Le prime 200 righe.
. کاستر مُرد
... و با مرگش پرچم جاويدان هفتمين سواره نظام
. به خون 212 افسر و سرباز آغشته شد ...
. قبايل سو و شاين در جنگ شدند
... خبر کشته شدن کاستر از طريق بيسيم نظامي
. به تمام قسمتهاي جنوب غربي مخابره شد ...
... با دليجان خبر تهديد حمله ـي سرخپوستان را
. به گوش صدها خانه و هزاران مزرعه رساندند ...
... يکصد سال قبل از اينکه قطارها از دشتها عبور کنند
ماجرايي همانند ماجراي کاستر بوجود آمده بود ... . و سواران دستگاه خبررساني از اين مطلع بودند
... و از مرز کانادا تا ريوبراوو ده هزار سرخپوسته
... قبايل کيوا ، کومانچي ، آراپاهو ، سو و آپاچي ...
، به رهبري سيتينگ بول ، کريزي هورس ... ... گال و کروکينگ
در جنگي مشترک ، بر عليه سواره نظام ايالات متحده ... . با يکديگر هم پيمان ميشدند
اون ، سرگرد چيدل ، مامور پرداخته ؟
آره . بنظر ميرسه که تا سه ماه ديگه از حقوق . خبري نيست
هر کجا که پرچمي در دورافتاده ترين ... پادگان نظامي به اهتزاز درآيد
... شايد فقط يک مرد باشد ، يک سروان ...
. که قادر باشد شمشير سرنوشت را در دست گيرد ...
صبح بخير قربان ، 5:42 دقيقه قربان - 5:41 -
. روز بسيار دلپذيريست قربان
. خانم جاميسن بچه ـشو بدنيا آورد
دليجاني که از اينجا به سادروولز ميرفته مورد حمله قرار گرفته
. سوار اعزامي از گشتي پارادايز ريور هم وارد شد
. سرباز مکنزي هم از شر خودشون خلاص شدن
پسره يا دختر ؟
. يه سرباز کوچولو قربان
کي به دليجان حمله کردن ؟
. تموم شد .کارشو ساختن . ديگه دليجاني در کار نيست
مکنزي ؟ مرده ؟ - بله قربان -
. مکنزي مرد خوبي بود
. در عرض پنج شيش سال سرجوخه شد
! نفست بوي گهي ميده
خودتون ميدونين که بعد از چپولتپک ... قول دادم که ديگه نخورم
. و همينطورم توي بولران و گتيسبورگ و شيلوه
. و روز سن پاتريک و چهارم ژوئيه
... جناب سروان - نميدونم چيزاتو کجا قايم ميکني -
. شيش روز ديگه شيش روز ديگه بازنشست ميشم
نظام هيچوقت اينطوري نميمونه - هميشه همينطوري ميمونه -
. هر چيزي که تغيير بکنه نظام هيچ تغييري نميکنه
ما توي بهترين دورانمون هستيم و اونا ! ميخوان مارو بازنشسته کنن ! اين سوءاستفادگي از پول مالياته
. تنها مالياتي که تو ميدي ماليات ويسکيه حاضري ؟
! بله قربان
صبح بخير آقايون
صبح بخير قربان
. خب راه بيفتين
! صبح بخير آقاي اَلن
! ايست
... آقاي کوهيل
. برين بازديد ...
. تايري و گشتي پارادايز ريور اومدن
آره
گزارش بده ، گروهبان - . تير خورده . زماني که پيداش کردم مرده بود -
کجا پيداش کردي ؟ - نزديک تپه ـي سرخ ، قربان -
. اسبها رم کرده بودن ، قربان
جعبه ـي پولارو هم بردن ، قربان
چيدله ؟
نظرت چيه دکتر ؟
. يه ساعت بهم وقت بدين سرگرد . بيارينش درمونگاه
. کار قبيله ـي کيووا نبوده
با اين نوارهاي رنگي معلومه که کار قبايل کومانچي . و آراپاهو هم نبوده
قربان ؟
. خيله خب ، حرفتو بزن
اين تيرهاي زرد و سفيد و قرمز علامت . قبيله ـي شاين هستن
من ديدم که قبايل بانوکس و اسنيکس هم از همين . رنگها استفاده ميکنن
کاملا درسته قربان . ولي به اين نشانِ قبيله اي . روي تير دقت کنين
. علامت يه سگه
اين تير از طرف يکي از سرخپوستهاي . قبيله ـي شاين پرتاب شده
توي اين قسمت دورافتاده ـي جنوبي چيکار ميکنن گروهبان ؟
. نميدونم چي بگم قربان
به پست نظامي بگو گوش بزنگ باشن ، گروهبان - بله قربان -
برو يکم استراحت کن تايري - ممنونم قربان -
! آقاي پِنِل ميشه يه لحظه وايسين
. ستوان ، نميتونين از پادگان خارج بشين . متاسفم ، خانم دندريج
متاسفي ، آره جون خودت ! آقاي کوهيل ، شما کاري ... بهتر از
تحقير کردن خودتون ندارين که انجام بدين ؟ ...
