Le prime 200 righe.
راست، چپ
راست، چپ
راست، چپ. هشتتای دیگه
راست، چپ
هفت، چپ
شش، چپ
راست، چپ
چهار، چپ
سه، چپ. ادامه بده
دو، چپ
و آخرین بار، چپ
حالا یه ذره بیشتر بیا بالا
دستها پشت سر
بازدم، آرنج راست به زانوی چپ
دم، صاف
بازدم، آرنج چپ به زانوی راست
دم، صاف
راست، بالا
چپ، بالا
راست، بالا
تو کل تاریخ دنیا، هیچ پسری به کُندیِ تو نبوده
یالا دیگه برد، یه تکونی به خودت بده. راه بیفت
حالش رو ندارم
تو برو. من بدون تو نمیرم
یالا، راه بیفت. دوچرخهت رو بردار
من
برد، تو یه دوچرخهسوار محشر میشی. فقط باید به خودت بیای
دوچرخهت رو بردار و بریم. - واقعاً حالش رو ندارم. نه امروز
همیشه میگی حالش رو ندارم
بعد که میری اون بیرون، کلی بهت خوش میگذره. یالا
همیشه نه. - برد
چپ، بالا
راست، بالا. چپ، بالا
راست، بالا. چپ
سلام باب
خب، الان ردیفی؟
آره. آره
فقط باید به خودم بیام. فقط باید بیدار شم
فکر میکنی بتونی پابهپای ما بیای؟
شاید. - معلومه که میتونی
حالا ببین، چند سال دیگه که بگذره برمیگردی نگاه میکنی
و من حتی نمیتونم به گرد پات هم برسم
با سرعت از کنارم رد میشی
ولی باز هم میتونم داداشت رو ببرم
اچ، آی، جی، کی، ال، ام
ان، او، پی
نه، ده، یازده، دوازده
نوزده، بیست
یو، وی، دبلیو
قراره از اون تپه بریم بالا
مگه نه؟ آره
بزن بریم بالای تپه
بیا بریم
بدو. داری عالی میری
بدو
میتونی انجامش بدی
میتونی
بدو دیگه
میتونی از پسش بربیای
یالا
یالا، رکاب بزن
میتونی
زود باش
صبح بخیر، هنری
من دیگه شروع میکنم. اونجا میبینمت
سلام، آقای ابهارت
مری لیز
مری الیزابت؟
یه چیزی بگو
مامان، من گرسنه نیستم و وقت ندارم چیزی بخورم
همین الان، صبحانه
اینجا چه خبره؟
دارم میآم مامان. آره، دارم میبینم
بیا. اینم از این. اینم یکی دیگه
ازشون متنفرم. ولی اینا که شلوارهای مورد علاقهتن
این همون پلیوریه که مادربزرگت از شیکاگو برات فرستاده بود
چی؟ اینا چیه دیگه؟ یه سری چیز میز
یه مشت چیزای کثیف
اوه، اسکات
اونو باز نکن. چرا نه؟
توش گنجه. اوه، ببخشید
گوش کن پسر جون. تا پنج میشمارم
بهتره لباستو بپوشی. نه
یک. دو
سه. چهار. پنج
امروز تمرین داریم
سلام تام. چه خبر لری؟
روبدوشامبرت خیلی قشنگه، سینتیا
خوش گذشت؟ زیاد نه
تپه رو رفتی بالا؟ بابا رفت
مری لیز، زود باش دیگه
اسکات، انقدر لودگی نکن
ساعت چنده؟
اوه، امکان نداره درست باشه. دیرم شد. چرا هیچکس صدام نکرد؟
بابا کجاست؟
باید یه چیزی بخوری. یالا. مامان، دست از سرم بردار
اوه، اسکات
اه
دقیقاً هجده دقیقه شد، مایک
خوبه؟ فوقالعادهست
ثانیه از بهترین رکورد قبلیم بهتر شد ۳۰
نظرت چیه، هیروشی؟
هیروشی، تام الان نمیتونه بره ماهیگیری. باید بره سر کار
یه وقت دیگه، باشه رفیق؟
باشه. یکشنبه چطوره؟
آره. یه ماهی بگیر که قد بابات باشه
اینقدی؟ بزرگتر. بزرگتر. بزرگتر
اینقدی! این که بچه ماهیه
تام. تام
طوری نیست مایک. من ناراحت نمیشم. ای بابا، اون با بچههای من خیلی جوره
