Informasi rilis

Eu Sei Que Vou Te Amar 1986 720p WEB-DL 30NAMA
Komentar oleh OldMan505

Tag

webdl
Diterbitkan pada: 2026-05-27
Unduhan: 9
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‫عشق پاک دیگری از روی دیوار پرید (ش‬

‫چیزی که باعث رنجم میشه...‬

‫اینه که حس می‌کنم چیزی که هر زنی رو غرق در خوشبختی می‌کنه...‬

‫داشتن عشق فوق‌العاده توئه.‬

‫عشق سخاوتمندانه، خوب... و پرشور تو.‬

‫و اون چیزهای قشنگی که بهم میگی.‬

‫همه این‌ها بهم اضطراب میده و من رو به ناامیدی می‌کشونه.‬

‫هرچی بیشتر به این فکر می‌کنم که خودم رو کاملاً تسلیم تو کنم،‬

‫بیشتر وحشت دارم از این‌که چه بلایی سر من میاد...‬

‫اگه این عشق سوزان تو خاموش بشه.‬

‫می‌دونم که دوستت خواهم داشت‬

‫از دری که نیمه‌باز گذاشتم وارد خواهی شد.‬

‫یک ساعته که به چیز دیگه‌ای فکر نمی‌کنم.‬

‫تو که زیر نور باغچه داری میای.‬

‫قبل از اینکه برسی...‬

‫همین الان اینجایی و صدای تپش قلبت رو توی خیابون‌ها می‌شنوم.‬

‫می‌تپه...‬

‫می‌تپه چون داری میای به دیدن من.‬

‫می‌دونم حضور من عصبی‌ت می‌کنه.‬

‫می‌دونم خودت رو بیشتر آراسته کردی تا من رو ببینی.‬

‫می‌دونم که می‌دونی. همه اون چیزی که بودی رو می‌دونم.‬

‫و از تنها گنجینه‌ات... دیگه چیزی نمی‌دونم.‬

‫بهم زنگ زدی.‬

‫دو سال با هم بودن و دو ماه ندیدن همدیگه.‬

‫وقتی صدات رو می‌شنوم دنیا آروم میشه.‬

‫صدات از پشت تلفن آروم میاد.‬

‫و من کاملاً پناه می‌گیرم...‬

‫با لحن مهربانی دروغینی که صدات به خودش می‌گیره.‬

‫با وحشت به سمتت می‌دوم و می‌دونم که ازم پذیرایی می‌کنی‬

‫محکم و صمیمی.‬

‫و اینکه کم‌کم ثابت خواهی کرد که تو لنگرگاه امنی هستی...‬

‫و من قایق دیوانه‌ام.‬

‫می‌دونم...‬

‫اما این تحقیر رو تحمل می‌کنم تا بتونم چشمات رو ببینم و فکر کنم...‬

‫مرد من. مرد من.‬

‫مرد گمشده‌ی من و همیشه... برای همیشه مرد من.‬

‫اما من ضعیفت خواهم کرد.‬

‫و در پایان شب، تسلیم خواهی شد و به یک آدم هیچ‌کاره تبدیل میشی.‬

‫رژ لبم رو تمدید می‌کنم...‬

‫کفش‌های پاشنه‌بلندم رو می‌پوشم و در حالی که دارم فکر می‌کنم می‌رم...‬

‫بخواب، مرد من.‬

‫بخواب، پسر کوچولوی من. این پسر کوچولوی منه.‬

‫و تنها به دنیایی برمی‌گردم که همه چیز در اون می‌چرخه...‬

‫مثل یک کارناوال از دلقک‌ها...‬

‫و ناراحت و بی‌کار یه جا می‌مونم.‬

‫خواهی رسید و وارد خواهی شد.‬

‫و واقع‌گرایی در هم خواهد شکست.‬

‫وقتی وارد میشی، همه چیز تغییر می‌کنه.‬

‫من عاشق این مرد نیستم...‬

‫یا هستم؟‬

‫یا نه؟‬

‫یا آره؟‬

‫آیا من عاشق هستم؟‬

‫خانه متفاوت خواهد شد.‬

‫صندلی‌ها حرکت خواهند کرد.‬

‫میزها خواهند چرخید، چرخید و چرخید...‬

‫و کنترل تنهایی‌ام را از دست خواهم داد.‬

‫فقط در تنهایی در امانم.‬

‫اما تو میای... و من می‌رقصم.‬

‫هزار ترفند بلدی تا من رو به درون پرتگاه بندازی.‬

‫تو یک علامت سوالی.‬

