She Wore a Yellow Ribbon

She Wore a Yellow Ribbon

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

She Wore A Yellow Ribbon 1949 RESTORED 720p 1080p TinyMoviez
Un commento di Fonix
Blu-ray Restored version (1:43:40)

Tag

720p
720
1080
Pubblicato il: 2016-08-22
Download: 65
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

. کاستر مُرد

... و با مرگش پرچم جاويدان هفتمين سواره نظام

. به خون 212 افسر و سرباز آغشته شد ...

. قبايل سو و شاين در جنگ شدند

... خبر کشته شدن کاستر از طريق بيسيم نظامي

. به تمام قسمتهاي جنوب غربي مخابره شد ...

... با دليجان خبر تهديد حمله ـي سرخپوستان را

. به گوش صدها خانه و هزاران مزرعه رساندند ...

... يکصد سال قبل از اينکه قطارها از دشتها عبور کنند

ماجرايي همانند ماجراي کاستر بوجود آمده بود ... . و سواران دستگاه خبررساني از اين مطلع بودند

... و از مرز کانادا تا ريوبراوو ده هزار سرخپوسته

... قبايل کيوا ، کومانچي ، آراپاهو ، سو و آپاچي ...

، به رهبري سيتينگ بول ، کريزي هورس ... ... گال و کروکينگ

در جنگي مشترک ، بر عليه سواره نظام ايالات متحده ... . با يکديگر هم پيمان ميشدند

اون ، سرگرد چيدل ، مامور پرداخته ؟

آره . بنظر ميرسه که تا سه ماه ديگه از حقوق . خبري نيست

هر کجا که پرچمي در دورافتاده ترين ... پادگان نظامي به اهتزاز درآيد

... شايد فقط يک مرد باشد ، يک سروان ...

. که قادر باشد شمشير سرنوشت را در دست گيرد ...

صبح بخير قربان ، 5:42 دقيقه قربان - 5:41 -

. روز بسيار دلپذيريست قربان

. خانم جاميسن بچه ـشو بدنيا آورد

دليجاني که از اينجا به سادروولز ميرفته مورد حمله قرار گرفته

. سوار اعزامي از گشتي پارادايز ريور هم وارد شد

. سرباز مکنزي هم از شر خودشون خلاص شدن

پسره يا دختر ؟

. يه سرباز کوچولو قربان

کي به دليجان حمله کردن ؟

. تموم شد .کارشو ساختن . ديگه دليجاني در کار نيست

مکنزي ؟ مرده ؟ - بله قربان -

. مکنزي مرد خوبي بود

. در عرض پنج شيش سال سرجوخه شد

! نفست بوي گهي ميده

خودتون ميدونين که بعد از چپولتپک ... قول دادم که ديگه نخورم

. و همينطورم توي بولران و گتيسبورگ و شيلوه

. و روز سن پاتريک و چهارم ژوئيه

... جناب سروان - نميدونم چيزاتو کجا قايم ميکني -

. شيش روز ديگه شيش روز ديگه بازنشست ميشم

نظام هيچوقت اينطوري نميمونه - هميشه همينطوري ميمونه -

. هر چيزي که تغيير بکنه نظام هيچ تغييري نميکنه

ما توي بهترين دورانمون هستيم و اونا ! ميخوان مارو بازنشسته کنن ! اين سوءاستفادگي از پول مالياته

. تنها مالياتي که تو ميدي ماليات ويسکيه حاضري ؟

! بله قربان

صبح بخير آقايون

صبح بخير قربان

. خب راه بيفتين

! صبح بخير آقاي اَلن

! ايست

... آقاي کوهيل

. برين بازديد ...

