Gimme Danger

Gimme Danger

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

All Bluray 720p 1080p
Un commento di UncleDuke
مترجم: یاسر جاهد

Tag

BluRay
720p
720
1080
Pubblicato il: 2017-10-30
Download: 39
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 195 righe.

،صدا رو که شنیدین، با هر سه تا دوربین فیلم برداری رو شروع کنین

خب؟ - .باشه -

باشه؟ - حتماً -

آماده ایم؟ - .باشه -

.امروز نهم ژوئن هست "ما تو یه مکان نامعلوم هستیم. داریم با "جیم آستربرگ ،(به معنی دلقک ها) "The Stooges" راجب

،بزرگترین گروه راک اند رول .مصاحبه میکنیم

می دونین، یکی از چیزایی که من رو متحیر میکنه اینه که .اونها به شیوه ی صنعت سرگرمی مشغول این کار نیستن به عنوان مثال وقتی کسی

اجرایی رو اعلام میکنه، احتمالاً 10 یا 15 دقیقه طول بکشه تا قبل از اینکه اولین اجراشون رو .شروع، و خودشون رو آماده و سازهاشون رو کوک بکنن

.و به نظر، بچه ها اصلاً به این مسأله اهمیتی هم نمیدن اونا به کوک کردن ساز هاشون گوش کرده و تماماً اونا رو .نگاه کرده و به تست کردن بلندگوهاشون گوش میدن

و به گمانم الانه که یه چیزایی شروع بشه. ما یه لحظه با "باب والر" خداحافظی میکنیم و به صحنه میریم "Iggy and the Stooges" تا به .گوش بدیم

* اون یه چشم تلویزیونی داره *

* اون برا دید زدنم یه چشم تلویزیونی داشت *

* نه *

* !نه *

!همین الان "ایگی" مستقیم به داخل جمعیت میره

روی زمین - ما صداش رو نداریم -

باب والر" داخل جمعیت روی زمین افتاده"

نمیدونم کجا، ولی .بالاخره پیداش میکنیم

با اینکه سه آلبوم پیشگام ،"The Stooges" در سال 1973 گروه .و بدیع ارائه داده بود، به طور کلی از هم پاشید ،منتقدان، موسیقی آنها را عجیب و غریب، دیوانه وار ،بی مزه و بد ذائقه، اساساً توهین آمیز، فاسد، سطح پایین ناشیانه، غیر خلاق و بچگانه توصیف کردند

،"The Stooges" اکنون بعد از گذشت 4 دهه، گروه .یکی از گروه های تأثیر گذار در تاریخ موسیقی راک اند رول میباشد ... ولی در سال 1973 آنها آشغال بودند

.خیلی سخت بود

ما یه دری وری هایی میگفتیم و نهایتاً ناشر موسیقی هم به خودش دردسر نداد .تا با ما همکاری بکنه

،ولی ما مأمورین و مدیرهایی داشتیم کسایی که میخواستن ببینن میتونن به .شبکه ی به هم ریخته ی حرفه ی ما رخنه کنند یا نه

.و بیشترشون به طرزی وحشتناک ترک کردند و رفتند ما سرتاسر آمریکا به طرزی نامتعارف و .آشفته ای میخوندیم و اجرا می کردیم

ما رفته رفته کثیف و کثیفتر و لاغر و لاغر تر .دیده میشدیم

.و وضعمان رفته رفته خرابتر میشد ما به شدت در کنسرت های .نسبتاً بی اهمیتی داشتیم غرق می شدیم

.بعضی از مردم از ما خوششون میومد ،یه سری کنسرت هایی بودن که میتونستم برا خوندن فراهم کنم .بعضیا هم بودند که نمیتونستم

