200 baris pertama.
باشه، میدونم که انگار داره یکم وسواسی میشه
ولی دبیرستان براش سخت بود
واقعاً، واقعاً سخت
میدونی، اون یه جورایی مثل جن بردی بود، خواهر وسطی
مطمئن نبود کجای دنیاست. جن کی؟
خب، هرکی آمادهست یا نه، من اومدم
باشه، هرچی شد فقط حمایت کن
وای. محشر شدی
واقعاً، واقعاً، واقعاً عالی
لئو، دو تا "واقعاً" کافی بود
مسخره شدم
نه. نه
اون پرها و... واقعاً؟
آره، عالیه
میخوام برم به جشن ۱۰ سالگی فارغالتحصیلیام
و جایزه "کسی که بیشترین احتمال رو داره همه رو از در فراری بده" رو ببرم
بیا دیگه، پایپر. مگه این قرار نیست یه چیز باحال باشه؟
برگردی و همه دوستای قدیمیتو ببینی؟
تو که احیاناً توی دبیرستان محبوب نبودی؟
خب، چرا، بودم
یعنی...
مگه این سؤال جواب درست و غلط داره؟
لئو، من اصلاً از دبیرستان خوشم نمیاومد
من توی دبیرستان هیچکس بودم
پایپر، تو هیچکس نبودی
پرو، تو رئیس کلاس بودی
تو اصلاً نمیدونی اون طرف قضیه چه شکلیه
آره، حق با توئه، متاسفم
من فقط... یه فکر احمقانه داشتم که بعد ده سال برمیگردم و بهشون نشون میدم
و تنها چیزی که بهشون نشون میدم اینه که من یه آدم عجیبغریب با موهای گنده شدم
باشه، تو شبیه یه عجیبغریب نیستی، فقط...
شبیه خودت نیستی
خب، اگه میتونستم خودم باشم، این مشکل رو نداشتم
وایسا، یعنی این مثل یه مهمونی بالماسکه است؟
منظورم اینه که من یه جادوگر فوقالعاده قدرتمندم
که نامزد یه وایتلایتره و دنیا رو از شر شیطان نجات میده
هر روزِ لعنتی
و تمام این آدمها قراره همون بازنده بدبخت رو ببینن
که هنوز تو خونه با خواهراش و دوستپسر بیکارش زندگی میکنه
کلی تافت به اون موها زدی؟
نه. خب، پس هنوز همه چی از دست نرفته
تا من کارم تموم شه، تو جذابترین دختر توی مهمونی میشی
واقعاً؟
فکر میکنی کی به فیبی کمک کرد تا موهاشو بلوند کنه؟
هی، صحبت از فیبی شد، شاید بهتر باشه دعوتش کنین بیاد پیشتون
اخیراً یه جورایی کمپیدا شده
لئو، وقتی میفهمی دوستپسرت یه شیطانه...
و بعد مجبوری نابودش کنی، یه کم تنها بودن لازم میشه
علاوه بر این، فکر کنم یه جورایی داره از من دوری میکنه
میدونی، یعنی، من هیچوقت از کول خوشم نمیاومد، و بعد سعی کردم بهش هشدار بدم
فکر کنم کلاً مسئله غرور جریحهداره
چیکار کنیم؟ با هم تیمی کار میکنیم
تو به فیبی با شیاطینش کمک کن و من هم به پایپر با شیاطینش کمک میکنم
تو رو از خون خودم ساختم
برات یه بدن بینقص پیدا کردم و تو رو توش قرار دادم
قرار بود تو شاهکار من باشی؟
من که نقاشی نیستم، کیرکان
اون خون قدرتهای تو رو به من داد
عطشت رو برای زندگی
با این حال منو تو این روح اسیر کردی و انتظار داری سپاسگزار باشم؟
بلتازور از هر دوی ما قدرتمندتر بود
حالا کجاست؟
توسط خواهران افسونگر نابود شد
آیا ترسه که دارم حس میکنم؟
آیا کیرکان، کیمیاگر تاریک و قدرتمند، از سه تا جادوگر کوچولو میترسه؟
شاید باید تو رو بکشم توی بطری مخلوطکن کوچیکت و دوباره از نو شروع کنم
همیشه جای پیشرفت هست
من یه فکر بهتر دارم
نه!
پیدات میکنم، ترا
تو مال منی
برام مهم نیست. این باید خیلی بزرگ و تموم شده باشه
و قبل از عرضه اولیه سهام انجام بشه
باشه، و...
و لطفاً به مسئول موسیقی بگو...
که دیگه نمیخوام از اون مزخرفات تکنوی دهه ۹۰ بشنوم
خب، این یه بازی کامپیوتری برای هزاره جدیده
میخوام صدای لعنتیاش هم همونطوری باشه
فعلاً خداحافظ
خب، من قبلاً هرگز مرد نبودم
راه رفتن باید جالب باشه
چه گندی داره زده میشه؟
میخوام منو ببری پیش خواهران افسونگر
چی؟ جادوگرها، احمق!
به اسم هالیول میشناسنشون
هی... هی!
هی، کمکم کن!
هی!
تلاش خوبی بود
ولی هیچکس نمیتونه صدات رو بشنوه. تو حالا فقط یه روح گرفتاری
فقط من میتونم تو رو ببینم
نمیدونم. شاید باید برگردیم به همون استایل بتسی جانسون
میدونی، همون ظاهر دخترای باحال مهمونی، برعکس ظاهر باکلاس صاحب کلاب
آره، یا میتونیم فقط تو رو تو یه ملافه بپیچیم
و تو رو به شکل یه هاره کریشنا بفرستیم. نظرت چیه؟
چون ما که همه کار دیگه رو امتحان کردیم؟
متاسفم. فکر نمیکنم بتونم انجامش بدم
نمیتونم برم اونجا و با همه اون آدمهای وحشتناک روبرو شم
یعنی، جدی، اصلاً چرا برات مهمه که این آدمها چی فکر میکنن؟
فقط یه لیدر گروه تشویقکننده سابق میتونه این سؤال رو بپرسه
ببینید، میدونم که دبیرستان برای تو خیلی سخت بود
ولی تو دیگه اون دختر خجالتی و دست و پا چلفتی نیستی
ولی نه!
