Le prime 200 righe.
متــــــرجــــم: AliNiceBoy
آمادهایم، پسرجون.
از مالتا تا مزارع فرانسه، روسیه، آیووا.
همه توی قلمرو خودمون هستن.
هدیهی عالی ما به دنیا.
بهت افتخار میکنم، بابا.
آخرین مخابره به جزیرهی زندان اینجا نشونشون میده...
در 165 مایل دریایی جنوب مالتا.
به این معنیه که، بهلطف فلچر، فقط 70 مایل منطقهی جستجومون رو شامل میشه.
میتونیم با اطمینان بگیم که ولک هنوز داره با دوتا ناو جنگی
که توی طوفان همراهمون بودن، سفر میکنه.
موافقم. محاله که ناوهای جنگی ناو فرماندهی رو بدون حفاظت بذارن،
مخصوصاً وقتی که بذرها اونجا باشه.
اونا یه ساعت پیش توی جزیرهی کلیوس یه تیم فرستادن.
یعنی ناو نیثن جیمز یه جایی تو این محدودهست.
و اگه آخرین مخابرهمون رو شنیده باشن،
پس حتماً از جای دقیقمون باخبر هستن.
سوال اصلی اینه که، آیا میدونن داریم کجا میریم؟
جورجیو، فکر کن.
یادت میاد که در مورد مالتا چیزی به فلچر گفتی یا نه؟
نمیدونم.
چقدر باهاش حرف زدی؟
به اندازهای که بفهمم طرف ِ کیه.
و راهی وجود نداره که بفهمیم ناو نیثن جیمز
پیامی که فلچر میخواست بهشون برسونه رو قبل از اینکه بگیریمش
شنیدن یا نه.
همه میدونیم که این ممکنه یه تله باشه.
فلچر جونش رو بهخطر انداخت تا اون تماس رو برقرار کنه.
ولی ممکنه که اونا براش پاپوش دوختن،
و اجازه دادن که پیام رو به ما برسونه و ما رو بهسمت مالتا بکشونن.
اطلاعاتی که بهمون داد جور درمیاد.
ولک به یه فرودگاه نیاز داره تا بتونه سمش رو منتقل کنه.
مالتا هم نزدیکترین فرودگاه رو داره.
در هر صورت،
بهتره روی این حدس عمل کنیم که اونا خبر دارن ما داریم میایم
و آمادهی مقابله با ما هستن.
اگه فکر کنن داریم بهسمت مالتا پیش میریم...
احتمالش هست که اونا هم اونجا برن.
که اینجوری راحت میشه پیداشون کرد.
و نسبتمون سه به یک هست، ما شکستناپذیریم،
حتی در مقابل یه ناو نابودگر کلاس آلری برک.
از سمت جنوب پیش میریم و غافلگیرشون میکنیم.
نه. پدرم میخواست دیروز بذرها به مالتا برسن.
مسیرمون رو ادامه میدیم.
لوچیا، خواهش میکنم. باید با روش خودم این کارو انجام بدیم.
گفتی "شکستناپذیر". "سه به یک."
اینجا، اونجا... چه فرقی داره؟
همونجوری که خواهرم دستور داد انجام میدی و مثل قبل بهسمت مالتا پیش میری.
از دست شما ولکها،
همیشه دنبال جنگ هستین درحالیکه جنگیدن بلد نیستین.
بذار یادت بندازم، استوروس،
پدرم بود که تو رو مسئول ناو کرد.
و بهراحتی میشه تو رو عوض کرد.
تا زمانی که خانوادهی ولک راضی نباشن، مردم یونان غذا نمیخورن.
یه فکری دارم.
نگاش کن. یه فکری داره.
بیاین در مورد گزینههامون حرف بزنیم.
پیشنهاد میدم بهسرعت به مالتا پیش بریم
و کنار بندر بمونیم.
وقتی یونانیها لنگر گرفتن، یه قایق کوچیک جنگی میفرستیم،
و مشخص میکنیم که بذرها داخل کدوم ناو هستن
و دوتای بقیه رو زیر آب میفرستیم.
