Le prime 200 righe.
fmb و mbt925 :تـرجــمــه و زيـرنويـس
گناه پدر
ببري، من فقط دارم ميگم
اگه لباس هاي ست بپوشيم
ممکنه احساس نزديکي بيشتري بکنيم
موافقم
بخاطره همينه که باهاش مخالفم
مي تونيم کلاه بذاريم
ميذارم تو طراحيشون کني
خيلي خب. کلاه من نامرئيه
و کلاه تو، دهنتو مي پوشونه
ها، جک بامزه اي بود
هيش - چيه؟ -
هيش به معني اينکه چيزي شنيدي
يا هيش به اين معني که ميخواي خفم کني؟
هردوش
خيلي خب، بياريدش اينجا
خوبه
بچسبونيدش به ديوار
پولو رد کن بياد پيرمرد
ميخواي....؟ داري شوخي مي کني؟
اين چيه؟ 5 "يوآن"؟
با اين نمي تونم حتی يه کاسه رشته بخرم
راستش، من مي دونم از کجا مي توني
يه کاسه رشته با 2 "يوآن" بخري
ميخواي اين کارو تو بکني "گاري"؟
ميخواي کار من رو تو بکني؟ - ...نه، من فقط -
خب نه، شايد اين کاريه که بايد بکنيم
شايد بايد وظايفمون رو جابهجا کنيم
تا بتوني مثلا بهم بگي
اه، من يه جايي رو ميشناسم که" "با 2 "يوآن" يه کاسه رشته ميدن
آره، تو ميتوني رئيس باشي
و منم اوني که کلا رو اعصابه
و همش ميپره وسط
اينطوري نباش
!اوف
بقيه پول رو بده بياد
وگرنه با اين مشت حسابي عصبانيم ميزنم خردت مي کنم
اينطوري بايد اين کارو انجام بدي
مستقيم
!سلام، توئي که
...چي... حالت چطوره
بيا با حرف زدن خرابش نکنيم
حالت خوبه آقا؟
سالم و سرحال، دوست خوب من
(برخلاف نيت "ملیتودینس"شون (بدشون
اون بي شرف ها حتي يک ذره يا يک خرده هم بهم صدمه نزدن
فکر کنم الان ديگه ميخوان راه بيفتيد بريد؟
ميدوني، در شرايط عادي اين کارو مي کردم
ولي الان یه جورایی نمي تونم
اشتباه برداشت نکن
تو منو مي ترسوني
و تا چند لحظه ديگه افتادم توي يه گودال
ولي اون کسي که براش کار مي کنم
منو بيشتر مي ترسونه
اون کيه اونوقت؟ - نمي تونم بهت بگم -
چون اون "تانگ فو"ئه
!"تانگ فو"
...ها! باورت ميشه
...اين چيزيه که من بايد
"لعنتي، "گاري
!ببين
اون يارو کلي پول از رئيس من دزديده
دروغ خيلي بزرگي بود آقا
من نمي تونم بدون اون پول برگردم
تانگ فو" کارهاي خيلي وحشتناکي باهام مي کنه"
و با اون چشماش بهم زل ميزنه
چشماش ترسناکن
پس بذار همينطور بمونن
عقب وايستا
مثل اينکه قضيه
داره کم کم جدي ميشه
کروکوديل هاي راهزن، حملـــــه
پيرمرد پولو رد کن بياد
شايد منم بتونم يکم کمک کنم
نه، اين کارو نکن
!هي ها
!واو
کارش خيلي خوبه
ولي نه عالي
اين قضيه تموم نشده
خب، اين قسمت تموم شده ولي قسمت هاي ديگه هم هست
!اه
بنظر ميرسه به اون ولگردها
يه درس خيلي لازم داديم
که چطوري با بقيه رفتار کنن، نه؟
آره، تو واقعا پدر چند تا .کروکوديلو درد آوردي پيرمرد
اه، من "شيرونگ" هستم
اه، من "پو" ام و اين ببره
داريد به جاي دوري سفر مي کنيد؟
ديگه بايد تقريبا رسيده باشم
من دارم ميرم تا پسرم توي کاخ "جيد" رو ملاقات کنم
پسرتون؟
"آره، اسمش هست "شيفو
مي شناسيدش؟
شما پدر "شيفو" هستيد؟
اون پسر شماست. استاد من پسر شماست
وقتي بچه بود، چه طوري بود؟
خوب بود؟ بد بود؟ توي دردسر مي افتاد؟
درکوني مي زدينش؟
