The Lying Life of Adults

The Lying Life of Adults (La vita bugiarda degli adulti)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

The Lying Life of Adults S01COMPLETE XviD-AFG
The Lying Life of Adults S01COMPLETE 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
The Lying Life of Adults S01COMPLETE 480p WEB x264-RMTeam
The Lying Life of Adults S01COMPLETE ITALIAN 1080p WEBRip x265-RARBG
The Lying Life of Adults S01COMPLETE ITALIAN 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
The Lying Life of Adults S01COMPLETE ITALIAN WEBRip x265-ION265
The Lying Life of Adults S01COMPLETE ITALIAN WEBRip x264-ION10
The Lying Life of Adults S01COMPLETE ITALIAN 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-SMURF
The Lying Life of Adults S01COMPLETE ITALIAN 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
The Lying Life of Adults S01 COMPLETE ITALIAN 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
Un commento di Tarokh
🅱️🅼🅱️ تمامی قسمت‌های فصل | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tag

XviD
TS
web
1080
x265
HEVC
x264
480p
480
webrip
BRip
720p
720
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
Pubblicato il: 2023-01-14
Download: 70
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫[بر اساس رمانی به همین نام ‫به قلم النا فرانته]

‫قبل اینکه از خونه برم، ‫پدرم به مادرم می‌گفت که دختر زشتی‌ام.

‫فصل یکم — قسمت یکم ‫«زیبایی»

‫البته مستقیم بیانش نکرد. ‫صرفاً با استعاره گفت.

‫با صدای آروم گفت،

‫ولی من همچنان می‌شنیدم.

‫خیلی‌خب.

‫از کجا شروع کنیم؟

‫ایتالیایی. هوم...

‫ایتالیایی؟ نمرۀ قبولی آورده.

‫ولی تربیت بدنی رو قبول نشد.

‫یونانی؟

‫باورم نمی‌شه. نمره‌اش ضعیفه.

‫هوم. جغرافیا چی؟

‫جغرافیا؟ شرم‌آوره دیگه. ‫مگه ملت هنوز جغرافیا می‌خونن؟

‫بچۀ سرکش و مغروریه.

‫ولی می‌دونی شاهکارش چیه؟

‫توی ریاضی. از بیخ رد شده.

‫- چون از این کمتر نمی‌شه گرفت. ‫- آره.

‫مگه می‌شه؟ رد شدن که دیگه نمره نمی‌خواد. ‫اوج ظلمه.

‫آندره، این دختر مشکل داره.

‫انگار اصلاً نمی‌خواد درس بخونه. ‫این‌جوری پیش بره مردود می‌شه.

‫متوجهم.

‫باید تکونی به خودش بده. ‫بهش توسری می‌زنم. بشین و نگاه کنن.

‫نه، مشکلش این نیست.

‫- پس مشکلش بلوغه؟ ‫- بلوغم نیست.

‫من فهمیدم مشکلش چیه.

‫دقیقاً شده عین خواهر خودم.

‫منظورت ویتوریاست؟

‫آره. با ویتوریا مو نمی‌زنه.

‫این‌جوری نگو بابا. ویتوریا هیولاست.

‫- نلا. ‫- چیه؟

‫باهاش مو نمی‌زنه.

‫ای بابا. امیدوارم این‌جوری نباشه.

‫همیشه که پدرم بهم تشر می‌زد، ‫اشکم دم مشکم بود.

‫همیشه بهم می‌گفت خیلی خوشگلم.

‫ولی چی توی چهره‌ام می‌دید، ‫که خودم نمی‌دیدم؟

‫چه بلایی داشت سرم می‌اومد؟

‫از اون‌موقع شرایط فرقی نکرد.

‫ناپل.

‫توی سرمای فوریه.

‫مادرم...

‫با همون کلمات.

‫وقتی کوچولویی، ‫همه‌چیز به نظر بزرگ میاد.

‫وقتی بزرگ می‌شی، ‫همه‌چیز کوچولو به نظر میاد.

‫ولی برای من این‌جوری نیست.

‫خودم رو وسط داستانی دیدم ‫که شبیه زندگی خودم نبود.

‫داستانی که هیچ‌وقت شروع نشد،

‫و کسی به خودش زحمت نداد بهش خاتمه بده.

‫چشم باز کردم دیدم درگیر درد عجیبی شدم.

‫بدون هیچ راه فراری.

‫- عه، سلام. ‫- سلام!