. تايري و گشتي پارادايز ريور اومدن

آره

گزارش بده ، گروهبان - . تير خورده . زماني که پيداش کردم مرده بود -

کجا پيداش کردي ؟ - نزديک تپه ـي سرخ ، قربان -

. اسبها رم کرده بودن ، قربان

جعبه ـي پولارو هم بردن ، قربان

چيدله ؟

نظرت چيه دکتر ؟

. يه ساعت بهم وقت بدين سرگرد . بيارينش درمونگاه

. کار قبيله ـي کيووا نبوده

با اين نوارهاي رنگي معلومه که کار قبايل کومانچي . و آراپاهو هم نبوده

قربان ؟

. خيله خب ، حرفتو بزن

اين تيرهاي زرد و سفيد و قرمز علامت . قبيله ـي شاين هستن

من ديدم که قبايل بانوکس و اسنيکس هم از همين . رنگها استفاده ميکنن

کاملا درسته قربان . ولي به اين نشانِ قبيله اي . روي تير دقت کنين

. علامت يه سگه

اين تير از طرف يکي از سرخپوستهاي . قبيله ـي شاين پرتاب شده

توي اين قسمت دورافتاده ـي جنوبي چيکار ميکنن گروهبان ؟

. نميدونم چي بگم قربان

به پست نظامي بگو گوش بزنگ باشن ، گروهبان - بله قربان -

برو يکم استراحت کن تايري - ممنونم قربان -

! آقاي پِنِل ميشه يه لحظه وايسين

. ستوان ، نميتونين از پادگان خارج بشين . متاسفم ، خانم دندريج

متاسفي ، آره جون خودت ! آقاي کوهيل ، شما کاري ... بهتر از

تحقير کردن خودتون ندارين که انجام بدين ؟ ...

... اگه از دستورات من شکايت دارين

. ميتونين بنويسين و به سرگرد آلشارد گزارش بدين ...

توي دونسخه يا سه نسخه ؟ - . بيخيال فلينت ، اينقد اذيت نکن -

. دقيقا داره همينکارو ميکنه

چون يکشنبه ـي گذشته بهتون اعتماد نداشتم . که منو بيرون ببرين . ديگه داري خون آقاي پِنِل رو به جوش مياري

برو - ! اگه اينکارو بکني بازداشتت ميکنم -

! جراتشو نداري - کسي ميخواد شمارو بازداشت کنه خانم دندريج ؟ -

ستوان کوهيل . فکر کرده که ... ميتونه به من زور بگه

... من دارم انجام وظيفه ميکنم - . خبردار وايسا آقاي کوهيل - . بفرمايين برين خانم دندريج

. نميخوام باعث ناراحتي کسي بشم سروان . مطمئنم که آقاي کوهيل افسر خوبي هستن

من پدرش ژنرال کوهيل رو ميشناسم خواهرشم ميشناسم

ولي عمدا ميخواد که از همراهي ستوان پِنِل با . من جلوگيري کنه

... قربان ، اگه من فقط ميتونستم - . خبردار وايسا آقاي پِنِل -

ميخواين که به شکايتتون رسيدگي بشه خانم دندريج ؟

شکايت ؟ . من شکايتي ندارم سروان بريتلس

من به فورت استارک عشق ميورزم و همه سواره نظام رو هم ستايش ميکنم

باعث افتخار ماست خانم - بله . همينطوره -

. آقاي کوهيل ، اون پوزخند رو از صورتت وردار

. حالا ميتوني حرف بزني

. من نذاشتم که آقاي پِنل از پادگان خارج بشه

به چه منظور قصد ترک پادگان رو داشتي آقاي پِنل ؟

. براي گردش قربان

گردش ؟

ميخواستين برين گردش خانم دندريج ؟ کجا ميخواستين برين ، سن لوئيس ؟

... ميخواستيم بريم آبشار ، متاسفم

. هيچوقت عذرخواهي نکن . اين نشانه ـي ضعفه

آقاي کوهيل ، من دليلي نميبينم که نذارم . آقاي پِنِل به گردش برن

اطاعت قربان

. ممنونم سروان بريتلس

ولي خانم دندريج ، آقاي کوهيل حق داشتن که نذارن ... توي اين موقعيت اضطراري

. شما از پادگان خارج بشين ...

ميشه تا اقامتگاهتون همراهيتون کنم ؟

. تو ميتوني به گردشت برسي آقاي پِنِل

ميذارين ستوان پِنِل رد بشن ، گروهبان - ! رد شو ستوان پِنِل -

! رد شو ستوان پِنِل

کجا ميخواي گردشت رو برپا کني ؟

يه چيزي رو ميدوني ، توي دلمونيکاي نيويورک ! اوليويا دوماه توي آغوشم بود

! ديگه هم نميخوام هيچ لباس آبي رنگي بپوشم ، رفيق

: اين آخرين گزارش درمورد دسته ـي جورج کاستر است

دويست و دوازده نفر در کنار رودخانه ـي" . بيگهورن کشته شدند

مرکز فرماندهي زمستان سخت و خونيني . را پيش بيني مي کند

. سيتينگ بول از جنگي مقدس صحبت ميکند

". اقدامات احتياطي لازم را بجا بياوريد

. اينم ليست اسامي . ميدونم که بيشترشون رو ميشناسي

... جورج آرمسترانگ کاستر"

... تام کاستر ...

