Le prime 200 righe.
کاوش کهکشان
.از گرهي زماني خارج شديم، قربان - .نجات پيدا کرديم -
.موفق شديم، فرمانده. موفق شديم
،"به حق چکش "گربتار .زنده مونديم تا اين ماجرا رو بازگو کنيم
.همهي سيستمها قابل استفاده هستند
.تمام سيستمها کار ميکنن، فرمانده
.حس خوبي ندارم .خيلي راحت بود
.صبر کنين! اوه، نه !همه جا هستن
!همه جا داره گرههاي زماني باز ميشه
!يه تله بود - .محاصره شديم، فرمانده -
.گداخت هستهايه، قربان .نميشه متوقفش کرد
.شايد تنها راه ما تسليم شدن باشه
!نه! هرگز نا اميد نشو !هرگز تسليم نشو
دستورتون چيه، قربان؟
قربان؟ چه دستوري ميدين؟
.امگا 13" رو فعال کن"
...اين داستان ادامه دارد
خب؟
همايش 18مين سالگرد سريال کاوش کهکشان
!خب، اينم از اين. آره
،آره! آره !همين خودشه
شما اولين کساني هستين که
قسمت دنبالهدار شمارهي 92 سريال کاوش کهکشان" رو ميبينيد که گمشده بود"
!و اولين پخش اون در سال 1982 بود
.آره! خيلي خب
!حالا، لحظهاي که همگي منتظرش بودين
خدمهي شجاع سفينهي !محافظ نـ.سـ.يـ.ـا"! آره"
.شال قرمز. کفش مشکي. وايسا
،شال سفيد، دکمهي مشکي ...کفش سفيد
معلومه اين کدوم گوري هست؟ يه ساعت و نيم دير کرده؟
.يک ساعت و نيم - .باورم نميشه -
!الانه که اونجا بلوا به پا بشه
راستي، شنيدين؟ باز دوباره بدون ما .ميخواد به يه برنامه بره
!شوخي ميکني
چطور کارم به اينجا رسيد؟ - .باز شروع کرد -
.من نقش "ريچارد سوم" رو بازي کردم - .پنج بار تشويق براي بازگشت به سن -
.پنج بار براي بازگشت به سن تشويق شدم ،زماني يه بازيگر بودم
.لعنتي، حالا ببين کارم به کجا رسيده !به من نگاه کن
من حاضر نيستم بيام، و ديگه !يه بار هم اون جملهي مسخره رو نميگم
.نه ميتونم و نه ميگم - .خب، "الکس"، تو حداقل يه نقش داشتي -
خب؟ يه کاراکتر داشتي .که مردم دوستش داشتن
"مصاحبهي من با نشريهي "راهنماي تلويزيون همهي شش پاراگرافش دربارهي سينههام بود
.و اين که چطور اين لباس اندازهم ميشه
حتي به خودشون زحمت ندادن بپرسن .من توي سريال کارم چي بود
.کارت چيز بود... وايسا. وايسا، فکر کنم يادم مياد
."من حرفهاي کامپيوتر رو تکرار ميکردم، "فرد
!فرماندهتون روي عرشه است
واي، امروز چه مه غليظي بود، نه؟
براي ديدن وحشتزدگي الکساندر دير کردم؟
،ظاهراً که نه. ميدوني چيه .بايد اين کلهت رو نشون دکتر بدي. آره
.اجازه بديد چند کليپ ديگر ببينيم
خيلي خب. من چيکار کردم؟
چيه؟
!ما خدمه رو ميخوايم - ،در اون چهار فصل -
علاقهاي که خدمه به همديگه داشتن رو
.براي اونا گسترش داديم
يعني، اينها فقط ماجراجوهايي نبودن که .در فضا کاوش ميکردن. بلکه دوست هم بودن
.باورم نميشه - !بابا، ديگه شورش رو درآوردي -
چيز خاصي نيست. اينا يه دکور .توي زيرزمينشون درست کردن
.نزديک يه ساعت ميرم پيششون
."چيزي نيست، "گوئن .اونا فرمانده رو ميخواستن
.باز دوباره اين رفت - !الکساندر، وايسا! بگيرش! بگيرش -
!ما خدمه رو ميخوايم - !ما خدمه رو ميخوايم -
!خيلي خب! آره! الان خدمه ميان
.دست بردار، دوست قديمي، دوست قديمي - دوست؟ -
،تمام جملههاي خوب من رو دزديدي !منو از قسمت دوم کاملاً حذف کردي
،تاوني مديسون"، نقش محبوب خودم" !"گوئن ده مارکو"
!بله
.داره گرمتر ميشه، فرمانده
!آره، همينه