‫پنجره‌ای باز به سوی هوا.‬

‫هوا‬

‫سلام!‬

‫خوبی؟‬

‫بهم بگو.‬

‫چی بگم؟‬

‫نمی‌دونم... کلماتی بگو.‬

‫تغییر کردی. تو هم همینطور...‬

‫بچرخ این‌طرف.‬

‫چقدر جالب... یادم رفته بود که موهات اینجوریه...‬

‫عجیبه، نه؟‬

‫سه ماه ندیدن همدیگه فاصله ایجاد می‌کنه.‬

‫همینطوره.‬

‫آروم‌تری؟‬

‫البته!‬

‫تنش کمتر شده.‬

‫جدایی خیلی دردناک بود.‬

‫منم همینطور، من...‬

‫من بیشتر... آروم‌ترم، بیشتر.‬

‫مسئولیت کمتر، کمتر... محدودیت زمانی کمتر.‬

‫آزادترم، هستم... آروم‌تر.‬

‫آره... من خیلی برات زحمت درست می‌کردم.‬

‫نه، موضوع این نیست، نه.‬

‫تو کامل بودی.‬

‫تو بی‌نقصی.‬

‫ربطی به خودِ آدم نداره. می‌فهمی؟ خیلی بیشتر به...‬

‫ساختار رابطه مربوط میشه، می‌فهمی؟ موقعیت، ساختار...‬

‫خود ساختار رابطه متشنج بود، ...‬

‫- خودِ ساختار متشنج بود. - البته. ما الان عالی هستیم!‬

‫- همینطوره! ما عالی هستیم! عالی!‬

‫من دیگه ازش جدا شدم. من کجام؟‬

‫هنوز جدا نشدم؟ من کجام؟‬

‫اینو نگاه کن‬

‫هر دو بی‌گناه.‬

‫اون رو خاموش کن.‬

‫نمی‌دونم.‬

‫فکر می‌کنم ما... برای هر دومون خوب بود که خواستیم جدا بشیم.‬

‫ما در حال ویرانی از هم جدا نشدیم.‬

‫ما جدا شدیم چون حیاتی بود.‬

‫دقیقاً‬

‫البته، یکی از چیزهایی که به من آرامش میده اینه که من...‬

‫می‌دونم جدا شدن از من برات خوبه. فکر کنم من...‬

‫که با نوعی مهربانی شکنجه‌ات می‌کردم،‬

‫مهربانی بیمارگونه نسبت به تو.‬

‫بذار سعی کنم بهتر برات توضیح بدم. فکر کنم...‬

‫فکر کنم...‬

‫وجدانم راحته که هرگز بدت رو نخواستم.‬

‫تو رو به عنوان... موضوع عشق خودم می‌دونستم،‬

‫و با بی‌قراری فکر می‌کردم: لعنتی، این...‬

‫این زن داره با مهربانی من شکنجه میشه.‬

‫دارم مانعش میشم که...‬

‫که اون روی سخت زندگی رو بشناسه...‬

‫نمی‌تونم به نقش بازی کردن مثل یک مادر براش ادامه بدم.‬

‫علاوه بر این، یه چیزی هست که می‌خوام به خاطرش من رو ببخشی.‬

‫و اون اینه... می‌خوام ازت عذرخواهی کنم بابت یه چیز، می‌خوام...‬

‫می‌خوام من رو ببخشی بابت اینکه... خ... خوب بودم.‬

‫اون می‌خواد من رو دیوانه کنه.‬

‫او من رو به شهربازی دیوانگی خودش می‌بره...‬

‫به ترن هوایی روان‌پریشی خودش...‬

‫من رو به تار عنکبوت و سیرک می‌بره...‬

‫من رو می‌خوندونه و شگفت‌زده‌ام می‌کنه.‬

‫بهم میگه که مدافع دنیای هماهنگیه. و اینکه من مثل آفتم...‬

‫ویرانی. پست‌فطرت!‬

‫میگی خوب بودی؟ و به خاطر خوب بودن طلب بخشش می‌کنی؟‬

‫ببین چه دیوانگی‌ایه!‬

‫وقتی با من خوب بودی، در واقع داشتی بد می‌کردی.‬

‫بعد وقتی بد شدی، از روی مهربانی محض بود.‬

‫یعنی الان...‬

‫با طلب بخشش برای خوب بودن، پس مهربانی همان بدکاری است‬

‫بی‌نقص به نظر می‌رسی، اینطور نیست؟‬

‫تو کمال می‌خوای!‬

‫پس تو رو نمی‌بخشم.‬

‫فکر کنم همیشه یه آدم پست بودی. همیشه.‬

‫پست‌فطرت وقتی خوب بودی. و وقتی بد بودی.‬

‫همیشه بد بودی.‬

