The Last Ship

The Last Ship

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 4

Informazioni sulla release

The Last Ship S04E06 HDTV x264-LOL
The Last Ship S04E06 720p HDTV X264-DIMENSION
The Last Ship S04E06 1080p HDTV X264-DIMENSION
The Last Ship S04E06 XviD-AFG
The Last Ship S04E06 480p x264-mSD
The Last Ship S04E06 480p HDTV x264-RMTeam
The Last Ship S04E06 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
The Last Ship S04E06 HDTV x264-RBB
The Last Ship S04E06 HDTV x264-SDI
The Last Ship S04E06 720p HEVC x265-MeGusta
Un commento di AliNiceBoy
>AliNiceBoy I MxSub.ir I FilmDL.Co<

Tag

720p
720
x265
HEVC
x264
480p
480
XviD
Pubblicato il: 2017-09-18
Download: 48
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

‫یه بار دیگه توضیحش میدم.

‫ببین، دریاسلار، درست همونجاست.

‫درست همونجا داخل اون جعبه‌ی خالیه.

‫الان چی باید ببینم؟

‫مثل روز روشنه. ‫این خود جوابه، کلید حل مشکل،

‫مرکز طوفان.

‫همون حلقه‌ی مفقوده‌ی مشهور فرمولم

‫برای نجات زمین ‫درون اون بذرها وجود داره.

‫بدون بذرها، محصولی ندارم.

‫بدون محصول، مردم کشورت همچنان گرسنه خواهند موند.

‫و دریاسالار، این دقیقاً،

‫همون چیزیه که باید توی اون جعبه‌ی خالی ببینی.

‫دکتر، من آدم ساده‌ایم.

‫من استعداد شما توی اَشکال رو ندارم،

‫ولی صبر و تحمل زیادی دارم.

‫شما ازمون خواستین که حمایت‌تون کنیم. ‫یونان به شما اعتماد کرده.

‫مبارز خواستین، ما ناو جنگی در اختیارتون گذاشتیم.

‫چی، دکتر ولک؟ ‫حالا از کشورم چی می‌خواین؟

‫چیزای بیشتری می‌خوام، دمیتریس. ‫(نام شخصی در یونان باستان)

‫من چیزای بیشتری از کشورت می‌خوام.

‫به کانال تلگرام "فيلم دي ال" بپيونديد: ‫OfficialFilmDl@

‫متــــــرجــــم: ‫AliNiceBoy

‫بیرون اسرائیل قرار داره.

‫کاپیتان چندلر.

‫کاپیتان اسلتری داشت چندتا خبر خوب بهمون می‌داد.

‫فرمانده گارنت تونست محل

‫یه هواپیمای دیگه در تل‌آویو رو پیدا کنه. ‫(شهری در اسرائیل)

‫اون نقشه‌ی پرواز رو تغییر داده ‫و قراره در جزیره‌ی تروگوا ما رو ملاقات کنه.

‫یه فرودگاه اونجا هست. ‫شخصیه، ولی فعاله.

‫ولی مهم‌تر از همه، بعیده که روی رادار ولک نمایش داده بشه.

‫کاشف به عمل اومد که ایجس آشُر انتخاب خوبی بود، کاپیتان. ‫ممنونم.

‫ما از هیچ فرصتی برای بدست آوردن این هواپیما دریغ نمی‌کنیم،

‫چون ممکنه آخرین هواپیمائی باشه که برای یه مدتی در اختیارمون باشه.

‫نیثن جیمز با هواپیما مقابله می‌کنه.

‫خانم کوپر شخصاً بذرها رو

‫به آزمایشگاهمون در آمریکا می‌برن،

‫جایی که دانشمندامون منتظر هستن.

‫بقیه‌مون، برای مرحله‌ی دوم آماده میشیم...

‫پیدا و دستگیر کردن دکتر پائول ولک.

‫خبری از ناو جنگی یونانی نیست؟

‫نه. گمونم باید همونجوری بمونه

‫تا زمانیکه بذرها از مدیترانه دور بشن.

‫نقشه‌ی خوبیه.

‫و از فرمانده فلچر هم ممنونم

‫که در نگه‌داری از بذرها نقش بسزایی داشت.

‫کشور ما مدیون شماست.

‫مطمئنم کشور ما هم مدیون شماست.

‫همین.

‫جزیره‌ی تروگوا؟ ‫خب، چه اجتماعی بشه اونجا.

‫من و تو از زمان... ‫آخرین بار کی اونجا بودیم؟

‫سال 2009. رُسی.

‫درسته. ماموریت رُسی.

‫آره، من بطور کامل از کارای قهرمانانه‌ات باخبرم، هری.

‫همه می‌دونن که چه کارایی انجام دادی.

‫بیشتر از یک بار جونت رو نجات دادم، مگه نه؟

‫درسته، خب، بیا سریع یه نقشه‌ی جدیدی طراحی کنیم.