،بعضی از کنسرت ها بودن که سر وقت حاضر میشدیم .یه سری هم بودن که نمی رسیدیم

و هر جایی که میرفتیم، معمولاً هم به خاطر من .مردم رو ناراحت میکردیم

* آشغالهای کونی *

* هرزه های کیری *

* میخوام ساک بزنم و سکس کنم و دنیای خودمو به پا کنم **

وضع گروه در اون زمان .به شدت خرابتر میشد

ما یه کنسرت هایی رو اجرا میکردیم .ولی اتفاق های همه جوره ای برامون رخ داد

،"مثلاً ما مجبور بودیم با "استیو مک کی .نوازنده ی درام، اجرا کنیم

که واقعاً عجیب بود، چون "استیو" گفته بود فقط درام میتونه بزنه .ولی اون نمیتونست

... و چون ،ما به شدت به پول نیاز داشتیم .ولش نکردیم و گذاشتیم درام بزنه

میخواین اون داستان رو براتون تعریف کنم؟ ایگی" میخواست ترانه ای رو بخونه" .و من شروع کردم به نواختن

و اون اومد و چوبک ها (چوب درام یا طبل) رو .از دستم گرفت و رفت سمت "فلور تام" و شروع به ضربه زدن کرد یکی از طبل های درام که معمولاً بر روی سه پایه قرار میگیرد :Floor tom

سپس فهمیدم که چطور باید ضربه بزنم .و بعدش ترانه رو تموم کردم .اون همین کار رو با هر ترانه ای انجام میداد

"و جمعیت روش بطری پرت میکردن و میگفتن، "زود باش ایگی "بزار ببینیم بالا میاری، کثافت! مرده شورتو ببرن" .و همه جور فحش که نثارش نمیکردن

از کسی که این شیشه رو .رو سرم پرت کرد واقعاً ممنونم

.نزدیک بود منو بکشه، ولی بازم نتونستی .پس مجبوری هفته ی دیگه بیای و دوباره سعیتو بکنی

،افتاد Michigan Palace به خاطر اتفاقی که برای ،چیزی که من بهش رژه مرگ میگم یک کلوپ شبانه در شهر دیترویت :Michigan Palace

اونا تصمیم گرفتن رو The Rock and Roll Farm یه کلوپی به نام .برامون رزرو کنن. که بعداً معلوم شد بار موتورسوار هاست

اینجاست که "ایگی" با حضاری .مواجه میشه که فقط "ایگی" میتونست از عهده اش بر بیاد

اون با یه شخصی مواجه میشه که اونو هل میده .و کم مونده بود که بیهوش بشه !مثل صدای بلند یک ضربه

،نمیدونم چه تعداد از شما ما رو سال 1967 وقتی که شروع به کار کردیم دیده اید

... ولی این زیاد زیاد آسون نیست !باشین "The Stooges" که بعضی اوقات

!آره

میدونین، بعد اون اجرا ،چیزی نداشتیم که بگیم .مثل این بود که هممون خسته و نا امید شده باشیم

.ما نمیتونستیم هزینه ی امرار و معاشمون رو داشته باشیم مردم مدام سمتمون آشغال پرت میکردن .و هممون دیگه خسته شده بودیم

... و

دو برادر برگشتن دیترویت گیتاریست گروه ،Ron Asheton درامر گروه و Scott Asheton

.جیم" هیچوقت برنگشت که بهم بگه دیگه تمومه"

.خودم فهمیدم

منی که رو زمین می خوابیدم

.به این نتیجه رسیدم که دیگه تموم شد .من کاملاً بی خانمان بودم

من یه سِت درام داشتم

اونو فروختم و یه بلیط برای .مسیردیترویت خریدم

آخر سر رفتم خونه ی مامانم

،و گفتم ،مامان من بی سرپناهم

.ورشکسته ام، گرسنه ام

از هم پاشید "The Stooges" وقتی که .واقعاً مثل یه سورپرایز بود

،و درست مثل یه چرخه ی کامل میمونه .یعنی برگردی خونه، پیش مادرت

بعد اینکه داداشم برگشت خونه .یادمه که احساسی مثل آرامش و خوشحالی داشتم

با خودم گفتم ... آخیش

.دیگه امنیت دارن .این مهمترین چیزه .اینکه برگردن خونه و هنوز زنده باشن

اون زمانی بود که من برگشتم خونه .به کاروان والدینم

.من 24 سالم بود

... و

گروهمون به نوعی

.از هم پاشیده بود

" خطر رو بهم بده، ای غریبه ی کوچک "

