Le prime 200 righe.
اِنکو؟
اِنکو :دوست دختر یا دوست پسر اجارهاش
.نه. سوءتفاهم شده، این عادت بد اون دخترهـست
آکیهکو؟
...قبلاً خیلی غیرقابل کنترل بود
.ولی فکر میکنم الان خیلی آرومتر شده...
.اوی، دیگه باید رسیده باشم
...کاجی سان
،راستش فکر نمیکنم آرومتر از قبل شده باشی
فقط این کارار رو دیگه جلوی هاروکی سان انجام نمیدی، درسته!؟
...میدونم که میخوای بیشتر در مورد موسیقی بدونی
.ولی راستش انتظار اینو نداشتم که پاشی باهام بیای کنسرت...
.خیلی ممنون... بابت بلیط
.قابلی نداشت. ولی حقیقتش من پولش رو ندادم
چی؟
.راستش... انگار نظرشو جلب کردی
.اون... مطمئنم قبلا دیدمش
...ای بابا، باز اون احمق از تنش نیومده دستی روی سرش بکشه
...میگما
چرا فقط اون که ویولن دستشه سرپا وایستاده؟
.چون کنسرت ویولن همینجوریه
.اوگتسو... اولین نابغهای بود که توی زندگیم دیدم
.استعدادش خدادای بود
...اون موقع خیلی به موزیک خودم ایمان داشتم
.حتی برای خودم یک سری آرزو و از این چرت و پرتا داشتم
.ولی همه اونا روزی که اوگتسو رو دیدم نابود شد
.از اون روز به بعد، ازش متنفر شدم
...کاجی سان
...من
.من... میخوام موزیک بسازم
کاری از انجمن دنیای انیمه
AnimWorld
ترجمانِ : نیما پناهی
Empire eyes
m 702 -66 l 922 606 618 718 462 718 248 90
<صندوقچه پیامها فرستنده : CAC Admin به : given نتایج مرحلهی دوم این ایمیل جهت اطلاع رسانی به آرتیستها و گروههایی که دور اول مسابقات رو با موفقیت پُشت سر گذاشته و وارد دور دوم رقابتها شدهاند فرستاده شده است نتیجه دور دوم رقابتهای سی.ای.سی : ورودی شما برای دور دوم رقابتها با موفقیت ثبت شده است زیر کلیک کنید URL برای مشاهده بر روی : لطفاً بر روی پیوند کلیک کنید، اطلاعات لازم را پر کرده و همه قوانین را تایید کنید
...وای
...نوشته مرحله دوم قبول شدیم
دوم؟
مرحله دوم چی چی؟
!ورودیـمون برای "سی.اِی.سی" دیگه
چی!؟
سی.ای.سی"... این چیه؟"
!فستیوال رقابتهای شمارش معکوس آماتورها
.این یک فستیوال بزرگیه که آخر هر سال برگذار میشه
!این یک فرصت بزرگ برای بندهای تازهکاره تا با هنرمندهای حرفهای اجرا داشته باشن
ما اصلا کِی ثبت نام کردیم؟
هوی، خوبه وقتی داشتیم اسم گروهـمون رو انتخاب میکردیم در موردش گفتم، نگفتم!؟
تا اینجا قبول، کی دور اول رو تموم کردیم که وارد دور دوم شدیم؟
!تو اصلا در موردش نگفتی
!من مطمئنم بهتون گفتم که درخواستمون رو قبول کردن
خب حالا چندتا مرحله داره؟
.سومی که به زودی برگذار بشه میشه آخرین مرحله
.تو دور سوم زنده اجرا میکنیم و داوری میکنن
اجرای زنده!؟
تو چرا اینقدر خوشحال شدی؟
اصن میفهمی قضیه چقد جدیه!؟
.اوئه یواش، بچه ترسید
.میخوام انجامش بدم
با چی؟ با همون یه آهنگی که داریم؟
.ولی من خوشحالم
.بازخوردهایی که داشتیم، خوشحالم کرد
