Man on a Tightrope

Man on a Tightrope

Unduh Subtitle Farsi Persian

Informasi rilis

man on a tightrope 1953 bluray x264
Komentar oleh Pishgum
PISHGUM.TEAM اینستاگرام @Pishgum_Team تلگرام @Pishgum کانال یوتیوب

Tag

BluRay
x264
Diterbitkan pada: 2023-10-19
Unduhan: 56
Tuna Rungu: No

Pratinjau subtitle Farsi Persian

200 baris pertama.

‫چهل و سومین ترجمه گروه پيشگام ‫"ترجمه‌ي فيلم‌ها به انتخاب شما"

‫ماشین‌ها رو از خیابون ببرید بیرون.

‫ببریدشون بیرون!

‫از خیابون ببریدشون بیرون!

‫چی شده؟

‫زود پیاده شو.

‫چی شده؟

‫پیاده شو!

‫ببریدشون! برید، برید، برید!

‫زود! ببرید! زود!

‫چرنیک! چرنیک!

‫تراکتور از خیابون خارج شده. ‫افتاده توی خاک.

‫از مسیر برید بیرون.

‫اسم من کارل چرنیکه. ‫من مدیر این سیرکم.

‫مجوز سفر دارم.

‫واگن‌هاتون رو ببرید بیرون. ‫زود.

‫خوبه.

‫ببریدشون بیرون.

‫حالت چهرت رو عوض کن. لبخند بزن.

‫وگرنه می‌فهمن که به چی فکر می‌کنی.

‫آقای چرنیک.

‫ببین. محور عقبی واگن شکسته.

‫بی‌خیال بچه‌ها. دوباره؟

‫واسدک. واسدک.

‫جو، پدرم باهات کار داره.

‫الان میام قربان.

‫برو من تمومش می‌کنم.

‫نه، تموم شده.

‫ولی بررسیش کن، باشه؟ ‫گره‌هات رو بررسی کن.

‫محور عقب واگنمه.

‫- دوباره؟ ‫- دوباره.

‫همه مردهای سیرک رو با اسم کوچیک صدا می‌کنی؟

‫اگه خوب بشناسمشون آره. چطور؟

‫خوشم نمیاد. تو دخترمی تریسا.

‫من هم توی سیرک کار می‌کنم. ‫زحمت می‌کشم و هر کاری دلم بخواد می‌کنم.

‫تو دخترمی. اون پسر یه غریبست.

‫الان یه سالی می‌شه که توی سیرک کار می‌کنه.

‫هنوز هم غریبست.

‫ازش چیزی می‌دونی؟

‫که اهل کجاست؟ خانوادش کی هستن؟

‫می‌دونم که ازش خوشم میاد، ‫دوست دارم پیشش باشم...

‫و تا وقتی هم بخوام پیشش می‌مونم.

‫قرار نیست خارج از کار رابطه‌ای ‫با واسدک داشته باشی.

‫اون بانداژ چیه به ماریا زدن؟

‫چیزی نیست، وقتی یهویی توقف کردیم ‫ضربه دید. خوب می‌شه.

‫کاش می‌تونستیم بهتر ازت مراقبت کنیم عزیزم.

‫داریم رد می‌شیم.

‫پوسیده. پوسیده.

‫اگه حین اجرا این رخ می‌داد...

‫ممکن بود گردن یه نفر بکشنه.

‫همه چیز پوسیده.

‫درسته. همه‌چیز داره خراب می‌شه.

‫پدر، ببخشید که عصبانی شدم.

‫ولی لزومی نداره نگران جو باشی.

‫مرد خوبیه. نیتش خیره.

‫خوش قلبه و...

‫من نگران اون نیستم.

‫نگران تو ام عزیزم.

‫تقصیر خودت نیست که بچه‌ای و ساده‌لوح.

‫کسی رو نداشتی که بهت درس بده.

‫نه مادری، نه مدرسه‌ای... ‫فقط سیرک.

‫به جز من کسی رو نداشتی.

