Stolen Girl

Stolen Girl

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

Stolen Girl 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
Un commento di Samurai_EP
A commentary by Caseraw 🔴 30nama | Caseraw 🔴

Tag

webdl
full_subtitles
Pubblicato il: 2025-10-07
Download: 155
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫[الهام گرفته شده از ‫یک داستان واقعی]

‫ ‫

‫مترجم ‫«Caseraw»

‫سلام، عزیزم. بدو بیا بغلم.

‫- چه تیپی زدی برا صبحونه. ‫- امینا، صبحونه حاضره!

‫بابابزرگ!

‫- سلام. صبح بخیر، بابا. ‫ - ...بارون...

‫بذار من ویسکی تو باشم. ‫درد و بلات رو از بین ببرم.

‫مرسی.

‫- مراقب باش. ‫- باشه، باشه.

‫عه، بلاخره دوست صمیمیتو دوباره دیدی.

‫خدا نکنه رو چیزی قفلی بزنه... ‫منو یاد یه نفر خاصی می‌اندازه.

‫نمی‌دونم کی رو میگی.

‫قربونت برم.

‫مینا، آب پرتقال می‌خوای؟

‫بابایی؟

‫- فکر کردم فردا قراره بیاد. ‫- امروز چندمه؟

‫خدای من، ۲۳امه.

‫لعنت بهش!

‫خوشبختانه یادم رفت،چیکار کنم.

‫می‌دونی که نمی‌تونی نذاری پدرش رو ببینه.

‫- حلا دیگه طرفداری اونو می‌کنی؟ ‫- بحث طرفداری نیست.

‫دخترت حق داره پدرش رو بشناسه.

‫یه زمانی همدیگه رو دوست داشتین بهرحال.

‫آره، من رابطه‌مونو خراب نکردم.

‫تا آخرشب سر کار می‌رفت، ‫معلوم نیست چه کارایی با کیا می‌کرد.

‫می‌دونم.

‫بدو بیا اینجا.

‫بابایی اونجاست. باشه، خیلی خب.

‫بابایی!

‫سلام، فسقلی.

‫ساعت ۱۰ صبح، همونطور که قول دادم.

‫- تا ۶ بر می‌گردونمش. ‫- باشه. خداحافظ، عزیزم.

‫حالت خوبه؟ ‫بنظر میاد فکرت مشغوله.

‫ام... آره، آره، خوبم. ‫مسائل سر کارمه.

‫حالم خوبه.

‫باشه.

‫دستت رو بپا امینا.

‫سلام، چیه دستت؟

‫این چیه؟

‫می‌خوای داستان بخونیم؟ ‫داستان می‌خوای؟ آره.

‫ریکی و رکی رفتن به باغ وحش.

‫دایناسورا تو باغ وحش زندگی می‌کنن!

‫- تو این داستان‌مون، آره. ‫- ایول!

‫- از لباس جدیدت خوشت میاد؟ ‫- آره، مامان!

‫ایول!

‫حالا، چی کم داریم؟

‫دارو! برا بابابزرگ البته.

‫- هیچوقت انقدر ندادیم. ‫- ولی قیمت داروهای پدرتون همینه.

‫ممکنه اینطور باشه. ولی هیچوقت ‫انقدر نشده تاحالا. رسیدهاشو دارم.

‫ تخفیف ویژه‌ی امروز،...

‫ ...مشتری‌ها می‌تونن ۲۰٪ تخفیف داشته باشن، ‫لطفا کپن‌هاتون رو به صندق ببرید.

‫- میشه لطفا مدیرتون رو بگید بیاد؟ ‫- مدیر خودمم، خانم.

‫فرانک چی شده؟

‫هفته پیش بازنشست شد. ‫با خانواده‌اش رفتن بوکا. ‫

‫- یه لحظه اجازه بدین. ‫- آره.

‫اوه! خیلی خب، فکر کنم ‫فهمیدم قضیه چیه.

‫حق با شما بود. ‫یه سری اطلاعات رو باید تغییر بدم.

‫خیلی متأسفم، خانم.

‫- می‌تونید برید صندوق پرداخت کنید. ‫- مرسی.

‫مینا؟

‫امینا؟

‫مینا؟

‫امینا؟!

‫مینا!

‫کسی دخترم رو ندیده؟ ‫لباس دایناسور تنشه...

‫خانم، خواهش می‌کم ‫از مغازه تشریف ببرید بیرون...

‫ندیدینش؟ ‫اینجاست؟ لعنت بهش!