شماها خوشحال نیستین؟
...راستش رو بگم چرا
.منکه بدجور خوشحالم
.منم
...خداروشکر. آخه
.واقعا میخوام اینکارو انجام بدم
سالن کارائوکه
مافویو، خودت گفتی که میخوای یه ترانه بنویسی، درسته!؟
.آره
.راستش چون احساساتم رو توی ترانه اول آوردم، نتیجهاش شد یک کار تقریبا شخصی
...پس باید ترانه بعدیم، من
!خب چی؟ این چه حرکتی بود الان !چرا وسط حرف زدن خشکت میزنه
.آخه خیلی چیزا میخوام بگم
!پس بگو
.حالا بعدا
چی!؟
.وقتی به اجرا و آهنگش گوش کردم، دوتا چیزو فهمیدم
.اول اینکه میتونی احساساتت رو از طریق موسیقی به بقیه منتقل کنی
...و دوم اینکه
.فهمیدم کاجی سان هم... تقریباً شبیه منه
.من... اومدم
آکیهکو، خونهای؟
،من بعد از یه اجرای طولانی و کلی خستگی برگشتم خونه اون وقت تو گرفتی خوابیدی؟
میگما، کنسرت چایکوم خوب بود؟ دوست داشتی؟
.آکیهکو
.حتما خیلی خوب بوده که تو رو از نفس انداخته
...آکی
.چی شده؟ چرا همین امروز میخوای این کارو کنی؟ عجیبه
هیچ وقت از این کارا خسته نمیشی، نه، آکیهکو؟
...فکر کنم کاجی سانم، عاشق یه آدمی شده که هیچ کس جاشو واسش پر نمیکنه
.و قلبش شکسته شده...
!آکیهکو! مهمون داری
!آکیهکو
...فهمیدم... بذار یک پنج دیقه دیگه بخوابم
.خب، اگه پانشی درو وا کنی، هرکی که هست ول میکنه میره
کیه؟
...ها
!عـــــــهـــــــه! همون پسر خوانندهه
این دیگه چه وضعشه؟
.هیشش
.درسته، اصلا خوب نیست
...احتمالاً ضرب ششمت رو باید بعد از هوک اضافه کنی
..."توی قسمت " لا لا لا
.فکر میکنم از دستت در میره و این نُت رو خراب میکنی
لالا لالا لالا... احتمالا باید همچین صدایی بده، نه؟
چون این احساسی نیست که میخوای منتقلش کنی، مگه نه؟
مافویو، این آهنگ جدیدته؟
...آره. ولی هنوز تمومش نکردم، برای همین
.هوم، گرفتم، گرفتم
.شرمنده من باید برم پیش هاروکی
.تا هر وقت بخوای میتونی پیش اوگتسو بمونی
چی؟
عی-عیب نداره همین جوری تنهاش گذاشتی اومدی!؟
.آره
اص-اصن مگه تو همخونه داری!؟
.دارم
.ولی، پسر... مافویو خیلی پیشرفت کرده، منو میترسونه
...هرچی که تا به امروز از درون جلوی احساساتش رو میگرفته بالاخره آزاد شده
.برای همینم استعدادش فوران کرده...
هم-همخونه؟
.تازه ایندفعه هم توپ رو تو زمین من انداخته و کله سحری بلند شد اومد خونمون، فکر کنم
.قسم میخورم، این نابغهها عقلشون اندازه یک بچه پنج ساله، اینقدره
...همخونه داره
.درست مثل اونویاما
میدونم داره کلاس تقویتی میره، ولی اونم فقط برا دو درسش میره، درسته؟
عـــــهــــه، دقیقاً!؟
!نمره متوسط داشتن تو اون مدرسه یعنی به اندازه کافی باهوشی
.اون خودشم لب مرز نابغه شدنه، هرچی لازم داره توی وجودشه
...آکیهکو
ممکنه این بهترین راه نباشه، ولی تو فرق داری، مگه نه؟
...تو جزو گروه اُرکست دانشگاه بودی، ویولن زدنت هم که حرف نداره
.تازه گیتار و باس هم که میزنی...