‫من هم وقتش رو نداشتم.

‫زود. زود.

‫توقف نکردیم که سیگار بکشیم. ‫راه بیافتید!

‫زودباش مکس! پاشو! ‫فردا توی وولاری اجرا داریم.

‫باید ملت رو سرگرم کنیم.

‫زود سیرک رو به حرکت در بیارید. ‫زودباش مکس.

‫راه بیافتین. سیرک رو به حرکت در بیارین.

‫عجله کنین!

‫یارومیر.

‫- پلیس‌ها اومدن. ‫- چی؟

‫- پلیس؟ ‫- شخصی یا مخفیانه؟

‫- مخفیانه. ‫- کجان؟

‫- مطمئنی؟ ‫- آره.

‫بیا.

‫این دفعه واقعا ترسوندمشون، نه؟

‫پلیس‌ها اومدن.

‫پلیس؟ کجان؟

‫کافیه!

‫وایستا ببینم، چیکار می‌کنی؟

‫پلیس‌ها اومدن.

‫از کی تا حالا گوش دادن به موسیقی جرمه؟

‫اشکالی نداره بپرسم هدفت با اون گچ چیه؟

‫اینجا همه شاکین که من با سیرک کار نمی‌کنم.

‫می‌گن من بار اضافیم.

‫واسه همین دارم روی یه اجرا کار می‌کنم.

‫متوجه‌ام.

‫یه بار یه نفر توی کارلس‌بد بهم گفت ‫که انگشت‌های پام خیلی قشنگن.

‫آره، می‌دونم.

‫خودم بودم که توی کارلس‌بد گفتم.

‫اون زمان چیزهای زیادی برای نگرانی نداشتیم.

‫- آره. ‫- خداحافظ.

‫مراقب باش. داری چیکار می‌کنی؟

‫پارچه پوسیده! من محکم نکشیدم!

‫با آقای چرنیک درست حرف بزن!

‫اون کیه؟ جدیده؟

‫بهترین آدمی بود گیر می‌اومد. احمقه.

‫همه پارچه‌ها پوسیدن.

‫پلاسک کجاست؟ اون قرار بود مراقب باشه.

‫- رفته. ‫- کجا؟

‫گمونم فهمیدن کارش خوبه...

‫فرستادنش توی یه کارخانه در کلاتوی کار کنه.

‫که اینطور.

‫شاید نفر بعد تو رو ببرن.

‫زود باشید دیگه!

‫امیدوارم اینطور نشه آقای چرنیک. ‫کل زندگی من این سیرکه.

‫آره، می‌دونم.

‫بدون تو دوام نمیاریم.

‫چقدر هم طول کشید برسی.

‫بیا اینجا، آبجوی منه! ‫بیا اینجا!

‫- ببخشید مادر چرنیک. ‫- پلیس چی می‌خواست؟

‫نمی‌دونم. با کسی حرف نزدن.

‫اومدن و تماشا کردن.

‫بعدش رفتن. بدون هیچ حرفی.

‫به چیزی مشکوک شدن.

‫اگه یکی دو سوال می‌پرسیدن نگران نمی‌شدم.

‫این سکوت...

‫همه بیرون. زود!

‫دارن میارنش پایین.

‫آماده!

‫بکشید!

‫گل‌ها رو دوست داری، مگه نه خانم چرنیک؟

‫آره، خیلی قشنگن. دوست دارم ‫سرگرم باغبانی باشم.

‫قهوه خوبیه.

‫من درستش نکردم. شوهرم آشپزی می‌کنه.

‫- چه خبر شده؟ ‫- پلیس‌ها.

‫میله‌ها رو ببرید!

‫خودشون که حرکت نمی‌کنن! ببرید!

‫زود باشید دیگه!

‫مدیر این سیرک شمایی؟

‫نه آقا. ایشون پیش چادر اسب‌هاست.

‫بیا عزیزم. برقص. بیرون.

‫یک، دو، برقص. پاش رو بیار بالا تریسا.

‫زود.

