Le prime 200 righe.
آنچه گذشت
ميتونم چندتا شيفت کاري توي کلوب بهت بدم
پايه ام
به خاطر همه اتفاقاتي که پيش اومد متاسفم
نظرتون درباره يه مهموني يواشکي برا امشب چيه؟
به خاطر دعوت نکردن جيک به مهموني احساس گناه ميکنم
اينجا چه خبره؟
- مهمونيت عالي بود - تو اخراجي!
برخلاف همه اتفاقات،رابطه ام با متي
از هميشه بهتر شده بود
اون حتي اعتراف کرد ک حق با من بوده
که نگذاشتم به وايکاف انتقالي بگيره
حس خوبي دارم،يا حداقل ميتونستم داشته باشم
اگه اين قدر به خاطر اخراج شدن جيک ناراحت نبودم
و همينطور نگران کارم نبودم!
و اگه اين سردرد شديد
خماري رو نداشتم
احساس خيلي بدي دارم
اين بدترين کاري بود که تا حالا در حق جيک کرديم
باشه،دومين کار خيلي بد که
در حق جيک کرديم
مدام دارم سعي ميکنم بهش زنگ بزنم
!ولي همش منو سنگ رو يخ ميکنه
شما با جيک روزاتي
مديريت پالوس هيلز کلوب محلي تماش گرفته ايد
پيغام خود را بگذاريد جيک -
بازم ما هممون خيلي خيلي متاسفيم
خاطر اينکه باعث شديم اخراج بشي واينکه به مهموني دعوتت نکرديم
ما خيلي عوضي ايم يالا بچه ها
به جيک بگيد ما چي هستيم؟ - ما بي اندازه عوضــــي ايم -
جيک،بيا صبحونه رو با ما باش
معذرت جنده
اهاي،اين قدر هوار نکشين
بهم زنگ بزن
فک کنم اين هشتمين پيغامي بود که براش گذاشتيم
حتما خيلي عصبانيه - بايد اوضاع رو درست کنيم -
تنها کاري که براي اين سردرد خماري ميشه کرد
!خوردن دوباره يکم مشروبه
اوه،خداي من
!همينه
اثرات منفي مشروب رو با
دوباره با مشروب خوردن حلش کن
!اره پسر،خوبيش به همينه
نه،نه،نه جيک از ما عصبانيه
چون به مهموني دعوتش نکرديم
پس بيايين براش يه مهموني راه بندازيم
هنر کردي جنا
زيادي استدلال خوبي اوردي
جيک حتي به پيام ها و تماسهامون جواب نميده
اون وقت فکرميکني به مهمونيمون مياد؟!
يه سورپرايز پارتي ميگيريم
از اونجايي ديگه حقوقش رو هم از دست داده
بيايين يه مهموني بهتر براش بگيريم !يه مهموني با مشــــروب
اينجوري ازش معذرت خواهي ميکنيم ميشه مهموني معذرت خواهي
يا اون موقعي بود که با جيک بهم زدم؟
منم ميشم ميزبان مامان و بابام دارن مورگان رو ميبرن
که اخرهفته پدربزرگ و مادربزرگم رو ببينه
منم ازش در رفتم
چون خونه اشون همش بوي سوپ آماده مياد
منم مشروب ميارم
منم هروقت حاضر بودين ميام چک رو ميبرم
اوه،لعنت کيف پولم توي کمدم توي کلوبه
!کيف پول هاي ماهم همينطـــور
!براي منم توي ماشينه توي کلوب
!مثل اينکه بايد غذا بخوريم و در بريم
با شماره 3
!سه
لعنتي
نقدي ميدي يا کارت؟
Awkward. - 05x18 عميقـــتر بگَـــرد Subtitle By Mahsa & Zahra
واي من عاشق جفت کردن جوراب ام
اينم رفيقت آقاي راه راهي
اوه اينم شوهرت خانم خال خالي
!!!کار اون عوضيا باورم نميشه
اول که افتضاح کار ميکردن
بعدم بدون من پارتي گرفتن
!بعدشم باعث اخراج لعنتي من شدن
!خيلي بدجنسن - حتي درک نميکنن -
براي اونا اين يه کار تابستونيه
!اما براي من،يه شغل دائميه
نميدونم،جيکي
شايد اين اتفاق خوبي بوده
چطوري اخراج شدن من ميتونه خوب باشه؟
فکرکن کار توي اون کلوب مثلِ
يه خونه کوچولوئه بدون اتاق
اون فقط يه شروع بود
حالا ميتوني به کاراي بزرگتر و بهتر برسي
مثلا چي؟
دوست پسر بابام
يه شرکت تازه تاسيس معرکه داره
که اونجا تي شرت هاي رنگي رنگي
!و کتوني بانمک ميپوشن
تو هم توي رنگاي شاد خيلي بانمک ميشي
خب اين شرکت تازه تاسيس چيکار ميکنه؟
معلوم نيست،ولي هرکاري که هست
حقوقش خيلي بهتر از اون کلوبه
يالا جيک
