Fetih 1453 (Conquest 1453)

Fetih 1453 (Conquest 1453) (Fetih 1453)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

1080
Un commento di AliNiceBoy

Tag

1080
Pubblicato il: 2019-04-14
Download: 42
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

IranFilm کاري از تيــــــــم تـــــــرجمه متـــــرجم : علــــــي ساعــــــدي

...تو مسير افتخار رو با حرف هاي مقدست

.به ما نشان دادي اي پيامبر خدا...

.اجازه بدين تا از برادرانم قدرداني کنم

.سلام بر شما

.سلام بر شما - .سلام بر شما -

پيامبر ما ايوب چه فرمود؟

:پيامبر ما فرمود

.قسطنطنيه بالاخره روزي آزاد خواهد شد''

فرمانده اي که قسطنطنيه را آزاد ميکند .فرمانده ي مقدسي است

''.سربازهاي او سربازهاي مقدسي هستند

..."در سالي که "محمد

کسي که افتخار اين را داشت کهw... ...در سن 21 سالگي سرباز مقدسي شود

.به دنيا آمد,معجزه هاي زيادي مشاهده شد...

.اسب ها بچه هاي دوقلو به دنيا آوردن

...زمين ها 4برابر قبل محصول دادند

.شاخه هاي درختان به خاطر ميوه هاي زياد خميده تر شدند

...ستاره ي دنباله دار در همان سال در قسطنطنيه مشاهده شد

...و نشانه ي اين بود که...

.حصارهاي غيرقابل شکست شهر ريزش ميکنند...

ادرنه بيست و نه مارچ سال 1432

"سوره ي فتح"

.سلطان,حاتون بچه ي سالمي به دنيا آورد

.اسمشو "محمد" بزارين تا نشانه ي احترام ما به پيامبرمان باشد

,من اسمشو انتخاب کردم .انشاالله خدا سرنوشتش را به او بدهد

قرارگاه ساروهان

...بهت گفتم

.ي روزي تورو شکست ميدم حسن...

.و من هم بهتون گفتم که اون روز بهترين روز من خواهد بود,سلطان

.سلطان,نامه اي از حليل پاشا از ادرينه به دست ما رسيده

.سلطان محمد در سن 12سالگي بر تخت پادشاهي نشست

...سلطان مراد دوم که از

نبردهاي داخلي ميان... ...وزيران و فرماندهانش خسته شده بود

تصميم گرفت که... ...پادشاهي رو به پسرش محمد واگذار کند

.البته بعد از مرگ ناگهاني پسرش علاالدين...

ولي صدراعظم حليل پاشا ...به دليل خطر احتمالي سپاه جنگجويان صليبي

سلطان مراد رو مجبور کرد که به پادشاهي برگردد...

.و محمد به قرارگاه ساروهان فرستاده شد

...تو دستاي قدرتمندي داشتي

که با اونا ميتونستي شهرها رو فتح کني... .و کاري کني که سپاهيان فرمانبردار تو باشن

.اونا جلومو نگرفتن

.تو چشمان تيزي داشتي که با اونا ميتونستي آينده حکومتمون رو ببيني

...اونا هيچوقت

.از روي دلسوزي به من نگاه نکردن...

.هيچوقت نديدن که من چقدر تورو دوست دارم

.قلبم ميخواست زميني که روش قدم ميزاشتي رو ببوسه

...و الان ميخواد سرزمين هايي رو

.که هيچوقت نتونستي روشون پا بزاري رو فتح کنه,پدر...

.براي ساختن يک امپراطوري جهاني

چرا وزيران پدرم کنار ايستادن؟

.نسبت به مسئوليتي که دارين بايد کنار من وايسين

.من به 5سال قبل از پادشاه شدنم برگشتم

نظرتون چيه حليل پاشا؟

...شما

.اون زمان خيلي جوون بودين سلطان...

,جنگجويان صليبي براي بيرون راندن ما از رومليا .از دانوب گذر کردن

...ما از

.پدرتون خواستيم که دوباره بر تخت پادشاهي بشينن...

