Le prime 200 righe.
هي، جيس، بيداري؟
جيسون؟ هي، جيسون، بيداري؟
.آره، پدر، چند ساعته لباسات رو بپوش
اون کاغذ رو واسه کلاس انگليسيت تموم کردي؟ آره، ديشب تمومش کردم
جيس، صبحانت رو خوردي؟
آره، ممنونم مامان خوشمزه بود
بريم، تروپر # يه چيزيم شده#
يا طريقي که دارم فکر مي کنم# #زودباش، زودباش
#و بهم بگو چرا زل زدي#
#زودباش، زودباش#
تخته قشنگيه، شفرد
برت، من عاشق اينم که ول بچرخم
و با هيجان توسط شماها بهم تجاوز بشه
ولي بايد برم مدرسه
آو. ميدوني، يه احساسي دارم که ميگه تو يه قلدر عالي بودي
.و من راست مي گفتم سخت نگير
.اسکيت برد رو بده من مطمئني؟
چون که حالا تو داري از يه قلدر بي ضرر به يه دزد برد تبديل ميشي
فکر نمي کنم تو بخواي اين کارو بکني، مي خواي؟
# زودباش، زودباش و به من بگو چرا زل زدي#
# زودباش، زودباش و تمومش کن##
من فکر کردم همه تکاليف خلاقيت نويسندگيشون رو تموم کردن
عذر و بهانه نمي خوام بشنوم
فقط مي خوام تکليفت رو که با صداي بلند و شمرده مي خوني رو بشنوم
تو، جاشوا. برو - اوه، سگم اون رو خورد -
من مي دونم که تو سگ نداري - درسته. متأسفم -
خانم کالدول من؟ - بله، کايلي؟ -
مي توني در رو باز کني؟ انگار يه توستي اينجاست
فکر کنم
جيسون شفرد، تو از اون پنجره اومدي تو؟
نه. قرمز شدي. من فقط يه پيش نويس نوشتم
ما که الان راحتيم، چرا نمياي داستانت رو واسمون بخوني؟
بذار به يکي ديگه اين شانس رو بديم نه، ما دوست داريم مال تو رو بشنويم
انجامش دادي، اين طور نيست؟
خانم کالدول، مي تونم فيليس صدات کنم؟
نه - فهميدم -
اونقدر دلم مي خواست تکليفم رو انجام بدم
منظورم اينه که، من واقعاً، واقعآً مي خواستم تکليفم رو انجام بدم
نتونستم
و اين به خاطر اينه که من تمام ديشب رو در اتاق اورژانس گرينبوري جنرال گذروندم
مي دوني، مامانم واسه شام کوفته قل قلي سوئدي درست کرده بود غذاي مورد علاقه پدرمه
اون خيلي هيجان زده شده بوذ، يه دفعه يکيش رو درسته قورت داد
خيلي ترسناک بود. داشت خفه مي شد. صورتش کبود شده بود
کوفته قل قلي گردنش رو متورم کرده بود. ما سريعاً اون رو به اورژانس رسونديم
من سعي کردم تکليفم رو در اتاق انتظار انجام بدم، ولي خيلي سخت بود
.من احتياج داشتم که کنار پدرم باشم بعدشم، اون تنها پدري که من دارم
داري دروغ ميگي، شيطون کوچولو
.اميدوار بودم که دروغ باشه، فيليس اگه مي خواي به پدرم زنگ بزن
شمارش 0147-555 هستش
فکر کنم اين کار رو خواهم کرد
تو ديوونه اي؟ کاملاً بيچاره شدي
"بگو "دفتر هري شفرد اصلاً راه نداره. من رو توي اين ماجرا وارد نکن
زودباش. کمکم کن. چي کار بايد بکنم؟ - چطوره تکليفت رو بنويسي؟ -
بنويس. بنويس - نه.نه -
.دفتر هري شفرد يه لحظه لطفآً
الو؟ اوه، سلام خانم کالدول
بله، درسته. وحشت زده بود
من يه نور سفيدي رو ديدم
من داشتم مي رفتم اون دنيا
،وقتي صداي يه فرشته رو شنيدم که من رو صدا مي کنه و وقتي که چشمام رو باز کردم
جيسون عزيزم رو ديدم که کنارم وايستاده
"و گفتم "برو عقب، ازرائيل
"من هنوز زندگيم تموم نشده
و با هر اونس گازي که توي بدنم داشتم
اون کوفته قل قلي رو تف کردم وسط اتاق
و همه اينارو به پسرم مديونم
ببخشيد، خانم کالدول. من ديگه نبايد صحبت کنم