* خطر رو بده بیاد، ای غریبه ی کوچک *

* من هم بهت یه چیزی میدم *

* خطر رو بهم بده، ای غریبه ی کوچک *

* تا همدردت شوم *

* چیزی در رویاهایم وجود ندارد *

* غیر از اندکی خاطرات زشت *

* مرا ببوس، مثل نسیم اقیانوس *

* هی *

* اینک اگر معشوقه ام شوی *

* مجنون وار خواهم لرزید *

خطر رو بهم بده

وقتی که تقریباً پنج سالم بود

،ما یه تلویزیونی داشتیم .رو نگاه میکردم "Howdy Doody" و من یک مجموعه ی تلویزیونی برای کودکان بود که از :Howdy Doody پخش میشد NBC سال 1947 الی 1960 از شبکه ی

بافلو باب" توی تلویزیون خیلی شبیه" Howdy Doody میزبان برنامه ی :Buffalo Bob Smith

.تیموتی لیری برا بچه کوچولوها بود .روان‌شناس و نویسنده آمریکایی بود :Timothy Leary او مدافع استفاده از داروهای روان‌گردان جهت مقاصد خاص .و درمانی در شرایط کنترل شده بود

چه احساسی تو میانه های صبح داری، "کلیربل"؟

زیاد خوب نیستی یکم کسلی، درسته؟

پس در اون صورت !چیزی که لازم داری "آوالتین" هست نام برندی سوئیسی است که در زمینهٔ تولید :Ovaltine طعم‌دهنده برای شیر خوراکی فعالیت می‌کند

و سر و صدایی که از ردیف های سالن نمایش میومد یادمه

اونا کاراکتری مثل کلیربل دلقکه" داشتن که" .ممکن بود هر کاری رو بکنه

،شما نمیدونستین که قراره چیکار بکنه .و همین منو مجذوب خودش کرده بود

.اما مهمترینش "سوپی سیلز" بود بازیگر و کمدین آمریکایی :Soupy Sales

"برنامه ای بود به نام "موقع ناهار همراه سوپی اون بچه هارو تشویق میکرد که براش نامه بنویسن

،ولی میگفت، "همیشه وقتی نامه مینویسین "خواهشاً حداکثر 24 تا کلمه داشته باشن

اینجور خوندن رو از کجا یاد گرفتی؟- .تو کلاس سخنرانیم-

... تو کلاس - .درسته بابی -

... تو کلاس - مربیت کیه؟ -

.و من همیشه اون روال رو حفظ کردم وقتی که شروع کردم به نوشتن ،ترانه برای گروهمون

با خودم گفتم، این روشمون هست "سعی کن با 24 کلمه و یا کمتر تمومش کنی"