.ولی... خب درسته کلی استعداد داری، ولی توی هیچ کدومش فوقالعاده نیستی
اوه، الان توهین کردی؟
!تخیر نکردم
تازه همه کاره و هیچ کاره بودن خودش خیلی باحاله، مگه نه؟
.ولی در عوض من یک آدم متوسطم که هیچ استعدادی نداره
...فقط
.بعضی وقتا دونستن این موضوع برام دردناک میشه
.تو صلح طلبی
ها؟
.برای همینم خوب میتونی بقیه رو شیفته خودت کنی
ها، چی؟
.هیچی، فقط خواستم بگم از اون چیزی که فکر میکنی بیشتر طرفدار داری
!آخه من کجام بیشتر از بقیه طرفدار داره؟
.هم... چیزی اینجا نیست
...چیزه، اوگ...تسو سان، شما و کاجی سان
.آره، با هم زندگی میکنیم
.ولی دیگه با هم نیستیم
چی؟
.توی دبیرستان با آکیهکو اشنا شدم
.و خب هیچی مثل عشق اول نمیشه
.هرچی که بیشتر لوسم میکرد، و من بیشتر ترسوتر میشدم
...ولی
...وقتی که از دبیرستان فارغالتحصیل شدیم
...و کارم رو به عنوان یک ویولنیست شروع کردم، متوجه این موضوع شدم
که داشتیم همدیگه رو خفه میکردیم و یه زندگی دیگه چیزی بود... .که هر دوتامون بهش نیاز داشتیم
.آکیهکو
بله؟
.بیا همین جا تمومش کنیم
...تا وقتی که آکیهکو باهام باشه، هیچ آزادی توی موسیقیم ندارم
.و تا به اینجا هم وجود من واسه آکیهکو فقط مایه عذاب بوده
.و فکر کنم که از بقیه داستان باخبر باشی
...ما تقریباً دو ساله که جز ناامیدی چیزی برای همدیگه نداشتیم
.و یه جورایی انگار فقط از سر عادته که با همدیگه رابطه داریم...
چرا اینا رو دارین به من میگین؟
.آخه من هیچ دوستی ندارم
.شایدم فقط به یکی نیاز داشتم که درکم کنه
.حتی اگه یکمم باشه، بسه
...آخه نمیتونم احساساتم رو نشون بدم
.برا همین مطمئنم آکیهکو فکر میکنه من مزخرفترین آدم کره خاکیم و ازم متنفره...
...من تا پای جون آکیهکو رو دوست دارم
.با اینکه من پسش زدم، ولی هیچ وقت جرات اینو نداشتم بیخیالش بشم
...توی هر فرصتی سعی میکردم ولش کنم
.ولی انگار توان همچین کاری رو هم ندارم...
.تمام این مدت... صبر کردم که خودش منو ول کنه
.خب دیگه، همش این بود، من باید برم
.اینجا عایق صداست، پس هرکاری خواستی کنی راحت باش
...داستانی که الان تعریف کردم
.اگه خوشت اومد میتونی برای ترانه جدیدت ازش الهام بگیری...
...اون اولا که تازه شروع کرده بودیم با هم زندگی کنیم
...و وقتی برای اولین بار برام کادو خرید...
...یه جورایی خیلی بدم اومد
.برای همین گفتم نمیخوامش و یکیش رو پرت کردم
.با اینکه فقط یک لیوان ساده بود
."اون موقع فقط باید میگفتم "خوشحالم
.میخوام باهاش باشم
.میخوام باهاش باشم
.میخوام باهاش باشم
.با این حال... عاشق موسیقیم
.هنوزم... ولی نه بیشتر از اون
.واقعاً... اون لعنتی خیلی آدم خوبیه
m 394 210 l 460 200 460 218 394 230)
اوگتسو موراتا
m 318 332 l 530 302 536 326 326 356)
m 318 332 l 530 302 536 326 326 356)
امشب با دوست پسر جدیدم میام خونه
پس خواهشاً امشبو یه جا برای خوابیدن پیدا کن
No comments yet. Be the first to leave one.