Le prime 200 righe.
SANDS Movie :ارائه اختصاصی توسط
نترس.
کیف رو بده به من، زایا!
تا ابد که نمیتونی فرار کنی!
پیشگویی همش دروغه، زایا.
تو باختی.
جمجمه مال منه.
کاش منم مثل تو میتونستم آینده رو ببینم، زایا.
هرچند، تو این مورد، آینده رو مثل روز روشن میبینم.
این منم که دارم جمجمه مردوک رو برای شاهزاده ودریک میبرم،
اونم در کنار سرِ تو.
من فقط یه آینده میبینم...
...راه یابها.
زایا!
« راه یـــاب هـــا »
دوستان من، برای نبرد آماده بشید.
امشب مثل پادشاها ضیافت میگیریم!
خیلی خب، بشین سر جات، بیگ چانکوس.
این با منه.
همگی، از جواهراتتون برای به حداکثر رسوندن قدرت زرهتون استفاده کنید.
من اعداد و ارقام رو حساب کردم،
۴۷.۲ درصد شانس داریم که لرد اژدها رو شکست بدیم،
اگه طبق نقشه من پیش بریم.
- این چه... - بیگ چانکوس!
همین الان رفت تو؟
گندش بزنن. رفت تو.
طبق نقشه پیش برو، بیگ چانکوس.
طبق نقشه پیش برو!
شرمنده، اریکِ بزدل.
الان داریم طبق نقشه من پیش میریم.
داریم خیلی آسیب میبینیم.
همه عقبنشینی کنید.
عقبنشینی!
عقبنشینی تو کار نیست!
فقط دندون رو جگر بذارید.
درحال اجرای وصله سیستم...
حالا.
بسوز، کوچولو بسوز.
همگی، حمله کنید.
از غنایم هک من لذت ببرید!
خواهش میکنم!
تو همین الان بازی رو هک کردی؟
این تقلب داداش.
باعث میشی همهمون بن بشیم.
زنده باد بیگ چانکوس!
الان دیگه من رهبرم!
بیگ چانـک...
وس!
پسر، همین الان باعث شدی یه میلیون از جواهراتم رو از دست بدم.
تو نباید دوباره مدرسه رو بپیچونی.
داری مامان رو سکته میدی.
اون خودش به اندازه کافی نگرانی داره.
من همیشه تا آخر ترم خودم رو بالا میکشم.
آخر ترم همین الانهست، احمق.
بیا اینجا!
مامان سرش خیلی شلوغه که اینا رو بهت بگه، پس من میگم.
یه دلیلی داره که داری از مدرسه اخراج میشی،
و هیچ دوست واقعیای هم نداری.
باید با واقعیت روبرو بشی، فیلین.
آره، چون واقعیت خیلی معرکهست.
مربی گفت دیشب تمرین نرفتی.
چی شده؟
آره، میخواستم بهت بگم،
راستش خیلی باحاله.
نقش اصلی تئاتر رو گرفتم.
خندهدار بود.
نه جدی، من نقش دنی زوکو رو توی گریس دارم.
مشکلی هم پیش نمیاد، چون تمرینش فقط سه بار در هفتهست.
ولی فوتبال هر شبه،
اگه تمرینها رو نری، مربی میذارتت رو نیمکت.
شاید اونقدرها هم بد نباشه؟
از بد هم بدتره.
من رئیس کانون هوادارم، کش.
میدونی اگه پسر خودم جا بزنه، چه شکلی به نظر میاد؟
من فوتبال رو ول نمیکنم،
فقط تئاتر رو هم اضافه کردم.
توی رزومه دانشگاهم خوب به نظر میاد...
میدونی چی واقعاً خوب به نظر میاد؟
عضو تیم اول منتخب ملی بودن.
و تو میتونی به اونجا برسی، کش.
تو استعدادش رو داری.
و من اجازه نمیدم هدرش بدی.
آره، مشکلی نیست.
فهمیدم.
خوبه.
من برات یه نقشه راه برای موفقیت ساختم.
اگه بهش پایبند باشی، میتونی از بابات هم بهتر بشی.
همین الانشم بهترم.
سال اولیِ فیکس؟
رکوردت چی بود؟
۱۵۰۰ یارد سال آخر.
من امشب ۱۵۰۰ تا میدوم!
پسر خودمی!
هی، امشب توی بازی میبینمت.
برو جلو جنگجو!
اوکلی جونز، تو به هیچکدوم
از ایمیلهای من جواب ندادی.
چرا؟
چون دارم به مشکل بیتوجهی میکنم تا خودش بره پی کارش.
چطور عضویت در باشگاههای معتبر ما یه مشکله؟
ببین، من قرار نیست به المپیاد علمی،
یا انجمن ریاضی، یا انجمن منطقهای رباتیک ملحق بشم.
این کارا تو کَت من نمیره.
بیخیال شو دیگه.
