Le prime 200 righe.
، ما گوزنیم #
# ما اسب نیستیم
# ! ما گوزنهای پرنده سانتا هستیم #
# ! هو هو #
! بچه ها ! بچه ها
. سانتا افتاد
. حالا بهتر شد
! جولیوس ، نگاه کن
! گوزنهای پرنده سانتا
! شروع نکن -
! یــوهــو -
! اوه ، نیکو ! مواظب باش
! نیکو ، بپا
! بچه لعنتی
. فکر کنم میدنم کدوم پدر منه
... بذار من بگم
، اونی که سریعتر پرواز میکنه
، بلند تر پرش میکنه
و از همه شجاعتره ؟
تو هم دیدیش ؟
هر کاری بشه میکنم که
. اون بالا با پدرم پرواز کنم
. می دونم ، می دونم
. ولی این چیزا یه شبه رخ نمیده
. تـمرین احتیاج داره
! ولی من همیشه تمرین میکنم
بله ، ولی باید واقعاً
. به خودت ایمان داشته باشی
هان ؟
. من باور دارم که میتونی پرواز کنی
. حالا نشونم بده که تو هم باور داری
! آفرین پسر من
! فکر نکن ، باور کن
! باور کن ! باور کن
. باورم نمیشه
، این دفعه نزدیک بود پرواز کنم
مگر نه ، جولیوس ؟
. بله نزدیک بود ، نیکو
. نزدیک بود
... هی ، نیکو
پدرت یه جوجه بوده ؟ ...
! چون مثل یه جوجه پرواز میکنی
. پدرم با گوزنهای پرنده است
. آره ، پدر من خود سانتاست
! ... صبر کنید ، یا اینکه
یادت هست ما با آزار دهنده چطور رفتار میکینم ؟
... سر بالا
. و بهشون محل نذار ...
. پدر من گوزن سه پاست
! آره ، پدر من 4 کله است ... اه
! اه
. به این میگن بی محلی کردن
. من نمی فهمم ، جولیس
، اگر پدر یه گوزن پرنده است
پس چرا من نمیتونم پرواز کنم ؟
کسی دقیقاً نمی دونه چرا
گوزنهای پرنده سانتا
. توانایی پرواز دارن
. شاید اونا بچه ها راست میگن
شاید پدرم یکی از
. گوزنهای پرنده نباشه
. تو 10 برابر اونا شجاع تر هستی
. فقط ... تظاهر کن که اونا وجود ندارن
. درست میگی ، جولیوس -
. مرسی -
من میرم در تپه های انتلر تمرین پرواز
. میکنم تا دیده نشم
! هی ! من منظورم این نبود
. برگرد اینجا
اگر کسی بفهمه که راجب رفتن به
! به تپه های انتلر برای تمرین پرواز حرف میزنی
داری میری به تپه های انتلر برای
تمرین پرواز ؟
! نه ! اصلاً
! محاله
من می تونم بیام ؟ -
میایی ؟ -
.. کسی جایی برای تمرین پرواز نمیره ، بخصوص به
! به تپه های انتلر
تپه های انتلر !؟
چند بار بهت گفتم ، نیکو ؟
دزدکی بیرون رفتن از
! دره خانگی کاملاً ممنوعه
. بله ، آقا
. نیکو دزدکی جایی نمی رفت
... من ازش خواستم که به من کمک کنه
. که عمه سلی رو بیارم ...
