Good Omens

Good Omens

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 2

Informazioni sulla release

Good Omens S02E02 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Good Omens S02E02 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Good Omens S02E02 720p AMZN WEBRip x264-GalaxyTV
Good Omens S02E02 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 DV/HDR H 265-NTb
Good Omens S02E02 2160p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 265-NTb
Good Omens S02E02 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Good Omens S02E02 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Good Omens S02E02 DV HDR 2160p WEB h265-ETHEL
Good Omens S02E02 1080p AMZN WEBRip DDP5 1 Atmos x264-ETHEL
Good Omens S02E02 720p AMZN WEBRip DDP5 1 Atmos x264-ETHEL
Un commento di Tarokh
🅱️🅼🅱️ تارخ‌ علی‌خانی | ʙᴀᴍᴀʙɪɴ.ᴄᴏᴍ ☚

Tag

webrip
web
BRip
1080
x265
HEVC
720p
720
2CH
x264
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
Pubblicato il: 2023-07-28
Download: 46
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫بد نیست دلیل مرگت رو بدونی.

‫خداوند رهات کرده.

‫خدایی که می‌گفت دوستت داره...

‫خدایی که ازت طلب پرستش می‌کرد...

‫رهات کرده که نابود بشی.

‫عجب بدشانسی‌ای.

‫بریم سر اصل مطلب؟

‫دست بکش ای اهریمن!

‫ای برده‌ی نجس شیطان...

‫به نام خداوند دستور می‌دهم!

‫ دور شو!

‫وای...

‫تویی که. وای.

‫گمونم از زمان...

‫- سیل ندیدمت؟ ‫- آره. اوهوم.

‫بابت اون قضیه شرمنده.

‫اختیار داری بابا.

‫وای. کجا بودم؟

‫- «دور شو». ‫- درسته. درسته.

‫دور شو این اهریمن بدکار!

‫به دستور خداوند متعال ‫دستور می‌دهم دور بشوی!

‫نه خیر.

‫نه خیر؟

‫نه ممنون. آخه اجازه دارم.

‫اجازه؟ از کی؟

‫- از طرف خدا. ‫- اوه...

‫نه این‌که از شوخی‌هات بدم بیاد ها...

‫نه، نه، نه، نه، شوخی نیست.

‫- این‌ها بزهای ایوب هستن دیگه، نه؟ ‫- آره. ایوب.

‫که بد نیست بدونی از پیامبران عزیز ‫خدا هم هست دیگه...

‫خلاصه بگم؟

‫ابلیس و زیردستان اهریمنش...

‫حق دارند بدون هیچ مخالفتی تمامی ‫اموال ایوب را نابود کنند.

‫ارادتمند شما، خدا.

‫نه!

‫امکان نداره!

‫ایوب آدم خوب و درستکاریه.

‫می‌شه گفت واقعا فرمانبرداره.

‫من اهریمن هستم دیگه. شاید دروغ می‌گم.

‫اصلا می‌دونی چیه؟ بیا ببینیم.

‫به نظر من که قانونی بود!

‫توسط خودمون مهر و موم شده.

‫آمین.

‫بله. کاملا سالمه!

‫وای بر من.

‫- چیکار کرده مگه؟ ‫- ایوب؟ کاری نکرده که.

‫ایوب مهربون‌ترین آدم دنیاست.

‫واسه همین واسه شرط‌بندی خوب بود.

‫- شرط‌بندی؟ ‫- آره.

‫آخه خدا داشت می‌گفت که ‫ایوب خیلی درستکاره...

‫و خیلی خدا رو دوست داره.

‫- و شیطان گفت که... ‫- شیطان گفت؟

‫بله. شیطان گفت که درستکاریش بخاطر اینه ‫که خدا خیلی بهش لطف می‌کنه.

‫خلاصه سرت رو درد نیارم...

‫خدا گذاشت که شیطان ایوب رو بدبخت کنه.

‫- بعدش مشخص می‌شه. ‫- آهان.

‫- پس صرفا خیرهای دنیویش نابود می‌شه. ‫- دقیقا.

‫چیز مهمی نیست که.

‫صرفا مزرعه، شترها، بزهاش...