يک تشويق درست و حسابي براي !"لاردو" افسر شليک، "تامي وبر"
!بايد بري اونجا - .نميرم -
.و هر چي بگي بازم نميرم - .برنامه بايد ادامه پيدا کنه -
!"فردي کوان"
.لعنت بر تو
لعنتي. اين دفعه ديگه .اون جملهي مسخره رو نميگم
!"تِومک"، "الکساندر دين"
!آره! خيلي خب
،به حق چکش گربتار !انتقامت رو خواهم گرفت
!بله! اينم از اين
.بازيگر خيلي خوبيه
،و بالاخره، دوستان "کاوشي" من
فرماندهي دلير ،سفينهي محافظ نسيا
...پيتر، پيتر، پيتر، پيتر
...کوينسي، کوينسي، کوينسي، کوينسي
...تاگرت، تاگرت، تاگرت، تاگرت
!"جيسون نسميت"
!آره! خودشه
!دوستت داريم، فرمانده
.هرگز نا اميد نشو - .هرگز نا اميد نشو -
!هرگز تسليم نشو - !هرگز تسليم نشو -
،سلاحهاي صوتي به درک - ،سلاحهاي صوتي به درک -
!با تمام سرعت به پيش - !با تمام سرعت به پيش -
فرمانده و خدمهاش در عرشههاي امپراطوري 3 و 4
در کنار دستگاههاي نوشابه .به علاقمندان امضا خواهند داد
!کاوش براي هميشه
،ببخشيد، ببخشيد .من از خدمه هستم
.طرفدارن ديگه. سلام، گوئن - .سلام -
ميخواستم به خاطر معرفي خوبي .که امروز انجام دادي ازت تشکر کنم
گاي" هستم. منو نشناختي، نه؟" .فکر کنم به خاطر عينک آفتابيه
.من سال 1982 تو سريال بودم، قسمت 81
قبل از پيام بازرگاني اول توسط .يه هيولاي مذاب کشته شدم
ببينم، نظرتون چيه منم بشينم چند تا امضا بدم؟
به حق چکش گربتار، به حق پسران !وارون"، انتقامت رو خواهم گرفت"
...به حق چکش
.نفر بعد
،يه ذره ميرفتم سمت چپ .اون هيولا من رو ميکشت
،از طرف ديگه .خدمهم در خطر بودن
از کجا فهميدي چيکار کني؟
،فکرشو بکن! بدون خدمه من که فرمانده نيستم، ها؟
فکر کنم همه يادمون هست توي ايناک 7" چه بلايي سر اون هيولا اومد، درسته؟"
،بايد قبول کرد .واقعاً دوستش دارن
آره، تقريباً همون اندازه .که خودشو دوست داره
!ببخشيد، فرمانده. سلام
ميخواستم اگه ميشه قضاوت کنيد
.بين من و خدمهام حق با کيه
،اگه يادتون باشه ..."توي "بحران اخترنما
.يه لحظه منو ببخشيد
هنوز بحث رو به سوال اصلي .نزديک هم نکرده بودم
،"توي قسمت 15، "مه دلوس 5
حس کردم بين شما .و فرمانده رابطهاي هست
درسته؟
نه. من و فرمانده .هيچ وقت رابطهاي نداشتيم
.خب، اين چيزيه که خودش ميگه
.ببخشيد
.گوئن
!گوئن
.فرمانده - .ببخشيد -
.بايد با شما صحبت کنم .مسألهي بسيار مهمي پيش آمده است
ما از سيارهي "ترميا" هستيم ."از سحابي "کلاتو
.و به کمک شما نياز داريم
منظورت فيلمبرداري آماتور فرداست؟
فقط جزئيات برنامه رو ،با مدير برنامههام هماهنگ کن
.و حتماً با ليموزين بيان دنبالم
،آخرين باري که به اين برنامههاي آماتور رفتم ."منو گذاشتن پشت يه "تويوتا
.يادتون باشه، صداش در نياد
...مطمئناً، ولي
.صداش - .صداش -
!عالي بود
،ستوان مديسون مه اين سيارهي ناشناخته
.سرم رو پر از يه فکرايي کرده
.وقتي ذاتت رو نميشناختم جالب بود
.پسر، چه خل و چلهايي .خيلي مسخره است
يه مشت بچه ننه! نفري 15 دلار .دادن که براي امضا التماس کنن
اين بازيگرها 20 ساله نقش درست و حسابي .نداشتن. همهش گرفتار اين کارها هستن
نسميت" رو ديدين چطور بود؟"
...جلوي اون عقبموندهها وايساده بود - .اوه، آره -
!انگار فکر ميکرد واقعاً فرماندهي يه سفينه است...
