200 baris pertama.
.پیج، کجا بودی؟ دیر کردی. میدونم. متاسفم، سرم شلوغ بود
کجا؟ پیش ریچارد؟
.نه، سر کار بودم. فکرای ناجور نکن، دختره
هی، تو خودت نیستی که تلپورت میکنی خونه تا لباس زیر پیدا کنی؟
دو بار. من دو بار این کارو کردم
آره، تقریباً تنها باریه که دیگه میبینیمت
چرا اومدم؟ که بهم گیر بدین؟ چون دوست داریم
یه جورایی دلمون برات تنگ شده
.من که زیاد خونه ریچارد نیستم
.باشه، شاید باشم. ولی اگه کمک بخواین، یه چشم به هم زدن خودم رو میرسونم
.مسئله اینه که فقط باید حواسمون باشه
.اگه زیاد از هم فاصله بگیریم، شیاطین سواستفاده میکنن
.این درس رو چند بار با سختی یاد گرفتیم
.میدونم، میدونم، فهمیدم
.اصلاً دلم نمیخواد به این فکر کنم که ۵۰ سال دیگه هم با هم زندگی کنیم
.بیست، سی سال، فوقش
.میتونیم بریم هنگکنگ تا هر وقت دلم خواست جیسون رو ببینم
تو چینی چطور میگن «تو خواب ببینی»؟
.چه جالب. برلیتز
خب، تو چی، خانم کوچولو؟
بگو! چی رو بگم؟
بیا دیگه، تو و گرگ؟
این اواخر آتشی هم خاموش کردی؟
یعنی این منظورت اشاره به آتشنشانه؟
...آره، خوشت اومد؟ صبر کن ببینم
تو با یه آتشنشان قرار میذاری؟
.این خودش ثابت میکنه که تو زیاد دور و بر ما نبودی
.بذار ببینم، حدود سه هفتهست که با هم قرار میذارن
،و یه نفر، نمیگم کیه، البته اون آتشنشانه نیست
.داره از اینکه رابطه رو جدیتر کنه طفره میره
.من طفره نمیرم. فقط یکم دودلم، همین
.عزیزم، وقتشه که دوباره سوار زین بشی
.اینم یه اصطلاح کابوی
.پایپر، فقط باید رها کنی و بذاری پیش بره
.گفتن آسونه. تو که سه سال با یه فرشته نخوابیدی
آره، ولی تو هم وقتی با لئو شروع کردی عصبی بودی... میدونی؟
.من یادمه که تو همهجای حساس فریز میکردیش
.هی، شاید بهتره تو هم همین کارو بکنی
.نه. من گرگ رو فریز نمیکنم
.اونقدر عصبیام که احتمالاً منفجرش میکنم
!خب...؟ اه اه اه
شما دارین راجع به چی حرف میزنین؟
.چیزمیزا
.هی، کجا میری؟ باید برم سراغ اهریمن بعدی
stration
چرا یه کم ریلکس نمیکنی و با ما یه نوشیدنی نمیخوری؟
.ممنون، ولی من اینجا نیومدم استراحت کنم
!چه وایتلایتر بدعنقی
.همینو بگو
هی پایپر، چرا نمیری با اون ماشین عذاب وجدانِ اونجا حرف بزنی؟
بیانکا
نمیفهمم. اینجا چیکار میکنی؟
بعداً وقت برای توضیح هست
ولی فعلاً
!میدونی، همش کار و... هی
حالت خوبه؟
آره، فکر کنم همینطوره
چی شد؟ اون کی بود؟
نمیدونم
اون همون نشونهست؟ نه، بیشتر شبیه پرنده بود
یه پرنده؟ پس شاید انجمن پرندهشناسی اون دیو رو فرستاده دنبالمون؟
فقط بگرد
.بچهها، بهتون میگم، حالم خوبه. نگرانش نباشید
.مطمئنی اون یه تاریکنور نبود؟ مطمئنم
دیگه چی دنبال یه نورانی میبود؟
.نمیدونم. همین نگرانم میکنه
