200 baris pertama.
ارائهای از تیم ترجمهی دیباموویز
مشخصاً خیلیاش موقتی ـه
عاشقشم
TLC اگه تو شبکه
"بین شوی "زندگی 270 کیلوییم
و "مردم کوچک، دنیای بزرگ" پخش کنیم
اما پخشش نمیکنیم
چون ما از این شوهای بیخود آشغالی نیستیم
...ببخشید، کورتنی، فکر کردم
،میخواستم یه چیز جذابتر
ـ خاکیتر بسازم ـ نه اینجور خاکی
میخوام شبیه کسایی باشن که رغبت کنی تو ارتش باشن
ما که هایدی و اسپنسر لعنتی نیستیم
گروه هفت هستیم، جیمز
و چرا استارلایت توش نبود؟
راستش زیاد در دسترس نبوده
کدوم گوریه؟
این جِرم آسمانی درخشش رو از دست داده؟
دو هفته بعد از حضور شوکهکننده استارلایت
..."در برنامهی "بلیو اکسپو
شبکههای اجتماعی کماکان پر شده از
سخنرانی جنجال برانگیز استارلایت
فروپاشی عصبی بوده
ـ یا پیروزی؟ ،ـ البته
،همهی فکر و ذکرم پیش استارلایته
و همه جوره ازش حمایت میکنم
میخوام اینو بدونم که اون یارو کیه
که ... تو صورتش فرو کرده؟
...باید اون
خیلی خب
،از بین این همه حرف که زدم فقط رو این تمرکز کردن
هی. حواست اینجا باشه
من و تو یه کارت هدیه پنرا واسه بردن داریم
ـ حواسپرتی ممنوع ،ـ این یکی خوب بود
،قبل از ملحق شدن به گروه هفت
...کدوم قهرمان یه تیم جستجو و نجات
ـ وای خدای من ـ بعد از سال 1994
زلزلهی نورثریج؟
مگه کار این نیست
این چیزا رو بلد باشی؟
ـ لمپلایتر بود ـ ممنون
آره، همهی کارتای عکسدار رو جمع میکردم
البته که میکردی
هیوئی؟
ـ هی ـ کدوم گوری بودی؟
،بعد از جریان مغازه گری
...همه فکر کردیم
عه. سلام
آنتونی هستم
خوشتیپترین دوست هیوئی از کلاس چهارم
سلام، اَنی هستم
از آشنایی باهات خوشبختم
آشنا میزنی
ـ کِندی میرفتی؟ ...ـ اون
ـ تازه اومده اینجا ـ عالیه
پس به سلامتی اَنی تازهوارد چی بنوشیم؟
...خب گرچن اسکاراموچی
ـ نه، نه ـ از همهی پسرا
هیکلش بزرگتر بود
."مثل کشتیگیر "آندره د جاینت پس وقتی گرچن گفت
میخواد دمار از روزگار این آقا در بیاره
...چون دوست دخترش رو مسخره کرده بود
.ـ همچین نکردی ـ هیوئی یه نگاه
،کلینت ایستوودی بهش انداخت
و بعدش بوم، فلنگو بست
،"مثل "دوندههای جنگل گامپ
پنج تا کوچه پایینتر تو یه مغازه حیوانات خانگی
که واسه چهار ساعت پشت یه ساک
غذای سگ قایم شده بود
وای
الان بر میگردم
!بلدم! اینو بلدم
غافلگیر شدم اینجا دیدمت، پسر
آره. منم
نگرانت بودم، عوضی
...از زمان مرگ رابین، تو
دیگه به گوشیت جواب ندادی
فکر میکردم وایتکس دادی بالا
متاسفم، پسر
آره، بایدم باشی
نه، خدایی، باید زنگ میزدم
راستی؟
من خوبم
...واقعاً میگم، فقط
یه شروع تازه نیاز داشتم
شروع تازه؟
این شروع تازهات از سرت خیلی زیاده
اینو که میدونی؟
آره، میدونم
اَنی عالیه، مرد
زندگیت رو بکن
اگه رابین بود همینو میخواست
علامت شروع
آمادهایم
ـ ضبط میشه؟ ـ و اکشن
پدر بزرگم اینجا رو با دستای خالی ساخت
مرد فوقالعادهای بود
این پیانو قدیمی
هر شب مامانم اینجا مینشست
...و چند تا آهنگ مینواخت و
باید صادق باشم، بیشتر اوقات ...من و پدرم
ماکت هواپیما درست میکردیم
