Trump: An American Dream

Trump: An American Dream

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 1

Informazioni sulla release

Trump An American Dream S01E03 720p x265-StB Fa
Un commento di Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

Tag

webdl
Pubblicato il: 2025-04-23
Download: 32
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

‫فیلم شهروند کین واقعاً درباره‌ی جمع کردن ثروت بود

‫و تهش این بود که همه رو جمع می‌کنی و می‌بینی چی می‌شه

‫و لزوماً همه‌ش مثبت نیست

‫به نظرم تو فیلم کین یاد گرفت که شاید ثروت همه‌چیز نیست

‫چون ثروتش رو داشت، ولی خوشبختی رو نه

‫میزِ ناهارخوری هی بزرگ و بزرگ‌تر و بزرگ‌تر می‌شد

‫در حالی که خودش و زنش هی دور و دورتر می‌شدن

‫هر چی ثروتمندتر می‌شد

‫شاید، من اینو می‌تونم درک کنم

‫خب، اگه می‌تونستی به چارلز فاستر کین نصیحت کنی

‫بهش چی می‌گفتی؟

‫یه زن دیگه واسه خودت پیدا کن

‫زن ‫آره، حتماً داشتمش

‫می‌دونی، خیلی عجیب بود

‫همش می‌شنیدم دونالد داره به ایوانا خیانت می‌کنه ‫ولی هیچ‌وقت باور نمی‌کردم

‫اصلاً... انگار ممکن نبود همچین چیزی اتفاق بیفته

‫حتی چند بار با بعضی‌ها دعوام شد

‫شماها هیچی نمی‌دونین چی دارین می‌گین ‫مسخره‌ست

‫خب، به ایوانا گفتم

‫یه روز تو رستوران روسین تی روم ناهار می‌خوردیم

‫که گفت، "خب، بهش زنگ بزنیم

‫بعد گفت، "نیکی یه چیزی هست می‌خواد بهت بگه

‫و من با افتخار گوشی رو گرفتم... و بهش گفتم

‫.اونم گفت، "چه لطف بزرگی کردی ‫واقعاً ازت ممنونم که بهم زنگ زدی

‫و ممنونم که وقت گذاشتی و می‌دونی ‫اصلاً امکان نداره همچین چیزی

‫و کلاً تکذیبش کرد

‫ولی خیلی آروم، خیلی ممنون که ازم دفاع کردی

‫...اوم

‫تو واقعاً دوست خوبی هستی، نیکی

‫خداحافظ

‫آخه چرا باید دوست دخترش رو ببره کلبه‌ی ییلاقی

‫وقتی زنش و بچه‌هاش باهاش تو کوه بودن؟

‫اصلاً منطقی نیست

‫داشتم با یه دوست دخترم تو آسپن حرف می‌زدم

‫گفت، "وای خدا، باورت نمی‌شه چه خبر شده

‫ایوانا سوار تله‌سیژ و اونجا با دونالد بوده

‫و مارلا میپلز، همون دختره، می‌دونی دیگه، که باهاش می‌گرده

‫منم گفتم، "چی؟

‫گفت، "داره تو پیست اسکی به ایوانا حمله می‌کنه، بهش می‌گه

‫من شوهرتو می‌خوام و اون دیگه دوستت نداره'

‫ و اونم داره گریه می‌کنه. منم گفتم، "چی؟ ‫داری چی می‌گی؟

‫یادمه دلم برای ایوانا سوخت

‫یهویی وسط پیست اسکی تو آسپن غافلگیر شده بود

‫پونزده ثانیه‌ی دیگه

‫سال ۱۹۹۰ می‌شه

‫پنج، چهار، سه، دو، یک... سال نو مبارک

‫به نظرم ماجرای رسوایی ترامپ، واقعاً از دهه‌ی ۹۰ شروع شد

‫سردبیرم صدام کرد و گفت، "می‌خوایم پرونده‌ی ترامپ رو پوشش بدی

‫وقتی مردم نیویورک صبح‌ها روزنامه‌های

‫دیلی نیوز و نیویورک پست رو برمی‌دارن

‫انتظار دارن تیترهاشون حسابی کوبنده باشن

‫به نظر می‌رسیده‌ همه‌چی روبه‌راهه

‫با هم دعوا نمی‌کردن. فکر می‌کردم همه‌چی همین‌جوری فیصله پیدا می‌کنه

‫تا اینکه لیز اسمیت خبردار شد، باهاش تماس گرفت، ‫یا اون باهاش تماس گرفت، و دیگه همه‌چی تموم شد