... اگه از دستورات من شکايت دارين
. ميتونين بنويسين و به سرگرد آلشارد گزارش بدين ...
توي دونسخه يا سه نسخه ؟ - . بيخيال فلينت ، اينقد اذيت نکن -
. دقيقا داره همينکارو ميکنه
چون يکشنبه ـي گذشته بهتون اعتماد نداشتم . که منو بيرون ببرين . ديگه داري خون آقاي پِنِل رو به جوش مياري
برو - ! اگه اينکارو بکني بازداشتت ميکنم -
! جراتشو نداري - کسي ميخواد شمارو بازداشت کنه خانم دندريج ؟ -
ستوان کوهيل . فکر کرده که ... ميتونه به من زور بگه
... من دارم انجام وظيفه ميکنم - . خبردار وايسا آقاي کوهيل - . بفرمايين برين خانم دندريج
. نميخوام باعث ناراحتي کسي بشم سروان . مطمئنم که آقاي کوهيل افسر خوبي هستن
من پدرش ژنرال کوهيل رو ميشناسم خواهرشم ميشناسم
ولي عمدا ميخواد که از همراهي ستوان پِنِل با . من جلوگيري کنه
... قربان ، اگه من فقط ميتونستم - . خبردار وايسا آقاي پِنِل -
ميخواين که به شکايتتون رسيدگي بشه خانم دندريج ؟
شکايت ؟ . من شکايتي ندارم سروان بريتلس
من به فورت استارک عشق ميورزم و همه سواره نظام رو هم ستايش ميکنم
باعث افتخار ماست خانم - بله . همينطوره -
. آقاي کوهيل ، اون پوزخند رو از صورتت وردار
. حالا ميتوني حرف بزني
. من نذاشتم که آقاي پِنل از پادگان خارج بشه
به چه منظور قصد ترک پادگان رو داشتي آقاي پِنل ؟
. براي گردش قربان
گردش ؟
ميخواستين برين گردش خانم دندريج ؟ کجا ميخواستين برين ، سن لوئيس ؟
... ميخواستيم بريم آبشار ، متاسفم
. هيچوقت عذرخواهي نکن . اين نشانه ـي ضعفه
آقاي کوهيل ، من دليلي نميبينم که نذارم . آقاي پِنِل به گردش برن
اطاعت قربان
. ممنونم سروان بريتلس
ولي خانم دندريج ، آقاي کوهيل حق داشتن که نذارن ... توي اين موقعيت اضطراري
. شما از پادگان خارج بشين ...
ميشه تا اقامتگاهتون همراهيتون کنم ؟
. تو ميتوني به گردشت برسي آقاي پِنِل
ميذارين ستوان پِنِل رد بشن ، گروهبان - ! رد شو ستوان پِنِل -
! رد شو ستوان پِنِل
کجا ميخواي گردشت رو برپا کني ؟
يه چيزي رو ميدوني ، توي دلمونيکاي نيويورک ! اوليويا دوماه توي آغوشم بود
! ديگه هم نميخوام هيچ لباس آبي رنگي بپوشم ، رفيق
: اين آخرين گزارش درمورد دسته ـي جورج کاستر است
دويست و دوازده نفر در کنار رودخانه ـي" . بيگهورن کشته شدند
مرکز فرماندهي زمستان سخت و خونيني . را پيش بيني مي کند
. سيتينگ بول از جنگي مقدس صحبت ميکند
". اقدامات احتياطي لازم را بجا بياوريد
. اينم ليست اسامي . ميدونم که بيشترشون رو ميشناسي
... جورج آرمسترانگ کاستر"
... تام کاستر ...
... باستون کاستر ...
