Cobra Kai

Cobra Kai

Scarica il sottotitolo Farsi Persian

Stagione 5

Informazioni sulla release

Cobra Kai S05E05 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
Cobra Kai S05E05 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-SMURF
Cobra Kai S05E05 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-SMURF
Cobra Kai S05E05 720p/1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-KOGi + CAKES
Cobra Kai S05E05 WEBRip x264-ION10
Cobra Kai S05E05 WEBRip x265-ION265
Cobra Kai S05E05 1080p WEBRip x265-RARBG
Cobra Kai S05E05 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Cobra Kai S05E05 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Cobra Kai S05E05 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Un commento di ha0va0di
🟣 هـــادی | NightMovie.Top 🟣

Tag

other
Pubblicato il: 2022-09-09
Download: 49
Sottotitoli per non udenti: No

Anteprima dei sottotitoli in Farsi Persian

Le prime 200 righe.

اوس

ضربه‌ی دوتایی مشت. اوس

اوس

ببین کی اومده

اسطوره‌مون

چونبی

نمونه‌ی بارز کسی که

به تمام اصول کبرا کای پایبنده

وفاداری

نظم

قدرت درونی

بعد از حمله‌ی بزدلانه‌ی سنسی کریس

هر کی دیگه بود می‌رفت توی سوراخ موش قایم می‌شد

ولی «سفره ماهی» نه

اون صاف و محکم ایستاد

درخواست اجرای عدالت رو کرد

مکتب کبرا کای همینه

پس جوری که لایقشه بهش خوش ‌آمد بگین

سفره ماهی

سفره ماهی

نیکولز»، به جای من کلاس رو اداره کن»

باید چند کلمه‌ای با رفیق خودم حرف بزنم

خونه‌ی جدیدت چه‌طوره؟ اونجا راحتی؟ - آره -

بله، سنسی. ممنون

هیشکی تا حالا بهم خونه اجازه نداده بود

حس یه زن هم‌خوابه رو دارم

اصلاً این‌جوری نیست

می‌خوام سرباز وفادارم توی بهترین شرایط زندگی کنه

این کمترین کاریه که می‌تونم برای جبران فداکاریت بکنم

آره

و می‌خوام کارهای بیشتری هم برات بکنم

می‌خوام غافلگیرت کنم

وای چه خفنه

«سنسی لارنس»

سنسی قبلیم

یه ماشین عین همین داشت

این همون ماشین سنسی لارنس هست

رفیق بنگاه‌دارم توی یه حراجی پیداش کرد

و حالا

این ماشین مال توئه

صندوق عقبش رو باز کن

... این

پسر، این خیلی خفنه

برنده قرعه‌کشی ماهانه‌ی نایت‌مووی باش @nightmoviett :اطلاعات بیش‌تر در کانال تلگرام