‫مینا! یه دختر کوچولو ندیدین؟ ‫فقط چهار سالشه! خدایا کمکم کن!

‫اوه خدای من! ‫خواهش می‌کنم!

‫پیداشون کردی؟ ‫کجان؟

‫- یه لحظه فرصت بده. ‫- چه خبر شده؟

‫تمام تلاشمون رو داریم می‌کنیم ‫امینا رو پیدا کنیم.

‫می‌دونم کریم بردتش.

‫مطمئنم. دیروز خیلی رفتارش ‫عجیب غریب شده بود.

‫و بعدش مینا گفت شنید ‫داشت با یکی پای تلفن راجع به من حرف میزد.

‫- قبلا تهدید کرده بوده. ‫- آره.

‫اگه قضیه همینی باشه که شما میگین ‫داریم سعی می‌کنیم ببینیم...

‫...چرا پس کریم سر یکی از ‫ملاقات‌هاش امینا رو نگه نداشته؟

‫من از کجا بدونم؟

‫میشه فکر کنین یه وقت کاری نکردین؟

‫- من کاری کرده باشم؟ ‫- لعنت بهش. تقصیر اون نیست که.

‫منظورم این نبود.

‫کاری نکرده که دخترش بذاره بره. ‫چه مرگتونه شما؟

‫فکر کنم می‌برتش خونه خودش.

‫خونه خودش؟

‫- سوریه. ‫- سوریه.

‫همیشه بحثش رو میکشید وسط.

‫یه کار بغل بیمارستان ‫نزدیک خانواده‌اش بگیره.

‫جدا هم که شدیم، ‫همون موقع خواست همینکارو بکنه،

‫مجبور شدم شکایت کنم، ‫تا نذارم از کشور خارجش کنه.

‫باید همه فرودگاه‌ها رو بررسی کنین.

‫چیه؟ چی شده؟

‫هیچ قانون فدرالی‌ای وجود نداره ‫که نذاره والد بچه‌اش رو...

‫آدم رباییه. دزدیدتش.

‫...بچه‌ی خودش رو از کشور خارج کنه.

‫اگه همچین قضیه‌ایه، متأسفم، ‫کاری از دستمون بر نمیاد.

‫شوخیتون گرفته؟ ‫می‌تونه مینطوری... بدزده ببرتش؟

‫یعنی من... من... ‫به این راحتی دخترم رو از دست می‌دم؟

‫داریم همه کارای لازم رو انجام می‌دیم،

‫...ایست‌های خیابونی گذاشتیم...

‫دیگه چه احتمالاتی هست؟ چی؟

‫یعنی میگین کار بچه دزد بوده؟

‫بله، میشه بگین از کدوم فرودگاه تو اوهایو ‫می‌تونم به سوریه برم؟

‫- لطفا گوشی دستتون. ‫- باشه.

‫نمی‌تونی از دستم قایم بشی. می‌بینمت.

‫- اه! ‫- پیداش کردم!

‫پروازها به مقصد سوریه از ‫پورت کولومبوس و از طریق آمستردام

‫قیمت‌هاشون از ۷۵۰ دلار شروع میشه ‫ تا ۱۰۰۰ دلار.

‫خیلی خب، ممنونم.

‫رفتیم خونه کریم رو بررسی کردیم. ‫متأسفانه کاملا تخلیه شده بود.

‫فقط یه چندتا چیز مونده بود.

‫فرودگاه پورت کولومبوس رو هم بررسی کردین؟

‫ماشینش رو تو انبار گذاشته بود.

‫داریم لیست‌های پرواز رو بررسی می‌کنیم، ‫اما بنظرمون از کشور خارج شده.

‫کریم صالح طالب.

‫نه اطلاعات تماس اعضای خانواده‌اش رو نداره.

‫- رادیولوژی. ‫- معذرت می‌خوام، نمی‌فهمم.

‫گفته بود پدرش تو ریاض زندگی می‌کنه،

‫در عربستان سعودی، ولی ‫هیچ مدرک ثبت شده‌ای ازش نیست.

‫ببین، دخترم هیچوقت اونجا نرفته ‫و خانواده‌اش هم هیچوقت آمریکا نیومدن.

‫ببخشید، کسی با این اسم نتونستم پیدا کنم.

‫- خیلی خب. ‫- نمی‌دونم.

‫شما وکیلی، بازپرسی چیزی سرغل نداری؟

‫منم با لحن حرف زدنت حال نمی‌کنم، رفیق!

‫خدای من...

‫باورتون نمیشه بگم، کریم که امینا رو ‫از کشور خارج کرد، مرتکب جرم نشده بود.