من همچین احساسی نداشتم که مثل "باب دیلن" باشم میدونین؟ ور، ور، ور، ور، ور

با خودم گفتم، "ترانه ها خیلی کوتاه باشن "و بدون اشتباه

* بدون شوخی *

* عزیز من *

* بدون شوخی *

آره، من با والدینم .فیلم میدیدم

و خیلی خوشایند بود که .ما هم کاروانی شبیهش داشتیم

داخل منزل، قسمتی از اثاثیه و وسایل روشنایی .توکار بودن

.من یه اتاق خواب کوچکی داشتم پهناش 4 یا 5 پایی میشد

،طولش هم حدود 9 پا

اتاقی که فقط یه پالت نقاشی کوچک .و یه میز تحریر کوچولو جا میشد

به همین خاطر، تنها جایی که میتونستم .دستگاه درامم رو بذارم، اتاق نشیمن بود

تمام تعطیلات آخر هفته

و هر شب بعد مدرسه

سِت درامم کل اتاق رو اشغال کرده بود

،انرژی خیلی زیادی داشتم .ساعت ها ضرب میزدم

... بام، بام، بام

.کل منزل تکون میخورد

اونا هیچوقت گله ای نکردن ولی کاری که نهایتاً کردند

این بود که بعد یک سال .اتاق خواب اصلی رو بهم دادن

،اون موقع واقعاً شوکه شدم !گفتم این معرکه است

ولی الان میفهمم که احتمالاً .به خاطر کمتر شدن مزاحمت های من بوده

اونا یه تخت با اندازه ی معمولی رو .تو یه اتاق کوچک جا کردند

بدون هیچ میزی .فقط به اندازه ای که بتونن از تخت بالا یا پایین بیان

... و من یه

تنها یه تخت و یه سِت درام داشتم ... .که تمام اوقات تو اتاق خواب اصلی قرار داشت

... من خیلی خوش شانس بودم که تو یه محیط ساده ای، همراه ... .پدر و مادرم زندگی میکردم

.من باید والدینم رو درک میکردم .واقعاً ثروت بزرگی برام بودن

یادمه که وقتی بچه بودم، قطعات اسباب بازی تینکر توی" و "لینکن لاگز" رو باز میکردم" نوعی از Lincoln Logs و Tinker toys اسباب بازی ها بودند که با سرهم بندی و ترکیب قطعات ساخته می شدند

.و تکه های چوبی رو ور میداشتم .و با یه چیز استوانه ای شکل یه درام میساختم

بعدش وقتی که کلاس چهارم بودم مارو به یه کارخونه ی مونتاژ تو شهر "ریور روژ" بردن .که مال شرکت فورد موتور بود

اونا یه دستگاهی داشتن که یک قسمت فلزی داشت .و یه صفحه هایی رو پرس میکرد

و هر بار که اون دستگاه پرس میکرد ... سر و صدا می کرد .صدای تصادف بسیار بلند

و .من از این صدا خوشم می اومد

* امروز من پیاده میرم *

* به روزگار قدیم *

"من یه گروه دبیرستانی داشتم به نام "ایگواناس یک نوع سوسمار که بومی آمریکاست :Iguanas

ما تو یه کلوب نوجوانانه یه کار پیدا کردیم .و تمام وقت اجرا میکردیم .به معنی دم اسبی) بود) The Ponytail اسم کلوب

من به چیزهایی فکر میکردم که توجهات زیادی رو جلب کنه ،واسه همین با خودم گفتم

چی میشه اگه تو بالاترین جایی" "که تا حالا کسی به خودش دیده، درام بزنم ؟

من تو یه ارتفاع 16 پایی قرار داشتم فقط خودم بودم و گروه، اون پایین .نق میزد

یه بد بخت بیچاره ای به نام "چاک" توی صحنه بهم نزدیک شد و گفت

به نظرم شماها خیلی عالی بودین" مایلم که مدیرتون باشم و کمکتون کنم ".تا کنسرت های بیشتری داشته باشین

برا همین ما یه اسکله رو برای یه شب .اجاره کردیم تا کنسرتمون رو اجرا کنیم

ما حضار زیادی داشتیم و .موفقیت بزرگی کسب کردیم

تا اینکه تو میانه ی اجرا، زمین .شروع کرد به اجرای نمایش خودش

هیشکی آسیبی ندید، فقط تقریباً .اسکله رو ویران کردیم

.این پایان پیشرفتمون بود

،من تو دوره ی دبیرستان تو گروه "ایگواناس" بودم .و یکراست بعد از اون، تو دوره ی نیمسال کالج

بعدش کالج رو ول کردم و دنبال کسی میگشتم .که بهم یه شغلی بده

از The Prime Movers و گروه .اون پسرهای مسن ترک تحصیل کرده تشکیل شده بود یک گروه بلوز بود :The Prime Movers که از سال 1965 تا 1970 فعالیت داشت

و اونا راجب تمام چیزهای .موسیقی بلوز اطلاعات داشتن

گروه "باتر فیلد" اومده بود شهرمون پال باتِرفیلد خواننده و نوازندهٔ سازدهنی بلوز اهل آمریکا بود

