So weit die Füße tragen
Le prime 200 righe.
عجله کنيد همه سوار شيد
سوار قطار بشيد ستوان
زود باشيد سوار شيد
همه سوار شن
کجايي؟ قطار حرکت کرد
رفته بودم دکتر
کلمنز ما داريم بچه دار مي شيم
ليزا
بابا برام کارت پستال مي فرستي
حتماً
قول ميدي؟
قول ميدم
يک قول يک قوله هيچوقت اونو نشکن
نه نمي شکنم
عجله کنيد ستوان ! همه سوار شن
زود باشيد سوار بشيد
من خيلي زود بر مي گردم
قول ميدم
من واسه کريسمس برمي گردم
تا جايي که پاهايم توان دارد
کلمنز فورل شما طبق بند 319 و 320 متهم هستيد
دادگاه رسماً حکم شما رو اعلام مي کند
متهم گناهکار است
به جرم جنايت عليه پارتيزان ها
شما محکوميد به 25 سال
کار اجباري در سيبري
اين حکم از امروز 13 ژولاي 1945 شروع ميشه
فورل
نوبته توئه
همه برگردن
نذاريد اون بره
هي پسر منم
اون نمي خواد اذيتت کنه اون مرده
سلام ليزا امروز واست يه چيزي دارم
بيا اينجا يه بوس بده
دختر شيطون
مامان
ليزا
يه نامه از کلمنز
از طرف صليب سرخ
ما هيچ سابقه اي از کلمنز فورل توي ليست نداريم
هيچ اطلاعاتي درباره دادگاه نظامي روسيه وجود نداره
اونا چيزي نميدونن
هيچي
همه چي درست ميشه
مادر مقدس
لطفاً بابامو برگردون خونه
بابا
دانهورن
تو توي ستاد فرماندهي بودي
و نقشه درست مي کردي
بله و اين هم پاداشمه
دماغه دژنوف کجاست؟
در مورد جغرافيا چيزي نميدوني؟
باشه
اينجا از شمال تا جنوب
کوهاي اورال است
سمت غرب
يه جاي بيخوده ما حالا ميتونيم اروپا رو فراموش کنيم
روخونه ايرتيش پشت سرمونه
ما اينجا خيلي بوديم
جلوتر سمت شرق نزديک رود يني سئي
لنا
ويتيم و الکما کوچولو
ضمناً اينجا همه چيز کوتاهه
اگر کمتر از 1000 کليومتر نباشه
دماغه دژنوف
بله خوبه اون نزديکه شرقه
شمال شرقي
يه عمر طول ميکشه برسي اونجا
ما هرگز به اونجا نمي رسيم
اونا مي ذارن از گرسنگي و سرما بميري
شايد ما سزاوار چيزه بهتري نيستيم
ما انجام وظيفه مي کرديم
تو توي اس آ بودي
و من بهش افتخار مي کنم
ديوونه شدي تموش کن
اين آخرين دستور شما بود جناب سروان دستا بالا
چهار تيکه کمتر از معمول
کلمنز ما داريم بچه دار مي شيم
من واسه کريسمس بر ميگردم
من گفتم چهار تيکه عوضي
چرا اونا اول غذا گرفتن؟
اينجا همتون غذا مي گيريد فهميديد
جناب سروان غذاي اصلي چيه؟
بزودي خنده يادتون ميره
اونا مارو مي کشن
اونا مارو رها کردن تا بميريم
مادر واسم دعا کن نذار من بميرم
اونا ميخوان بذارن ما بميريم
اونا مخوان مارو بکشن
دهنتو ببند چيزي واسه خوردن نيست
بيا بچه خودتو بکش
آخرين نامه مادرم به من نيرو داده
اينو زير يقه ات قايم کن
نذار اونا اينو پيدا کنن
سعي کن بخوابي
چه خبره؟ من نمي دونم
اونا دارن ميان مارو ببرن
به کجا؟
نوامبر يه جايي تو سيبري
اين نامه هيچوقت بهت نميرسه
و فرستاده نميشه
حتي نمي تونم بنويسمش
بسختي مي تونم تصميم بگيرم که چي مخوام بگم
من صداي ترمز چرخهايي رو شنيدم
