The Flight Before Christmas (Niko   Lentäjän poika)

The Flight Before Christmas (Niko Lentäjän poika)

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Informazioni sulla release

The Flight Before Christmas[2008]DvDrip-aXXo
Un commento di easyeasy
( www.varzesh90.com )

Tag

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Pubblicato il: 2008-11-22
Download: 50
Sottotitoli per non udenti: Yes

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

، ما گوزنیم #

# ما اسب نیستیم

# ! ما گوزنهای پرنده سانتا هستیم #

# ! هو هو #

! بچه ها ! بچه ها

. سانتا افتاد

. حالا بهتر شد

! جولیوس ، نگاه کن

! گوزنهای پرنده سانتا

! شروع نکن -

! یــوهــو -

! اوه ، نیکو ! مواظب باش

! نیکو ، بپا

! بچه لعنتی

. فکر کنم میدنم کدوم پدر منه

... بذار من بگم

، اونی که سریعتر پرواز میکنه

، بلند تر پرش میکنه

و از همه شجاعتره ؟

تو هم دیدیش ؟

هر کاری بشه میکنم که

. اون بالا با پدرم پرواز کنم

. می دونم ، می دونم

. ولی این چیزا یه شبه رخ نمیده

. تـمرین احتیاج داره

! ولی من همیشه تمرین میکنم

بله ، ولی باید واقعاً

. به خودت ایمان داشته باشی

هان ؟

. من باور دارم که میتونی پرواز کنی

. حالا نشونم بده که تو هم باور داری

! آفرین پسر من

! فکر نکن ، باور کن

! باور کن ! باور کن

. باورم نمیشه

، این دفعه نزدیک بود پرواز کنم

مگر نه ، جولیوس ؟

. بله نزدیک بود ، نیکو

. نزدیک بود

... هی ، نیکو

پدرت یه جوجه بوده ؟ ...

! چون مثل یه جوجه پرواز میکنی

. پدرم با گوزنهای پرنده است

. آره ، پدر من خود سانتاست

! ... صبر کنید ، یا اینکه

یادت هست ما با آزار دهنده چطور رفتار میکینم ؟

... سر بالا

. و بهشون محل نذار ...

. پدر من گوزن سه پاست

! آره ، پدر من 4 کله است ... اه

! اه

. به این میگن بی محلی کردن

. من نمی فهمم ، جولیس

، اگر پدر یه گوزن پرنده است

پس چرا من نمیتونم پرواز کنم ؟

کسی دقیقاً نمی دونه چرا

گوزنهای پرنده سانتا

. توانایی پرواز دارن

. شاید اونا بچه ها راست میگن

شاید پدرم یکی از

. گوزنهای پرنده نباشه

. تو 10 برابر اونا شجاع تر هستی

. فقط ... تظاهر کن که اونا وجود ندارن

. درست میگی ، جولیوس -

. مرسی -

من میرم در تپه های انتلر تمرین پرواز

. میکنم تا دیده نشم

! هی ! من منظورم این نبود

. برگرد اینجا

اگر کسی بفهمه که راجب رفتن به

! به تپه های انتلر برای تمرین پرواز حرف میزنی

داری میری به تپه های انتلر برای

تمرین پرواز ؟

! نه ! اصلاً

! محاله

من می تونم بیام ؟ -

میایی ؟ -

.. کسی جایی برای تمرین پرواز نمیره ، بخصوص به

! به تپه های انتلر

تپه های انتلر !؟

چند بار بهت گفتم ، نیکو ؟

دزدکی بیرون رفتن از

! دره خانگی کاملاً ممنوعه

. بله ، آقا

. نیکو دزدکی جایی نمی رفت

... من ازش خواستم که به من کمک کنه

. که عمه سلی رو بیارم ...

