200 baris pertama.
کایر برانسون ؛ ما اونو مرده پیدا کردیم یه طوفان در حال شکل گیریه
و من نگران کسی هستم که در مرکز این قضایاست
استفی ؛چی میخوای عزیزم؟ بهشون بگو چی میخوای
ما توی خانه زندگی میکنیم ؛ ما پسرعمو و دخترعمو داریم اونا میتونند بیان ؛ بمونند و به ما کمک کنند
میخوایم خانواده رو حفظ کنیم
اینا اصلا چی رو نشون میده؟
اینکه یه رئیس مخفی تو سال ۸۴ وجود داشته
آدمِ تاچر روی این زمینا بوده
میتونم بهت اعتماد کنم؟ نگران نباش، ما فقط چند نفر رو میشناسیم همین
که ما رو در جریان اتفاقات قرار میدند
آره ما قبلا هم در خطر بودیم این فرق داره روری
منو ببین ؛ این فرق داره
مردم فکر می کنند واقعا اینجاست؟ گنج اسکات روری؟
۱۵هزارتا برای کار جدیدم سعی دارم بفهمم
چی برای فهمیدن هست؟
منظورم اینه که اون یه روانیه که شوهرم رو کشته
شوخی که نمی کنی مگه نه؟
نه من الان نمیرم و اینجا رو ترک نمی کنم
...من فقط
فقط مدتی پیش خواهرم می مونم فقط همین
اون رفته سمت قله ها
پس فکر کردم برم و ببینم اون بالاها چه حسی داره
...میدونی ؛ تا وقتی که این فکرهام رو آروم کنم
باشه آره من اونجا نبودم وقتی اونا دیدنش
اونا کی هستند؟ اونا خوبند؟
...نمیدونم ؛ فقط
آره، مثل یه خانواده یه خانواده معمولی با دوتا بچه
آره ما دخترمون و نوههامون رو اینجا بزرگ می کنیم
...و آره اونا همیشه میومدند و
روبراه میشی؟
آره، البته، آره باشه. میبینمت
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforpersian
آدرس جدید تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس @subforpersian
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforpersian
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
پس ادامه بده
تو اظهارات رو شنیدی منتظر چی هستی؟
می ترسم این اظهارات به تنهایی کافی نباشه
با توجه به سازمان قضایی و سابقه نه چندان پاک خودت
خب اون پاکه هیچی نداره آره اما هیچکدوم از شما پاک نیستید
واقعا موقع قتل ها اونجا بوده
پیام صوتی صدای برانسون رو داریم که میگه
چی میگه؟ فقط تهدید می کنه مگه نه؟ فقط همینه
اونا به ما گفتند که این کارو انجام میدند پس رفتند که انجامش بدند
بعد برگشتند و به ما گفتند که انجامش دادند خدای من
و وقتی اونا رو اینجا بیاریم چی میگند؟
اونا قراره انگشتشون رو به سمت تو نشونه بگیرند، مگه نه، اونا میگند که تو
می خواستی براشون پاپوش درست کنی برای همین بوده؟
چه دلیلی داشت که اون حرومی های کوفتی که اصلا اونا رو نمی شناختیم بخوایم بکشیم؟
رونان وقتی نیکی برانسون کشته شد اونجا بود
میدونستم ؛ گفتم مگه نه میدونستم قابل اعتماد نیست
هیچ چیز هیچوقت کافی نیست بهت نمیشه اعتماد کرد
باشه ؛ باشه خیلی خب پس بیخیال چی داری میگی؟
ببین من از تلاشی که همه شما اینجا دارید انجام میدید قدردانی می کنم
آره ؛ آره اما اگه قرار باشه این وضعیت ادامه پیدا کنه
...ما باید ازتون بخوایم
اعتراف رو ضبط کنید
شنود داشته باشیم؟
یکی از ما؟
ببین ؛ من خطر رو درک می کنم ...جدی میگم ؛ فقط