پایپر از بین بردش، مگه چی شده؟
.اهمیتش اینه که یکی سعی کرد تو رو بکشه، کریس
.نگام کن. یه خط هم روم نیست، هیچی
اصلاً چطور انقدر بهت نزدیک شد؟
اگه تو حتی نمیدونستی کی بود؟
باید درستش کنیم واقعاً، میدونی. خب، کی دنبالته؟
به فکرت نرسیده که شاید اون دنبال من نبوده؟
.شاید میخواست به اونا برسه
.یه جورایی منطقیه. بالاخره یکی گوش میده
.حالا با اجازتون، من یه کارهایی دارم که باید انجام بدم
.اون راست نمیگه. لئو، شاید چیزی برای گفتن نیست
تونستی چیزی حس کنی؟ از کریس؟
.نه، من هیچوقت نمیتونم از اون چیزی حس کنم
...چی داری فکر میکنی؟ من دارم فکر میکنم
.اگه بفهمیم اون کی بود، شاید بفهمیم کریس کیه
.خب، اینجا که پیداش نمیکنیم
.حداقل تا وقتی که اطلاعات بیشتری نداشته باشیم
.پس اگه به من نیاز داشتین، میدونین کجا پیدام کنین
.آره، منم باید برم
وایسا، میخوای همینجوری بذاری برن؟
.چی میخوای بگم؟ اونا هم زندگی خودشون رو دارن
تازه، دیگه چیکار میتونیم بکنیم؟
.بفهمیم اون اهریمن کیه و مطمئن بشیم کس دیگهای دنبالش نیست
من جواب میدم، تو فقط کتاب رو چک کن، باشه؟
.نه، لئو، جدی میگم، ترجیح میدم تو بری
میتونم کمکتون کنم؟
آره، پایپر خونهست؟
کی هستین؟
.من گرگ هستم. اون منتظرمه. لئو، خودم جواب میدم
.ببخشید. یکم دیر کردم
.لئو؟ یعنی همون...؟ آره
.بله، خودشه. لئو، گرگ. گرگ، لئو
.خوشحالم که بالاخره دیدمت
ممنون. "بالاخره."
.پس از پس مراقبت از همه چی برمیای؟ وایِت و کریس رو میگم
.آره، حتماً
.واقعاً، همه چی خوب پیش میره. اگه مشکلی پیش اومد، بهت زنگ میزنم
.باشه، ممنون. شب بخیر
باهام ازدواج میکنی؟
الان داری ازم میپرسی؟
اینجا؟
.اینجا هنوزم جای خودمونه، بیانکا
.مهم نیست اون با اینجا چیکار کرده
.باهام ازدواج کن
.فقط با یک شرط
.تو به سلامت پیشم برگردی
تا حالا ناامیدت کردم؟
اون چیه؟
!کریس
حالت خوبه؟
.آره. آره، فکر نکنم وقت کرده باشه منتقلش کنه
.باورم نمیشه الان داره برامون کاوشگر میفرسته
.اون حرومزاده رو میکشم
.نه. نه، این کارو نمیکنی
.تو باید به برنامه پایبند باشی. اما اون میدونه
.نه، اگه میدونست، کاوشگر رو نمیفرستاد
.باید برگردی، کریس
.این تنها راه متوقف کردنشه
.این تنها راه تغییر دادن همه ایناست
.صبح بخیر
وای. وای؟
.یکی از قدرتمندترین جادوگرای دنیا و تنها چیزی که میتونی بگی "وای"ـه
.نمیدونم، شاید فقط یه کم الهام بیشتر لازم دارم
...خب؟ من
.من هنوزم فکر میکنم "وای" تقریباً همه چیو پوشش میده
.بهتره حواست باشه چون یه دختر ممکنه به این عادت کنه
.همین نقشه است
به خواهرات گفتی که داری اسبابکشی میکنی؟
...نه. ببین، فقط
...واقعاً وقت مناسبی نبوده. اوضاع یه کم ناجور بوده و
