Le prime 200 righe.
خانواده کالاوی - 1965 نمایش در ایران : دریاچه مرغابی
من و پدرم در مورد مرغابی ها بهتون گفتیم
بدش به من
تو که همیشه دلت میخواست با ما در بیفتی ، مگه نه باکی؟
بیا
یالا، باکی
بس کنید
حالا ببرش بیرون، وایت
صبرکن، وایت
پدر، متوقفشون کن
فکر کنم باید بین خودشون حل کنند ،بریدی
از این راه یا جور دیگه
بلند شو باکی
یالا دیگه
حالا میگم چی دارم واست
یه مشت جانانه درست همینجا
بیا، بیا
یه مشت درست اینجا
بیا. درست در اینجا.
خیط کاشتی
بیا دوباره امتحان کنیم
یالا دیگه ، درست اینجا
آره باکی
یکی دیگه . یکی دیگه
سه تا خطا بزنی، حذف میشی
اوه ، تو باختی
از اینجا برو بیرون
کافیه وایت
آره، باشه، آقای ملوت
باشه، اولی ، کافیه
بریدی، فکر کنم بهتره برگردی فروشگاه
اگه میخوای بیای فروشگاه ، باکی
یه کم مزدتو اضافه میکنم
بچه چیز زیادی در باره مبارزه نمیدونه
اما اون خیلی خوب بازی میکنه
اسمش هست باکی کالووی
یه جا تو جنگل زندگی میکنه
دعواشون در مورد چی بود؟
مرغابی ها
آره اون مرغابی رو تو آسمون زد
اون حتی اسلحه هم نداشت
آره ، اسلحه نداشت
کالووی ها شکار مرغابیها رو تحمل نمیکنند
اگه از من بپرسی کالوی ها به هیچی پایبند نیستن
تعدادی زیادشون دیوانه هستند
من اینو نگفتم ، دوآن خب ، من میگم
اونا بیشتر با سرخپوستها می جوشن
اما مردم قابل احترامی هستند
سرخپوستها؟
آره، پدرِ پسره با اونا بزرگ شده
میک مک ها
غاز وحشی نقطه ضعف اوناست اوناست
تو حرف تو دهن من میذاری
انگار کالووی ها جنگلو خریدن
اونا اصلاً حالشون خوب نیست
ممکنه اینطور باشه
اما یه تیکه خوب از آسمان آبی رو به داخل راه میده و من کاملاً موافقم
میخوام خودمو معرفی کنم
من دل فریزره هستم
من تو بخش سختافزار هستم چطوری؟
از این به بعد منو اینجا زیاد می بینید
اشکالی نداره بشینم؟
بفرما ، منزل خودتونه
اونا سویفتواتر رو به قلمرو من اضافه کردند
پیشته ، گربه لعمنی
این دیگه چیه؟
گربه وحشی؟
بله آقا، اون یه گربه وحشی و یه گربه نگهبانه
بهتر از یه سگ نگهبان
خیلی ممنون ایتان
اون صندلی مخصوص خودشو داره
خب ، من تا حالا همچین پرنده هائی ندیده بودم
اونا هر سال میان اینجا؟
سالی دو بار میان و میرن
پس اینجا بهشت شکارچیانه
شرط میبندم از همه جای ایالت اینجا جمع میشن، ها؟
نه بدون کمک ما
ما به اندازه کافی شکارچی اینجا توی این روستا داریم
اما کسب و کار خیلی خوبیه
بگو ببینم ، مرد جوان
میدونی بهترین روش پخت مرغابی چیه؟
ها؟
اون میخواد بدونه
شما بهترین راه برای پختن مرغابی رو میدونید
نه
هوم؟ میگه نمیدونم ، اد
گوشاش سنگینه
خب آقا ، شما غاز رو می گیری
میندازیش تو ماهیتابه
بعد به اندازه یه مشت دستت آرد برمیداری
و یه کم روغن ، کاملاً مخلوط میکنی
با حدود...
اوه، به نظرم نصف پارچ شراب سیب
بعد کمی جوز هندی اضافه میکنی
فقط یه ذره
و این مواد رو کاملاً میمالی دور غاز و بعد...
اوه، حدود سه ساعت
بعد با یک و نیم پیمانه رام جامائیکای مرغوب مزه دار می کنی
آره
خب...