هنوز میتونم بوی رنگ نقرهای رو حس کنم
واقعاً کاش اونقدر زنده میموند
تا ببینه با نیروی هوایی پرواز میکنم
هوش از سرش میپرید
این منم اون وسط
عاشقتونم، مامان، بابا
به اتاق خوابم خوش اومدید
ممکنه تالار افتخار بیسبال اسمشو بذارید
یه ذره هم عوض نشده
.ایناهاشن، تیم تایگرز
این تیم کوچیکم ـه
بازیکن میان بیس دوم و سوم بودم
البته نمیتونستم تمام توانم رو نشون بدم
...اما بیایید فقط بگیم ما
برنده زیاد شدیم
...این
این واقعاً
خیلی خاصه برگشتم
ببخشید
چرا این اینجاست؟
عذر میخوام؟
کی این پتوی کوفتیو رو تخت گذاشته؟
فکر کنم رَندی طراح صحنه
رندی طراح صحنه کیه؟
اونجاست
رندی، چرا؟
خیلی عوضی هستی
مبتدیای کثافت
الان چی شد؟
،موسسه خیریه ساماریتن ایمبریس
،به سرپرستی ازیکیل ،اما با سرمایهی وات
از سال 1971
ترکیب وی رو به 53 بیمارستان
در سراسر کشور ارسال میکرده ...و به عنوان
...و به عنوان
ـ واکسن فلج اطفال جاش میزده ـ یعنی میگی
دست خدا به کُس دخترای آمریکایی نرسیده
و بچههاشون رو متبرک نکرده؟
بوچر، میشه پای خدا رو وسط نکشی؟
.صبر کن، صبر کن پس هیج قهرمانی متولد نشده؟
هیچ کدومشون؟ فقط یه مشت بچه بودن که یه آشغال آبی بهشون تزریق کردن
...یعنی حتی
حتی استارلایت لعنتی
به نظرتون... به نظرتون اونا میدونن
واقعاً چه بلایی سرشون اومده؟
هوملندر چی؟
هوملندر یه راز سر به مهره
هرگز اسناد و مدارک عمومی نداشته و نخواهد داشت
...هر چند تک تک ابر قهرمانا
موشای آزمایشگاهی تزریقی هستن
وای خدا
سعی دارم
...یه "سخنرانی تِد" کوفتی توپ بکنم، و این
فرنچی، میشه خواهشاً کنترلش کنی؟
من کنترلش نمیکنم
میبینی با چی دست و پنجه نرم میکنم؟
خب، دقیقاً، ام.ام
،از وات به خاطر به مخاطره انداختن جان کودک قاچاق دارو
و احتمالاً بزرگترین کلاهبرداری در تاریخ کوفتی آمریکا مدرک داریم
رینور عاشقش میشه
...خدا کنه اون
سلام
!هیوئی، نه
نه، نه، نه
نه اگه اون دستته، نه
چیزی نیست. باشه
...خب، میدونید، همهی این جریانات
تنها یه بخشی از داستانه، نه؟
آخه این لازاروس ریزه میزه چی؟
نوزاد که نیست
،و تو یه زیرزمین بهش تزریق شده نه بیمارستان
و این احتمال کوچیک هست که از دنیای مردگان برخاسته باشه
خب، دوست دختر رویایی وحشیت دقیقاً
،خاطرات کوفتیشو نقاشی نمیکنه نیست، فرنچی؟
حسم میگه میخواد ارتباط بر قرار کنه
آخه خیلی وقته مشغول بوده
شاید یه معنایی میده، نه؟
آره، شاید فقط خرچنگ قورباغه میکشه
بیا سر در بیاریم
نه، تو لو رفتی
اون بیرون برات امن نیست
.ام.ام راست میگه باید همینجا بمونی، پسر جون
عالیه
ـ باشه، من برم دیگه ـ باشه
من فقط حواسم به استارلایت باشه، درسته؟
یه هفتهس که گوشیش خارج از دسترسه
تو که چیزی نمیدونی، نه؟
نه
اما میتونم بررسی کنم
بسیار خب
تو با من میای
ـ واقعاً؟ ـ جدّی؟
CIA چی، بریم پیش خانم
نه. یه کم بیراهه میریم
عاشقش میشی
زود باش
!نه، باهاش کار میکردم
!خیر سرم باهاش کار میکردم باورم نمیشه
No comments yet. Be the first to leave one.