‫- گاوهای نر‌، فرزندان، غازهاش... ‫- چیش؟

‫غاز دیگه. همون اردک‌های گنده و عصبانی.

‫فرزندانش؟

‫آهان!

‫آهان، فهمیدم. این‌طوری که پس عیبی نداره.

‫معلومه که نداره.

‫به اراده الهی اعتماد کن ازیرافیل. همیشه.

‫البته. البته.

‫پس وقتی آزمون‌های ایوب تموم بشه...

‫همه چیز رو بهش پس می‌دیم؟

‫حتی بیشتر بهش پس می‌دیم.

‫پاداش خداوند دو برابر داشته‌های ‫قبلیش خواهد بود.

‫خدا را شکر.

‫دو برابر گاوهای نری که داشت، دو برابر ‫بزهایی که داشت، دو برابر فرزندانی که داشت.

‫دو برابر... دو برابر فرزندانی که داشت؟

‫بله، درسته. الان چند تا داره؟ سه تا؟

‫- پس شش تا بچه خواهد داشت. ‫- احتمالا هفت تا.

‫می‌دونی که خدا عاشق عدد هفته.

‫درسته. وای...

‫فقط مسئله این که...

‫سیتیس پنجاه و هشت سالشه.

‫نمی‌دونم که دقیقا...

‫چقدر با پروسه زایمان انسان‌ها آشنایی دارید.

‫درواقع خیلی آشنایی دارم.

‫با توجه به این‌که شخصا ‫تولد اولین انسان رو دیدم.

‫بله. بله البته.

‫هرچند می‌شه گفت تولد حوا...

‫دقیقا تولد معمولی‌ای... به‌هرحال...

‫منظورم این بود که...

‫مطمئن هستید که سیتیس حاضره ‫چهار بار دیگه زایمان کنه؟

‫هفت بار دیگه.

‫ولی اون که درحال حاضر سه بچه داره دیگه... ‫پس...

‫درسته، ولی اون‌ها می‌میرن.

‫نمی‌فهمه.

‫قبلی‌ها رو برنمی‌گردونیم؟

‫البته که نه!

‫ولی بچه جدید بهشون می‌دیم.

‫گمونم با قبلی‌ها اخت گرفته باشن.

‫- و اگه ما بکشیمشون... ‫- ازیرافیل...

‫ما آدم‌ خوب‌های داستان هستیم.

‫خب؟ قرار نیست کسی رو بکشیم.

‫صرفا کار ما اینه که جلوی جهنم رو نمی‌گیریم.

‫عاقبتشون با خودشونه.

‫بعد از حرف «کی» چی میاد؟

‫غافلگیرم کردی.

‫- چیز خوبیه؟ ‫- صرفا متوجه اومدنت نشدم.

‫درسته.

‫شاید بد نباشه حین حرکت ‫یه صدایی ازت خودت در بیاری.

‫- باشه. ‫- بعد از «کی»، «ال» میاد.

‫مگه داره چی‌کار می‌کنی؟

‫گفتم بد نیست پیدا کردن ‫کتاب‌ها آسون‌تر باشه...

‫واسه همین دارم به ترتیب الفبا می‌چینمشون.

‫نویسنده‌ها رو به ترتیب الفبا می‌ذاری؟

‫«نویسنده» چیه؟

‫نه، داشتم کتاب‌ها رو...

‫به ترتیب اولین حرف ‫اولین جمله مرتب می‌کردم.

‫آخه این‌طوری که کسی... ‫عالیه. فکر خوبیه.

‫لطف کردی جیم. ادامه بده.

‫حالا هم حین رفتن صدا در میارم.

‫باشه.

‫این صدا نه.

‫این هم نه.

‫چی داری می‌خونی؟

‫دارم می‌خونم؟ هم...

‫انگار که می‌خوندم.

‫گمونم از خودم درآوردم.

‫«بهترین دوران بود. بدترین دوران هم بود.»

‫پس می‌ره توی فهرست «آی»‌ها.

‫مترجم: «تارخ علی‌خانی» ‫تلگرام: aManOfWar@

‫بدجوری به فنا رفتی.

‫جای تعجب نداره.

‫اهریمن سابقی که بهشتیان ازش متنفرن ‫و جهنمیان هم حاضرن سر به تنش نباشه.