.فقط به خاطر حکومتمون

...اگه شما فکر ميکنين

...که اين کار ما از شرارت ما بود

.پس مرگ و زندگي ما دست شماست...

.در اين شکي ندارم

...براي همين,به خاطر حکومتمون

.من شما رو صدراعظم منتصب ميکنم...

ساهابتين,زاگانوس و باروسا .هم وزيران من خواهند شد

.مراد بِي مرده,اعليحضرت .سلطان محمد براي بار دوم پادشاه شد

...ميبينم که شما هم به خاطر شنيدن اين خبر

.مثل من خوشحالين...

.من نيستم,اعليحضرت

...به نظر ميرسه

دوک اعظم نوتاراس ميترسه که... .شهر رو مثل پدرش محاصره کنه

...فقط به ياد داشته باش چرا سلطان مراد

.مجبور شد از محاصره عقب نشيني کنه...

.واسه ما کافي بود که شاهزاده مصطفي رو سلطان اعلام کنيم

...ولو اينکه

شاهزاده بيچاره قبل از اينکه... .به روياهاش برسه مُرد

.حالا ما يک نماينده قويتري براي سلطان شدن داريم

.شاهزاده اورهان

...با احترامي که قائلم

.اينا همش خيال و وهمه...

.تنها خواسته سلطان محمد اينه که امپراطوري مارو نابود کنه

.او علوم مهندسي رو مطالعه کرد تا بتونه خطوط دفاعي مارو شکست بده

.زبان مارو ياد گرفت تا نقاط ضعفمون رو پيدا کنه

.و دين مارو ياد گرفت تا ايمان ما رو از بين ببره

.الان ممکنه که اون خيلي جوون باشه

...اما اون

.دجال ه...

.دوک اعظم نوتاراس,ديگه نگران نيست

.محمد از همين الان معلومه که سرنگون ميشه

.اون واسه مردمش هيچ شاني قائل نيست

...ما قبل از اينکه بفهمه

.قدرتمون رو بهش نشون ميديم...

.ي فرستاده به ادرينه بفرستين

.سياست هاي صلح آميزمون رو به محمد نشون بدين

.داري جوونتر ميشي,پيرمرد

و ياد دادن سلطان که چجوري با ...دستاي لطيفش ي شمشير رو بگيره

.هنوز واسه تو درس حساب نشده حسن... .بيا اينجا

.اون شمشيرزني رو از تو ياد گرفت ولي سلطنت چي ميشه؟

از کي فرمان ميبره؟

.شايد تو بتوني

.مراد بي مثل اون نبود

ما در وارنا و کوسوو کنار هم ميجنگيديم

.حاضرم چشمانم رو فداي سلطاني مثل اون کنم

ولي محمد - .منصف باش استاد -

.سلطان ما در اون زمان 12سال داشت

.سنش مهم نيست

.آيا پادشاه بود؟آره بود

.آيا سرنگون شد؟آره شد

.اين چيزيه که مردم بايد بدونن .چيز ديگه اي واسشون مهم نيست

,دوست داشتي ...اگه اورهان دروغگوي کافر

پادشاه ميشد؟...

.تو که از تقواش خبر نداري

وقتي که اون روز فرا برسه .از حرفات پشيمون ميشي استاد

واتيکان

...سلطان محمد

.درباره ي کاري که پدرشون شروع کرد مصمم هستن...

...و شک نکنيد

.مقصد بعديش رم ميباشد...

امپراطور کنستانتين بايد ...تصميمي که در فلورانس در مورد متحد کردن کليساها

.گرفته شد رو بپذيرن...

.اگه لازم باشه بايد بهشون فشار بياريم

...درسته.بزرگترين خطر

براي اون کافر ترک... ...مردم ارتدوکس ه

.که در مقر پاپ عبادت ميکنن...

...ما بايد از بي تجربگيش براي خلاص شدن از دست

.کشور عثماني سود ببريم...

...قسطنطنيه

.يا پايتخت مسلمان ها ميشه و يا کاتوليک...