« ما را در تلگرام، اینستاگرام و توئیتر دنبال کنید » @NightMovie_Co

بذار حدس بزنم. پدرت تو رو هم دعوت کرده؟ - آره -

بهت هم نگفت من قراره بیام؟ - نه -

هی، کجا داری می‌ری؟ بشین. حرف‌هام رو بشنو

می‌دونم با دروغ کشوندمتون اینجا

بعد از اتفاقی که توی پارک آبی افتاد می‌دونستم به پای خودتون نمیاین

می‌دونم الان توی مود خوبی نیستین چون هردوتون با دوست‌دخترهاتون به هم زدین

از اونجایی که به نظرم اومد قضیه‌ی «مکزیکو» خوب پیش رفته

فکر کردم بد نیست یه سفر دیگه با هم بریم

سفر؟

سفر به یه مرکز خرید توی «چتس‌وورث»؟

شاید جسم‌تون توی یه مرکز خرید باشه، رفیق

ولی گیرنده‌های چشایی‌تون قراره یه سفر دور دنیا برن

اون می‌دونه از چی حرف می‌زنم - آره، می‌دونم -

.مهم نیست کجا بریم محل پخت غذاهای خوشمزه همین‌جاست

یه پایستا آلفردو می‌خوای؟ «بوم، رفتیم «رم

راویولی می‌خواین؟ «رفتیم «توسکانی

باید برگردیم همین‌جا تا لازانیای شکلاتی بخوریم

«چون مثل بیس‌بال و نوشابه‌ی «بیگ گالپز این غذا هم فقط مختص آمریکاست

بذارین اول براتون یه سبد نون داغ و تازه بیارم

زود برمی‌گردم. نگران نباشین

یالا بچه‌ها

یارو این همه تحویلتون گرفته و با این قیافه‌های عصبی نشستین اینجا؟

من به خاطر تحویل گرفتن اون عصبی نیستم - این مشکل با نون تازه حل نمی‌شه -

این حرف رو کسی می‌زنه که تا حالا نون‌های رستوران «گاردن» رو نخورده

یه گاز ازش بزنین فراموش می‌کنین اصلاً چرا با هم قهر بودین

نه من که هیچ‌وقت فراموش نمی‌کنم - من هم نمی‌کنم -

چند دقیقه تنهات می‌ذارم - ممنون -

«ترجمه از: هــادی» Ha.va.Di

دیشب دیروقت خوابیدی

دیر رفتم توی تخت‌خواب

دنیل سان

خانواده برمی‌گرده

مطمئنی؟

بله

خانواده، مهم‌ترین چیز

واسه همه‌ی شماست

شما پیوند عمیقی با هم دارین

پیوند عمیق؟

«فقط «تری سیلور واسه شکستن این پیوند کافی بود

به همین خاطره که باید شکستش بدیم

این حرف رو به «آماندا» حالی کن

اون حرومزاده دقیقاً می‌دونست داره چی‌کار می‌کنه

آماندا چه‌جوری نتونست به نیتش پی ببره؟

چه‌جوری هیشکی به نیتش پی نمی‌بره؟

این از کجا اومده؟ - پستش کرده بودن -

ولی پاکت نداشت

این همون سنسی باشگاه کبرا کای هست

سنسی کبرا کای بود

قبلاً شریک سیلور بود. ولی بعد این یارو رو به حد مرگ کتک زد و رفت زندان

ظاهراً یکی می‌خواد بهم بگه که این جریان اسرار فاش نشده‌ی دیگه‌ای داره

باید با این مرد حرف بزنیم

بعدش چی؟ یه مبل‌ فروشی دیگه رو به آتش بکشیم؟

از کجا معلوم این کار سیلور نباشه و نخواد ما رو بفرسته دنبال نخود سیاه

تا بتونه بیشتر گند بزنه به زندگیم

شاید همین‌طور باشه

شاید هم راه‌حل رو کردن دست سیلور

و برگردوندن خانواده باشه

بهتره خودمون جوابش رو پیدا کنیم

خب مامان. به جای مشاوره‌ی ازدواج بیا به همون ورق بازی‌مون برسیم

من فقط دارم می‌گم وقتی برق و تلویزیون رو اختراع کردیم

ازدواج کردن هم دیگه از مد افتاد

.سم، آنتونی، بیاین بریم مطمئنی نمی‌خوای واسه شام بیای؟

نه تو و دخترخاله‌ت برین دیداری تازه کنین - باشه -

«مندی» - «جسی» -

وای خدای من

عزیزم. این دو تا رو نگاه

سلام - بیاین بغلم. یه بوس بهم بدین -

خب. پدرتون کجاست؟

10کیلو «ماکارونی و پنیر» واسش آوردم

بابا باهامون نیومد

سرش خیلی شلوغ بود

مطمئنم اگه خاله «جو» بذارتش توی یخچال خراب نمی‌شه

سعی می‌کنم قبل از حکومت نظامی برشون گردونم - قبلاً هم از این قول‌ها دادی -

خیلی‌خب بچه‌ها. بیاین بریم

راحت باش. بهت که گفتم رابی» خونه نیست»