نميخواي يه کار جديد رو تجربه کني؟
اره
اره
اره،من به اون کلوب محلي مسخره هيچ احتياجي ندارم
تو بهتريني
تو بهتريني
اينو دان دليلو بهم گفت
بعد از اين که خاطرات سوزان منو رو خووند
که درباره درگيري من با اعتياد به سکس بود
ولي بعدش از من پرسيد
بعد از تو کي ميتونه بياد؟
کي ميتونه صداي نسلشون باشه؟
!و من متوجه شدم که نميدونم
جنا
داري گوش ميدي؟
هميشه ليزي
منم از کمکت ممنونم
به همين خاطر بود که صندوق ايده رو ايجاد کردم
که بتونم نسل بعدي نويسنده ها رو پرورش بدم
و با نگاه کردن به بعضي از شما
!ميتونم ببينم که اين کار رو کردم
ميا،مکس
لوک،اوفيليا
شما همگي از انتظارات من بيشتر و فراتر رفتين
صبرکن،پس من چي؟ چيزي رو از دست دادم؟
من از انتظارات ليزي فراتر نرفنم؟
يا اصلا بهشون نرسيدم؟
براي اولين بار
در تاريخ سه ساله ي صندوق ايده
ميخوايم که به يکي از اعضاي ويراستاري
فرصت نوشتن يه کتاب آنلاين رو بديم
حالا،فکرميکنم يه انتخاب واضح رو به روي ماست
و اينکه بگم
هرکسي ميتونه اين کار رو انجام بده
بيشتر افراد ميتونن
افرادي که چندين مقاله تابه حال به چاپ رسوندن
اوه خدايا من به هيچ يک از انتظاراتش نرسيدم
منصفانه نيست شايد من فقط از اونايي ام که دير خودشو نشون ميده
اوفيليا چه نصيحتي داري
براي اونايي که حس ميکنن افکارشون به جايي نميرسه؟
عميقــــتر بگـرد
درباره شخصي ترين مسائل زندگيت بنويس
مسائلي که ازشون درس گرفتي
براي من،اون موقعي بود که
با روان شناسم شام بيرون رفتيم
خب،يعني بيرون رستوران
جايي که اون داشت شام ميخورد
بدون اينکه ازقبل بهش خبر بدم
عميقتر بگرد
خصوصي،درس زندگي
اوکي،ميدونم درباره چي بنويسم
رفتن توي ليست تفلون راحت تره
تا گرفتن يه سودا لعنتي از اينجاست
!يه سودا ميخوام
وقتي جيک اينجا بود اوضاع خيلي بهتر بود
معلومه که بود
!خيلي منتظر پارتي جيک ام
قراره بياد خونه هميلتون
فکر ميکنه ميخوايم سکس داشته باشيم
!ولي ميبينه که اونجا پارتيه
بعدش شايد،سکس کنيم
لطفا هرگز درباره روابط جنسي چندش انگيزت
با اون ادم شيربرنج برام نگو
اصلا ميلم رو براي سکس
با سرجيو رو کم ميکنه !شوخي کردم
هيچي نميتونه ميلم رو براي سکس
!با سرجيو کم کنه
مگه هنوز باهم نخوابيدين؟
توي خيابون چهارم داشتم بايکي دعوا ميکردم
که بعد سرجيو با اون کاميون تمالي مسخره اش
يه مشتري حسابي براي کل هفته توي پالم اسپرينگ پيدا کرد
ولي توي پارتي...قراره(سکس)داشته باشيم
هورا سکس
اره ليسا هورا سکس
هورا براي من
چون خودم ميرم يه سودا ميگيرم
باورنکردنيه
اصلا باورم نميشه اما بعد از 24 ساعت
غرق ناراحتي و سرزنش خودم
تونستم يه مقاله بنويسم که واقعا بهش افتخار ميکنم
درباره متي نوشتم
و اينکه با هم به عنوان يه زوج کلي از مسائل رو پشت سر گذاشتيم
و اينکه فکر ميکردم ديگه هرگز باهم حرف نداريم
بعد از اتفاقي که توي وايکاف افتاد
و اينکه بالاخره به طرز معجزه اسايي
دوباره باهم دوست شديم
مقاله ام رو دوست دارم ولي بقيه چطور؟
ايميلت رو چک کن الان يه چيزي برات فرستادم
براي اين واقعا عميق تر گشتم
از عاشقي تا دوستي تا عاشقي تا دوستي
!اين بار واقعي
اوه
حتما ميخونمش
ببين ميدونم
براي تو اينجا دوره سختي بوده
ولي تو استعداد نوشتن رو داري
.به خودت ايمان داشته باش
و محض اطلاعت
کار کردن با تو عالي بوده
صبرکن چي؟
عزيزم بايد ديگه فهميده باشي ليزي چي ميگه
منظورم اينه که اگه مقاله بعديت
همه گير نباشه
No comments yet. Be the first to leave one.