در پی راهی بود Prime Movers و گروه

تا ببینه آیا امکان داره .توسط اونا بتونه یه کارایی انجام بده

من از "جروم آرنولد"، نوازنده ی گیتار بیس گروه "باتر فیلد"، خواستم که نظرش چیه

اونم بهم گفت، "وقتی آهنگی میزنی "طوری بزن که واقعاً داری آهنگ میزنی

من کاملاً داشتم پیشرفت میکردم ولی در یه مقطعی .امیدم رو نسبت به گروه از دست دادم

.و احساس کردم این گروه، خودش نیست

واسه همین تصمیم گرفتم برم جایی که .مردم جداً دارن یه کارایی میکنن

شیکاگو

.کاملاً متفاوت (بی هیچ شباهتی به آمریکای سفید (یعنی شهر های حاشیه ای آمریکا آمریکای سفید به شهرهایی از آمریکا اطلاق :White America میشود که سفید پوستان همانند سایر نژادها کیفیت زندگی پایینتری دارند

من با یه افرادی همراه شده بودم و هر از گاهی ده دلار بهم میدادن تا .توی تعدادی از کنسرت های خیلی بی اهمیتی مشارکت داشته باشم

"یه بار با فردی به نام "جانی یانگ

"یه بار هم با "والتر هورتون

.وقتی که مجبور بودند برای سفید پوستا اجرا کنند

.و این برام شورانگیز بود و خیلی چیزا یاد گرفتم

.خیلی آرامش بخش بود

.اونا بلد بودند که چطور خوش بگذرونند

... و موسیقی .خیلی مشخص و روشن بود

من نگاهی گذرا به زندگی عمیق افرادی داشتم که .در بزرگسالی، کودکیشون رو از یاد نبرده بودند

من یه روز کنار رودخانه یه سیگاری بزرگ .ماریجوانا کشیدم و متوجه شدم که من سیاه پوست نیستم

متوجه شدم که دوست دارم .برای هم نسلان خودم کار کنم

کاری که نوازندگان خوب سیاه پوستی که .دوستشون داشتم، برای هم نسل های خودشون انجام میدادن

نهایتاً از اینکه تماماً ماتحت یکی رو .ببینم که جلوم بخونه خسته شدم

.اون ماتحت شما و دشنام شماهاست

... بهترین ماتحتی که پشت اون ،بهترین ماتحت های که پشتشون نواختم

.بود "Four tops" عبدول فکیر" از گروه کوارتت" .اون بود که توی گروه باعث هماهنگی توی رقص بقیه بود کوارتت در موسیقی به معنای یک گروه اجرایی برای چهار خواننده میباشد

.اون مثل یه پرنده ی بزرگ بود

و یکی دیگه، "مری وایس" از .گروه "شنگری لاس" بود

.اندام و چهره ای فوق العاده .زنی رویایی و جذاب

* اون دیگه با دار و دسته اش نمیپلکه *

من متوجه شدم که درام زدن اون چیزی نیست که دوست داشته باشم انجامش بدم به همین خاطر تصمیم گرفتم برگردم (به "ان آربر" (شهری در ایالت میشیگان

.ولی مجبور بودم برم خونه

واسه همین به "ران" زنگ زدم .و از قضا "اسکات ریچاردسون" هم یه ماشین داشت .من "ران" رو ترغیب کردم که باهام کار کنه

* چون میدون اون برام این کارو کرده *

* نمیتونی ببینی؟ * میتونم ببینم *

* هنوز تو خیابوناست *

* دلش هنوز تو خیابوناست **

.ران" اشتون یه نوازنده بود"

از اون محدود اشخاصی بود .که موهای بلندتری از من داشت

اون هر از گاهی با گروهی گیتار بیس میزد "The Chosen Few" به نام .و واقعاً از سبک نواختنش خوشم میومد

More Farsi Persian subtitles for Gimme Danger

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left