200 baris pertama.
.:: Sub#One Team ::. تــــــقــــــدیم مـــیکند
باید یه پیغام برای پدرم بفرستم
ژولیوس پییر ماو
تمام ترست از پروموکول
باید بریزه
من نمیتونم درستش کنم
ولی میتونم کسی که اینکار رو کرده نابود کنم
ما سفینه اینر رو ردیابی میکنیم
و دوباره حمله میکنیم
صبر کردن هیچ مشکلی رو حل نمیکنه
اون دیگه بهوجود اومده
اون پیام اشتباه میگفت که یکی ما رو میکشه
اون فقط یه در پشتی بود
بعد وارد سفینه بشیم
و چیزایی دیدیم که بهمون نگفتهبودیم
ما هنوز نمیتونیم ارتباط برقرار کنیم و به اسلحهها دسترسی نداریم
من نمیخوام تا مطمئن نشدم اون نامه تقلبیه
بهمون حمله کنن
بهشون بگو که ما
سِنگ یون رو منفجر نکردیم
اتفاقی که واقعاً افتاد رو بهشون بگو
تو میخوای باهاشون مخالفت نکنی
تا قسمتی از یه اتفاق بزرگ باشی
آره
از حلقه فضایی رد میشم
...نمیتونستم صدات رو بشنوم تا وقتی برگردم
اینیالودا از حلقه گذشت
فریاد بزنید
ما موفق میشیم
زمان به ما تعلق داره
یه سفینه امسیآراِن
اون خیلی سریع حرکت میکنه
میتونه سفینهها رو بگیره
چقدر طول میکشه کارش رو شروع کنه؟
سرعتش بیشتر از 18000 کیلومتر بر ساعته
پس از نظر سرعت برتری داره
من اشتباه کردم که برگشتم
نمیدونم چرا کارم رو رها کردم
زیاد تند نرو
صبر کن، دارم میام
از وقتی حلقه آماده شد دیدمش
شاید اون نبوده که مرده
شاید اون میلر نبوده
باید بریم، بیا
میریم به مرکز
من باید یه کاری دارم و تو هم حقیقت رو میخوای
میای یا نه؟
میلر ازم خواست برم مرکز
گفت اینکار کمکمون میکنه
...اون قبلاً یه بار جونمون رو نجات داد پس
شما به اندازه کافی توی دردسر افتادین
از این بدتر هم مگه میشه؟
این وظیفه منه که اینکار رو انجام بدم
مراقب خودتون باشین
ممنونم ... از هردوتون ... بخاطر
بخاطر همه چیز
و من رو دنبال نکنین
این یه دستوره
لعنتی
بعد از اینهمه دردسر
دیگه دارم فکر میکنم نفرینشدهام
چرا این فکر رو میکنی؟
چون که از بین این همه آدم
تو هستی که داری با یه آدم مُرده
یه شیء بیگانه رو بررسی میکنی
آره
تو فقط داری طبق برنامه پیش میری
مثل من - برنامه؟ -
اوهوم
من هم قبلاً همین فکر رو میکردم
تا حالا دقت کردی
هر دفعه که یه اتفاقی توی دنیا
میفته، یه طرف جیمز هولدن
دست به سینه نشسته
و میگه
خب حالا کار من چطوری قراره تموم بشه؟
واقعاً تو داری وقتم رو تلف میکنی
تو هدف از زنده موندنت رو فراموش کردی، بچه
خودت رو نجات بده
درها قفل شدند
بهزودی فرآیند توقف کامل میشود
اجرای مرحله دوم
دکتر والوادو شنیدم شما مسیحی هستین
آره همینطوره - من هم مسیحی هستم -
اول مسیحیها اومدن اینجا کدر رپید و یووا
اوهوم - اونها -
از شمال آمریکا اومدهبودن
از خونه خیلی دور هستیم
درسته، خیلی دوریم
به همه افراد، آمادهی
جاذبه مصنوعی باشید
برای احتیاط سرعت رو 12600 کیلومتر بر ساعت میکنیم
استفاده از 30 درصد انرژی
از وقتی دستور رسیده که بریم اینجا
