Le prime 200 righe.
پیامبران کـوچــک
چیکار داری میکنی؟
هیچی
داری خونهبغلی رو تماشا میکنی؟
!نه
خب؟
تو خودت همهش زاغسیاهش رو چوب میزنی؟
...اه، بِو، باز داره سطلها رو پُر میکنه. اه
صحیح
سهرۀ جنگلی
اینجا نوشته که اونها «معمولاً بین اواخر ،آوریل تا اوایل مه تولیدمثل میکنند
،با دورۀ نهفتگی حدود ۱۵ روز
«با تقریباً ۱۱ تا ۱۸ روز پَردرآوردن
چی داری میگی واسه خودت؟ - ،خب، بهونهش اون بود -
اینکه چرا نمیتونه پرچین رو هرس کنه؛ لونهکردن سهرههای جنگلی
خب، نه اگه معمولاً بین اواخر آوریل تا اوایل مه تولیدمثل کنن
.وسواس پیدا کردی، کلایو فقط دست از سرش بردار
.بگذریم، من ازش خوشم میاد بهنظرم بامزهست
بامزه؟ - آره. نامعموله. جالبه -
حوصلهسربر نیست
!«بامزه»
اعلیحضرت
بانو
...اوه، خدا
!اه
اسکار کو با فرغون؟
چه خبر شده؟ - به تو چه -
این ون رو دزدیدید؟ - پیداش کردیم. سکهها رو ول کردن -
خب، شما نمیتونید بَرشون دارید
چرا؟ هرکی پیدا کنه، مال خودشه
چیزی نمونده
خونهتون کجاست؟
مدرسهتون کجاست؟
باید پلیس خبر کنم - گورت رو گم کن، بابابزرگ -
اگه خبر کنی، بهشون میگم دستهخرت رو نشونمون دادی
همهش رو بریزید توش
،آره، منظورم اینه، بد نبود
ولی، بعید میدونم قسمتهای ...بیشتری تماشا کنم. آخه
از نظرم دیگه توی نقشهای ،جدی برام باورپذیر نیست
نه از وقتی توی «من سلبریتیام... از اینجا خارجم کن!» درحالِ گریهکردن توی زیرشلواریش دیدمش
صحیح - هوم -
مثلاً، مطمئنام نقش یه کارمند آسایشگاه رو ،خیلی متقاعدکننده بازی میکنه، ولی
وقتی یه نفر رو درحالِ جویدنِ مقعد ،یه کانگورو توی شبکۀ «آیتیوی» دیده باشی
سخت میشه ناباوریت رو تعلیق کنی، مگه نه؟ - ...اوهوم -
اوه، خدای من، اون کِیتلین تورنکرافت نیست؟ - کی؟ -
همون اخبارگوئه - روحم هم خبر نداره -
.خودشه. اوه، خدای من میرم باهاش حرف بزنم
سلام! کمک لازم ندارید؟
چرا، لطفاً. نمیدونم چیکار دارم میکنم
.یه لوله دارم که آب ازش فوران میکنه روی پاسیو فقط باید جلوش رو بگیرم، یا ببندمش یا چیزی
این دراومد. جدا شده
بیاید بریم به راهروی لولهکشی
،آره، پس این تکه اول میره روی شیلنگ و بعد این تکه وصل میشه به اون، و تمام
فوقالعادهست. خیلی ممنون
اسمتون چیه؟ - ...آم -
کِیسی. باز هم ممنون، کِیسی - خواهش میکنم -
خدافظ - !خدافظ -
...خوشوقت شدم
روبهراهای؟
چی شد؟ - دیدیش؟ -
آره. چی شد؟ چرا ناراحتای؟ - ...آخه اون خیلی چیز بود -
...نمیدونم، خیلی دوستانه و، اوه، خدای من، خیلی هم بااعتمادبهنفس
،و موفق. و... اسم من رو پرسید
...ولی بعدش نشانم رو دید، و آخه
آخه اون قرار نیست برگرده به یه خونۀ تخمیِ نمور که دستشوییش قارچ داره، مگه نه؟
!و حتی بوی خوبی هم میداد
این یه وقتِاستراحت رسمیه؟ چون ...من یادم نمیاد به کسی گفته باشم