‫وقت تنگه.

‫هنوز نفهمیدم که چرا این اتفاق باید وسط دریا بیفته.

‫می‌دونی که این کار دیوونگیه.

‫بشریت داره از دست میره.

‫هر دومون می‌دونیم که این آخرین فرصت آمریکاست.

‫اون هواپیما حفاظت‌شده‌ترین وسیله

‫در کل جهانه.

‫حمله‌کردن بهش یه ریسکه.

‫و ضروریه که آمریکایی‌ها نباید بفهمن که انگلیس ‫تو این ماجرا هم دست داره.

‫بخاطر... عواقبش.

‫برام سواله، فلچ.

‫آیا تو این مدتی که توی ناو بزرگ نیت جیمی بودی، ‫احساسی شدی؟

‫و منم برام سواله، هری،

‫که ماهها گوشت سگ خوردن تو رو تبدیل به حیوون کرده یا نه.

‫خطوط جنگی جدید تشکیل شدن، دوست من،

‫و نخست‌وزیر بطور واضح اعلام کرده که...

‫هر طور شده بذرها رو بدست بیارین.

‫حالا تو می‌تونی اونا رو برام بیاری

‫و قبل از اینکه ناو توقف کنه ‫منو از اینجا فراری بدی.

‫یا لازمه که چند نفر از دوستات بمیرن؟

‫من خانم ساشا کوپر رو خوب برانداز کردم.

‫اون مطمئناً هم‌تیپته، ‫و مغز درست‌حسابی هم داره.

‫یا شایدم کاپیتان قایق پناهنده‌ها

‫یه دزد دریایی از آب دربیاد، ‫که نیت‌های بدی هم داره.

‫وقتی فهمیدم کیه، بهم حمله کرد.

‫واسه همینم مجبور شدم بکشمش.

‫هیچکی بهم شک نمی‌کنه.

‫ازم پرسیدن که میشه به تو اعتماد کرد یا نه.

‫منم پشتت دراومدم، بهشون گفتم،

‫"من فلچر رو خیلی وقته می‌شناسم.

‫باهاش بزرگ شدم، باهاش مبارزه کردم.

‫اون مناسب‌ترین فرد واسه این ماموریته."

‫من می‌دونم که تو آدم وطن‌پرستی هستی، جیمز.

‫اگه شرایط برعکس می‌بود،

‫بنظرت کسی از این دریانوردا در پیروی از دستورات

‫رئیس‌جمهورشون تردید می‌کردن؟

‫خودم بذرها رو می‌دزدم.

‫تو فقط وسایل مورد نیاز رو در اختیارم بذار.

‫دستور داری که به وزارت کشور زنگ بزنی، درسته؟

‫- که گزارشی از بذرها بدی؟ ‫- بله.

‫بجاش به این شماره زنگ بزن.

‫زنه منتظر تماسته.

‫زنگ می‌زنم، هری.

‫جدی می‌زنی؟

‫آره.

‫یه چیز دیگه.

‫ای خدا. ‫باز چیه؟

‫اینجا باید کی رو بکشیم که یه فنجون چای بهمون بدن؟

‫کاپیتان چندلر وارد پل فرماندهی شدن!

‫- کاپیتان. ‫- کاپیتان.

‫هنوز نشونی از ناوهای یونانی روی رادار یا ردیاب صوتی وجود نداره.

‫طبق طرح حرکت پیشنهادی‌مون باید ‫ساعت 9 شب به جزیره‌ی تروگوا برسیم.

‫یه حسی بهم میگه قراره آب‌وهوا بد بشه.

‫هواسنج چی نشون میده؟

‫قربان، جریان هوا بسرعت داره بسمت غرب تغییر مسیر میده،

‫ولی اگه مسیر و سرعت‌مون رو همینجوری ادامه بدیم،

‫می‌تونیم تا تروگوا 3 ساعت ازش جلو بزنیم.

‫نظری داری؟

‫میشه گفت یه ایده‌ی محافظه‌کارانه‌ست.

‫یه روزنه داریم.

‫شاید بتونیم از تغییر مسیر جریان هوا جلو بزنیم،

‫و ازش بعنوان پنهان‌کردن اثرمون از دید دشمن‌هایی ‫که تو این محدوده هستن

‫استفاده کنیم.

‫افسر عرشه، مسیر جدید، 162.

‫کاپیتان چندلر می‌خواد تو دل دریا بزنه.

‫اطاعت، قربان. هلم، سکان هدایت رو بسمت چپ بچرخون ‫و روی مسیر 162 قرار بگیر.

‫هلم، اطاعت میشه. ‫سکانم رو 15 درجه بسمت چپ می‌چرخونم،

‫- بسمت مسیر 162. ‫- می‌بینم که سیگارهای کوبائیت رو پیدا کردی.

‫آره.