‫قهرمان قصه چطور تحمل کنه؟

‫- مسخره‌ام می‌کنی؟ ‫- اگه بکنم می‌فهمی؟

‫اجازه هست بشینم؟

‫- جبرئیل ناپدید شده. ‫- متوجه‌ام.

‫با بعل‌الذباب حرف زدم...

‫و به این نتیجه رسیدیم که ‫قضیه به ازیرافیل مربوطه.

‫آره، من که بعید می‌دونم.

‫دیشب معجزه‌ای عظیم رخ داد.

‫از اون معجزاتی که...

‫فقط از پس فرشتگان مقرب قدرتمند برمیاد.

‫که نزدیک کتاب‌فروشی دوستت هم بود.

‫یعنی می‌خوای بگی نمی‌دونی کار کی بوده؟

‫از کجا می‌دونی کار خودم نبوده؟

‫اگه کمک‌مون کنی ممنون می‌شیم.

‫وگرنه...

‫بهشتیان ازت متنفر می‌شن...

‫جهنمیان هم می‌افتن دنبالت که نابودت کنن.

‫متوجه شدی که دارم تهدیدت می‌کنم؟

‫فصل دوم — قسمت دوم ‫«سرنخ»

‫مگی!

‫تو از موسیقی سر در میاری.

‫آهنگی می‌شناسی که این‌طوری باشه؟

‫گریه‌ات گرفت که.

‫نه.

‫واقعا نمی‌کنی؟ آخه من...

‫آره، می‌دونم دارم گریه می‌کنم. ‫صرفا یه اصطلاحه.

‫آهان. درسته.

‫پس می‌شه بپرسم که چرا... گریه نمی‌کنی؟

‫خب قطعا سر اون گریه نمی‌کنم.

‫نه بابا. طبیعتا نه.

‫یعنی چرا...

‫ماه‌ها طول کشید که جرئت به خرج بدم ‫و واسش یه صفحه موسیقی ببرم...

‫بعدش هم که یهویی دیشب ‫توی کافی‌شاپ گیر افتادیم...

‫و من کاملا بی‌شعور بازی درآوردم...

‫و حالا هم با یه نفر دیگه‌ست!

‫ولی جدا از اون، مطمئنم که عاشق شدم.

‫- اوه... ‫- ولی طرف ازم متنفره...

‫- و چه کاری از دستم برمیاد؟ ‫- هوم...

‫می‌شه بعدا درموردش حرف بزنیم؟

‫آخه الان توی دست و بالم معجزه ندارم.

‫آره، نگران نباش. متوجه‌ام.

‫و درست می‌گی...

‫وظیفه‌ات نیست که زندگی عشقی فلک‌زده‌ی ‫من رو تعمیر کنی.

‫اسم آهنگ «هر روز» اثر بادی هالی ‫و نورمن پتیه.

‫ادامه‌ای برای تک‌آهنگ «پگی سو» بود...

‫که سال ۱۹۵۷ تحت انتشارات کورال منتشر شد.

‫عالیه.

‫- نسخه‌ای ازش داری؟ ‫- اوهوم. خیلی دارم.

‫یه مشروب‌فروشی توی ادینبرو هست.

‫واسشون تک‌آهنگ می‌فرستم که ‫توی جوک‌باکس پخش کنن...

‫اون‌ها هم واسم یه نسخه از ‫«هر روز» می‌فرستن.

‫می‌گن هر آهنگی پخش می‌کنن ‫تبدیل به «هر روز» می‌شه...

‫که خیلی عجیبه، البته اسکاتلندی هستن دیگه...

‫بیا.

‫وای نه.

‫- این که اصلا خوب نیست. ‫- چی؟

‫- اومدن. حسشون نمی‌کنی؟ ‫- کی رو می‌گی؟

‫و سرخود هم رفته!

‫به به...

‫- خوشحالم اینجا می‌بینمتون. ‫- ازیرافیل!

‫گمونم دلیل اومدنمون رو بدونی.

‫- ما دنبال... ‫- درود! من جیم هستم!

‫مخفف جیمزه. ولی لزومی نداره به همه بگم.

‫من دستیار کتاب‌فروشی هستم.

More Farsi Persian subtitles for Good Omens

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left