پس اساسا اگه بخوام خیلی با دقت بهش بپردازم
همه شما اونجا نشستید و کیر شلتون رو دستتون گرفتید
و هیچ غلطی نمی تونید بکنید
و میخواید ما رو طعمه کنید تا این کارو انجام بدیم؟
اگه این نکته ظریفی نیست همونطور که گفتم
مردم بی گناهی مردند آقای اسپارو
میدونستی که اونا در خطر هستند و به ما اطلاع ندادی
تو هم همراه شدی
...خیلی خب حالا این جایی نیست که ما ...نه اینطوری نیست ؛ نه
اون سعی کرد جلوشون رو بگیره ...ما سعی کردیم و بعد
و تنها چیزی که بهش فکر می کنم اینه که کار ما نبود نمیتونم تحملش کنم
اتاق رو به ما بدید ؛ فقط خانواده
گفت فقط خانواده
....روری نه
نه این دیوونگیه ؛ این دیوونگیه دارم اینجا می چرخم
خیلی خب ؛ چی گفتیم؟
تا وقتی برانسون ها از بازی خارج نشند ما در امان نیستیم
خب پس بیا به روش خودمون نابودشون کنیم درسته
چون اون دیگه هیچوقت به ما برنمیگرده، درسته؟
یا آنه و روی و هزارتا برانسونی که باقی مونده
که هیچ ماشین حسابی نمیتونه تعدادشون رو حساب کنه
وقتی بفهمند کار ما بوده ؛ بهش فکر کن
هر چند ما نباید این کارو می کردیم ؛ درسته؟
اون قانون اون هیچ کاری انجام نمیده؟
هیچکس ؛ نمیذارند ما راحت باشیم
...منظورم اینه که لعنتی خدای من
نمیتونم ؛ نمیتونم انجامش بدم کارم تمومه
کجا میری روری؟ این مزخرفه
روری؟ نه نمیتونی چرت و پرت بگی
...خب
اگه این کارو بکنیم چطور انجام میشه؟
وایسا ؛ نباید این کارو بکنم؟
خب ما باهاش وقت گذروندیم آنه
عجیب نیست اونقدر عجیب نیست که دوباره بهش سر بزنم
حالا که میدونیم خواهرزادهشون اونجا مرده
وایسا ؛ نه وایسا
ما میدونیم که اون مرده؟
خب هنوز عمومی نشده
اما میتونیم امروز عصر در مطبوعات اطلاع بدیم
...و اون الان شناسایی شده ؛ پس ...آره اما فقط
میخوایم مراقب باشید چون میدونید ؛ این خبر
میتونه آتیش روی هیزم رو شعلهور کنه
...و تنش هایی با باند رقیب وجود داره و
آره پس فاصله بین انتشارش از طرف ما و شما
تا وقتی پیش آنه میری تا حد امکان کوتاه باشه
نه ؛هیچکدوم از ما نیستند من این کارو تنها انجام میدم
دافنه من میخوام کمک کنم ؛ منظورم اینه برای همین اینجا هستم
هیچکس دیگه قرار نیست باشه حله؟ و شامل همه افرادی میشه که اینجا هستند
پلیس ؛ به هیچکدومشون اعتماد ندارم حتی به تو
خب فقط برای اینکه بهت اطمینان بدم ؛ میدونی
ما تمام خانواده برانسون رو تحت حفاظت ویژه قرار دادیم
اونا نمی تونند یک اینچ هم بدون اینکه ...ما خبردار بشیم تکون بخورند ؛ پس
به خودت بستگی داره عزیزم
استفی ؛ اینا خودشونند؟
هیچ جا خونه خود آدم نمیشه رایان رو ببین
استفی اگه درباره این موضوع اینکه اینجا بمونی مطمئن نیستی
همین حالا میتونی بهم بگی
سلام ؛ این خوبه مگه نه؟ اون روبراهه مگه نه استفی رفیق؟
خب ما میتونیم همین الان بریم وایسا ؛ وایسا کجا بری؟
منظورم اینه که، چی براش داری که از خونه خودش بهتر باشه؟
چیزی نیست
باشه. خب، یادت باشه، شماره موبایل منو تو گوشیت داری
و میدونی که من فقط چندتا کوچه اون طرف تر هستم درسته؟
خوبه که میدونم اون با کلانتر ناتینگهام زندگی می کنه