‫همه‌چی سر جای خودشه.

‫خوشحالم که هر دوتون برگشتین.

‫تام زودتر از من برگشت، فرمانده.

‫با سرعت فعلی‌مون، ساعت 9 شب به تروگوا می‌رسیم.

‫دیدن اون جزیره‌ی کوچیک توی این موقع از سال ‫مایه‌ی دلگرمیه.

‫همونطور که همه‌تون می‌دونین، من فقط تو بهار اونجا بودم،

‫و تو موقعیتی بود که شرایط جشن و پایکوبی فراهم نبود.

‫آستریس.

‫جزیره‌ی آستریس محل تحویله.

‫اونجا نیروهای پشتیبان منتظرتون هستن ‫تا محموله رو تحویل‌شون بدین.

‫خیلی‌خب. باشه.

‫عالیه.

‫کاری هست که بتونم اینور براتون انجام بدم؟

‫شما دارین کار درست رو انجام میدین، آقای فلچر.

‫به لطف شما، بزودی غذاهای زیادی به مردم‌تون می‌رسه.

‫- و به لطف ما. ‫- خیلی‌خب. درست. خداحافظ.

‫بزودی شما رو می‌بینم.

‫تمام.

‫- ممنون، افسر. ‫- خواهش می‌کنم، قربان.

‫اگه بخواد فریب‌مون بده چی؟

‫من بهش اعتماد ندارم.

‫کی به نظر تو اهمیت میده.

‫به برادرم زنگ بزن. بهش بگو کجا بره.

‫و چیزی که فرمانده‌ات به پدرم قولش رو داده بود رو بیار.

‫وقتی این قضیه تموم بشه،

‫ازتون می‌خوام که ناو نیثن جیمز رو غرق کنید.

‫چشم، خانم.

‫وااو. این صحنه‌ایه که فکر نمی‌کردم ببینم...

‫میلر در حال کتاب‌خوندن ‫بدون اینکه مداد دستش باشه.

‫چه کتابیه؟

‫اُدیسه‌ست، رفیق. ‫عجب کتابیه.

‫مگه تو کلاس نهم زیاد نخوندیش؟

‫راستش تو کلاس نهم اصلاً نخوندمش.

‫الانم داره منو می‌ترسونه.

‫چطور مگه؟

‫نمی‌دونم، رفیق. ‫داستانش...

‫شبیه داستان ماست.

‫یه مشت دریانورد توی مدیترانه،

‫دور و برشون کلی هیولا هست،

‫همه می‌خوان اونا رو بکشن...

‫انگار خدایان هم ضدشون هستن.

‫بی‌خیال، رفیق. ‫آخه این چجوری شبیه داستان ماست؟

‫ببین، ما بذرها و کاپیتان چندلر رو پیدا کردیم.

‫بزودی، دوباره مثل سابق می‌تونیم غذا بخوریم.

‫و تو هم هنوز سالمی.

‫همین دیگه.

‫مشکلات ادیسه بعد از پیروزی در جنگ شروع شد.

‫تمام این مشکلات تو راه برگشت به وطن براش پیش اومد.

‫چرا می‌خوای به همه‌چی گند بزنی؟

‫قبلاً از این کتاب خوشم می‌اومد.

‫- تب دارین؟ ‫- نه.

‫- عرق می‌کنین؟ ‫- نه.

‫- تپش قلب دارین؟ ‫- قلبم مثل ساعت کار می‌کنه.

‫ولی اگه بازم اون نور رو به چشمام بزنی، هگن،

‫ممکنه اوضاع عوض بشه.

‫فکر می‌کنم سلامتی‌شون برگشته، قربان.

‫باشه.

‫به زبون خودتون، قربان، بگین که چه احساسی دارین.

‫راستش، خیلی خوبم.

‫توضیحش سخته. یه، آه، احساس آرامش درونی دارم.

‫چیزی اذیتم نمی‌کنه. همه رو دوست دارم.

‫خیلی بده.

‫عالیه.

‫من اثرات رسوب قرمز رو روی محصولات زیرمجموعه‌ی کاملاینیدز مطالعه کردم.

‫اکثرشون... گندم، برنج، ذرت... ‫وقتی ویروس به سطح سلولی‌شون برسه

‫نمی‌تونن رشد کنن.

‫ولی در مورد این هرزگیاه، ویروس تبدیل به

‫یه توهم‌زای قوی... به اسم نوستوس شد.

‫اگه جثه‌تون کوچیک‌تر بود،

‫شک دارم زنده می‌موندین.

‫آره، خب...

‫یه لحظه‌هایی دیدم که دلم نمی‌خواست برگردم.

‫تنها چیزی که می‌تونم بگم، دکتر، آه...

‫خودت باید بودی و می‌دیدی.

‫- قربان. ‫- آقایون، آزاد.

More Farsi Persian subtitles for The Last Ship

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left