. حالش زیاد خوب نیست

! عمه سلی

. بچه ها ، این عمه سلی منه

. بهتره من برم دیگه

! من می برمت -

! چه پسر خوبی -

. بذار برات بردارمش

. خیلی خب ، خیلی خب

ولی زیاد با مزه نیست

. اگر توسط گرگها دیده بشید

ما اینجا امنیت داریم چونکه

. گرگها نمیدونن که اینجا وجود داره

. برای همین کسی از دره خانگی بیرون نمیره

. بله ، آقا -

. بله ، پدر -

. شما حرفهای رئیس رو شنیدید

دیگه نمخوام از کسی راجب رفتن به

. تپه های انتلر حرفی بشنوم

این واضحه ؟

. باشه ، جلیوس

. بلاخره ، داری حرف منو میفهمی

! فردا در تپه های انتلر می بینمت

بذرا ببینم ، مطمئنم که

... عقب تر باید دست راست میرفتیم

، و بعد دست چپ

، و بعد یه دست چپ دیگه

. و بعد یه دست راست

یعنی اینکه من باید

... برگشته باشم به اتوبوس توریستها تقریباً

الان ؟

! نیکو ، تکون نخور

مامان ، چرا کسی باور نمیکنه

که پدر یکی از گوزنهای پرنده است ؟

. خب ، کسی انو ندیده ، بـجر من

. دوباره راجب پدر صحبت کن

. باشه

پدر تو خوش قافه ترین گوزن

. تو گوزنهای پرنده بود

. پس حتماً منم از اون گرفتم

، روز بعد از کریستمس بود

. و من رفتم بیرون دنبال خزه

ناگهان ، گوزنهای پرنده

. جلوی من فرود آمدن

. درشکه سانتا خراب شده بود

بعد چی شد ؟

. اونجا بود که من پدرت رو دیدم

، اون یک گوزن بی پروایی بود

، و وقتی درشکه رو درست کرد

. منو برای یه دور پرواز با خودش برد

! خیلی رویایی بود

پرواز بالای ابرها

... بالای دره

ولی بعد باید میرفت ...

. بعد از اون ، من دیگه ندیدمش

، اگر پدر اینقدر خوب بوده

پس چطور دیگه نیامده پسرش رو ببینه ؟

خب ، اون نمیدونست که نیکو

. بهار بعدی متولد میشه

کی میدونست ؟

ولی چرا نرفتی بهش بگی ؟

برای اینکه اون با گوزنهای پرنده

، در کوه ها با سانتا زندگی میکنه

. و کسی اونجا رو بلد نیست

دلت براش تنگ نشده ؟

، نه . من یه مرد تو زندگیم دارم

. و این برام کافیه

. حالا ، برو بخواب ، نیکو

مامان ، اسم پدر چیه ؟

. شب بخیر ، نیکو

. بازم بدشانسی ، رئیس

. جایی گوزنی نبود

. ما گوزن احتیاج داریم

. غذا احتیاج داریم

. من یه فکری دارم ، رئیس

. یک کلمه : خزه

. گوزنها خزه میخورن . ما گوزن میخوریم

. دارم دلال وسطی رو قطع میکنم

. راحت باشید

. شانس ما باید عوض بشه

. برید بیرون ، غذا پیدا کنید

. گوزن پیدا کنید

. مانور فرود اضطراری

. هیچ وقت خبر نداری کی احتیاج میشه

. فکر کردم اینجا پیدات میکنم

چی برای گفتن داری ، مرد جوان ؟

. باید کمکم کنی

. تمام صبح مسخره عالم شدم

! از این حرفها نزن

. اینجا خیلی خطرناکه

. مستقیم برگرد به دره خانگی

لطفاً ؟

. اوه ، خیلی خب

. ولی فقط برای یک دقیقه

. شاید نباید پرواز کنی

. شاید بتونی رو هوا سر بخوری

. خیلی شبیه سقوط کردنه ولی آهسته تر

. هی ، من عالی سقوط میکنم

... خوبه ! حالا ، برو بالای اون درخت و

دیوانه شدی ؟

. گوزنها از درخت بالا نمیرن

. خیلی احمقانه است

میخوایی واقعاً این کارو بکنی ؟

، اوه ، آره ، و اه

. سعی نکن جلو مو بگیری

. بد نسیت

. عجب منظره ای

. حیرت انگیزه

. برای همینه گوزن سخت پیدا میشه

داری چی میگی ، اسپکس ؟

. دارن روی درختها زندگی میکنن

چی ؟

. ناراحت نباش ، نیکو

. میدونم یه روزی پرواز میکنی

More Farsi Persian subtitles for The Flight Before Christmas (Niko Lentäjän poika)

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left