یکشنبه میبینمت، مگه نه هیروشی؟ آره
خیلی خب. بعداً میبینمت. مراقب خودت باش، مایک
تا فردا
میبینمت... همین امروز صبح
یالا بچهها، دیرتون میشه. باشه
خداحافظ. فعلاً. روز خوبی داشته باشید
خداحافظ بابا. هی، منو نمیبوسی؟
چرا
دقیقهای انجامش دادم ۱۸
واقعاً؟ آره
هی، فردا صبح دوباره امتحان میکنیم. بهتر از این هم میتونی
آره
یالا، راه بیفتیم
دقیقهای تمومش کردم ۱۸
بو میدی. من بو میدم؟ بوی گندی میده
ممنون که گفتی. هجده دقیقه
خب، عالیه. نظرت چیه--؟ کجا رفتی؟
دوش، اصلاح و تمیزکاری. یادت رفت؟ بو میدم
یکم کمک نمیکنی؟ نه
وقت ندارم. شب انجامش میدم. ولش کن
اونا امروز صبح میان
یالا عزیزم، راه بیفت بریم
دستمال توالت کجاست؟ نتونستم پیدا کنم
کلیدهامو ندیدی؟
هیچچی نمیبینم. کیف پولمو ندیدی؟
اسکاتی کجاست؟ اسکات
صبحانهام کو؟ اون یکی شلوارتو بگرد
همینجاست، روی میز
پِخ! من یه موش اروپاییام
چی از کجا؟
تو موش نیستی اسکاتی
میخوام موش باشم. به نظر من که شبیه موشه
نه، اون یه بچهست
در این باره مطمئن نیستم، جز این موز خوردنش
خب، توی نمایش مدرسه. نقش یک بچه، یه نقش خیلی مهم
ترجیح میدم موش باشم. یعنی میتونم موش بشم؟
دستت درد نکنه رفیق. فقط یه نمایش مدرسهایه
بله، که از قضا کارگردانش هم منم
این یعنی خودکشی مطلق. خودکشی چیه؟
تام! من که چیزی نگفتم
آره واقعاً. بسه دیگه، گوشم درد گرفت
باید برم
پس صبحانه چی؟ حیفه، نخورده نرو
یه بوس بده به ما، وروجک
مامانی
خدای من، ببین چقدر شوره سر داری، هان؟
بیا، اینم بوس
خداحافظ وروجک
خداحافظ خانم مدیر
آخ، کیف پولم
تام؟
اون صدا رو شنیدی؟ اسکاتی بود؟
بگیر بخواب
باید با هم حرف بزنیم
یه وقت دیگه
وقت دیگهای نداریم
بگیر بخواب
دارم جدی میگم
منم همینطور. چراغ رو خاموش کن
فقط همین الان وقت داریم
واسه تولد برد چی بگیریم؟
اون بازی کامپیوتری رو میخواد
یه دوچرخه خوب براش بخر. برند فوجی
یه پژویِ جوندار
از دنیای اسباببازیها بکشش بیرون، بیارش توی دنیای واقعی
این چیزیه که لازم داره. هوم. این چیزیه که تو فکر میکنی لازم داره
اصلاً چرا داریم دربارهش حرف میزنیم؟
تولد برد دو ماه دیگه است. چرا الان داریم حرف میزنیم؟
بگیر بخواب. چراغ رو خاموش کن
رانی پیبلر واسه سربازی ثبتنام نکرد
به خاطرش متهم شده
نمیدونم قراره چی بشه
کارول، برد تا
چی؟
تا پنج سال و دو ماه دیگه ۱۸ سالش میشه
اون موقع بیدارم کن. الان؟
بخوابم؟ آره
حالا داری چیکار میکنی؟ دنبال دفتر خاطراتم میگردم
کارول، نصفهشبه
خب که چی؟
توی اون دفتر چیزی نوشته نشده. خب، از همین الان شروع میکنم
این رو قبلاً هم شنیدم
بعضی وقتا واقعاً خیلی
این رو هم قبلاً شنیدم
خیلی خب
باهام حرف بزن
این رو هم شنیدم. هه! قبلاً این راه رو امتحان کردم
داری چیکار میکنی؟ از اون زیر بیا بیرون. نه، نه
بیا بیرون از اونجا
از کجا بیام بیرون؟ تمومش کن
No comments yet. Be the first to leave one.