‫به مدت دو ساله که...

‫...دخترم رو ندیدم.

‫و هرروز که ازش دورم...

‫انگاری با تفنگ بهم شلیک کردن.

‫با تشکر از سخاوتمندی شما...

‫...می‌تونم برم واشینگتن.

‫و می‌خوام تو همه اداره‌ها برم ‫و با هرکس که به قانون مربوطه حرف بزنم.

‫و تمام تلاشم رو بکنم ‫بچه‌ام رو پیدا کنم.

‫تا وقتی برنگرده خونه آروم نمی‌گیرم، ‫خونه خودش.

‫مامانم وقتی بچه بودم گذاشت رفت، ‫نمی‌خوام بچه خودمو رها کنم.

‫- می‌ترسم بخوام ولت کنم. ‫- نه، بس کن.

‫به غریزه‌ات اعتماد کن. ‫همونطور که بهت یاد دادم. آره.

‫- دوست دارم. ‫- دوست دارم.

‫بفرمایید.

‫کارتون رو بفرمایید.

‫تقضای صدور قطعنامه ‫از مجلس سنا دارم.

‫تأییدیه فرمانده ایالتت رو بگیر، ‫بعدش دوباره بیارش اینجا

‫نمی‌تونین جلوی در رو بگیرین خانم.

‫ببخشید، کاملا حق دارم اینجا باشم، ‫آزادی بیانه!

‫تا شش ماه آینده براتون ‫یه وقت ملاقات فرستاده میشه.

‫شش ماه؟ فکر کنم همینجا منتظر میمونم.

‫خانم...

‫انگلیسی بلدین؟ اسمی که پای ‫آزمایش ایکس‌ری‌ام نوشته رو نمی‌تونم بخونم.

‫اکثر آدمربایی‌ها در این کشور ‫توسط والدیت صورت می‌گیره.

‫فکر کنم نوشته کریم طالب.

‫سال گذشته، بیش از ۲۵ هزار فرزند

‫توسط والدین ربوده شدن ‫و هیچ کاری در قبالش انجام نشده!

‫ اینجا کسی با همچین اسمی کار نمی‌کنه.

‫باشه. بازم ممنونم.

‫ مارا دنینگ به واشنگتن برگشته ‫تا دست به اعتصاب غذا بزند...

‫ ...به همراه گروه والدین معترضی ‫که تشکیل داد...

‫ ...چهارسال پیش پس از، ‫مفقود شدن دخترش.

‫[مادری اهل اوهایو به اعتراض در برابر ‫فرزند گم شده‌اش ادامه می‌دهد.]

‫می‌تونم بشینم؟

‫- کمکی از دستم بر میاد؟ ‫- نه.

‫ولی من شاید بتونم به شما کمک کنم.

‫ببین عزیزدل، ‫الان فقط می‌خوام تنها باشم، حله؟

‫من تو کار برگردوندن بچه‌ها به خانواده‌شونم.

‫[پسر دزدیده شدن پس از ۵ سال ‫به آغوش مادرش برمی‌گردد]

‫کار تو بوده؟

‫قانونیه؟

‫به همون اندازه آدمربایی کردن.

‫من هیچ پولی ندارم، برای همین...

‫می‌دونم.

‫پیش خودت نگه‌اش دار.

‫یه پیشنهادی برات دارم.

‫بیا برا من کار کن.

‫کمکم کن بچه آدمای دیگه رو پیدا کنم.

‫منم کمکت می‌کنم بچه خودت رو پیدا کنی.

‫می‌دونی، تازه پول خوبی هم توش هست.

‫بهم زنگ بزن.

‫مارا، ایشون کارل هستن مسئول بخش زبانشناسی، ‫هرکاری که من نتونم رو انجام میده.

‫بعد از من اون همه کاره‌ست.

‫- من تنها همه کاره اینجام... ‫- درسته.

‫- از آشناییتون خوشوقتم. ‫- خوشحالم زنگ زدی.

‫هنوز موافقت نکردم.

‫خیلی خب.

‫این برای شماست.

‫هی. این چیز خوبیه.

‫همه‌جا تو خاورمیانه کس و کار دارم. ‫پیداش می‌کنیم. به موقع‌اش.

‫من دخترم رو چهار سال و ۸۶ روز و ‫چهار ساعته که ندیدم...

‫- آخرین باری که چیزی خوردی کی بوده؟ ‫- نُه روز.

‫بیا.

‫نمی‌تونم.

More Farsi Persian subtitles for Stolen Girl

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left