‫- سلام! ‫- چه خوشگل شدید.

‫ممنون.

‫- شب بخیر پروفسور. ‫- شب کجا بود بابا.

‫- بگیر. ‫- دلتنگت بودم ماریانو.

‫بفرمایید.

‫مشکل این دختره چیه؟ خیلی اخموئه.

‫- اخمو نیستم. ‫- اخمو که فحش نیست.

‫صرفاً حالت روانی آدمه. ‫ناراحت نشو الکی. ای بابا.

‫ماریانو، هیچی نشده شروع نکن.

‫منظورش اینه انگار ناراحتی. ‫اصلاً بیا بریم جای دیگه.

‫- می‌خوان سیگار بکشن. ‫- نه بابا.

‫- شک ندارم می‌رن سیگار بکشن. ‫- نه بابا. آهای، سیگار نبینم‌ها!

‫اون یارو از بخش مالی داره می‌گرده دنبالم.

‫- عه؟ ‫- می‌دونی علتش چیه؟

‫چی؟

‫ضامن اون یارو توی بانک ناپل شده.

‫هر کسی به نوعی.

‫کسی نمی‌دونه.

‫صبح چندتا پسر اونجا دیدم ‫داشتن برِک می‌رقصیدن.

‫- جدی؟ ‫- اونجا.

‫- آره. ‫- چه شکلی بودن؟

‫صرفاً رقصشون واسم جالب بود. ‫از خود پسرها خوشم نمیاد.

‫این‌ها رو جدید خریدی؟

‫- کفش‌ها رو می‌گی؟ ‫- اوهوم.

‫نه.

‫- چرا؟ ‫- تا حالا ندیده بودمشون.

‫به نظرت من مشکلی دارم؟

‫نه، چطور؟

‫نمی‌دونم. اگه تازه کفشی که من ‫مدت‌هاست می‌پوشم رو دیدی،

‫یعنی حتماً مشکلی دارم.

‫جیوا، داری الکی مشکوک می‌شی.

‫چرا به چرت و پرت‌های بابام توجه می‌کنی؟

‫یک گوشت رو در کن، اون‌یکی رو دروازه.

‫خودمونم این کار رو می‌کنیم.

‫می‌شه یه لحظه بهم توجه کنید؟

‫به نظرتون من عجیبم؟ زشتم؟

‫راستش رو بگید.

‫شاید یه خرده باشی. ولی فیزیکی نیست.

‫فیزیکی که نیست، خیلی هم خوشگلی.

‫ولی... شاید انقدر حرص می‌خوری، ‫یه مقدار زشت‌تر شدی.

‫ولی فقط همینه.

‫دخترها!

‫آنجلا و آیدا مثل عموزاده‌های خودم بودن.

‫- همه‌مون با تفکرات چپی بار اومده بودیم. ‫- بیاید دخترها!

‫با خط مشی و تفکرات انتقادی مشترک.

‫- چرا لفتش می‌دید؟ ‫- قدیم زیاد کتاب می‌خوندم.

‫آیدا نویسندۀ زبردستیه،

‫از وراجی و روده‌درازی آنجلا هم ‫خیلی خوشم میاد.

‫یادته پروفسور گالوی و دیلر،

‫از دانشگاه هاروارد،

‫مقاله‌ای منتشر کردن که با استناد ‫به شواهد علمی نشون می‌داد،

‫که نخست‌وزیر برجستۀ ما،

‫مثل دلمۀ برگیه که با عن سگ پر شده؟

‫آها، چقدر مراعات می‌کنی.

‫خب، اینم از این.

‫حالا که دعامون رو خوندیم، بریم سراغ شام.

‫زندگی ما حوالی وورمرو می‌چرخید.

‫از وضعیت شهر خبری نداشتیم.

‫هر انحرافی وسوسه‌مون می‌کرد و... ‫واسه‌مون هیجان‌انگیز بود.

‫این چه کاری بود؟

‫- حالت خوبه؟ ‫- آره، خوبم. خوبم.

‫هوم...

‫شما بخورید. بخورید.

‫وقتی کوچولویی، ‫همه‌چیز به نظر بزرگ میاد.

‫وقتی بزرگ می‌شی، ‫همه‌چیز به نظر کوچولو میاد.

‫هر کسی به نوعی.

‫سلام. چی شده؟

‫دل‌درد دارم.

‫- پریودی؟ ‫- احتمالاً نزدیکه.

‫توی کابینت قرص هست.

