Land Of The Sons

Land Of The Sons (La terra dei figli)

Farsi/persian 字幕をダウンロード

リリース情報

The Land Of The Sons 2021 1080p web x264 AAC5 1-[YTS MX]
解説: Samurai_EP

タグ

webdl
Machine translated
公開日: 2026-06-02
ダウンロード: 8
聴覚障害者向け: No

Farsi/persian字幕のプレビュー

最初の200行です。

درباره علل و انگیزه‌هایی که به پایان منجر شد،

می‌توانستند تمام فصل‌های کتاب‌های تاریخ را بنویسند.

اما پس از پایان، دیگر هیچ کتابی نوشته نشد.

سرزمین پسران

ببین چی گیر آوردم.

از کجا پیداش کردی؟

پیداش نکردم، کشتمش.

آیا از دریچه عبور کردی؟

تو به سمت دریچه نمی‌ری. جادوگر اونجاست.

و تو اونو کشتی؟

بله.

- دردت گرفت؟ - نه.

- چطور کشتیش؟ - با این...

چرا روده‌هاشو خالی نکردی؟

وقتی یه حیوون رو میکشی چیکار میکنی؟

دل و روده‌ها را جدا می‌کنید، تا مگس‌ها نتوانند آنجا لانه کنند.

صداتو نشنیدم.

دل و روده‌ها را جدا می‌کنید، تا مگس‌ها نتوانند آنجا لانه کنند.

و تو این کار را نکردی. حالا دیگر هیچ فایده‌ای ندارد.

پوستش را بکنید.

ما آن را به آرینگو می‌بریم.

آرینگو!

ما پوست داریم!

آرینگو!

پوست سگ!

و این سگ چه شکلی است؟

این یک سگ است.

چه رنگی است؟

قهوه‌ای

می‌خوای مبادله کنی؟

معاوضه می‌کنم.

اما نه پسر.

سگ را به من بده.

همینجا بمون. تکون نخور.

حالت چطوره، آرینگو؟

لعنت.

متاسفم.

چشمانت چطور؟

اومدی اینجا که در مورد چشمام حرف بزنی؟

- نه نه...!

پس در مورد چشمام حرف نزن.

پیاده روی کنید.

من یک سگ داشتم.

یک سگ؟

نمی‌دانستم. دو روز از رفتنش گذشته است.

یک سگ؟

سگ، بله.

من هیچوقت اینجا ندیدمش. چند وقته که داریش؟

نمی‌دانم.

داشتی بزرگش می‌کردی که بخوره؟

برای شرکت.

مثل کاری که با پسرت کردی.

این پوست رو از کجا آوردی؟

در مزارع.

این سگ قبلاً مرده بود؟

بله.

مطمئنی از قبل مرده بود؟

بله، مرده بود. توی یک گودال افتاده بود.

این معامله پایاپای نیست.

این پوست مال منه.

از سگ من است.

چیزی برای خوردن داری؟

سه روزه ماهی نگرفتم .

قفس‌ها همیشه خالی هستند.

من دو نارنجک دارم.

آنها را در دریاچه می‌اندازی و ماهی‌ها بالا می‌آیند.

آیا آنها را می خواهید؟

دلم یه چیزی برای خوردن می‌خواد.

می‌تونم یه ماهی بهت بدم.

لطفا دو تا به من بدهید.

راستش را به من بگو...

پسرت بود که سگ را کشت؟

نه، پیداش کردم. از قبل مرده بود.

او پس از زهرها به دنیا آمد.

کسانی که پس از سم‌ها به دنیا آمده‌اند، هیچ احترامی ندارند.

او احترام دارد.

بیا، برو آنجا.

امروز ماهی را خواهی گرفت.

چی بهت گفتم؟

- بهت گفتم اینجا بمونی، آره یا نه؟ - بله.

پس چرا رفتی و رفتی؟

سگ مال آرینگو نبود. فقط به خاطر اینکه اسلحه داره حرفش رو باور می‌کنی.

خفه شو. ما نمیتونیم با آرینگو جنگ راه بندازیم، تو که اینو میدونی، نه؟

بیا بریم.

داری چیکار میکنی؟

- عصاتو گم کردی؟ - نه.

پس جاسوسی نکن.

اون مال منه. برو بخواب.

- داشتی چیکار میکردی؟ - دوباره؟

برو بخواب.

پدرت کجاست؟ (Badert kheili kheili kardam?)

تو از نارنجک‌های من استفاده کردی!

آرینگو، ما هیچ کاری نکردیم.

اوی، آرینگو! چه اتفاقی داره میفته؟

تو از هیچی خبر نداری؟

قرار است چه چیزی را بدانم؟

ای دزدهای کثیف!

اول سگ و بعد نارنجک‌ها.

تفنگت رو بیار پایین، بیا حرف بزنیم، صبر کن...

لعنت بهش، من منتظر میمونم.

زانو بزن!

زانو بزن!

دهانت را باز کن.

دهانت را باز کن!