گلوم هنوز خيلي مجروحه
ممنونم
جيسون
من خيلي متأسفم
تو فقط وقتت رو اون تکليف بگذار
ممنونم
حالا برمي گرديم به تکاليف خلاقيت. تو، ترور. برو
.اوه، کسي که دنبالش مي گشتم من بايد تو رو اينجا ببينم
من دوست دارم دارم اينجا لم بدم و با شما صحبت کنم، خانم سي
ولي بايد برم خونه و از پدرم مراقبت کنم
اوه، واقعاً؟
چطور تونستي به ما دروغ بگي، جيس؟ تو گفتي که اون تکليف رو نوشتي
نمي دونم. متأسفانه اون مقاله 1/3 از نمره جيسون به شمار مياد
بدون اون، کلاس رو رد ميشه. مجبور ميشه اين دوره رو در مدرسه تابستوني تکرار کنه
چي؟ من نمي تونم به مدرسه تابستوني برم
بايد يه راهي وجود داشته باشه که اون بتونه اين رو درست کنه
من انگليسي رو به عنوان زبان دوم در دانشکده اجتماعي تا ساعت 6 درس ميدم
اگه تا اون موقع بتوني تکليفت رو بهم برسوني منم نمره اش رو حساب مي کنم
و حتي فکرشم نکن يه چيزي رو از اينترنت دانلود کني
من مقاله رو دست نوشته مي خوام - يه داستان هزار کلمه اي تو سه ساعت؟ -
نبايد نوشتن داستان ها با استعدادي که خدا بهت داده مشکلي داشته باشه
نوشتن داستان ها نمود استعداد خداداديه توئه
... بزرگ
چاق ... دروغگو
کني تروپر بزرگترين دروغگوئه جهان بود
اونا مي گفتن يه دروغ کوچيک مي تونه بزرگتر و بزرگتر بشه
يه مردي بهاش رو خواهد پرداخت
مردم همه جا وايستادن و به دروغگو چاق برگ زل زدن
بله
چرا اون بايد امروز صبح اسکيت برد رو مي دزديد؟
چرخ هاي قشنگيه، شفرد
مواظب باش
اوه، آقا. فکر کنم يه جورايي تصادف کرديم
من پاي تلفنم
ببخشيد. ظاهرا ما يه بچه يا يه چيزي رو زير گرفتيم
تو حالت خوبه رفيق؟ آره
ولي تو بايد کمکم کني. من بايد تا دو دقيقه ديگه به دانشکده اجتماعي برسم
.يا اين که از هشتمين کلاسم رد ميشم اينجا چه خبره؟
من يه ماشين مي خوام - چي، من يه راننده تاکسي سرويسم؟ -
يکي پايين خيابون هست. خيلي خوش شانسي که ازت شکايت نمي کنم
در واقع ... گردنم خيلي احساس سفتي مي کني
سوار ماشين شو
مواظب کفش ها باش. مواظب کفش ها باش
مرد. اگه فقط بدوني من چه روزي داشتم
آره، واقعاً بايد به سختي 11 ساله باشي
.من در واقع 14 ساله هستم اوه، اشتباه من
جيسون شفرد
مارتي ولف
تهيه کننده معروف هاليوود
واسه گرفتن عکس هاي جديدم توي شهرم
اوه، آره، تو همون يارويي
رفيق، بدون حمله، ولي توي چند سال اخير کارهاي چرتي ساختي
آره، خوب هر کس زبون خودش رو داره، البرت - جيسونم -
بهم اعتماد کن. تموم اين اتفاق ها افتاده که تو رو به اوج برگردونه
آره، واسه همينه که نمرم به اين داستان دست نوشته ام بستگي داره
اوه، واقعاً؟ چرا بيشتر راجع به اين بهم توضيح نميدي؟
سعي کردم ازش خارج شم ولي معلمم منو بيچاره کرد
چه اتفاقي، سگت تکليفت رو خورد؟
نه، يه کوفته قل قلي پريد تو گلوي پدرم - و تو هم تموم شب رو با اون در اورژانس گذروندي؟ -
آره
معلمت واسه تأييد به اون پيرمرد زنگ زد، تو هم صداش رو رو موبايل تقليد کردي؟
آره، تقريبآ
خوب، گوش کن و ياد بگير، دسته کوتاه. اينجاست که اشتباه کردي
،تو بايد نوشته دکتر رو جعل مي کردي پدرت رو مي کردي خواهرت
و کوفته قل قلي رو به بال مرغ تبديل مي کردي
"و قورت دادنش آسونتر بود اگه تو جي ام دي ... که معنيش ميشه "انحرافم رو بگير