‫...یه روز

‫...یهویی بی‌خبر بهم تلفن کرد، و داشت گریه می‌کرد

‫"گفت، "لیز، می‌شه بیای هتل پلازا ببینمت؟

‫...خب، لباس پوشیدم، تاکسی گرفتم، رفتم هتل پلازا

‫...و خودش رو انداخت تو بغلم

‫انگار بهترین دوستش بودم

‫".و گفت، "دونالد دیگه منو نمی‌خواد

‫کم‌کم شروع کردم بهش بقبولونم که بذاره یه چیزی درباره‌ش بنویسم

‫ آخرش رفتم پیش خودش

‫و اون گفت، "من دیگه نمی‌خوام با زنی بخوابم که بچه داشته باشه

‫".منم گفتم، "ولی اونا بچه‌های خودت هستن

‫و اون گفت، "می‌دونم، می‌دونم. من می‌خوام زندگی باز داشته باشیم

‫".مایکل کندی، وکیل ایوانا، بهم زنگ زد، و گفت، "این ماجرا رو بنویس

‫دونالد توی ژاپنه

‫لیز اسمیت با ایوانا نقشه می‌کشند که چجوری این خبر رو علنی کنن

‫وقتی خبر پخش می‌شه که اون تو هواپیما داره برمی‌گرده

‫اون موقع اینترنت نبود که خبرت رو پخش کنی

‫واسه همین مجبور شد چند ساعت سکوت کنه

‫روزنامه‌ها دیگه منفجر شدن ‫دنیا منفجر شد

‫کمونیسم داره سقوط می‌کنه ‫آلمان‌ها دارن دوباره متحد می‌شن

‫آفریقای جنوبی داره تغییر می‌کنه

‫ولی تو منهتن، همه‌ش حرف "ترامپ علیه ترامپ" بود

‫من روزنامه‌ی نیویورک پُست رو خریدم، کاری که هیچ‌وقت نمی‌کنم

‫که درباره‌ش بخونی؟

‫.خب، به این عکس نگاه کن ‫محشر نیست؟

‫طلاقش از ایوانا یه چیزی بود در حد فاجعه‌ی اتمی

‫اگه قرار بود درباره‌ی آدم‌های مشهور تو ‫موقعیت‌های ناجور و خصوصی حرف بزنین

‫این تماشایی‌ترین چیزی بود که می‌شد درباره‌ش حرف زد

‫داستان طلاق واقعیه که قراره بشنوین، از

‫دودمان‌ها بزرگتره، از دالاس بهتره، و از بیمارستان عمومی تندتر و داغ‌تره

‫تیراژ روزنامه‌ها سر به فلک کشیده، رتبه‌بندی اخبار تلویزیون رفته بالا

‫چون انگار مردم اصلاً سیر نمی‌شن

‫شب‌به‌خیر. تو این روز ولنتاین، ‫همسر رهاشده تو چیزی که لقب گرفته

‫طلاق دهه" اولین حضور عمومیش رو داشت"