... باستون کاستر ...

... کلهون ...

... کوک ...

... کريتندون ...

... هارينگتون ...

" کيوف ...

. مايلز کيوف

... خب ، ماري

... فقط شيش روز ديگه مونده ...

. که ناتان پيرت از ارتش بازنشست بشه ...

. هنوز تصميم نگرفتم که چيکار کنم

... به دلايلي الان نميتونم تصميم درستي بگيرم

... برگشتن کنار رود واباش ...

. تاب خوردن جلو ايوان ...

... نه ، داشتم فکر ميکردم

... . که شايد بتونم برم سمت غرب ...

. شهرکهاي جديد ، کاليفرنيا

. امروز خبراي بدي شنيديم ، ماري

. جورج کاستر و کل افرادش کشته شدن

. مايلز کيوف . مايلز رو که يادت مياد

. ايرلندي خوش خيال

. کي بود که قبلنا به خوبي باهات ميرقصيد

. آره ، ميدونم . ميدونم که يه ذره حسود بودم

. هيچوقت نتونستم خودم برقصم

. خب ، دارم صبح نيروهارو خارج ميکنم قبيله ـي شاين اين اطراف ميپلکن

. بايد گشتي ها رو وردارم و ببرم به سمت شمال

. احتمالا اين آخرين ماموريتمه ماري

باورش سخته نه ؟

. سخته باور کني

. اميدوارم که سرزده نيومده باشم سروان

... ولي ديدمتون که اومدين اينجا پيش خانواده ـتون

. و بخاطر همين اينو براتون آوردم ...

. خيلي خيلي ممنونم که اينو آوردي

گل سيکلمنه . يه واژه ـي يوناني که به معناي . گوشهاي خرگوشه

. زنم بهشون ميگفت تيرهاي شعله ور

. شيفته ـي باغباني بود

. متاسفم که امروز صبح مثه يه احمق رفتار کردم

. شما از دوتا ستوان جوان ، دو تا احمق ساختين . اين چيز هيچوقت بر خلاف قوانين نيست

پس منو ميبخشين ؟ - ببخشم ؟ -

. شب بخير سروان

شب بخير خانم

. ممنونم

. اون دختر خوبيه ماري

. منو به ياد تو ميندازه

وقتشه قربان

، خب رفيق قديمي اينم آخرين گشتي ؟

. آره ، آخرين دسته

! پنج تا ديگه مونده - ! سه تا ديگه مونده -

! پنج تا ديگه - ! سه تا -

بلد نيستي بشمري ؟

منظورم اينه که سه هفته ـي ديگه . بازنشست ميشم قربان

، خب ، روزها ، هفته ها چه فرقي ميکنن ؟

ميخواي همينطوري اونجا وايسي ؟ - ... متاسفم -

. عذرخواهي نکن . عذرخواهي نشانه ـي ضعفه

حاضري ؟ - بله قربان -

. صبح بخير

! هاچباوور - صبح بخير -

خب ، يه بار ديگه ، دي رايس ، ها ؟ - بله قربان -

. صبح بخير سربازها

! اين چيه ؟ هاچباوور - بله قربان -

اين چيه ؟ - سرگرد آلشارد دستوردادن -

هيچ بارکشي به دنبال اين گشتي نمياد - دستوره قربان -

دستوره ، ها ؟ - بله قربان -

صبح بخير قربان

زين زنونه ـست ، رايلي ؟ - بله قربان -

! زين زنونه

سرگرد آلشارد ، اين دمبل دستکا چيه ... ؟ - ميدونم ، منظورت بارکشه -

! آره ، يه بارکش پر از زناي بدرد نخور

. من نميتونم مانع اين گشتي بشم . مخصوصا اين گشتي

. زنم رو همراه خواهرزاده ـش فرستادم . اونا تا سادروولز ميان

. به جايي که اون دليجان ميره . اين يه دستوره

اعتراض دارم - انتظارشو داشتم ، گزارشش بده -

! خيال دارم همين کارو بکنم

ناتان ، تا نصفه هاي شب بخاطر همين . بيدار موندم

. من نميتونم دختر دندريج رو اينجا نگهدارم . اون ارتشي نيست

! به همين دلايل ميگم - قهوه ميخواي ؟ -

يکي ... نه ، آره

گروهي از سرخپوستان قبيله ـي شاين . دارن به سمت اين سرزمين ميان

More Farsi Persian subtitles for She Wore a Yellow Ribbon

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left