. حالش زیاد خوب نیست
! عمه سلی
. بچه ها ، این عمه سلی منه
. بهتره من برم دیگه
! من می برمت -
! چه پسر خوبی -
. بذار برات بردارمش
. خیلی خب ، خیلی خب
ولی زیاد با مزه نیست
. اگر توسط گرگها دیده بشید
ما اینجا امنیت داریم چونکه
. گرگها نمیدونن که اینجا وجود داره
. برای همین کسی از دره خانگی بیرون نمیره
. بله ، آقا -
. بله ، پدر -
. شما حرفهای رئیس رو شنیدید
دیگه نمخوام از کسی راجب رفتن به
. تپه های انتلر حرفی بشنوم
این واضحه ؟
. باشه ، جلیوس
. بلاخره ، داری حرف منو میفهمی
! فردا در تپه های انتلر می بینمت
بذرا ببینم ، مطمئنم که
... عقب تر باید دست راست میرفتیم
، و بعد دست چپ
، و بعد یه دست چپ دیگه
. و بعد یه دست راست
یعنی اینکه من باید
... برگشته باشم به اتوبوس توریستها تقریباً
الان ؟
! نیکو ، تکون نخور
مامان ، چرا کسی باور نمیکنه
که پدر یکی از گوزنهای پرنده است ؟
. خب ، کسی انو ندیده ، بـجر من
. دوباره راجب پدر صحبت کن
. باشه
پدر تو خوش قافه ترین گوزن
. تو گوزنهای پرنده بود
. پس حتماً منم از اون گرفتم
، روز بعد از کریستمس بود
. و من رفتم بیرون دنبال خزه
ناگهان ، گوزنهای پرنده
. جلوی من فرود آمدن
. درشکه سانتا خراب شده بود
بعد چی شد ؟
. اونجا بود که من پدرت رو دیدم
، اون یک گوزن بی پروایی بود
، و وقتی درشکه رو درست کرد
. منو برای یه دور پرواز با خودش برد
! خیلی رویایی بود
پرواز بالای ابرها
... بالای دره
ولی بعد باید میرفت ...
. بعد از اون ، من دیگه ندیدمش
، اگر پدر اینقدر خوب بوده
پس چطور دیگه نیامده پسرش رو ببینه ؟
خب ، اون نمیدونست که نیکو
. بهار بعدی متولد میشه
کی میدونست ؟
ولی چرا نرفتی بهش بگی ؟
برای اینکه اون با گوزنهای پرنده
، در کوه ها با سانتا زندگی میکنه
. و کسی اونجا رو بلد نیست
دلت براش تنگ نشده ؟
، نه . من یه مرد تو زندگیم دارم
. و این برام کافیه
. حالا ، برو بخواب ، نیکو
مامان ، اسم پدر چیه ؟
. شب بخیر ، نیکو
. بازم بدشانسی ، رئیس
. جایی گوزنی نبود
. ما گوزن احتیاج داریم
. غذا احتیاج داریم
. من یه فکری دارم ، رئیس
. یک کلمه : خزه
. گوزنها خزه میخورن . ما گوزن میخوریم
. دارم دلال وسطی رو قطع میکنم
. راحت باشید
. شانس ما باید عوض بشه
. برید بیرون ، غذا پیدا کنید
. گوزن پیدا کنید
. مانور فرود اضطراری
. هیچ وقت خبر نداری کی احتیاج میشه
. فکر کردم اینجا پیدات میکنم
چی برای گفتن داری ، مرد جوان ؟
. باید کمکم کنی
. تمام صبح مسخره عالم شدم
! از این حرفها نزن
. اینجا خیلی خطرناکه
. مستقیم برگرد به دره خانگی
لطفاً ؟
. اوه ، خیلی خب
. ولی فقط برای یک دقیقه
. شاید نباید پرواز کنی
. شاید بتونی رو هوا سر بخوری
. خیلی شبیه سقوط کردنه ولی آهسته تر
. هی ، من عالی سقوط میکنم
... خوبه ! حالا ، برو بالای اون درخت و
دیوانه شدی ؟
. گوزنها از درخت بالا نمیرن
. خیلی احمقانه است
میخوایی واقعاً این کارو بکنی ؟
، اوه ، آره ، و اه
. سعی نکن جلو مو بگیری
. بد نسیت
. عجب منظره ای
. حیرت انگیزه
. برای همینه گوزن سخت پیدا میشه
داری چی میگی ، اسپکس ؟
. دارن روی درختها زندگی میکنن
چی ؟
. ناراحت نباش ، نیکو
. میدونم یه روزی پرواز میکنی
No comments yet. Be the first to leave one.