اون داره...؟
چی؟ - گریه میکنه؟ -
اینطور به نظر میرسه، بله - چهشه؟ -
!برو بیرون
بیا از اینجا بریم بیرون
این کافه از روی سگی که جام جهانی رو پیدا کرد نامگذاری شده
«پیکلز»
الآن حالت خوبه؟
آره
ممنون. ببخشید. نمیدونم چی رفت توی جلدم
...پس، آم
ببخشید، اسمش چی بود؟ - کِیتلین تورنکرافت -
کِیتلین تورنکرافت. اون چیزه...؟ - چیه؟ -
خب، مثلاً موردعلاقهته، یا چیزی؟ - نه، دوبار هم توی عمرم بهش فکر نکردهام -
فقط یه نفره توی تلویزیون
...ولی مثل
مثل نگاهکردن از یه دریچه به یه زندگی دیگه بود
راننده داشت. دیدی؟
،رانندهتاکسی هم نه. رانندهشخصی یه نفر که فقط، مثلاً، میبردش اینوَراونوَر
،نمیدونم، آخه عجیب بود ،دیدنش توی دنیای واقعی
توی فروشگاه - آره. آره، فکر کنم میفهمم -
پاسیو داشت. تو پاسیو داری؟
فکر کنم
قطعاً قدیمها پاسیو داشتم
مدتی میشه ندیدهامش
تصورش رو بکن شغلی داشته باشی که واقعاً به تخمت باشه
خب به تو باشه، چیکار میکنی؟ ،توی یه دنیای ایدهآل
چه شغلیه که به تخم تو هست؟
دقیق میدونم کارم چیه - چیه؟ -
بهت نمیگم - چرا؟ -
چون مسخرهست. غیرممکنه - خب، نیست، چون بهش فکر کردی -
صادقانه، اح-احمقانهست - بگو -
نه - !بگو -
دلم میخواد توی «همسایگان» باشم
عذر میخوام؟ «همسایگان»؟ - ...نه، دیدی، چون میخوای بخندی، و -
نمی-نمیخندم. «همسایگان»، همون سوپاپرای استرالیایی؟ - بله -
ببخشید، دلت میخواد بهعنوان یه بازیگر توی «همسایگان» باشی؟ - بله -
تو بازیگری؟ - نه -
.رفیق، تو میتونی توی «همسایگان» باشی «چراکهنه؟ فقط باید، میدونی، «باور داشته باشی
یه دقیقه صبر کن ببینم، مگه «همسایگان» کنسل نشد؟ - !چرا -
.نگران نباش، بَرش میگردونیم من یه جمعسپاری مالی راه میندازم
چهجور نقشی رو بازی میکنی؟ ...مثلاً یه شخصیت انگلیسی نامعمول
چیه، بهنظرت نمیتونم استرالیایی باشم؟
اوه، درسته، یه شخصیت استرالیاییای؟ - خب، آره، همۀ شخصیتهاش استرالیاییان -
لهجهشون رو میتونی درآری؟
ببند. کاش چیزی نگفته بودم
،بخشکی شانس، کِیس بهنظر من اون عالیه
من کمکت میکنم
فقط دارم فکر میکنم ببینم توی «بنگاه خبررسانی استرالیا» آشنا دارم یا نه؟
.میتونیم یه کارش بکنیم ،ما «همسایگان» رو برمیگردونیم
،و تو توش بازی میکنی. اوه، آره تو واقعاً توش بازی میکنی. نوش
واقعاً رو مخمه که گوردن گریهکردنم رو دید
چرا؟ - !زیرا -
نقطهضعف دید. ازش دربرابرم استفاده میکنه - گریهکردن که نقطهضعف نیست -
تو آخرینباری که گریه کردی کِی بود؟
من گریه نمیکنم. نقطهضعفه
ولی بیشوخی، گریه میکنی؟ - نه، واقعاً، نمیکنم -
آخرینباری که گریه کردم رو یادم نمیاد
نه، شرط میبندم تو هر شب با هقهق میخوابی
...مثلاً
به کسی نگو... قضیۀ «همسایگان» رو، باشه؟...
