Le prime 200 righe.
سی نما تقدیم میکند
«تـرجمـه از سینا اِن وی» sina_n_v
مایک
- داری چه غلطی میکنی ؟ - بهش میگن رانندگی مارکوس
سرعتت رو کم کن
چی ؟ چهار دقیقه ؟ سرعتت رو زیاد کن
اوه ، پس تو ازم میخوای همزمان هم سرعتم رو بیشتر کنم و هم کمتر کنم
داریم به سمت جنوب در کالینز حرکت میکنیم
- به سرعت به سمت خیابون 22 نزدیک میشه - دریافت شد
در محدوده ی دید پشتیبانی هوایی قرار دارن
مایک
قراره بالا بیارم
اوه ، بهتره اینکارو نکنی
قسمت های چرمی ماشین همشون دست دوز هستن ، بهتره قورتش بدی
خیابون ششم رو دارم میبندم
باید از اینجا میپیچیدی مایک
لعنت بهش ، ببین ، تو راهنما هستی ، باشه ؟
واسه همین رو اون صندلی نشستی
عینکت کجاست ؟ باید عینکت رو بزنی
- من به عینک نیازی ندارم - مارکوس تو نمیتونی چیزی رو ببینی
اوه ... مایک ، مایک ، مایک
- آروم باش ، آروم باش - مایک ، اتوبوس ، اتوبوس ، اتوبوس
ببخشید پولدارهای سفید پوست
ما فقط سیاه نیستیم پلیس هم هستیم
قراره بعدا به خودمون بگیم ، بِکِش کنار
حتی ماشین بتمن هم نمیتونه اینطوری بره
منو از این ماشین لعنتی خلاص کن
- هی - اوه لعنت بهش
بیخیال مرد
بعدا میتونی بدی درستش کنن
نه ، تو بعدا میتونی بدی درستش کنن
- پلیس میایمی ، راه رو باز کنید - داریم میایم
- راه رو باز کنید ، پلیس میامی - پلیس میامی
برو ، برو
ببخشید
بابایی
دلقک
الان دیگه باباجون شدی
سلام
- اوه عزیزم ، نگاش کن - آره
هیچ شکی نیست ، چشماش به خودم رفته
همینطور گوشاش
و اسمش
مارکوس مایلز برنِت
- ولی این اسم منه - اسم اونم هست
تصمیم گرفتیم اسمت رو روش بذاریم
ایده ی رِجی بود
فکر کردم میتونه نشان دهنده ی احترام باشه قربان
- امیدوارم شما هم موافق باشید - خوبه
ولی میدونی که باید به صورت رسمی با دخترم ازدواج کنی
عمو مایک ، آماده ای تا بچه رو تو آغوشت بگیری ؟
اوه ... نه ، عمو مایک نمیخواد اونو بگیره
... باشه ؟ بازم شروع کرد
- نه مایک - بس کن
به بچه نگاه کن
بس کن ، همین الان ، جدی میگم
- بچه رو نگاه کن - باشه ، میدونی چیه ؟
من بیرون منتظر تا وقتی که خودتو جمع و جور کنی
مایک
- بچه - اوه ، اشکالی نداره
زندان سانتا ماریا ، مکزیک
بجنبید خانوما
شماها بی مصرفید
بجنبید
آرِتاس ؟
آرِتاس
بجنبید ، بجنبید
چه خبره ؟
آمبولانس رو متوقف کن
مامان
پسرم
مکزیکو سیتی
بخاطر مرگش ناراحت نباش
روح پدرت از میله هایی که اونو محدود کرده بودن رها شده
این آخرین هدیه ی پدرت قبل از مرگش هست
تو الان مرد شدی ، آماده ی کاری هستی که باید انجام بشه
باید احترام و افتخار رو به خانوادمون برگردونی
پدرت قبل از اینکه به زندان بیفته میلیون ها دلار مخفی کرد
اینا مختصات جایی هست که میتونی پیداش کنی
چیزی که متعلق به ماست رو به دست میاریم
با این پول بالاخره میتونیم انتقام بگیریم
افرادی که خونوادمونو نابود کردن ، میفمن که شکار شدن چه حسی داره
اون بالاخره میمیره
بیا اینجا مارکوس ، بیا اینجا
ما اینجا جمع شدیم تا جشن بگیریم و لیوانمونو بخاطر یکی از افرادمون بالا ببریم
خالصانه امیدوارم یه روزی
هم نام تو ، روزی پا جای پای پدربزرگش بذاره
تا از این شهرمون حفاظت و بهش خدمت کنه
به سلامتی مارکو
به سلامتی مارکو
باشد که اسم مارکوس برنِت در سال های آتی ترس در دل عوضی های جنایتکار ایجاد کنه
ممنون از همگی ، ممنون ، از همگی ممنونم
مایک و من 25 سال هست که تو این خیابونا خدمت میکنیم
و دوست دارم اینطور فکر کنم که واقعا تغییر ایجاد کردیم
شما همگی بهترینید
و ممنون ، باعث افتخاره
مارکوس
مارکوس ، مارکوس ، مارکوس
بندر میامی
پدرت اون پولارو جای خیلی عمیقی دفن کرده ، هان ؟
اگه این خالی باشه بازم بهم بدهکاری
یا خدا
گنجینه ی دفن شده در اقیانوس
یه داستان هایی شنیده بودم ...