... کلهون ...
... کوک ...
... کريتندون ...
... هارينگتون ...
" کيوف ...
. مايلز کيوف
... خب ، ماري
... فقط شيش روز ديگه مونده ...
. که ناتان پيرت از ارتش بازنشست بشه ...
. هنوز تصميم نگرفتم که چيکار کنم
... به دلايلي الان نميتونم تصميم درستي بگيرم
... برگشتن کنار رود واباش ...
. تاب خوردن جلو ايوان ...
... نه ، داشتم فکر ميکردم
... . که شايد بتونم برم سمت غرب ...
. شهرکهاي جديد ، کاليفرنيا
. امروز خبراي بدي شنيديم ، ماري
. جورج کاستر و کل افرادش کشته شدن
. مايلز کيوف . مايلز رو که يادت مياد
. ايرلندي خوش خيال
. کي بود که قبلنا به خوبي باهات ميرقصيد
. آره ، ميدونم . ميدونم که يه ذره حسود بودم
. هيچوقت نتونستم خودم برقصم
. خب ، دارم صبح نيروهارو خارج ميکنم قبيله ـي شاين اين اطراف ميپلکن
. بايد گشتي ها رو وردارم و ببرم به سمت شمال
. احتمالا اين آخرين ماموريتمه ماري
باورش سخته نه ؟
. سخته باور کني
. اميدوارم که سرزده نيومده باشم سروان
... ولي ديدمتون که اومدين اينجا پيش خانواده ـتون
. و بخاطر همين اينو براتون آوردم ...
. خيلي خيلي ممنونم که اينو آوردي
گل سيکلمنه . يه واژه ـي يوناني که به معناي . گوشهاي خرگوشه
. زنم بهشون ميگفت تيرهاي شعله ور
. شيفته ـي باغباني بود
. متاسفم که امروز صبح مثه يه احمق رفتار کردم
. شما از دوتا ستوان جوان ، دو تا احمق ساختين . اين چيز هيچوقت بر خلاف قوانين نيست
پس منو ميبخشين ؟ - ببخشم ؟ -
. شب بخير سروان
شب بخير خانم
. ممنونم
. اون دختر خوبيه ماري
. منو به ياد تو ميندازه
وقتشه قربان
، خب رفيق قديمي اينم آخرين گشتي ؟
. آره ، آخرين دسته
! پنج تا ديگه مونده - ! سه تا ديگه مونده -
! پنج تا ديگه - ! سه تا -
بلد نيستي بشمري ؟
منظورم اينه که سه هفته ـي ديگه . بازنشست ميشم قربان
، خب ، روزها ، هفته ها چه فرقي ميکنن ؟
ميخواي همينطوري اونجا وايسي ؟ - ... متاسفم -
. عذرخواهي نکن . عذرخواهي نشانه ـي ضعفه
حاضري ؟ - بله قربان -
. صبح بخير
! هاچباوور - صبح بخير -
خب ، يه بار ديگه ، دي رايس ، ها ؟ - بله قربان -
. صبح بخير سربازها
! اين چيه ؟ هاچباوور - بله قربان -
اين چيه ؟ - سرگرد آلشارد دستوردادن -
هيچ بارکشي به دنبال اين گشتي نمياد - دستوره قربان -
دستوره ، ها ؟ - بله قربان -
صبح بخير قربان
زين زنونه ـست ، رايلي ؟ - بله قربان -
! زين زنونه
سرگرد آلشارد ، اين دمبل دستکا چيه ... ؟ - ميدونم ، منظورت بارکشه -
! آره ، يه بارکش پر از زناي بدرد نخور
. من نميتونم مانع اين گشتي بشم . مخصوصا اين گشتي
. زنم رو همراه خواهرزاده ـش فرستادم . اونا تا سادروولز ميان
. به جايي که اون دليجان ميره . اين يه دستوره
اعتراض دارم - انتظارشو داشتم ، گزارشش بده -
! خيال دارم همين کارو بکنم
ناتان ، تا نصفه هاي شب بخاطر همين . بيدار موندم
. من نميتونم دختر دندريج رو اينجا نگهدارم . اون ارتشي نيست
! به همين دلايل ميگم - قهوه ميخواي ؟ -
يکي ... نه ، آره
گروهي از سرخپوستان قبيله ـي شاين . دارن به سمت اين سرزمين ميان
No comments yet. Be the first to leave one.