با چي بازي مي کرد؟ چي مي خورد؟
دوست تخيلي هم داشت؟
چيزي رو مي کرد توي دماغش؟
تا حالا شده بگه "اه ه ه ه"؟
اه، پوشک مي پوشيد؟
اونا بوي کونگ فو ميدادن؟
شيفو" واقعا بچه فوق العاده اي بود"
رفتارش هميشه کاملا معقول بود
اه، آره، مثل "شيفو"ي خودمون
"پو"، در مورد راز "لائو گو"
براي غيب کردن سکه چيزي ميدوني؟
نه، ولي باحال بنظر ميرسه
يه سکه داري بهم قرض بدي؟
!واو
ميتوني دوباره اين کارو بکني؟
البته
واو
!واو
واو، اين اصلا قديمي ميشه؟
براي من که نه
!واو
من که تموم کردم
شما آقا، کارتون خوبه
اه، مرد، "شيفو" کلي هيجان زده ميشه
صبر کن، بايد در بزنيم؟
بيا در بزنيم
سوپرايز
پسرم
...واو، اين دقيقا اون
اينجا چيکار مي کني؟
هنوز براي اون .... چيزا ناراحتي؟
آره، هنوز براي اون چيزا ناراحتم
خب، يه چيزي برات آوردم
که شايد باعث بشه بهش فکر نکني
!مشتمو. ها ها
نه
!ها ها
!ها
مي بينم که مهارت هات خيلي پيشرفت کردن
نسبت به اون موقعي که تو رو با کونگ فو آشنا کردم
!هر چند يه نکته اي هست
هيچوقت استراتژي رو نفهميدي
اووو
حيرت آور نيست پسرم؟
دقيقا مثل قديما
اگه مثل قديما بود
... تا الان، يه چيزي دزديده بودي و
بذارش سر جاش
چيرو؟
بذارش سر جاش
فکر کنم بهتره که همتون يه جا بفهميد
اين پدر من "شيرونگ"ه
اون يه دزد و کلاه برداره و داره ميره
برو بيرون
اگه منو بفرستي بيرون، 1 روز هم دووم نميارم
کروکوديل ها راست مي گفتن، نه؟
تو از "تانگ فو" دزدي کردي
در واقع نه
من فقط يه مجسمه اسب پير سبز رنگ بهش فروختم
که راستش، در واقع وجود نداشت
...قبول دارم که تشخيصش يکم اينفنتيسيولاره، ولي
بس کن
چيرو؟ - کلمه ساختن از خودت رو -
اينفرتيسيولار، ورتيسرامپيونت، ربلترافيکيشن
،اصلا يه ذره هم ميدوني که وقتي بچه بودم چقدر گيج ميشدم؟
بهت اطمينان ميدم که نيت هاي من کاملا (اُپروسترین" بودن (درست"
برو بيرون
ولي "شيفو"، اگه بندازيش بيرون
تانگ فو" تا آخرين نفسش، ميزنتش"
...و مي دوني که
اون پدرته
!فقط يه شب
چطوري ميتونم ازت تشکر کنم، پسرم؟
با ترک کردن اينجا، در سريع ترين زمان ممکن
به همتون پيشنهاد مي کنم که چيزهاي باارزشتون .رو چفت و بست کنيد
تو واقعا يه کلاه برداري؟
آره، و سزاوار داشتن پسري به فوق العادگي "شيفو" نيستم
آره، منم داشتم همينو ميگفتم
اون صد در صد فوق .... قول وادست
اين چيز خوبيه دیگه، نه؟
پو"، ميخوام بدونم که بخاطره نجات دادنم"
از دست اون کروکوديل ها، ازت متشکرم
تو پسر خوبي هستي
ممنون
در هر صورت، مي توني اينجا بموني
.توي انباري
چه خوب
آره، الان برات پتو و اينا ميارم
!کمک! کمک
"شيرونگ"
صبر کن، دارم ميام
!"شيرونگ"
بايد کار کروکوديل هاي راهزن باشه
اونا فهميدن ما "شيرونگ" رو آورديم اينجا
و به محض اينکه تنهاش گذاشتيم، باممممم
،"اونا ميبرنش به استراحت گاه "تانگ فو "توي کوه هاي "کملبک
اگه عجله کنيم، مي تونيم نجاتش بديم
نه
پو"، واقعا هيچ کروکوديل راهزني ديدي؟"
نه، ولي شنيدم که "شيرونگ" فرياد ميزد و چيزا ميشکستن
No comments yet. Be the first to leave one.