بعد...
بعد شما غاز رو پرت میکنی بیرون
و سس رو نوش جان میکنی
خیلی بامزه بود
غاز رو دور میندازی دور و سس رو میخوری
خیلی جالب بود
خب ، داشتم میگفتم...
این غازها میتونن به این شهر چهرهای واقعاً زیبا ببخشند
اوه، پسر؟ هوم؟
ما همین جوری هم چهره شهرمون رو دوست داریم
اینجا 182 ساله که همین جوری بوده
و ما هنوز هیچ چین و چروکی نمیبینیم
اوه، بله قربان
اینجا واقعاً یه شهر زیباست
اما اگه جای شما بودم ، آقایان به اون غازها فکر میکردم
اون بالا یه ثروت واقعی خوابیده
اگه کسی بتونه راهی برای استفاده از آن پیدا کنه
سلام پدر
فکر کردم اینجا باشی
مادرت چطوره؟
منتظر شماست
مثل همیشه
شما حالتون چطوره؟
آره، الان خوبم
خب... چیزی در مورد مادرت گفتی؟
نه پدر
صورتت چی شده؟
اوه ، دعوا کردم
خب، یه عالمه ماهی پِرچ گرفتم
بیا تا ضمن خوردن ، همه چی رو در مورد دعوا بهم بگی
چیز زیادی برای گفتن نیست
دعوا بود دیگه
باشه ، مهم نیست
هر جور دوست داری
این چیزیه که اهمیت داره
باک؟ هوم؟
داشتم اطرافو پرس و جو میکردم
میدونی پسرم
ما میتونیم کل این منطقه رو با ۱۱۰۰ دلار بخریم
منظورم ، دریاچه و همه چیزه
بخریم؟
برای چی پدر؟
بیشتر مسیرش به سمت مارش هست
خب، برای غازها
اونا باید یه توقفگاه داشته باشند
یه جا که هر سال بتونن فرود بیان
و از شر سگها و تفنگها در امان باشند
آره ، اما هر سال که توقف نمیکنند
چون کسی دعوتشون نکرده
یه راهی هست که بشه اونا رو پایین آورد
سرخپوستها یه حقه بلدن
فقط باید یه مقدار ذرت بریزی
بعد یه پارچه یا برزنت بذاری اونجا
فقط ذرت؟
مثل گذاشتن عسل برای یه توله خرس
غازها میتونن پوسته ذرت رو از فاصله دو مایلی تشخیص بدن
نمیدونم چی بگم ، پدر
هزار و صد دلار
شاید هم 11 میلیون دلار
آره
خب ، این چیزیه که ارزش فکر کردن داره
ای توله سگ
ساندر خیلی دلش برات تنگ شده بود ، پدر
هی، نگاه کن پدر
کگ اومده
میخواد کشتی بگیره
بیا کگ
ببینم واقعاً چقدر زور داری
گرفتمت
چطوره ، خوشت میاد؟
حالا برو دیگه
هی، سخت نگیر
خیلی خب ، تو بردی
لیدی
ما حرفی نداریم بزنیم ، کَم
چرا ، داریم
هر بار کمی طولانیتر میشه
و بهت نمیگم لیدیا...
که دیگه تکرار نمیشه، چون تو یه بار تجربه اش کردی
حالا وقت زیاده
تمامش کن، کم
خیلی خب، لیدی
باکی، اون حیوون رو ول کن
برو دست و صورتتو برای شام بشور
تو هم همینطور
تنها؟
کی گفته من تنها خواهم بود؟
من و باکی به خوبی از پسش برمیایم
خیلی خوبه ، لیدی
تو این فکر بودم که با خودم ببرمش
واسه تله گذاری
برای تمام فصل
لیدی ، من داشتم اولین نشانهها رو علامتگذاری میکردم
و قراره سال خیلی خوبی باشه
بهترین از سال 21
روباه و قاقم و...
ما باید دو خط تله طراحی کنیم
فکر کنم نباید این همه وقتم رو صرف خوندن میکردم
خب ، هنوز خیلی چیزا باید یاد بگیری ، مامان
فقط لباس نوزاد و بچه گانه بلدی
No comments yet. Be the first to leave one.