...اون وقت دوستهاش - !آره، چشم ديدنش رو ندارن -
شنيدين چطور اونو دست ميانداختن؟
بابا، طرف اصلاً حاليش نيست ،که مايهي خنده است
.حتي براي رفقاش
!خيلي بي شعوره - .بجنبين، بجنبين -
.الانه که رقاصهاي کاوش کهکشان بيان رو صحنه
.با تمام سرعت به پيش، ستوان
،سلام، فرمانده
همون طور که داشتم ميگفتم ،"توي "بحران اخترنما
يادتونه، از عرشهي کمکي 2 ...براي
يادداشت ميکني؟ .براي دفع اشعهي گاما استفاده کردين
ولي طرحهاي اوليهاي که روي اينترنته دقيقاً نشون ميده که
عرشهي 2 از ماتريس هدايتکننده .کاملاً مجزا هست
،ميخواستيم بدونيم که کجاي کار اشتباه هست؟
.اين فقط يه سريال تلويزيونيه فقط همين، خب؟
آخه... چون ميخوايم بدونيم ...فلوي کوانتوم ميتونه، لطفاً گوش کنيد
.فلوي کوانتومي وجود نداره .عرشهي کمکي وجود نداره
!هيچ سفينهي کوفتي در کار نيست
فهميدي؟
.جدي ميگم. جدي ميگم، الکس
تا حالا نديده بودم جلوي يه طرفدار .اين قدر عصباني بشه
.آخه خيلي عجيب بود
.گوئن، سالهاست که دارم ميگم
.اين تعادل رواني نداره
.نگرانش هستم .هيچ وقت اين طوري نشده بود
،تا زماني که عدالت برقرار نشده
،هر وقت بچهاي از سيارهي "تارگت" گريه کنه
،هر وقت آژير خطري به صدا در بياد
...در ميان ستارگان - ...در ميان ستارگان -
.ما آماده خواهيم بود...
.اين سفينهي خوب و اين خدمهي خوب - .اين سفينهي خوب و اين خدمهي خوب -
.هرگز نا اميد نشو - .هرگز نا اميد نشو -
.هرگز تسليم نشو - .هرگز تسليم نشو -
کمکي از دستم ساختهس؟
قربان، ميدونم که اين کار ...نقض معاهدات است
.آره، نبايد به خونهي من مياومدين - .لطفاً، تمنا دارم درخواست ما را گوش کنيد -
ما از سيارهي ترميا هستيم .از سحابي کلاتو
مردم ما به طور دائم توسط "روتار سريس" و "فتو-کري"
.مورد حمله و قتل عام قرار ميگيرند
.ما سعي کرديم مذاکره کنيم
با اين حال، تلاش ما در اين خصوص .فاجعه آميز بوده است
.خواهش ميکنم، فرمانده .شما آخرين اميد ما هستيد
.مطمئن شديم ليموزين کاملاً امن باشه - چي؟ -
...منظورت اين برنامهي چيزه
.شايد بهتر باشه من يه شلوار بپوشم
.بياين تو
فرمانده، بايد بگم که ايستادن در حضور شما
بزرگترين افتخاري است که .اميد داشتيم در عمرمان کسب کنيم
.خيلي... واقعاً ممنون
بچهها ميتونين يه کفش جفت اين پيدا کنين، لطفاً؟
،قربان، من "لنک" هستم .افسر ارشد تدارکات
پيش از سفر به سفينه، لطفاً اگر .چيزي لازم داشتيد به من اطلاع بديد
No comments yet. Be the first to leave one.