خواب به چشمهام نیومده
معلومه که خواب با وجود این مأموریت
جرئت نمیکنه سراغمون بیاد
ولی من حتی یه ذره هم نتونستم بخوابم - اوهوم -
به نظرتون خدا خواسته که ما بیایم اینجا؟
مطمئنم خدا خواسته
و فقط به همین یقین دارم
من رو ببخشید
آماده ورود میشویم
ورود به دروازه دَه
...نه
...هشت
...هفت
...شش
...پنج
...چهار
...سه
...دو
یک
انتقال تکمیل یافت
ما سمت دیگر حلقه هستیم
تمام گروهها گزارش بدن
مارشنها
شگفت انگیزه
باید به ایاسایپی گزارش بدیم
نمیشه 1 دقیقه وایسیم و لذت ببریم
باید همین کار رو بکنیم
فکر میکردم باید کرمچاله ببینیم
نیست؟ - به صورت تئوری -
کرمچالهها کانال ارتباطی دونقطه از فضا هستن
و این هیچ شباهتی بهش نداره
هر چی که هست
انرژی بالایی داره
سنسورهامون که دارن این رو میگن
خیلی قشنگه
یه چیزی اون مرکز هست
شبیه یه حلقهست
به نظر میاد از نظر تکنولوژی مثل قبلیست
اینها چی هستن؟ این چیزهای بنفش
خودت بگو
آره؟
تغییردهندهی جاذبه؟
کمربند تروپادو... امسیآران
در یک مدار و در یک فاصله هستن
اینجا دیگه کجاست؟
جایی که حتی فرشتهها هم جرئت ندارن برن
ببخشید، پاستور
رسینانته
لطفاً جواب بده
رسنانته، لطفاً جواب بده
زودباشین، یچهها
چرا جواب نمیدن؟
سفینه بلتر، شوزن هستم
کارِتون چیه؟
میخوام با رسونانته ارتباط برقرار کنم
شما تونستین بهشون وصل بشین؟
این مربوط به پلیس میشه
وظیفهما دستگیری جیمز هولدن
و افرادش هستش
و به درخواست شما پاسخ داده نمیشه
چطور باور میکنین جیمز هولدن که
مریخ رو نجات داده سفینهها بیگناه
خودی رو منفجر میکنه؟
به شما هشدار داده میشود
لطفا ادامه ندین
شوزن تمام - برو به جهنم -
عوضی
سفینه تخلیه یک، فلایت هستم
برای تخلیه آماده بشین
هر کسی که هست داره مستقیم میره
به طرف مرکز
حتماً هولدنه
روش کارش همینه
پس دیوونهست؟ - فکر کنم یه زمانی -
بحثش رو کردیم - درسته -
ولی نمیتونم باور کنم که سانگآن رو از بین برده
اونکار ازش بعیده
تو مطمئنی آماده مأموریتی، گانی؟
چی میخوای بگی؟
کاری که هولدن با کمک تو توی جنگ کرد
دلیل اصلی این مأموریت هستش
اگر با این مأموریت مشکل داری کاملاً قابل فهمه
به ما دستور دادن
تا فاجعه دیگهای نشده جلوش رو بگیریم
و من فقط از دستورات پیروی میکنم
میشه بهم بگی اون چیه؟
به محض این که بریم پایین
خودمون میفهمیم
باید یه تفنگ میوردم
فایدهای نداشت
من یکمی حواس مرکز رو پرت کردم
الان بخاطر منه که تو در امانی
اوم، ممنون
ولی اینیکیها باید یه جوری باهاشون کنار بیایم
مارشنها
اونها از من خوششون نمیاد
خب، حالا میخوای چیکار کنی؟
چیکار میکنی؟ - نمیخوام من رو بگیرن -
آروم باش یادت نیست چی گفتم؟
راجع یه ظرف و مظروف؟
باز دوباره شروع نکن - هی، اگر من نبودم
تا حالا مرکز گرفته بودتت
سرعتت رو کم کن
فقط داشتم یکمی تمرین میکردم
تو خیلی عوضی هستی
ایمس، ایمس
No comments yet. Be the first to leave one.