‫ایوانا ترامپ، همسر جداشده‌ی

‫غول املاک، دونالد ترامپ، امروز سر قرار ناهارش با خانم‌های متشخص حاضر شد

‫و یه عالمه خبرنگار رو به خودش جذب کرد

‫بیرون رستوران شیک و پیک لا گرنویل، وسط شهر

‫مردم داشتن جیغ و داد می‌کردن

‫.بهش بده، ایوانا. کاری کن تاوان پس بده

‫همه به اون جشن تولد دعوت شده بودن

‫همه‌ی دوستای صمیمیش، مادر خودش

‫مادر شوهرش

‫هیچ‌کس نمی‌دونست تو اون مهمونی چجوری رفتار کنه

‫...مادرش واقعاً تلاش کرد

‫تا جشن تولد رو عادی جلوه بده

‫فکر می‌کنم به ازدواج دونالد با ایوانا احترام می‌ذاشتن

‫و فکر می‌کنم که... از این موضوع خجالت‌زده بودن

‫دونالد راه رو اشتباه رفته بود

‫...خیلی خندیدیم و از این حرفا و

‫و هیچ‌کس... هیچ‌کس بدِ دونالد رو نگفت ‫درسته

‫دوباره بگو ‫هیچ‌کس بدِ دونالد رو نگفت

‫در واقع، فکر نمی‌کنم تا الان اسمی ازش برده شده باشه

‫این کیه؟

‫اون مادر دونالد ترامپه تو صندلی عقب لیموزین

‫بعد از ناهار دیروز

‫چه کار فوق‌العاده متمدنانه‌ای که این خانم انجام داد ‫اون ظاهر شد

‫اون عالی بود ‫خانم فوق‌العاده‌ایه

‫و اون بلند شد و گفت: "خب، فکر کنم امروز من یک جورایی مقصر اصلی‌ام

‫".ولی من از کلمه 'عروس' متنفرم

‫.من ایوانا رو عروس خودم نمی‌دونم ‫من اونو دختر خودم می‌دونم

‫بیست و هشت روز تو صفحه اول روزنامه‌ها

‫دونالد تو تجارت مشکلاتی داشت و این موضوع بزرگی بود

‫وحشتناک بود. خیلی بد بود

‫خانم‌ها و آقایان

با افتخار بزرگ و امتیاز فراوان

‫معرفی چلسی کلینتون

‫هیلاری کلینتون و فرماندار ما

‫و رئیس جمهور بعدی ایالات متحده، بیل کلینتون رو دارم

‫می‌خوام مخصوصاً از

‫هیلاری و چلسی تشکر کنم برای برداشتن این قدم بزرگ در سفر زندگی مشترکمون

‫...هیلاری به خاطر همسر و دوست و شریک زندگیم بودن

‫...به خاطر عشقی که با هم داشتیم و کاری که انجام داده

‫...برای بهتر کردن زندگی بچه‌ها و خانواده‌های این ایالت

‫ازتون می‌خوام امروز به ما ملحق بشید

‫من باور دارم که با هم می‌تونیم دوباره آمریکا رو بزرگ کنیم

‫ مردی که می‌گه پول براش هیچ ارزشی نداره ‫جز وسیله‌ای برای امتیاز شماری

‫شاید تو تابلوی امتیازات مورد علاقه‌ش داره ضربه می‌خوره

‫یهو حرف و حدیثایی هست که امپراطوری مالی ترامپ متزلزله

‫مخرب‌ترین این پیشنهادات این هفته تو مجله فوربز منتشر شد

‫تو اون نوشته شده که شما حدود 3.2 میلیارد بدهی دارید

‫.و سالانه 40 میلیون دلار ضرر می‌کنید ‫درسته؟

‫فوربز سال‌هاست دنبال منه ‫مرتباً دنبالم بوده

‫اونا ملک‌ها رو برداشتن و ارزش ملک‌ها رو پایین آوردن

‫می‌گن هتل پلازا به اندازه چیزی که همه می‌دونن ارزش نداره

‫این یه کار تخریبی کامله

‫ .ولی همش پول قرضیه ‫شما باید بدهی رو بازپرداخت کنید

‫ شما کتاب‌های منو می‌دونید؟ ‫چرا می‌گید پول قرضیه؟

‫خب، اگه اینطور نیست، به من بگید ‫شما چه حقی دارید که بگید

‫شما در مورد پول قرضی چیزی می‌دونید؟ ‫اجازه بدید چیزی که می‌دونم رو بهتون بگم

‫.تمام چیزی که می‌دونم اینه که مردم در مورد شما چی می‌نویسن ‫من کتاب‌هاتون رو ندیدم