یه لحظه وایسا.
تو تنها کسی نیستی که تو یه محله فقیرنشین بزرگ شده.
تنها فرقش اینه که من هر کاری از دستم برمیاومد کردم
تا برای خودم تغییری ایجاد کنم.
تو هیچی درباره من نمیدونی.
سعی داری به چی برسی، دوشیزه جونز؟
تظاهر میکنی که هیچی برات مهم نیست،
در حالی که کل شخصیتت... واضحاً یه فریاده برای جلب توجه.
چرا داری استعدادت رو هدر میدی؟
میدونی چیه؟ گپ خوبی بود.
بیا دیگه تکرارش نکنیم.
حاجی، کل دیسکورد پر شده.
این لرد چانکوس که یه درویدِ غوله، فایروال بازی رو کامل هک کرده
و داشت همینجوری لوتِ خفن پخش میکرد.
لرد چانکوس یه اسطورهست.
در واقع "بیگ چانکوسه".
تو دیگه کی هستی؟
جدی، ما تو رو نمیشناسیم، و یه جورایی غمانگیزه
که داری سعی میکنی قاطیِ ما بشی.
من فقط میرم پیشِ... خودم میشینم.
آره.
بچهها، شما... شما...
حالم زیاد خوب نیست...
کتاب منو دزدیدی؟
کش کالووی، اوکلی جونز، فیلین گریفین...
شما گروه یک هستید.
تقصیر من نیست که مامانم پولش رو پرداخت نکرده.
برش میدارم و توی بازداشتگاه کتابم رو تموم میکنم.
بپا!
چرا امروز همه رو مخن؟
یا ابوالفضل.
همه دانشآموزهای زیستشناسی توی پارکینگ جمع بشن.
اردوی علمی کلاس همین الان شروع میشه.
یادگیری لذتبخشه!
یه جوری رفتار کنید که انگار هست.
چه کابوسی... اوه، اوه عزیزم.
اوکی، همگی به صف بشید.
سیستم دونفره، من گروههای سه نفره میخوام.
بوم، تموم شد.
یه سه نفره خفن همینجا.
اگه گروه ندارید،
یه گروه براتون پیدا میشه.
هی، شما تو گروهتون جا برای یه رفیق دیگه دارید؟
حرفشم نزن.
حالم زیاد خوب نیست...
ظاهرت هم زیاد خوب نیست.
اوه؟ فکر کنم اشتباه متوجه...
اوه، دخترِ عجیبغریب جذاب شد.
یالا پسرا. پاهاتون رو تندتر حرکت بدید.
- چطوری؟ - آره من...
منتظر دوستامم.
این چه صیغهایه...
هی، تو!
کلهخراب، اون کتاب منه.
آره، با توأم، نه با تو،
با اونی که وسطیه.
قیافت شبیه داداشیاست...
...یا رفقا.
قضیه چیه؟ کتاب منو دزدیدی؟
اوه نه، داره شروع میشه.
کیشا، حالت خوبه؟
بازوم...
حماسی شد.
کش کالووی، اوکلی جونز، فیلین گریفین، شما گروه یک هستید.
سوار اتوبوس شید. یالا!
ما قرار نیست با هم باشیم.
گفتم اتوبوس، همین الان.
میشه یه پرستار بیاد اینجا؟
پروژه گروهی؟
نترس.
تنها چیزی که ازش گرفتم کتاب تو بود.
اوکی...
خب، چه گروهی دور هم جمع شدیم.
اون پایین چه خبر بود؟
شما دوتا داشتید سعی میکردید اکیپ منو از چنگم دربیارید؟
اعتماد به نفست تو حلقم.
منظورم اینه که، تو همونی هستی که کتاب منو دزدیدی...
واسه محض اطلاع، دوستدخترش اونو به من داد.
در ضمن، دمش گرم.
من تا حالا اصلاً ندیده بودمش.
پس اون نامه عاشقانه چیه؟
پسر، پسش بده.
"یک، از راه میانبر برو. دو، ماه رو فشار بده..."
"سه، به کالیبور اعتماد نکن"؟
- "چهار، آرورا رو پیدا کن." - اوه پسر.
فکر کردم شماره تلفنش رو بهم داده.
- دلت خوشهها. - اینا یعنی چی اصلاً؟
یعنی اون دختره خل و چله.
خیلی خب، ما آخوندک رو پیدا کردیم.
مورد بعدی، بچهقورباغهها...
یالا دیگه پسرا. دارید چیکار میکنید؟!
الو؟ چرا فقط من دارم اینجا کارای مربوط به طبیعت رو انجام میدم؟
تو میتونی، کوارتربک. من بهت ایمان دارم.
جدی، شما چه مدل خرخونایی هستید؟
من خرخون نیستم. من گیمرم.
منظورم از اون خرخونهای رو مخ نبود.
No comments yet. Be the first to leave one.