چيزه وحشتناکي که همه چيز رو له ميکنه
اما ميدونم هيچ دردي هميشگي نيست
اما اميد هميشگيه
اردوگاه زندانيان دماغه دژنوف1946 مرکز فرماندهي
تو گروهان رو نجات دادي تو ديگه توي جبهه نيستي
واسه همين مدال گرفتي
چيزي مي خوري؟ نه ممنون
تو مي تونستي توي ناحيه غربي يا لنينگرد خدمت کني
در عوض آمدي توي اين زندان چرا؟
چون حس کردم اين وظيفمه
وسوسه يک زن
بسيارخوب
شما مسئول امنيت کمپ هستيد
اميدوارم از عهده اش بر بيايي
از اطمينانتون ممنون سرگرد وظيفمو خوب انجام ميدم
سربازخونه
ما اونو ساختيم
حصبه
ما مثل اين نمي تونيم ادامه بديم
ما پني سيلين داريم. ميدونم از آمريکاييها گرفتيم
پس بدش به من
بهت اخطار ميکنم دکتر استافر
شما مسئوليد اگه به همه سرايت کنه
نمي خواد مسئوليتم رو ه من بگي
يادت نذه کي اينجا رئيسه
شما بايد از زندانيا آزمايش بگيريد
ما هنوز تموم نکرديم ستوان
دستور فرمانده ست ومن اينجام که اونو ببرم بيرون
شما دکتر استافر هستيد بله قربان
شما همرا ه دکتر پاشموتوا هستيد
کلي کار داريم
نه حصاري! نه ديده باني
در قطب اونا به اين چيزا احتياجي ندارن
در هر صورت کجا مي تونيد بريد؟ نه درختي نه بوته اي
نه حتي ساقه گياهي که بشه خورد
214- 215- 216
کشتي!
ما اينجا در دماغه شرقي هستيم اين اطراف بايد يک لنگرگاه باشه
بذار دوباره شروع کنيم
اين خيلي خسته کننده است دکتر استافر
اما اينجا يه مزيتي داره
اين راه ما مي تونيم پيداش کنيم کسي هست که سالم و مناسب واسه اين کار باشه
پس تو به ما احتياجي نداري بله احتياج دارم
براي شاهد مرگ
نامه ام
ساکت
چي قايم کردي؟
يه نامه
فقط يه نامه
از طرف مادرم
لباساتو در بيار
چيکار ميکني
لباس منو بگير رفيق
چيکار ميکني؟
از سرما يخ نمي زنه
ميتونم چيزي بگم ستوان
نه
اسمت چيه؟
کلمنز فورل
کلمنز فورل
لباستو نگهدار لازمش داري
برو فورل
چه مشکلي هست؟
من از اينجا ميرم بيرون ديگه نميتونم تحمل کنم
برو بيرون و يخ بزن و هواي تازه تنفس کن
چي؟ اينجا جاي خواب ماست؟
اونا بدون شپش مي شن
بايد همه چيزو در بياريم
فکر مي کنم اين مال منه اين واسه منه
بذار بره
کميته ملي آلمان آزاد
هرکسي که به سمت راست منحلق بشه شانس مياره
فورل درسته؟ کلمنز فورل
چي شده؟ بابا نمرده
نه ليزا مطمئنم که اون زنده است
متاسفم هيچي من هيچ اطلاعي ندارم
و اين به اون معني نيست که اون مرده
مذاکرات جديدي با روسها توي اين پاييز در مورد مکانش خواهيم داشت
شما مجبورين صبر کنيد
صبر
نور لعنتي
دانهورن خداي من
زنداني فورل! اون مرده!
ستوان!
مهندس اينجا نيست. و اين افراد خيلي احمقند
تو داري شکايت مي کني؟
من شکايت نمي کنم اما ....
خوبه
بيا. با اين ماشين کار کن.
من؟ من بلد نيستم با اون کار کنم
فورل تو يک مکانيکي. اين کار توئه.
منظورتون اين نيست که اين خرابه؟
ام اس آلاسکا
روشنش کن
No comments yet. Be the first to leave one.