نه حتی بریگام؟ - !اوه، بهنفعته که نگی -
اوه، آره؛ یادته هفتۀ پیش مِیخونه بودیم
و تو مست بودی؟ - مست نبودم -
درسته. خب، یادته برای تولد آندره مِیخونه بودیم؟
چی بود که توی بستو پرورش میدادی؟ - هان؟ -
همهش از این موجوداتی میگفتی که توی آلونکت داخل بستوها پرورش میدادی
میمونهای دریاییِ جادویی یا چیزی - من گفتم؟ -
فقط به تو گفتم، یا به همه؟ - به همه -
گُه بگیرن! حتماً مست بودهام - آره -
خب، حالا میشه دیدشون، یا هنوز به چشمِ غیرمسلحِ انسان، ناپیدان؟
نه، الآن دیگه پیدان
خب، سه تاشون. حدوداً اینقدّیان
و دوباره میگی اسمشون چی بود؟
هومونکولای - هومونکولای -
پس میتونم بیام ببینمشون؟ - نباید به کسی میگفتم -
!باورم نمیشه توی مِیخونه گفتم. اوه
بهنظرت یادشون میمونه؟ - بعید میدونم. همهشون سگمست بودن -
میتونم بیام ببینمشون؟
ایموجی چهرۀ بیتمایل
بیخیال. من قضیۀ «همسایگان» رو بهت گفتم
شاید
باشه. ولی نباید به هیچکس بگی
کِی؟ - آخرهفته، شاید؟ -
!مایکل! مایک
هومونکولای»ت چطوره؟»
!اِی بخشکی شانس
.گوشیش رو جواب نمیده اوناهاش. خودشه
مایکل اسلیپ؟
...آ... آره
شما امروز صبح شاهدِ یه سرقت بودی؟
نه. فکر نکنم
یه ون امنیتی؟
،اوه، آره. خدا! بله، ببخشید بله، شاهدش بودم
آ... چندتا بچه داشتن سکهها رو ...سرقت میکردن. کوچولو
میشه یه صحبتی داشته باشیم؟
چندتا بچه؟ - آ... چهار تا. یا پنج تا -
یا شش تا
یکیشون فرغون داشت
و چرا گزارشش نکردید؟ - ،میخواستم بکنم، ولی -
بعدش صدای آژیرهای ...شما رو شنیدم، پس
بهنظرتون بهعنوان شاهدِ یک جرم نباید میموندید
و چیزی که دیدید رو گزارش میکردید؟
گفتن اگه گزارش کنم، به شما میگن که من شرمگاهم رو نشونشون دادم
چرا شرمگاهتون رو نشونشون دادید؟ - نه، ندادم -
ولی اون چیزیه که گفتن به شما میگن، و من نمیخواستم بمونم
...و بهش متهم بشم. ببخشید، چی
چی دارید مینویسید؟
« پاسبان پال سارجنت »
(پاسبان «سارجنت» (گروهبان
هوم؟ - هیچی -
« پاسبان جولیت براوو »
دیدید کدومسمتی رفتن؟ - نه واقعاً -
بهنظرتون هیچکدومشون رو میتونید دوباره به جا بیارید؟
بعیده
بچه بودن. فقط بچههای کثیف بودن
اوه، صورتِ یکیشون مربایی بود
چهنوع؟
چهنوع مربایی؟ - بله -
زردآلو
در حد حدسه
داره میاد
چیکار دارید میکنید؟ چیکار !دارید میکنید؟ برگردید سر کارـتون
مایکل، موردی نداره به من بگی جریان چیه؟
وقتی داشتم میومدم سر کار، چندتا بچه دیدم که داشتن از یه ون سرقت میکردن. همین، گوردن
قابلقبول نیست مأمورهای پلیس ،سرشون رو بندازن پایین بیان اینجا
.کارکنان من رو سؤالپیچ کنن بهنظرت اون چه وجههای داره؟
الو. هیلاری؟
بله، الآن میام - نه -
بله، راه افتادم. باشه
من باید برم. بابام توی آسایشگاه خورده زمین
من نخوردم زمین. پام گیر کرد به گربۀ وامونده و افتادم
مگه زمینخوردن همین نیست؟ - نه. کاملاً فرق داره -
No comments yet. Be the first to leave one.