.هیچ وقت وقت مناسبی نیست
.تو نمیفهمی. پایپر احتمالاً کلی قاطی میکنه
.بعدم کلی وظایف خانوادگی داریم
.و چه بخوای چه نخوای، ما با هم قویتریم
.باید یه کاری برای خودت بکنی
میتونم جواب بدم؟
.خونهست
الو؟
.آره
!وقتی گفتم بهت نیاز دارم، منظورم تو با لباس تنت بود
اوه، خواهش میکنم، لئو. چه خبره اینقدر عجله؟
چی میگی اگه بگم اونی که به کریس حمله کرده، "ققنوس" نامیده میشده؟
.خب، من میگفتم "ققنوس چیه؟" بعدشم تو احتمالاً بهم میگفتی
.خب، اونا یه خانواده از جادوگرای آدمکش هستن
.که خیلی نخبه، خیلی قدرتمندن و با یه خال مادرزادی خاص متولد شدن
.که نماد برخاستن از خاکستر سِیلم هست
کتاب میگه چی میخوان؟
.فقط هر پاداشی که دنبالشن
.که تو این مورد کریسه، یعنی هنوزم دنبالشن
.تا وقتی که موفق نشن، دست برنمیدارن
به فیبی و پایپر زنگ زدی؟
.نه. فیبی سر کاره
.و پایپر یه کم دیر اومده بود خونه واسه همین نخواستم مزاحمش بشم
تنها اومد خونه؟
!نمیدونم. هی
.راجع به من حرف میزدین؟ صبح بخیر. سلام. نه
.گوش کنید، وایِت رو غذا دادم
.و من میرم یه قهوه بخورم و پِیج بهتون میگه چی شده
چی شده؟
...اوه، لئو تازه فهمید که یه محفل از جادوگرای آدمکش
.به اسم "ققنوس" دنبال کریس هستن
پس راجع به این حرف میزدین؟
...آره، اولش و بعد من یه جوری ازش پرسیدم
.که نکنه با کسی اومدی خونه
آهان. اومدی؟
اوه، بیخیال! اگه یه دختر نتونه اینو بپرسه، پس چی میتونه بپرسه؟
.راستش، نه
.متاسفم. شاید اون مرد مناسبی نیست
.نه، گرگ نیست. خودمم
.فقط وقتی الان مامان شدم، یه جورایی عجیبه
.حس میکنم یه جوری دارم به وایِت خیانت میکنم
.به نظرم داری فقط به خودت خیانت میکنی
.آره، میدونم، فقط عجیبه
پس یه محفل از جادوگرای آدمکش؟
.آره. شاید باید به فیبی زنگ بزنیم
.نه، فکر میکنم خودمون میتونیم این کارو انجام بدیم. فکر نمیکنم لازم باشه مزاحمش بشی
اگه بعد از اینکه پیداشون کردیم به قدرت سهتایی نیاز داشتیم چی؟
.برای از بین بردن اون آخری که به قدرت سهتایی نیاز نداشتی
...نه، ولی
.پس باید این قضیه قدرت دوتایی رو امتحان کنیم
یاد بگیریم چطور انعطافپذیر باشیم، درسته؟
.پس تو اینجا بمون، من میرم کریستال رمل رو بیارم
.فیبی، من بهت مرخصی دادم، بگیرش
.برو جِیسون رو تو هنگ کنگ ببین
.فقط یه فرودگاه دیگه، یه شهر دیگه است
.همیشه میتونی ستونتو بفرستی
!ایمیل، فکس
.قرن ۲۱ـه و من میخوام بهت خوشآمد بگم
،وقتی میگم "وقت بگیر"
.منظورم یه تعطیلات نیست
.برو یه مدت اونجا زندگی کن، امتحانش کن
!الیز، برو
.میخوام به حرفام گوش کنی
.وقتشه که برای یک بارم که شده یه کم نصیحتت کنم
No comments yet. Be the first to leave one.