...باشه
به زودی میبینمت، باشه؟
رایان گفت که باید مراقب من باشی و هر کاری اون گفت باید انجام بدی
آره، نگران نباش رایان هنوز رئیسه
آره. هفتهای دو بار از زندان زنگ میزنه
...پس این نقشه بزرگ توئه درسته؟ که فقط
گنج رو ازم بدزدند ؛ درسته؟
مگه الان گوش ندادی چی گفتم؟
دزدی ؛ نه برو برو پولا رو بیار
فکر میکنی اولین نفر هستی؟
رفیق ؛ راستش قسم میخورم
وقتی برم بیرون اونو برات میارم نگهش میدارم
قول میدم
آره ؛ البته من کلی آدم اون بیرون دارم ؛ درسته؟
گوش کن، فایدهای نداره اونجا توی خاک بشینی درسته؟
جنگل شروود نرخ بهره اعلام نمیکنه
و رفیق، بلندمدت فکر کن وقتی از معامله بیرون اومدی
زمونه عوض میشه ؛ دنیا می چرخه
تو هنوز جوانی رفیق ؛ کوچیکی
امکان نداره اینجا بمیری نه امکان نداره ولی تو می میری
تو اونو کشتی تو کشتی
قتل غیر عمد بود
قتل
مسئولیت پذیری کم شده
چرا اونو میخوای؟
پول
برای خواهرم
برای خواهرت؟
بیا اینجا لعنتی
تکونش بده
برو عقب ولش کن
سم؟
ما باید اونو ببینیم کلانتر
ببین، نمیتونیم هر دومون یه کم استراتژی بچینیم؟
قبل از اینکه این موضوع خیلی جدی بشه؟ نه ؛ بهش زنگ بزن
امروز میریم اونجا بهتره منتظر نمونیم
بابا منو در جریان بذار بیخیال
اون فکر می کنه من یه جاسوس هستم یه مامور سابق دولت
پس من راستشو میگم ماجرا رو در نطفه خفه می کنم ؛ باشه؟
بابا، باید یه مشاوره حقوقی بگیریم
یه احمق عوضی با لباس مبدل ساعتی ۵۰۰ پوند ؟ امکان نداره
باشه، خب، من با وکیلهامون تماس گرفتم و اونا واقعاً از شما خوششون میاد
...تا نفسی بکشی تا بتونند خب من ازت نخواستم این کارو بکنی
این یه مسئله شخصیه. مال منه اون یادداشتها و اسناد دولتی داره
با این ادعا که تو به ناتینگهامشایر سفر کردی
در دهه ۸۰ میلادی، تحت یک اسم رمز، و طبق دستور دولت عمل میکردی
اصلا چرا این مقالات وجود دارند؟ اونا جعلی هستند؟ باهام حرف بزن
بابا؟ همین امروز
بهش زنگ بزن
باشه، به ایان زنگ میزنم داریم به پلیس خبر میدیم
نه بیخیال من همیشه اونا رو دارم
همش درباره سیاسته به خصوص زنان
این فقط یه چیز عادیه این کارو نکن
...باشه فقط دارم میگم این فرق داره ؛ این واقعیه
تهدید به مرگه
...متاسفم سندی ؛ این همه استرس که الان هست
مخصوصا وقتی که واضح باشه مزخرفه
همین الان اینو از ایان سنت کلیر بپرس ببین چی میگه
لیزا، خواهش میکنم باشه، باشه، انجامش میدم
قول میدم ؛ انجامش میدم
پس بعد ما کاملا بی طرف میمونیم؟
خانوادهام، پلیس؟
منظورت چیه که کل سابقه خانوادهات رو پاک میکنند؟
برای یک رفتار مدنی؟
نه، منظورم این نیست
ممنونم
منظورم من و تو بودیم
چیزی که تو میدونی، و دیگه هیچوقت پیش نمیاد
درسته؟ همه ما با هم رو راستیم
پس اونا چیه؟ اونا سوابق ما رو پاک می کنند؟
داری از جمع فاصله میگیری درسته؟ نه من اینجام
برای همین یه چیز
خب، اونجا گفتی که به من اعتماد نداری
ببخشید ؛ بهم برخورد؟ تا حالا به کسی نگفتم
میدونی ؛ چیزی که سر میز آشپزخونه بهت قول دادم نه یه روح
No comments yet. Be the first to leave one.