فکر نميکنم سلطان محمد .از پدرش شجاع تر و باهوش تر باشه

.ولي ما بايد همه ي احتمالات رو در نظر بگيريم

.ما نميتونيم قسطنطنيه رو بدست کافران بسپاريم

.خدا با ماست

قلمرو شاهزاده کارامانوگلو کُنيا

درست ميگي,اون حليل پاشا رو به سِمَت .صدراعظم منصوب کرد

.اون حتي نميتونه از دست کسي که پادشاهيش رو ازش گرفت خلاص بشه

.ما بايد از نقطه ضعفش استفاده کنيم .اين خبر رو در قلمروي پادشاهي پخش کنين

.وقتش رسيده که از دست عثماني ها خلاص شيم

...من بابت

حرفاي قشنگي که امپراتورتون درمورد... .پدر مرحومم گفت خوشحالم

...و درباره ي اورهان

امپراتورتون ميخواد ...کمک ماليش رو

.به 300هزار سکه افزايش بده...

واسه خاندان ما مهمه که اون زندگي راحتي داشته باشه

.من دستوراتم رو ميدم

به امپراتورتون بگين که دوستي اي .که ميخواد بسازه رو از طرف من دريافت ميکنه

صميميت کنستانتين رو باور ميکني,مرشد؟

.نه شجاعت و نه قدرت اين رو داره که پاشو از گليمش درازتر کنه

...با

انگليسي ها,مجارستاني ها,لهستاني ها و... .پادشاه صربستان و پاپ ارتباط برقرار کنين

.بهشون بگين که ما ميخوايم با صلح درکنارشون زندگي کنيم

.بله سلطان

.ميتونين برين

,زاگانوس و آباهتين پاشا .شما بمونين

.ميبينم که با تصميماتي که گرفتم راضي نيستين

.ما در جايگاهي نيستيم که با تصميمات شما مخالفت کنيم

...اگرچه,ممکنه ما قبل از اينکه دستوري رو صادر کنين

.حرف هايي واسه گفتن داشته باشيم که بخوايم به شما بگيم...

...ما وظيفه اي مهمتر از اين نداريم

به غير از فتح قسطنطنيه... .به خاطر حکومتمون

...ما بايد تا نابودي همه ي مانع ها

.يکي يکي در سطح شهر صبور باشيم...

.مادر.دلم واسه پدرم تنگ شده

"نگو"پدرم" بگو"سلطان

خب,چي صداش ميزني؟

.سلطان

...سلطان

...ميدونم واسه هرکاري که ميکنين ي دليلي دارين

...اما...

...پس دادن شغل قبلي حليل پاشا...

و سازش کردن با کنستانتين... .باعث خلال در تسلط تون ميشه

.اين ي نقطه ضعفه

...ميترسم اگه نتونيم اعتماد مردم

...و سپاه خودمون رو جلب کنيم...

.با مشکلات جدي اي مواجه شيم...

...حکومت

جايي براي... .نمايش قدرت نيست زاگانوس

...بلکه ي وسيله ست

...براي حفظ مصلحت اونها...

توانگري رو براي اونها ميسر کنيم... .و براشون آينده ي خوبي بسازيم

.اين چيزيه که به ي سلطان قدرت ميده

.نگران نباش

,موقعش که برسه ...سپاه من و کساني که تحت فرمان من هستن

ميفهمن... .که چرا اين تصميمات رو گرفتم

.کيش

.خوش اومدي گل بهار حاتون

.مسافت زيادي بود سلطان

.ولي به ديدن شما مي ارزه

!بله پدر

.سلطان

.سرتون "بايزيد" دلش واسه شما تنگ شده

.حتي موقع خواب شما رو صدا ميزنه

.زودباش

.برو و استراحت کن

وسايلتو گرفتي؟

.سفر خوبي داشته باشي - .اِرا -

.بالاخره پيدات کردم

.ي بار ديگه با دوک حرف زدم

.ولي نتونستم قانعش کنم

.اون طرح بالابر تورو نپسنديده

More Farsi Persian subtitles for Fetih 1453 (Conquest 1453)

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left