تو این منطقه آبهای ماهیگیری هستن
که هنوزم ترافیک قایقها توشون زیاده.
اگه امواج رادیوییمون رو خاموش کنیم، راحت میتونیم قاطیشون بشیم،
و بدون اینکه متوجه حضورمون بشن به مالتا برسیم.
هرگز نمیتونیم زودترشون به مالتا برسیم.
و اگه برسیم، نمیدونیم برای پشتیبانی چه تجهیزاتی
توی خشکی دارن.
باید توی دریا کارشون رو یکسره کنیم.
یه مقابلهی رو در رو با 3تا ناو جنگی؟
نمیتونیم از همچین نبردی جون سالم به در ببریم.
پس از هم جداشون میکنیم، یکی یکی به حسابشون میرسیم.
آره، فریبشون میدیم.
اجازه میدیم که بفهمن موقعیتمون کجاست، بعدش ناپدید میشیم.
وقتی یه ناو میفرستن که اوضاع رو بررسی کنه، نابودش میکنیم.
سه به یک، میشه دو به یک.
وقتی که نیثن جیمز به اون یکی ناو نگهبان حمله کنه،
تیم والچر به ناو فرماندهی نفوذ میکنه،
و محموله رو پس میگیره.
پس نقشه اینه.
باید اون ناوها رو زیرنظر بگیریم. دستور پرواز هلیکوپتر رو صادر میکنم.
کاپیتان وارد پل فرماندهی شدن.
برو چک کن که ناو دیمیتر با تمام سرعت حرکت میکنه یا نه.
ناو یونانی اول
نریوس آمادهی نبرده، کاپیتان.
ناو یونانی دوم
کارت خوب بود، سروان.
ناو یونانی سوم
این نقشه مسخرهست.
این عمل نیست. این به تاخیر انداختنه.
این بزدلیه.
همین الان باید به مالتا برم. حالا! امروز!
من استوروس رو در جریان قرار دادم، و از نظر تاکتیکی،
این بهترین نقشهست.
ما میخوایم اوضاع رو برات امن کنیم، بابا.
واسه من امن کنید؟ تو میخوای منو امن نگهداری، جورجیو؟
حالا؟ بعد از اون همه کاری که کردی
و جلوی رستگاری دنیا رو گرفتی، حالا وقتشه
که در مورد امن نگهداشتن بابات فکر کنی؟
تو کی هستی؟! چرا داری باهام حرف میزنی؟!
بابا!
بابا، ببین...
خودت میدونی که موفقیت این ماموریت رو چقدر واسه دوتامون میخوام.
از وقتی که کریستوس رو از دست دادیم، خیلی نزدیکیم چیزی که من و تو دنبالش بودیم
رو پیدا کنیم.
این نقشه تنها راهیه که میتونیم باهاش کاری که شروع کردیم رو تموم کنیم.
ولی ازت میخوام که بهم اعتماد کنی.
با سرعت 12 نات. سریعتر نرید. باشه؟
و، بابا؟
بهم قول بده بیسیمت رو خاموش کنی.
آره، آره. باشه.
جورجیو، صبر کن.
جورجیو...
بهندرت پیش میاد که پسرا به باباشون برن.
اکثراً بدتر از آب درمیان.
این آخرین فرصت توئه.
خرابش نکن.
یه روز دیگه، یه ماموریت دیگه.
روزمون که همونه، فقط ماموریتمون یه چیز دیگهست. (اشاره به اینکه تو یه روز دوتا ماموریت انجام دادن)
هی، نجاتدادن دنیا یه کار تماموقته.
بهمحض اینکه ناوی که بذرها داخلش هستن رو از بقیهی ناوها جدا کنیم،
تیم والچر آمادهی حرکت میشه.
داریم کلی مهمات با خودمون میبریم.
سیستم موشکی محلی امنترین راه برای از پا درآوردن اون ناو هست
بدون اینکه بخوایم غرقش کنیم، چون اون بذرها رو لازم داریم.
ساشا، اگه فلچر زنده باشه، با ولک همدست شده.
فرصت اینو داری که جواب سوالهات رو ازش بگیری.
