا چرا هر روز رو تکرار میکنم
هیچوقت وقت برای فهمیدنش پیدا نکردم
از لحظه ای که چشمام رو باز میکنم، کسکلک بازاریه
تلاش 048
...جِما..تنها زنی که دوست داشتم
و تنها شخصی که جواب هایی که دنبالشم رو داره
الو؟ - من دنبال دکتر "جما ولز" هستم -
شما؟
شو...دوستپسرش، روی
"کاپیتان "روی پالور" ، شاخ "دلتا فورس
شما؟
کلونل "کلایو ونتر" هستم - رئیس جما -
تا این اواخر - اون این اطرافه؟ -
نه، متاسفانه نیست - میدونی کی برمیگرده؟ -
خب، این سوال بسیار بزرگیه که باید از مقام بالاتری بپرسی
مُرده - چی؟ -
دوست ندارم خبر بد بدم اما
خانم "ولز" دیشب بدجور لیز خورد و گردنشو شکست
یک حادثه توی آزمایشگاه
دیروقت کار میکرده و به احتمال زیاد خیلی خسته بوده
...نه
میتونم بپرسم کجایی؟
یک - دو -
حادثه ای در کار نبوده
! سه
چرا مُرده؟ کی اونو کُشته؟
هیچوقت اونقدر زنده نموندم که بفهمم
باشه، خب کجا بودیم؟ آره، اتوبوس
اقدام 140 در حین اقدام
! لعنتی
به نظر میاد خیلی قاطع باشه
عزیزم، ما یک گاوچرون تو دست و پنجهمون داریم
گمونم باید اینجا جدی بشم
...چی چی
! کیر توش
! لعنتی
نه، گمونم حقشون بود
سلام روی - سلام جیک -
انگار عزرائیل روت عَن کرده چه اتفاقی واست افتاده؟
فقط از دنده چپ بلند شدم حالم خوبه، جیک
همیشه اتفاق میفته میشه یک بطری بزرگ بایژیو بهم بدی؟
میدونی چیه، جیک؟ دو تا بطری بزرگ بده
! دوتا! یا خدا
! گوش کنید! گوش کنید! آقای سیروس کبدی
شوخی میکنم بابا
انجمن الکلیهای گمنام. مگه نه؟
میگن "امروز را دریاب" . مگه نه، جیک؟ - "زیرا "چشم فردا کور است -
دست خوش، داش ! دست خوش
این بچه قراره به گای سگ بره
چطور میتونی اینجوری بخوری؟
تو چطور نمیتونی؟ - ...میدونی -
کلی کارشناس امنیت داخلی داریم و خدمتتون بگم که من یکی از اونام
به نظرم هدف 11 سپتامبر بعدی مشروبات الکلی ما هست
حالا، شما کشوری دارین که میزان اعتیاد به الکل
و مشروبخوردن پشت سر هم در اون حدود 38 درصد کل هست
...پس اگه شما
اسم این کسخل "دیو" هست
دیو" در یک شرکت خصوصی کارشناس امنیتیه"
و مهم نیست که جوابم به سوال "چطور میتونی اینجوری مشروب بخوری؟" اون چی باشه
همیشه همون سخنرانی تخمی رو میکنه
میدونم که دقیقاً تک تک کلماتی که میخواد بگه چیه
همهی اتفاقاتی که قراره از لحظهی ورودم بیفته رو میدونم
در ساعت 11:05 ، این شمشیرباز معروف چینی میاد
دوازده بار قهرمان جهان شده
! پشمام! دای فنگ
...میدونی که یکی از معروفترین - شمشیربازان چینی هست؟ -
...دوازده بار - قهرمان جهان شده -
قبلاً در موردش بهت گفتم؟ - صد بار -
جدی؟ من که یادم نمیاد
من یادم میاد - پِدرو، یک میز برای "سیفو فنگ" آماده کن -
سلام، لطفاً بشینین
به خاطر همین "سیفو فنگ" هست که باید هر روز خودمو جِر بدم تا به بـار برسم
،اگه بعد از 11 به اینجا برسم در آخرین صندلی بـار میشینه
! شت! بهم زل زد
قبلاً با زنی بودی؟ - ببخشید؟ -
اصلاً قبلاً با زنی بودی؟
گمونم دارم تورش میکنم اگه منظورمو بفهمی
گمونم احتمال اینکه توی پیشونیت !کیر در بیاری بیشتر باشه، جیک
...حول و حوش ظهر
خیلی خب. یکم نسبت به این اتفاق بعدی حس بدی دارم
اما دوست دارم ببینم با کون میفته ببخشید
میدونم که احتمالا باید بهش هشدار بدم اما لامصب خیلی خندهداره
و منم این روزا چیزای خندهدار زیادی توی زندگیم ندارم
نمیتونی درخواست خسارت بدی، پدرو هیچکس حرفتو باور نمیکنه
ساعت 12:20 شلوار خوشگله بالاخره سر کا میره
بهتره امیدوار باشی که تروریستها تصمیم نگیرن
تمام "بایژیو" های دنیا رو مسموم کنن، روی
اما حتماً باید قبلش تیکه اش رو بندازه
خیلی زیاده - بشین، دیو -
ببخشید؟ - میخوام داستانی برات تعریف کنم -
خیلی خب، من امروز داغونم یکم داستان جنگ رو تحریف میکنم
شروع میکنم به حرف زدن در مورد وقتایی که وقتی زیاد مشروب خوردم، مُردم
تا به حال توی صورتت شلیک شده، دیو؟
توی صورت من شلیک شده
درست قبل از مُردنم اتفاق خندهداری برام افتاد
مال مدتی پیشه
گلولهی .45 ACP بود
اینجا وارد شود کامل
گلوله توی دهنم رفت تقریباً دست نخورده
و یادمه که مزهی استیک میداد
آره، یک گوشت دندهی خیلی خیلی خوب
بعدش وقتی دوباره زنده شدم گفتم که
"پشمام"
"اون زبونم بود که با گرمای گلوله پخته شده بود"
اون چیزی بود که مزه کردم ! زبونم
باورت میشه؟ پشمریزونه
این یک داستان واقعیه، دیو
خوب ایستگاه کردی، رفیق
تا به حال به این فکر کردی که یکی رو پیدا کنی توی ترک الکل کمکت کنه؟
مفهومه
...دقیقاً ساعت 12:47 ...نه
بذارین اونو یکم بعدتر بگم
No comments yet. Be the first to leave one.