‫- کارل چرنیک تویی؟ ‫- آره.

‫- باید باهام بیای. ‫- بازداشت شدم؟

‫باید برای چند سوال ببریمت ‫مرکز اس‌ان‌بی در پلزن.

‫ساعت چنده؟

‫می‌تونم واسه نمایش عصر برگردم؟

‫شاید. اگه جواب‌هات راضیمون کنن.

‫اجازه دارم کت و کراواتم رو بپوشم؟

‫زود بپوش.

‫ببخشید.

‫باز چی شده؟

‫نمی‌دونم. باید برم پلزن.

‫بهت اتهامی زدن؟

‫چیزی نگفتن.

‫اصلا تا حالا به ذهنت خطور کرده ‫که از حقت دفاع کنی؟

‫من حقی ندارم.

‫هیچ‌کس نداره.

‫کی برمی‌گردی؟

‫زیاد طول نمی‌کشه. همون داستان همیشگیه دیگه.

‫می‌دونی، یکی از همین روزها میای داخل...

‫می‌بینی که من وسایلم رو جمع کردم و رفتم.

‫خیال کردی تنهایی از پس ‫خودم برنمیام، مگه نه؟

‫چیه؟ من که چیزی نگفتم.

‫خیلی خوشگل شدی.

‫- خوبه. ‫- بهم دروغ نگو.

‫نه، نه، اگه واسه زمان اجرا برنگشتم...

‫- می‌دونی چیکار کنی دیگه. ‫- می‌دونم کارل.

‫فقط حواست به همه‌چیز باشه. خب؟

‫- حواست به اون هم باشه. ‫- به نظرت واسش مهمه؟

‫به محض این‌که طرف دور بشه ‫می‌ره سمت قفس شیر.

‫چه انتظاری داری؟ اون که از سیرک نیست.

‫بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی دوستت دارم.

‫دائما حقه‌هات رو تمرین می‌کنی دیگه؟

‫حیف که نمی‌تونی یاد بگیری کاری کنی.

‫من هم چند تا حقه‌ای بلدم.

‫نه، زن‌ها مثل فرشته نیستن.

‫انقدر جایگاهشون رو بالا نبر.

‫یادت باشه که فرقی نمی‌کنه چیکار کنم. ‫قلبم همیشه متعلق به تو خواهد بود.

‫بی‌خیال پاشا. اصلا سرزنده نیستی.

‫باید حین اجرا هیجان‌زده باشی.

‫آره. باید سرگرم کنیم. ‫وگرنه ملت خوابشون می‌بره.

‫می‌خوان که بترسونیشون. می‌فهمی؟

‫می‌دونم رفیق بیچاره من.

‫می‌دونم با این وضع تغذیه امکان نداره ‫هیجانی درونت مونده باشه.

‫ترکیب خاک اره؟ اون هم واسه سلطان جنگل؟

‫ولی نمایش نباید متوقف بشه. ‫پس زود باش پاشا.

‫زود باش پاشا. باید نظم داشته باشیم.

‫دندون‌هات رو نشون بده.

‫طرفم چنگ بکش. زود! ‫بی‌خیال پاشا! زود! زود!

‫مگه نمی‌بینی سرم شلوغه؟

‫چرا یه استراحتی به پاشا ندی؟

‫من هنرمند هستم خانم، ‫هیچ‌وقت راضی نمی‌شم.

‫چرنیک رفت پلزن.

‫گفتم که سرم شلوغه.

‫من خیلی وقت دارم.

‫همه دارن نگاه می‌کنن.

‫زود باش پاشا! بهم حمله کن! ‫من رو تکه‌تکه کن! زود پاشا!

‫حمله کن. بهم حمله کن.

‫روزی که بگی مال من هستی...

‫برای...

‫همیشه...

‫عشقی دوست داشتنی...

‫کارل چرنیک.

‫مالک سیرک چرنیک تویی؟

‫نه قربان.

‫اسم تو روشه.

Man on a Tightrope subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Man on a Tightrope

Komentar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left