واو. تو هم خوبي
نه، نه ، نه. من بهترينم
رسيديم - خوب، خدا بهت برکت بده، جيرد -
جيسونم - و هميشه خواهي بود -
روي اون دروغ ها تمرين کن، جيميني
چون مي توني اين رو از من بگيري. حقيقت؟ خيلي بي ارزشه
حالا پياده شو
يه فيلم دارم که بايد تهيه کنندگيش رو بکنم
ممنمونم که من رو رسوندين، آقا
... هي. تو جا گذاشتي
برگرديم سر صحنه، آقا؟ - آره، هر چه سريعتر، راننده -
گوش کن ويتاکر، من نه خواهر توام نه دوست دخترت
و نه کشيشت
پس اگه مي خواي همکارم باقي بموني دوتا کلمه واست دارم
دهن گندت رو ببندو زيادي حرف ميزني
... مي تونيم کات کنيم؟ مي تونيم
چون که اين واسه من در کل کارساز نيست
فکر مي کني داري چي کار مي کني؟ منو اينجا بخارم ميدي؟
حرکت. حرکت
چرا گفتي کات؟ من که بهت نگفتم بازي رو متوقف کن، اورکل
ولف، چندبار بايد بهت بگم منو اورکل صدا نکني؟
اسم من جليل وايته، باشه؟
اورکل اسم شخصيتي که وقتي بچه بودم بازيش کردم
.باشه، جليل هي، مشکل چيه؟
مي خواي بدوني مشکل چيه؟ آره
من هيچي از اون تازه کار ياد نمي گيرم، مشکل اينه
اون اونجا در حالي که سرش پايينه نشسته. من هيچ نظري ندارم که انگيزم چيه
باشه، تو يه افسر پليسي که اسمت فوله
همکار جديد تو يه جنگجو تازه کار جنايي که اسمش ويتاکره
و انگيزه تو يه چک پرداختي خوشگله که تو رو
.از کار کردن واسه مک دونالد راحت مي کنه واو، واو، واو، واو
خودت رو نگاه کن، ولف. خودت رو نگاه کن
نه، تو خودت رو نگاه کن، پال
خيلي خوش شانسي که مجبورت نکردم اون عينک ها و بندهاي شلوار عجيب و غريب رو بپوشي
قسم مي خورم. داشتم پايين خيابون با موتور قديمي جيمي رانندگي مي کردم که يه ليموزين بهم زد
اونا بهم پيشنهاد کردن که منو مي رسونن. همه وسايلم رو ريختم. بايد تکليف رو فراموش کرده باشم
يه دليل بيار که چرا ما بايد حرفاي تو رو باور کنيم
چون که اين حقيقت داره
يه يارو توي اون ليموزين بود. مارتي چيچيک. شايد اون برداشتش
گزينه هاي ما چيه؟
بدون مقاله، مدرسه تابستوني
يا ... مدرسه تابستوني
امروز، دانش آموزان
مي خوايم راجع به لذت هاي يه دوست ويژه ياد بگيريم
مايل هستم که آقاي سميکولن رو بهتون معرفي کنم
ويرگول نقطه اولين بار
در نامه اي به پارلمان بريتانيا در سال 1734
توسط آقاي جددياه ويلکنسون به کار رفت
W-I -L...
I
کمکم ... کن
جيسون، تو بايد حداقل يه دوست پيدا کني
آره، فکرش رو بکن، يه بچه که همش به گردنم ضربه مي زنه
اون به نظر واقعآ آدم خوبي مياد
من حتي نبايد توي اين مدرسه تابستوني احمقانه مي بودم
اگه اين باعث ميشه احساس بهتري داشته باشي، والدينم دارن به يه سفر ماجراجويي ميرن
اونا به يه سفر با قايق سواري روي رودخونه در دره گرند ميرن ولي آيا منو به اين ماجراجويي مي برن؟ نه
ماجراجويي بزرگ من موندن خونه مادربزرگم با قارچ هاي پنجه ايشه
خوب، مي توني بياي جاي من
خانواده من يه آخر هفته طولاني رو در يه چشمه آب معدني به خاطر سالگردشون مي گذرونن
فقط من و جيمي خواهيم بود، از پنجشنبه تا يکشنبه
يه وقتي
... وقتي يه دروغ کوچولو
مي تونه بزرگتر
و برگتر بشه
يه مردي بهاش رو خواهد پرداخت
تابستان بعد، مردم همه جا
No comments yet. Be the first to leave one.