حالا میری، و قراره حسابی بهت خوش بگذره، خانم جوان!
تو رئیس من نیستی. اوه، اتفاقاً هستم!
تازه
هیچی بدتر از قرار دیشب من نمیتونست باشه
منظورت چیه؟ من فکر کردم پسر خوبی بود
اوه، فقط یه کلمه برات دارم: بوی بد دهن!
و فقط نمره دو گرفت!
اوه، پرو، لطفاً نگو که دوباره داری لیست درست میکنی!
معلومه که هستم. لیستها خوبن. چرا وقتت رو هدر بدی
اگه قرار نیست به نتیجه برسه؟
خب، شاید من بتونم توی جشن فارغالتحصیلی برات بگردم
مطمئنم کلی بازیکن سابق فوتبال مناسب وجود داره
برای سرگروه تشویقکنندهها
مردهای جوونتر تو لیست من نیستن
هی، شما عینک منو دیدید؟
نه. متاسفم
لعنتی
فیبس. مطمئنی نمیخوای امشب بیای؟
میتونی پشت بار کار کنی و یه چند تا نوشیدنی حالبههمزن درست کنی
برای چند تا از تشویقکنندههای سابق
با اینکه خیلی باحال به نظر میرسه، من یه عالمه کار درسی دارم
که باید انجام بدم، پس تمام شب کتابخونهام
فیبی، ببین، فقط میخوایم بدونی
که اگه خواستی حرف بزنی، ما اینجاییم
میدونم. من خوبم
واقعاً؟ چون تقریباً پنج دقیقه هم نبودی
بیشتر از یک هفته است که با ما تو یه اتاق نبودی
متاسفم
فقط یه چیزایی، یه جوابهایی هست که من لازم دارم
و خودم باید پیداشون کنم، میفهمی؟
در جستوجوی خودت هستی؟
قطعاً در جستوجو، آره
اما من خوبم. نگران من نباشید
زیبا شدی. مرسی
امشب بهت خوش بگذره
پایپر هالیول؟
هنوز خونه زندگی میکنی؟
جاستین هارپر
تویی؟ هی
هی
خب این کیه؟ دوستپسر سابق؟ اوه، نگران اون نباش، لئو
اون فقط یه دوست از مدرسه است
تازه، اون واقعاً رو من کراش داشت
قبلاً مثل توله سگ دنبالم راه میافتاد
داری میری جشن فارغالتحصیلی؟ اوه، آره
حس نوستالژی بهم دست داد، گفتم یه دوری تو محله قدیمی بزنم
ده سال. باورنکردنیه. آره
ما همین الان داشتیم برای کمیته برنامهریزی میرفتیم به پیتری
ما خیلی بیشتر از ظرفیتمون غذا داریم
ممکنه...؟ حتماً
عالی
بفرما. جاستین، خودت رو ببین. چقدر بزرگ شدی
آره، تو هم همینطور. فیبی، مگه نه؟
پرو
پرو. درسته
ببخشید
خب، به نظر میاد همه کمکهای لازم رو دارید، که خوبه
چون دارن زنگ میزنن. نه، نمیتونی منو تنها بذاری
امشب بهت نیاز دارم. به موقع برای جشن فارغالتحصیلی برمیگردم
قول میدم. قولِ قولِ قول
از دستش نمیدم. من زیباترین همراه رو خواهم داشت
خواهش میکنم. ببین. پیداشون کردی
چرا از وجودم بیرون نمیای؟ باید یکی از اونا رو تنها گیر بیارم
انتقال یکم...
نامرتبه. نمیتونم هر جایی انجامش بدم
ببین، التماست میکنم، من...
دیگه نمیتونم تحملش کنم. نمیتونم نفس بکشم
حس میکنم دارم خفه میشم
این به خاطر اینه که روحت داره میمیره
اگه باهاش نجنگی، راحتتر خواهد بود
کول، اگه صدای منو میشنوی
دیگه نمیتونم دروغ گفتن رو تحمل کنم
باید به خواهرام بگم که تو زندهای
که من بهت اجازه دادم بری
و اینکه تو هرگز به ما آسیب نمیزنی
و اینکه منو دوست داری
فقط نمیدونم چطوری انجامش بدم
من به...
من به...
نه!
بچهها، هنوز کجه. اون چین و چروکای وسط رو نمیبینید؟
فقط صافش کنید. تکونش بده. حالا، فقط یادت باشه
حتی اگه نمیتونی بهشون بگی که سوپر جادوگری، هنوز هم میتونی مثل یه سوپر جادوگر رفتار کنی
اوه، خدای من. میسی کمپبل
ملکه جشن بازگشت. اوه، بیخیال. اون مال عهد بوقه
تو از پسش برمیای
میسی، تویی؟
پایپر. پایپر هالیول
ما شیمی با هم داشتیم و خانم فولر
برای انگلیسی؟
درسته
پایپر
تو همیشه ته کلاس مینشستی و روی شلوارت نقاشی میکشیدی
آره! آره-- همون. آره، اون من بودم
وای، پوستت واقعاً صاف شده. آکوتان؟
نه، نه-- نه. فکر کنم میدونی، ده سال گذشته
کاری هست که بتونم کمک کنم، یا...؟
No comments yet. Be the first to leave one.