خدمهی هوایی، گوش بدین.
موشکها رو آماده کن، ریزر.
وقتشه که موتورها رو راه بندازیم و ملخهای هلیکوپتر رو به حرکت دربیاریم.
دریافت شد.
- برام آرزوی موفقیت کن. - لازمش نداری.
هی، نولان.
میدونی، اگه هنوز دنبال یه اسم خاصی،
یکی برات پیدا کردم...
کیوپید. (خدای عشق یونان)
چون تو تیرت رو...
درست بهسمت قلب دیاز رها کردی.
دیگه نمیتونم اینجا بشینم. مسولیتهام، خدمهام...
خدمه از پس کارا برمیان. یهکم هوا بخور، کارتبازی کن.
و اگه میخوای، میتونی یهخورده حرکت کنی،
- ولی نباید سر کار برگردی. - دکتر...
ریهتون سوراخ شده، فرمانده.
ریسک عفونتتون بالاست.
کی میتونم برگردم سر کار؟
با مرور زمان مشخص میشه.
ناو یونانی سوم
نریوس، دیمیتر. سیستم کاهش نویز رو خاموش کنید.
میخوام صدای پروانههای ناو رو بشنوم.
دریافت شد، پروتیوس، الان خاموشش میکنیم.
ناو یونانی دوم
ناو یونانی اول
یه چیزی دارم میشنوم. در خط سیر 3-1-7.
- بهنظر میرسه صدای پروانه باشه. - ناو جنگی؟
از این فاصله مشخصکردنش سخته، قربان. صدای بلندی دارن.
ممکنه چندتا ناو باشن.
- بهسمت شمال میرن. - بهسمت مالتا.
ولکه. حتماً خودشه.
ما خیلی با شنیدن صدای پروانهی یه گروه تهاجمی که قراره
آروم و بی سر و صدا باشن، فاصله داریم.
ممکنه از آسیبی باشه که موقع دنبالکردنمون
توی طوفان، بهشون رسیده باشه.
باز هم... خیلی صداش بلنده.
بهنظرت اقدامیه که میخوان باهاش ما رو طرف خودشون بکشن؟
آره.
بهنظرم خیلی داریم دست بالا میگیریمشون.
وقتی ناوها توی دید هلیکوپتر قرار بگیرن اطلاعات بیشتری کسب میکنیم.
کاپیتان میلن، به پل فرماندهی خبر بدین
که خط سیر رو به سانشاین اعلام کنن.
دریافت شد.
دیر یا زود، باید نقشهمون رو عملی کنیم.
الان بهترین وقتشه.
ناو یونانی سوم
چیه؟
نگاش کن، داره یه ناو رو هدایت میکنه.
3تا ناو.
باور کن، نقشهام این نبود.
واقعاً باورنکردنیه.
همین چند وقت پیش، تنها چیزی که بهش اهمیت میدادی
این بود که اولین نفری باشی که تراکتور جان لامبدین رو برونی.
تراکتور خوبی بود.
مادر، سانشاین هستم و دارم از طریق پیوند دادهای هاکلینک مخابره میکنم.
صدام رو دارین؟
صدات رو واضح داریم، سانشاین.
مخابرهی امن نقطه به نقطه تائید میشه.
تمام ارتباطات رو از طریق هاکلینک برقرار کنید
تا وضعیت خاموشی امواج رادیویی آلفا رو ادامه بدیم.
دریافت شد، مادر.
ریزر، تمام سیستمهای راداری رو خاموش کن.
دریافت شد، سانشاین. رادارها خاموش شدن.
حواست باشه، نولان.
اگه چیزی غیر از نوک یه دکل دیدی،
- یعنی نزدیک شدیم. - بله، قربان.
ارتباط آنی راداری از هلیکوپتر.
سیستم با روش مثلثبندی در حال جستجوئه.
آبها امروز شلوغ هستن. میشه از سیستم هویتشناسی استفاده کرد؟
ماهیگیرن.
من تو این آبها کار کردم.
این مشکلات واسه یه ناو کوفتی خیلیه.
No comments yet. Be the first to leave one.