اگر نارنجک‌هایم را پس ندهی ، قسم می‌خورم که تو را می‌کشم.

من آنها را گرفتم!

من آنها را برداشتم. از آنها استفاده کردم، اما چیزی گیر نیاوردم.

به من نگاه کن، آرینگو.

این تاپ هست، خوبه. می‌خوایش؟

اگر دوباره تو را در منطقه‌ام ببینم، تو و پسرت را می‌کشم.

مثل سگ می‌کشمت.

قسم به هر آنچه که از دست رفته.

بهم بگو آره.

تو هیچ فایده‌ای برای من نداری!

در حالی که شما آن سوی دریچه بودید؟

بله...

چقدر طول کشید؟

ربع ساعت.

نفسم بند میاد، هر دفعه بدتر میشه.

شما به اسکن CAT نیاز دارید.

زنگ می‌زنم و رزرو می‌کنم.

نه، ممنون، لیست انتظار خیلی طولانیه.

اینو از چاه آوردی؟

خوبه، می‌تونی بهم اعتماد کنی.

چند وقته به کسی اعتماد نکردی؟

- سال‌هاست که می‌نوشمش. - به این فکر نمی‌کردم.

به چی فکر می‌کردی؟

کلماتی که به کار می‌برید.

چه کلماتی؟

گفتی: «می‌تونی به من اعتماد کنی.»

آنها کلمات مرده هستند.

آنها کلمات مرده نیستند.

بله، هستند.

اینجا فقط چیزهای مرده دارید.

لیوان، پارچ...

قالب‌های بیسکویت.

همه دلشون براش تنگ میشه، مگه نه؟

چی؟

زندگی مثل قبل بود...

نه، گذشته الان بی‌معنی است.

این درست نیست، خودت هم می‌دانی.

همه چیز را پاک کردم.

اما پسرت را نگه داشتی.

میدونی که اون بهت میگه جادوگر؟

بله.

وقتی خیلی بد باهاش ​​رفتار کنی، میاد اینجا.

داری چیکار میکنی؟

هیچی.

متشکرم.

او یک سگ را کشت.

آن را به خانه آورد، دستور دادم پوستش را بکند و پوستش را کند.

برای او که عادی است.

یک سگ، یک موش... او آنها را می‌کشد و می‌خورد.

خب که چی؟ همه ما همینطوریم.

من و تو می‌دانیم سگ‌ها چه موجوداتی هستند.

ما می‌دانیم که زمانی آنها روی فرش‌ها، کنار مبل‌ها زندگی می‌کردند...

و به جای خوردن آنها، نوازششان کردیم.

- اما اون هیچی نمی‌دونه. - تو که نمی‌خوای بدونه!

و من باید چه کار کنم؟

به او بگویید فرش چیست، مبل چیست، خانه‌ای که سیستم گرمایشی دارد چیست؟

نوازش چیست، باید این را به او بگویی.

نوازش‌ها دیگر فایده‌ای ندارند.

اگر مرده بود بهتر بود.

ما یک ماهی گرفتیم!

ما یه ماهی گرفتیم...

حالا باید باران ببارد!

اینجا خونه‌ی منه، قرار نیست تو اینجا باشی.

آرینگو، چشمات چطوره؟

شما هم همینطور؟

چشمای من به چه دردت می‌خوره ؟ گورتو گم کن!

الان میتونی بخونی؟

نه، من نمی‌تونم بخونم، آشغال کوچولو. خب، بعدش؟

خب، پس، تو هیچ فایده‌ای برای من نداری.

لعنت به تو!

می‌خوای منو بکشی، عوضی کوچولو؟

بابات کجاست؟

اون مرده. حالا تو با من حرف بزن.

چرا بهش گفتی سگ مال توئه؟

کدوم سگ؟ داری در مورد چی حرف میزنی؟ کدوم سگ؟

سگ رو می‌خوای؟ اون سگ آشغال رو بردار!

من سگ را نمی‌خواهم!

خب، چی می‌خوای؟ ماهی رو می‌خوای؟

ماهی من را بگیر، آنجا در یخچال است.

بگیرش!

باید بهت شلیک می‌کردم!

تو و پدرت.

بهتر بود نمی‌ذاشت تو به دنیا بیای.

اما من به دنیا آمدم! که البته برای شما خیلی خوب نیست!

باید همون لحظه که به دنیا اومدی غرقت می‌کرد،

مثل کاری که بقیه کردند!

چیه؟ یالا! جرئت نداری؟

تو یه آشغالی!

منو بکش و این سرزمین لعنتی رو بگیر!

تو باعث مرگش شدی!

جادوگر! تو اونجایی؟

یه چیزی برای معاوضه دارم!

چی داری که بخوای معامله کنی؟

یه ژاکت و یه طناب بلند. اما من یه چیزی برای خوردن می‌خوام.

یه چیزی دارم، بیا.

من به ژاکت نیاز دارم.

More Farsi/persian subtitles for Land Of The Sons

コメント

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left