‫...چیزی که اونا می‌نویسن ‫ببینید، اگه شما باهوش بودید

‫می‌خواستید کتاب‌های منو ببینید ‫من صلاحیت ندارم

‫که کتاب‌های شما رو بررسی کنم ‫من می‌تونم ببینم که شما صلاحیت ندارید

‫...یه شرکت حسابداری برای بررسی

‫.واقعاً، من می‌تونم ببینم که شما صلاحیت ندارید کتاب‌ها رو بررسی کنید

‫اتفاقی که می‌افته اینه که تمام املاک همینه ‫مطمئنم که اینو پخش نمی‌کنید

‫ هر... ولی حالا شاید پخش کنید، ‫چون گفتم مطمئنم که پخش نمی‌کنید

‫هر ملک... هر ملک یه مقداری بدهی داره

‫خب، ارزش شما چقدره؟ ‫من اصلاً هیچ ایده‌ای ندارم

‫بیاین، عقب برید

‫شوخی می‌کنید؟ ‫عقب برید

‫منظورم اینه که مدرکش اینه، ‫من... من دارم

‫صورت مالی محرمانه دونالد ترامپ رو

‫باشه؟ بهتون می‌گم چی توش نوشته ‫فکر کنم اگه شما دارینش محرمانه نیست

‫...نه، ما تو اینکوایرر چاپش کردیم. اون دو

‫تو اینکوایرر چاپش کردیم. اون دو

‫فیلادلفیا اینکوایرر

‫اون 210 میلیون دلار پول نقد و سهام داره

‫شما دوباره تو پشتش کنکاش می‌کنید و متوجه می‌شید که اون

‫از دوازده تا بانک صد و نود میلیون از اونا رو قرض گرفته

‫همه‌ش پول قرضیه

‫فکر می‌کنم اون واقعاً تو پاسخ به این بحران خیلی زیرک بود

‫اون اهرم مالی بالایی داشت، انواع بدهی‌ها رو داشت

‫و داشت سعی می‌کرد از این بدنامی

‫استفاده کنه و کاری کنه که بدنامی به سودش تموم بشه

‫می‌خواست ازش پول دربیاره

‫مشکل ترامپ اینه که در حال حاضر پول نقد کافی نداره

‫تا بتونه همه‌ی بهره بدهی‌هاشو پرداخت کنه

‫و آیا می‌دونیم در مورد چی حرف می‌زنیم؟

‫و تو بازار سرمایه‌داری، جایی که خیلی چیزا بستگی داره

‫به اینکه مشتری در مورد شما چی فکر می‌کنه

‫...آیا رسانه‌ها می‌تونن ذهن

‫مشتری رو اونقدر مسموم کنن که شما قربانی ناعادلانه بشید؟

‫...من یه جواب درخشان برای این سوال دارم

‫ولی وقت ندارم که بگم

‫متاسفم ‫به نظر اتفاقی می‌رسه، ولی می‌خوام بدونم اینا همش

‫چه ربطی به مارلا مپلز داره، ‫چون یهو انگار

‫آمریکا از دونالد ترامپ بدش میاد

‫آقای ترامپ، می‌تونید به ما بگید چرا از همسرتون شکایت می‌کنید؟

‫اون یا یه چیز منفی در مورد ایوانا منتشر می‌کرد

‫یا به احتمال زیاد، یه چیز مثبت در مورد خودش

‫من از این وضعیت عبور می‌کنم ‫من از این جان سالم به در می‌برم

‫اصلاً خبر نداشتم همچین چیزی داره پیش میاد ‫اما خب، زندگیه دیگه، می‌گذره

‫آیا ایوانا توافق رو زیر پا گذاشته؟

‫بفرمایید نظرتون راجع به هتل سنت رجیس چیه؟

‫به نظر شما توافق رو نقض کرده؟

‫توجه‌ها خیلی زیاد شده ‫من سیاستمدار نیستم

‫من پست دولتی ندارم ‫اصولاً نباید اینقدر زیر ذره‌بین باشم

‫این ماجرا، قصه ی دو نفره که از هم جدا شدن

‫ و راستش رو بخواید، فکر نمی‌کنم لازم باشه ‫اینطوری که دارن پوشش میدن، پوشش داده بشه

‫شاید فکر کنید از این توجه ناخواسته بدش میاد، اما شاید هم نه

‫آقای ترامپ استاد تبلیغات، خودش داره به این آتیش دامن می‌زنه

‫.اغلب با ستون‌نویس‌های بانفوذ تلفنی تماس می‌گیره

Trump: An American Dream subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Trump: An American Dream

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left