فکر کنم باید واسه چیزایی که در موردشون بحث کردیم کافی باشن
حتی بیشتر
اینو تو نگه میداری
چی میگی ؟
ما قرار گذاشته بودیم
من مذاکره ی دوباره میکنم
اوپس
بیا اینجا
بهم نگاه کن
من مذاکره ی دوباره نمیکنم
خانواده ی من دوباره قراره کنترل شهر رو به عهده بگیرن
ما قراره به چند تا کارمند وفادار نیاز پیدا کنیم
چه کسی کار میخواد ؟
دندونت چطوره ؟
دوباره بگو
آروم باش
یه افزایش حقوق به خودت بده
با این بسته پول شروع کن
- باشه ؟ - باشه
حالا واسه من کار میکنی
افرادت رو هم متقاعد کن
سر راهم قرار نگیرین ، تا نکُشمتون
بجنبید بچه ها ، پول هارو جمع کنید
بجنبید
بجنبید
مامان
آرماندو
این پول ها مال ماست
سریع بود
یه مقر جدید عملیاتی هم پیدا کردیم
اونقدر اونجا بودی که مثل بیگانه ها شدی
من دیگه بَسَمه مایک
اوه ، دوباره شروع شد
نه ، این دفعه فرق داره
وقتی تو چشمای اون بچه کوچولو نگاه کردم
یه چیزی انگار تغییر کرد
میخوام روزای خودمو با تماشای بزرگ شدن اون بچه کوچولو سپری کنم
مرد ، تِریسا که نمیخواد تو خونه بشینی
چاق بشی و همه چی رو بِشکنی
میدونی مایک ، ما زمان زیادی واسمون نمونده
وقتشه که واقعا یه تغییراتی بدیم
چرت نگو ، من زندگی خیلی خوبی دارم
تو ریشتو رنگ میکنی مایک
- چی ؟ - تو ریشِت رو رنگ میکنی
من ریش خودمو رنگ نمیکنم
رنگ کاکائویی گذاشتی ، میشناسمش
- بس کن - حتی رنگ کاکائویی هم ...
- برو اونطرف - بذار یه چیزی بپرسم
تو میخوای میراثت ، لباس های اندامی و تعداد کُشته هات باشه؟
نمیدونی خانواده تنها چیزیه که اهمیت داره ؟
سلام پدربزرگ
- ریتا - اوه نه ، باباجون
اون باباجون دوست داره بگن
باباجون ؟
عکس هاشو داری باباجون ؟
- اوه آره ، دارم - بیاین ببینیمش
بفرما
اوه خدای من ، گوش هاش
آره ، نوه ی من اون نوه ی منه
- دوسش دارم - آره
به تو هم تبریک میگم ، ستوان
شنیدم که هاوارد تورو رئیس گروه "آمو" کرده
واو ، تبریک میگم
گروه "آمو" چیه ؟
نیرو های عملیاتی پیشرفته ی میامی
یه تیم کوچیک که با تاکتیک ها و روش های جدید تحقیقاتی
قراره جای ما پیر هارو بگیرن
یا بهشون چندتا حقه ی جدید یاد بدن
جدی میگم مارکوس ، خیلی برات خوشحالم
ممنون
هی بچه ها
هی ، همه اینجان
چطوری ؟
احمق
- چی ؟ - اون کِیس خیلی خوبی واسه توئه
هوشِ بالا
اعتماد نفس ، جاه طلبی
اون فقط مناسب من نبود
- باشه ؟ - برای تو کی مناسبه مایک ؟
تنهایی مُردن با غم و قصه ؟
تو حسودی میکنی
چند ساله ازدواج کردی ؟ 20 سال ؟
- 26 - راستشو بگو
آخرین بار کی سکس کردی ؟
- این به تو ربطی نداره - دقیقا
چندتا زن خوب قراره از دست بدی ؟
منظورم اینه خیلی ها عاشقت میشن
ولی واقعا خودت هم تا حالا عاشق شدی ؟
البته ، منظورم اینه عاشق شدم
یبار
خیلی خیلی وقت پیش
هیچوقت بهم نگفتی
همه چی خودمو که به تو نمیگم سیاهسوخته
ببین ، چیزی که باید بدونی اینه که من قراره تا صد سالگی مجرم هارو از پا دربیارم
تو باید آخرین نفری باشی که داره در مورد از پا درآوردن صحبت میکنه بعد از قضیه ی بیمارستان
بیمارستان ؟ در مورد چی داری حرف میزنی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.