‫یک بار تو زندگیت راستش رو بگو، بگو!‬

‫وقتی با من ازدواج کرده بودی با زن‌های دیگه می‌خوابیدی؟ بگو!‬

‫من دیگه زنت نیستم. الان می‌تونی بهم بگی، بگو!‬

‫توی تمام این سال‌ها با کی خوابیدی؟‬

‫خب، من...‬

‫توی سائوپائولو با یه توریست کانادایی خوابیدم...‬

‫که انگلیسی حرف می‌زد اما به فرانسوی ارضا می‌شد.‬

‫بعدش با زنی با یه اسم عجیب به نام مارینِید بودم.‬

‫مارینید من رو سوار کرد و برد به یه متل...‬

‫در حاشیه جاده دوترا.‬

‫اسم متل بود... «پلنگ صورتی».‬

‫بعدش در پایان دو شب، با دو زن بودم، یک ترنس...‬

‫ترنس؟‬

‫آره... تازه توی اتاق متوجه شدم،‬

‫و بعدش...‬

‫کی؟‬

‫دخترعموت جاسیرا مست توی حموم، تو خونه میریام،‬

‫شب کریسمس.‬

‫چه قشنگ!‬

‫- و بعدش؟ - بعدش، نه...‬

‫بعدش فقط حدود ۲۷ زن دیگه کم و بیش.‬

‫- چند تا؟ - بیست و هفت تا!‬

‫عالیه!‬

‫و من داشتم از عذاب وجدان شکنجه می‌شدم.‬

‫- هیچ‌کدامشان را نمی‌شناختی. - آه! ممنون!‬

‫خب، لازم نیست اونجوری قیافه بگیری، اونطوری نشو.‬

‫ممنون!‬

‫لعنتی، دارم باهات صادق می‌شم، دارم حقیقت رو بهت می‌گم.‬

‫خیلی ممنون!‬

‫من رفتم.‬

‫نمی‌دونم برای چی اومدم اینجا.‬

‫هر بار همدیگه رو می‌بینیم، به هم صدمه می‌زنیم.‬

‫بهت نزدیک میشم، حالم بد میشه.‬

‫ماه‌ها رو با حس گناه سپری کردم.‬

‫و تو... ۲۷ تا زن.‬

‫من یه احمقم!‬

‫و تو ملامتم می‌کردی، با این فکر که با ازدواج با من خودت رو نابود کردی.‬

‫هیچ‌وقت متهمت نکردم.‬

‫من آزادم. مست... آزاد.‬

‫خورشید اون بیرون طلوع کرده... من آزادم.‬

‫می‌خوام بهش بگم که دارم می‌رم.‬

‫که عشق تموم شده.‬

‫ببین... عشق تموم شده.‬

‫و تو... ۲۷ زن.‬

‫اون ۲۷ زن کی هستن؟‬

‫حتی ۲۷ زن توی ریودوژانیرو وجود نداره.‬

‫من هیچ‌وقت از دوست داشتنت دست برنداشتم.‬

‫ببین، اون زن‌ها، اون فقط یه تمرین آزادی بود که انجام دادم.‬

‫چون وقتی عاشق یه مرد دیگه شدی، بین ما انگار فرود اومد...‬

‫یک صاعقه، یک صاعقه الکتریکی، یک گیتار برقی!‬

‫من در نوعی نفرت نسبت به تو زندانی شدم،‬

‫که داشت من رو به سمت مرگ می‌برد.‬

‫تنها کاری که می‌تونستم بکنم این بود که خودم رو از دستت نجات بدم.‬

‫- از دست من؟ - آره... نجات خودم از دست تو.‬

‫شبی که به خونه رسیدم، تو روی تخت دراز کشیده بودی، برهنه،‬

‫بعد از اینکه تمام بارها رو دنبالت گشتم.‬

‫من مثل یک زن بودم و تو مثل یک... مرد بد.‬

‫روی تخت دراز کشیده بودی، پاهات رو باز کردی و گفتی:‬

‫«عاشق کس دیگه‌ای هستم.»‬

‫تبدیل به یک زن غول‌پیکر شده بودی، مثل یک تابلوی تبلیغاتی.‬

‫یادم میاد از...‬

‫از بین پاهات بیرون می‌زد... یک راز بیرون می‌زد...‬

‫من مدام اسپرمِ یکی دیگه رو تصور می‌کردم که بیرون میاد و یک رودخونه می‌سازه.‬

‫یک دریاچه، که داشتم توش غرق می‌شدم.‬

Love Me Forever or Never subtitles in other languages

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left