باشه

این‌ها چی هستن؟

نگران اون‌ها نباش

همین الان گفتی اون خونه نیست

.آره، دوباره دروغ گفتم تقصیر من نیست تو دو بار گول خوردی

حق با شماست. کشوندن شما به مرکز خرید ایده‌ی چندان خوبی نبود

پس یه‌کم توی اینترنت جستجو کردم

و چندتا راهبرد واسه ساخت اعتماد و کارگروهی

از طریق تمرین‌های مشارکتی پیدا کردم

راهبرد اتاق فرار از بقیه‌شون کمتر ضایع بود قضیه‌ش این‌جوریه

.خودم می‌دونم اتاق فرار چیه ولی این کار رو نمی‌کنم

روی من هم حساب نکن

.من دستگیره‌ها رو برعکس کردم از داخل باز نمی‌شه

و این تنها کلیده

.پنجره‌ها رو هم با چسب بستم بدون همکاری با هم نمی‌تونین برین بیرون

خب، داشتم می‌گفتم

قضیه‌ش این‌جوریه که

اول باید با یه مضمون شروع کنین

مضمون اتاق ما «جنگ لینکلن کانتی» هست

این جنگ سال 1878 توی ایالت نیومکزیکو رخ داد

ناظرین لینکلن کانتی

«خوزه چاوز وای چاوز» «و «جوسایا داک اسکرلاک

دستگیر شدن تا اعدام بشن

طبیعتاً تو چاوز هستی - داری از رو داستان «فیلم اسلحه‌های جوان 2» اسکی میری؟ -

لعنتی. تو هم دیدیش؟ - آره، با تو -

بابا، مساله یه چیز دیگه‌ست

حتی اگه تا آخر عمر هم زندانی‌مون کنی با هم دوست نمی‌شیم

چرا داری این‌قدر تلاش می‌کنی؟

چون من و مادرت

یه جورایی قراره چند وقت دیگه با هم یه خانواده بشیم

یه خانواده؟ من و اون؟ شوخیت گرفته؟

منظورم خانواده سنتی نبود - اصلاٌ هر جور خانواده‌ای -

شما دوتا هر جور می‌خواین با هم کنار بیاین

ولی اگه خیلی اصرار کنی فقط باعث می‌شه از دست من کتک بخوره

هروقت آماده بودی بگو نفله‌ت کنم - تو فقط زمان و مکان بده -

من «بیلی کوچیکه» هستم و یه معما براتون دارم

من گند زدم

نه، «رزا». من گند زدم

دوباره

در رو نبند

بخشکی شانس

معذرت می‌خوام، آماندا. لطفاً بهم زنگ بزن ] [ می‌خوام بشینیم درباره‌ش حرف بزنیم

قلب مهم‌ترین «خصلت» آدماست

آماندا سان قلبت رو می‌شناسه

بابت حرف‌هات خیلی ممنونم

ولی الان حوصله‌ی حرف‌های شعاری رو ندارم

فقط می‌خوام این قضیه تموم بشه

این ماشین قدیمی «جانی»ـه

کریس این یارو رو فرستاد توی کما

و حالا سوار یه ماشین می‌شه که کبرا کای از سر و روش می باره؟

گندش بزنن

جانم؟ کمکی ازم برمیاد؟

ریموند پورتر»؟» من دنیل لاروسو هستم

.شما رو می‌شناسم، آقای لاروسو ... ولی این رفیق گردن کلفت‌تون رو

.دیدیم یه ماشین منحصر به فرد سوار می‌شی اون رو از کجا خریدی؟

توی حراجی اموال توقیفی پیداش کردم

مطمئنم درک می‌کنی که این حرف

بعد از کاری که کریس باهات کرد یه کم عجیب به نظر میاد

نه، از وقتی سنسی سیلور مدیر شده باشگاه کبرا کای خیلی تغییر کرده

الان سرلوحه‌ی باشگاهشون وفاداری و نظم

و وفاداریه

تو یه صندوق سرمایه‌ی امانی داری، ریموند؟ قضیه از همین قراره؟

... آخه - چی؟ نه -

واسه تمام این‌ها عرق ریختم و با پول خودم خریدمشون

فقط از این همه ریخت و پاشت تعجب می‌کنم

.خونه‌ی جدید ماشین جدید

یه دم و دستگاه بازی در حد نینجا داری

کاشکی. دم و دستگاه نینجا یه چیز دیگه‌ست

و مسائل مالیم هم فقط به خودم و شرکت خدمات مالیاتی «توربوتکس» مربوط می‌شه

می‌دونی نظرم چیه، ریموند؟ نظرم اینه که تو درباره‌ی کریس دروغ گفتی

و سیلور بهت پول داد این حرف‌ها رو بزنی تا باشگاه کبرا کای فقط مال خودش باشه

... این ... نمی‌دونم چه‌جوری ... واقعاً قوه‌ی تخیل

چرا باید یه نفر این رو داخل صندوق پستی من بذاره؟

... ببین، من

من نمیدونم چرا یه نفر این رو داخل صندوق پستی تو گذاشته، خب؟

من فقط می‌دونم که سنسی سیلور مرد شریفی هست

اون بابت اون اتفاقات خیلی ناراحت بود

.سنسی سیلور خانواده‌ی من رو نابود کرد اون همچین آدمیه

اگه حقیقیت داشته باشه لابد یه کاری کردی که لایق همچین چیزی بودی

یه جواب رک و پوست کنده از دهنت می‌کشم بیرون

More Farsi Persian subtitles for Cobra Kai

Commenti

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left