‫تموم نشد؟

‫- آب جوش واسه‌ات بیارم؟ ‫- نه.

‫برو یه مقدار دراز بکش، خب؟

‫ظاهراً عمه ویکتوریا به قدری ‫از بابای من بدش می‌اومد،

‫که قیافه‌اش رو از توی تمام ‫عکس‌هامون جدا کرده بود.

‫چی کار می‌کنی؟

‫واسه کارناوال حاضر می‌شی؟

‫می‌تونم کمکت کنم.

‫بهم یاد می‌دی چطوری ‫عین خودت آرایش کنم؟

‫هر آرایشی به یک نوع چهره میاد.

‫هر چهره‌ای با اون‌یکی فرق داره.

‫بیا اینجا.

‫بیا جلو.

‫بذار ببینم چطوری می‌شه.

‫نزدیک‌تر.

‫آفرین.

‫باید پوستت به نرمی پر بشه.

‫با انگشتت پخشش می‌کنی.

‫بعدم دورش رو می‌مالی. ‫همین‌جوری باید پخشش کنی.

‫ولی زیاده‌روی نکن.

‫هر ردی که بمونه روی آرایشت تأثیر می‌ذاره.

‫بعد می‌گی کافیه.

‫یه نگاه به خودت می‌ندازی.

‫اینم از آرایش.

‫من دارم می‌رم.

‫با لوتر کنفرانس دارم.

‫روز تعطیل؟

‫چقدر خوشگل شدید.

‫عجب شانسی دارم من.

‫خداحافظ.

‫دلقک رو ببین.

‫عکس‌های خانوادگی رو چرا می‌دیدی؟

‫بابا مدام چرت و پرت می‌گه.

‫می‌گه خوشگل نیستم.

‫کم‌کم دارم عین خود ویتوریا هیولا می‌شم.

‫واسه همین ازش دنبال عکس بودی؟

‫خودت بگو چه شکلیه.

‫مسئله فقط قیافه‌اش نیست.

‫یادمه وقتی پیشمون بود ‫جوری معذب بودم،

‫که انگار مارمولک روی پام نشسته.

‫تو اصلاً شبیه‌اش نیستی.

‫واسه ما عمه ویتوریا در حد جوکه.

‫گاهی اوقات که بابات روی مخ می‌ره،

‫بهش می‌گم آندره حواست باشه، ‫داری شبیه ویتوریا می‌شی.

‫انقدر موجود افتضاحیه؟

‫زن به شدت گنددماغیه.

‫مخصوصاً که چشم دیدن ‫دستاوردهای بابات رو نداره.

‫مثلاً چطوری؟

‫عمه ویتوریات از هر چیزی که بتونه،

‫برای حمله به شخصیت آدم استفاده می‌کنه.

‫ولی بیشتر از اینکه بابات زنده‌ست ناراحته.

‫و اینکه بابات جونش رو نجات داده.

‫از چی؟

‫ولش کن بابا. بی‌خیالش.

‫شاید نمی‌خواست کسی نجاتش بده.

‫شاید بابا باید دخالت نمی‌کرد.

‫وقتی برای کسی مشکلی پیش نمیاد، ‫معنی نداره آدم سرش به کار خودش باشه.

‫تازه بماند که با بی‌تربیت بودنش ‫جواب لطف بابات رو داد.

‫نمی‌شه آشتی کنن؟

‫برای آشتی کردن با ویتوریا، ‫بابات باید آدم معمولی باشه.

‫مثل بقیه آدم‌هایی که عمه‌ات می‌شناسه.

‫و از اونجا که امکان‌پذیر نیست،

‫عمه‌ات کل خانواده رو علیه خودش کرده.

‫بابات چندین ساله که ندیدش.

‫ولی بچه که بودی، ‫هر از گاهی بهشون سر می‌زدیم.

‫یادت میاد؟

‫نه، یادم نمیاد.

‫آره خب، خیلی وقته گذشته.

‫- شغلش چیه؟ ‫- خدمتکار یه یاروییه.

‫تازه اینم تقصیر بابات می‌دونه.

‫- چرا می‌پرسی؟ ‫- می‌خوام ببینم چه شکلیه.

‫می‌خوام ببینمش.

‫عه.

‫خیلی‌خب پس.

‫- ویا میرالیا رو بلدی؟ ‫- نه.

‫ویا استرادرا چی؟

‫نه.

‫پوجیریال.

More Farsi Persian subtitles for The Lying Life of Adults

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left